گرفتيم در حوزه- البته با كمبود امكانات- رشتههاى تخصصى ايجاد كنيم تا بتوانيم درآينده جوابگوى جامعه باشيم.
به هر حال اقتضاى چنين زمانى اين است كه اگر طلبهاى در دوران قبل با بيست سال تحصيل مجتهد مىشد هم اكنون بايد با ده سال تلاش و تحصيل به مقام اجتهاد برسد.
والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته
درس پنجاه و پنجم[1]انتظار جامعه از روحانيت
انقلاب اسلامى، تعبيرى است كه در مورد كشور ما به كار مىرود و اين يك واقعيت غير قابل انكار است كه حكومت در مملكت ما به دست روحانيت اداره مىشود؛ از اين رو، مهم اين است كه ما در سايه اين قدرت و حكومت بايد مردم را بسازيم. اين قدرت به ما اين فرصت را داد و اين ميدان را براى ما باز كرد كه ما آنچه بخواهيم و بتوانيم در رابطه با ارائه و تبليغ اسلام انجام دهيم.
ما در شرايطى هستيم كه بايد به مراتب، بيشتر از زمان طاغوت با اين مردم خوش رفتارى و حسن سلوك داشته باشيم؛ چراكه در زمان طاغوت مردم با ديد ديگرى به ما نگاه مىكردند و ما را به عنوان مبيّن مسائل دين مىديدند و بر عدم قدرت ما آگاه بودند؛ از اين رو، اگر در برخى اوقات كارى را از مردم مىخواستيم، آن را مىپذيرفتند.
وقتى ما مشكلات سابق را در نظر مىگيريم، مىبينيم كه واقعاً ما در چه شرايط و وضعيت سختى گرفتار بوديم در حدّى كه الآن باور آن براى خود ما مشكل است.
اينك كه بحمدالله تعالى آن قدرت خيانتكار را كنار گذاشته و خود، قدرت را به دست آوردهايم، مسئوليت ما نسبت به آن زمان زيادتر شده است؛ به گونهاى كه اگر
[1]. اين درس در جلسه دويست و ششم درس خارج اصول معظم له ايراد گرديده است.
در آن روز يك جواب سلام را دير مىداديم مشكلى پيش نمىآمد؛ اگر امروز جواب سلام را دير بدهيم طور ديگرى تفسير مىشود.
امروز اگر اندكى- هر چند به اندازه سر سوزن اشتباه كنيم- همين اشتباه كم يك ضربه مهمى به اعتقادات مردم خواهد بود. آنان نمىگويند كه روحانيّت قيام كرده است تا اسلام را پياده كند، بلكه مىگويند: اينان قيام كردند تا به قدرت برسند كه جواب سلام ندهند. و تفسيرهاى غلط ديگر نيز مىكنند.
بالأخره ما در شرايطى هستيم كه بايد مراقب رفتارمان باشيم و به تمام معنا بيشتر از زمان سابق در برابر جامعه تواضع كنيم و با اخلاق خودمان جامعه را به انقلاب و اسلام متمايل كنيم. بايد اين محدوديتها را كه ما را فرا گرفته مراعات كنيم، حق نداريم غير از اين انجام دهيم.
وظيفه روحانيت و حتى روحانيانى كه در مشاغل دولتى و نهادها و سازمانهاى ديگر مشغول كارند، كه افرادى زير دست آنان كار مىكنند، يا مردم به آنان مراجعه كرده و گرفتارىشان را مطرح مىكنند، بسيار سنگين است.
يك قاضى اهل علم با يك قاضى كلاهى زمان طاغوت تفاوت دارد. يك قاضى اهل علم سر سوزنى نبايد بر خلاف آدابِ قضا رفتار كند، نبايد وقتى متداعى نزد او وارد مىشود، ببيند اين قاضى چون با طرف مقابل آشنا است با او سلامى گرم و نرم دارد، كه در دلش به اسلام و روحانيت بدبين شود. هيچ كس از يك قاضى در زمان رژيم طاغوت چنين انتظارى نداشت؛ چرا كه عملش بيانگر اسلام نبود. زيرا او به عنوان يك قاضى رژيم برنامههايى را كه رژيم از خارج گرفته بود پياده مىكرد و هيچ مسألهاى در رابطه با اسلام براى او مطرح نبود.
وقتى يك اهل علم روى مسند قضاوت مىنشيند يعنى اسلام آنجا نشسته است. اگر سر سوزنى بر خلاف عادات قضا رفتار كند چه تغيير و تحولى در روحيه آن طرف مقابل به وجود مىآيد؟ اين طبيعى است. اگر خود ما هم به جاى او بوديم، همين معنا به ذهنمان خطور مىكرد.
در اين فرصت مناسبى كه خداوند به ما عنايت كرده و حكومتى به نام حكومت اسلامى بر مبناى مكتب تشيع بعد از هزار و چند صد سال پايه گذارى شده و
بحمدالله تعالى استحكام پيدا كرده، وظيفه ما سنگين است، خصوصاً در شهر قم كه به لطف الهى تعداد روحانيان فراوان است.
اگر در امور مختلف با مردم سر و كار داريد بايد رفتار شما با دقت باشد كه- خداى ناكرده- رفتارى از شما سر نزندكه مردم آن را طور ديگرى توجيه كنند. و به همين جهت بايد در زندگى شخصى خودمان هم خيلى مراقب باشيم. نبايد كسى از اهل علم فكر كند كه مثلًا من قدرت مالى دارم و مىتوانم خانه مثلًا هزار مترى تهيه كنم. خير، بحث تمكن نيست؛ بلكه قضيه اين است كه مردم چه انتظارى از روحانيان دارند. ممكن است شخصى از ناحيه دارايى پدر يا از طريق ديگر داراى مكنت فراوانى هم باشد؛ ولى چون طلبه است مجاز نيست كه پا را از حد طلبگى فراتر بگذارد؛ چراكه مردم از شما چنين انتظارى ندارند.
از خداوند متعال مىخواهيم كه در اين رابطه به ما كمك و عنايت فرمايد. اميدوارم خداوند اين شخصيت بزرگ يعنى امام راحل (قدس) را كه يك عمر براى اسلام دل سوزاند، سوخت و فعاليت كرد با رسول گرامى اسلام (ص) محشور فرمايد.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
درس پنجاه و ششم[1]مسئوليت اداره جامعه
مسئولان كشور، كه به مقتضاى مسئوليتشان بيش از ما از مسائل دنياى روز اطلاع دارند، صريحاً مىگويند: هم اكنون ما در برهه خاصى از زمان قرارگرفتهايم كه دنيا توجه و گرايش خاصى به اسلام پيدا كرده و در هر گوشهاى از جهان، فرياد اسلامخواهى بلند است و جهان در آينده از هر گوشه دست نياز به سوى روحانيت دراز مىكند و فضلا بايد پاسخگو باشند.
گرايش به اسلام با اين كيفيت، در طول تاريخ سابقه نداشته است؛ البته در زمانهاى گذشته نيز امكانات و وسايل به اين صورت مهيا نبوده است. ما نبايد تصور نكنيم كه روحانىِ زمان شيخ انصارى و صاحب جواهر رحمهما الله تعالى هستيم، حتى فكر نكنيم روحانىِ زمان طاغوت هستيم.
بلكه ما در چنين عصرى، روحانى هستيم. واقعيت اقتضا مىكند كه خودمان را براى آينده بسازيم، نه تنها ايران بلكه دنيايى كه به اسلام روى كرده است به ما نياز دارد.
انقلابى كه به دست امام بزرگوار در اين كشور به وجود آمد براى اين نبود كه اسلام تنها در محدوده اين كشور متجلى شود، بلكه اين جا مبدأ بود براى اين كه-
[1]. اين درس در جلسه «دوازدهم» و «دويست و پنجاه و پنجم» خارج اصول معظم له ايراد گرديده است.
به تعبير خود امام راحل- اسلام ناب گسترش يافته و در سراسر دنيا جلوهگر شود.
چه بسا در برخى كشورها حتى يك روحانى، براى ارشاد جامعه وجود نداشته باشد! چه كسى بايد آنان را تأمين و اداره كند؟ چه كسى مىتواند چنين كارى را انجام دهد، و مسئوليت اين كار با كيست؟!
مسئوليت اين كار با حوزههاى علميه است كه در رأس آن حوزه علميه قم است؛ از اين رو، در اين موقعيت بسيار حساس، سعى كنيد با مسائل اسلام هر چه بيشتر و بهتر آشنا شويد و ما بايد براى استفاده هر چه بيشتر از نيروها، سرمايه گذارى علمى و عملى داشته باشيم؛ چراكه سرمايه عملى روحانيت، نقش مهمى در هدايت افكار جامعه دارد و بايد به اين نكته توجه زيادى داشته باشيم.
ما در آينده مورد نياز جوامع هستيم و بايد اسلام حقيقى را به مردم معرفى كنيم. آيا اخبار اين زمامداران كشورهاى به ظاهر و به اصطلاح اسلامى را مىخوانيد كه چطور اسلام را بازيچه دست خود قرار دادهاند و تنها چيزى كه به آن اعتقاد ندارند، اسلام است!
هر كدام از ما بايد آماده باشد كه يك كشور يا لااقل يك شهر را اداره كند. موقعيتى بهتر از اين شرايطى كه در آن قرار داريم وجود ندارد؛ از اين رو، بايد خودمان را خيلى آماده كنيم. كسى با خودش فكر نكند كه به تنهايى چه نقشى مىتواند داشته باشد؟ چرا كه همين آحاد است كه همه موفقيتها را به وجود مىآورد. هدايتها، تبليغها، راهنمايىها تك تك تحقق مىيابد.
برخى تصور مىكردند وقتى انقلاب پيروز و مستقر شد، با خيال راحت و بهتر از سابق به استراحت مىپردازند؛ ولى مسأله طور ديگرى شد و انقلاب براى هر يك از من و شما سر تا پا مسئوليت به وجود آورد. تصور نمىشد بعد از انقلاب هر طلبه و روحانى اين قدر مسئوليت داشته باشد؛ البته چاره اى هم جز اين نيست؛ التزام به شىء التزام به لوازم شىء است. روحانى بايد به لوازم كارش ملتزم شود و ازعهده اين مسئوليتهاى خطير برآيد.
نتيجه اين كه همه بايد توجه داشته باشند- مخصوصاً آنهايى كه سنّشان كمتر است- كه خود را نه تنها با فقه و اصول بلكه با تمام معارف اسلام آشنا كنند. بحمد الله
تعالى برخى از درسهاى جنبى به اندازه ميسور در اختيار قرار گرفته است؛ ولى نبايد به همين مقدار اكتفا كرد.
من مكرر عرض كردهام: اگر ما در زمان طاغوت روزانه هشت ساعت درس مىخوانديم، اينك بايد تحقيقاً شانزده ساعت، صرف درس و مطالعه كنيم.
والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته
درس پنجاه و هفتم[1]نياز جامعه به علوم اسلامى
در روز ولادت باسعادت حضرت على بن موسى الرضا (ع) در مركزى- كه طلبههايى از آذربايجان شوروى در سنين مختلف از سن چهارده ساله تا بيست و پنج ساله، تحت يك برنامه آموزشى و زير نظر اساتيدى مشغول تحصيل هستند- مراسم جشنى با برنامههاى حفظ و قرائت قرآن و تواشيح برگزار شد. در خلال جشن، نكته اى ذهن مرا به خود مشغول كرده بود و آن اين كه انقلاب ما به لطف الهى صادر شده است.
درست است كه كشور ما با مشكلاتى- خصوصاً مشكلات اقتصادى و تورم- مواجه است، البته اين برههاى از زمان است و چارهاى جز تحمل كردن ندارد، ولى انقلاب و اسلام در دنيا مطرح شده است و مورد علاقه و گرايش جمعيتهاى مختلفى در سراسر جهان قرار گرفته است، خصوصاً بعد از فروپاشى كمونيست در كشور وسيع شوروى، به طورى كه كشورهاى متعددى از آنها مسلمان بوده و هستند، ولى هفتاد سال زير سلطه الحاد و كمونيست بودند.
بعضى از آن كشورها مانند كشور قفقاز، نه تنها كشور اسلامى است، بلكه شيعى
[1]. اين درس در جلسه درس «پنجاه و پنجم» و «پانصد و نود و ششم» درس خارج اصول معظم له ايراد گرديده است.