بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 348

- ان شاء الله تعالى-.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته‌


صفحه 349

درس شصتم‌[1]صبر بر پيروزى‌

قال الله الحكيم فى كتابه الكريم:(وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فى ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور).[2]

انسان وقتى ريشه مسائل انقلاب را بررسى كند مى‌بيند نظير اين امور در كتاب الله تعالى هم مطرح است، مانند آيه پنجم سوره مباركه ابراهيم (ع) كه مى‌فرمايد: يادآورى ايّام الله آثار زيادى در پى خواهد داشت.[3]در اين آيه تعليلى هست كه نكات جالبى در آن وجود دارد.

(إِنَّ فى ذلِكَ‌) تعليل است، اين نشانه‌ها براى كيست؟!(لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور).

اين عبارت ما را به اين نكته راهنمايى مى‌كند كه در تحولها و انقلابهايى كه از جانب خداوند تبارك و تعالى بوده و به اديان الهى وابسته است، مقام صبر نقش بسيار مؤثرى‌

[1]. سيرى كامل در اصول فقه، ج 3، ص 426، درس 233.

[2]. و «ايّام اللَّه» را به آنان ياد آر! در اين، نشانه‌هايى است براى هر صبر كننده شكرگزار!. (إبراهيم: آيه 5)

[3]. حكومت كثيف پهلوى، كه پنجاه سال بر ما حكومت كرد، در ظاهر ادعاى تشيع مى‌كرد، با اين حال ديديد كه جامعه ايرانى ما به چه انحطاطى كشيده شد وجوانهاى ما با چه معضلاتى روبه رو شدند؛ به طورى كه ديگر يك اهل علم، خجالت مى‌كشيد در خيابان ظاهر شود و اصلًا نمى‌توانست به شهرهاى مختلف مانند تهران و حتى حدود بازار تهران پا بگذارد. (اين حاشيه از متن آيت الله العظمى فاضل استفاده شده است)


صفحه 350

دارد، آن هم نه صبر به معناى اصل «الصبر» بلكه به معناى مبالغه صبر، يعنى صبّار بودن، و همچنين شكور و سپاسگزار بودن كه آن هم معنايى بالاتر از شاكر بودن دارد.

از اينجا استفاده مى‌شود كه در انقلابهاى الهى و ايّام الهى كه تحقق پيدا كرده، بين صبّار و شكور بودن ارتباط كاملى برقرار است. اين انقلابهاى الهى طبعاً و قهراً با ناملايمات، زجرها، ناراحتى‌ها، محدوديتها و محروميتها توأم است و طبع انقلاب اين معنا را اقتضا مى‌كند. اگر انسان نسبت به اين ناملايمات و ...- خصوصاً مشكلات اقتصادى و تورم- روح مقاومت و صبّاريت نداشته باشد، نمى‌تواند خودش را با يك انقلاب، آن هم انقلابى مثل انقلاب ما كه ويژگى خاصى دارد، هماهنگ كند.[1]شايد بتوان گفت كه اين انقلاب ميان تمام انقلابهاى جهان و تاريخ بى نظير بوده است؛ چرا كه تمام قدرتهاى جهان در مقابل ما ايستاده بودند و هم اكنون هم ايستاده‌اند. مگر اين كه كسى قدرت نداشته باشد و إلّا آنجا كه قدرت هست عليه انقلاب ما است. متأسفانه قدرتهاى اسلامى- در چهره زمامدارى كشورهاى اسلامى- بيشتر با اين انقلاب مخالفت مى‌كنند و دليلش هم روشن است؛ آنها انقلاب ما را يك انقلاب قابل قبول و مطابق با فطرت دانسته‌اند و مى‌دانند كه اگر اين انقلاب- همان طوركه طبع آن اقتضاى سرايت و صدور دارد- به كشورهاى ديگر سرايت كند و صادر شود، ديگر جايى براى آنها باقى نخواهد ماند.

دليل ديگر اين‌كه آنها به هيچ وجه به اسلام حقيقى پاى بند نيستند و به اسلام خودشان اعتقاد دارند، همان اسلامى كه به آنها اجازه داد حدود چهارصد نفر از زائرانِ خانه خدا را كنار مسجدالحرام به خاك و خون بكشند و از بين ببرند. آنان به چنين اسلامى پاى‌بند هستند و آن را مى‌خواهند.

والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته‌

[1]. منتها اشكال اين است كه مردم ما هنوز در مورد مسائل ريشه‌اى، منطقى فكر نمى‌كنند؛ به عنوان مثال، اگر يك كاسب جزء كه تازه شروع به كسب و تجارت كرده است بخواهد رشد كند و طى ده سال سرمايه قابل توجهى به دست آورد، مستلزم آن است كه در اين ده سال مقدارى تحمل كند و به زندگى خود توسعه ندهد، بلكه حتى زندگى را بيش ازحد متوسط نيز آماده نكند تا آينده بسيار خوبى در انتظار او باشد و الّا اگر مثلًا روزى پانصد تومان استفاده كند، و همان پول را بردارد و خرج كند ديگر آينده‌اى در انتظار او نخواهد بود. بايد مردم ما بدانند چنين حالتى بركشور ما حاكم است. (اين حاشيه از متن بيانات آيت الله العظمى فاضل لنكرانى استفاده شده است)