بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 63

توضيح اين روايت اين است كه حضرت زين العابدين (ع) مى‌فرمايد: اگر احتمال بدهيد كه يك حكومت جائر و صاحب قدرتى- كه بر ظلم و ستمگرى خود متكى است- به شما شبيخون خواهد زد و حمله خواهد كرد، شب كه فرا رسيد دائماً در فكر هستيد كه ممكن است هم اكنون عوامل اين سلطان جائر به شما شبيخون بزنند و امور را در اختيار خودگرفته، خواسته خود را- اعم از قتل و غارت و ايذا و ...- كاملًا اجرا كنند.

پس از آن كه حضرت اين حالت را به تصويركشيدند؛ مى‌فرمايند: در اين حالت انسان چه مى‌كند؟! آيا ديگر مى‌تواند در رختخواب استراحت كند؟! آيا اصلًا چشمهايش به خواب مى‌رود؟! آيا مى‌تواند با خيال راحت و با آرامش سر سفره بنشيند؟! يا اين كه دائماً در حالت بيدارى و هوشيارى است كه مبادا بدون توجه ما به صورت غافلگيرانه شبيخون زده و ما را نابود كنند؟!

انسان به علّت خوف و وحشتى كه از شبيخون يك قدرت جائر دارد، از تمامى لذّات صرف نظر مى‌كند و استراحت‌ها را كنار مى‌گذارد، مگر آن مقدارى كه حياتش بر آن توقّف دارد.

سپس حضرت مى‌فرمايد: وقتى انسان اين چنين از شبيخونِ يك قدرت دنيوى و يك سلطنت محدودِ مادّى وحشت دارد، آيا در رابطه با آن كسى كه قدرت وسلطنتش نامحدود است و همه مسايل- اعمّ از حيات و ممات، سلامت و مرض،

شفا و عدم شفا و تمامى امور- هم در اختيار اوست‌[1]مى‌تواند با خيال راحت‌

[1]. (لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيى وَ يُميتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْ‌ءٍ قَديرٌ). (حديد، آيه 2) مالكيّت [و حاكميّت‌] آسمانها و زمين از آن او است؛ زنده مى‌كند و مى‌ميراند و او بر هر چيز توانا است!


صفحه 64

استراحت كند و به چنين قدرتى توجه نداشته باشد؟! كسى كه خود را چنين توصيف مى‌كند:

(إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون).

اگر بشر اهل منطق و مقايسه باشد بايد از عذاب خداوند خوف بيشترى داشته باشد؛ چراكه قدرت او با قدرت حكومتهاى ديگر قابل مقايسه نيست‌[1]و به تبع خوف از خداوند متعال هم با خوف از حكومتها و سلطنت‌هاى دنيوى قابل مقايسه نيست.

مقصود از (خافَ مَقامى) در اين آيه شريفه- با توجه به اين روايت- آن است كه انسان هميشه در مقام خوف و خشيت باشد و بداند همان گونه كه اعطاى نعمتها به دست خداوند است، سلب آنها نيز به دست او است و نبايد خود را از مكر و مؤاخذه الهى ايمن ببيند.[2]يكى از دعاهاى بسيار خوب در اين رابطه اين دعا است:

«اللَّهُمَّ لَا تَنْزِعْ مِنِّى صَالِحَ مَا أَعْطَيْتَنِى أَبَدا»؛[3]

خداوندا! يك لحظه مرا به خودم وامگذار و چيزهاى خوبى كه به من بخشيده‌اى از من باز مگير.

وقتى انسان در برابر چنين قدرتى قرار داردكه همه مسايل در بخشش نعمت وباز پس گيرى آن در اختيار او است، نبايد با خيال راحت به استراحت بپردازد، بلكه بايد

هميشه در حالت توجه به خداوند متعال باشد.[4]

[1]. اللّهمّ عظم سلطانك و علا مكانك و خفى مكرك و ظهر امرك وغلب قهرك وجرت قدرتك ولا يمكن الفرار من حكومتك. (فرازى از دعاى كميل اميرالمومنين (ع)) خدايا! سلطنت و پادشاهى‌ات بس بزرگ، و مقامت بسى بلند است، مكر و تدبيرت در كارها پنهان و امر و فرمانت آشكار است، قهرت غالب و قدرت و نيرويت نافذ است و گريز از تحت حكومت تو ممكن نيست.

[2]. عن اميرالمؤمنين (ع): من أهان سلطان اللَّه أهانه اللَّه و من أكرم سلطان اللَّه أكرمه اللَّه. (تصنيف غررالحكم و درر الكلم، ص 82) هر كس قدرت خداوند را خواركند، خداوند او را خوار مى‌كند و هركس قدرتش را گرامى بدارد خداوند او را گرامى مى‌دارد.

[3]. بحارالأنوار، 16، باب، 9، ص 217؛ نهج الفصاحه، ص 259.

[4]. قال الصادق (ع): لا يتمكن الشيطان بالوسوسه من العبد الّا وقد أعرض عن ذكر اللَّه و استهان بأمره و سكن إلى نهيه و نسى اطلاعه على سره و الوسوسه ما تكون من خارج القلب بإشاره معرفه العقل ومجاوره الطبع، وأما إذا تمكن فى القلب فذلك غى وضلاله وكفر، واللَّه عزوجل دعا عباده بلطف دعوته وعرفهم عداوه ابليس، فقال عزمن قائل: (إن الشيطان لكم عدو مبين)، و قال تعالى: (إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا). (مصباح الشريعه، ص 166) شيطان در راه وسوسه كردن برقرار و پابرجا نمى‌شود مگر آن كه انسان از ذكر پروردگار متعال اعراض كرده، فرمان‌ها و دستورهاى الهى را خوار شمرد و بر نواهى و مناهى او تكيه زده، از علم و آگاهى و احاطه خداوند متعال غفلت بورزد و وسوسه در زمينه معرفت عقل و تمايل به عالم طبيعت از خارج قلب وارد قلب مى‌شود و چون جنبه طبيعت و شهوات مادى بر جنبه عقل غالب شود و توجه و معرفت عقل رخت بربندد، وسوسه چنان محكم و برقرار مى‌گردد كه به مرحله كفر و ضلالت منتهى مى‌شود و خداوند متعال به لطف و مهربانى بندگان خود را به سوى خود دعوت فرموده و دشمنى و عداوت شيطان را به آنان معرفى كرده است، مى‌فرمايد: شيطان دشمن محكم و آشكار شما است و باز مى‌فرمايد: شيطان دشمن شما است پس او را دشمن خود قرار دهيد.

- قَالَ الصَّادِقُ (ع): مَنْ رَعَى قَلْبَهُ عَنِ الْغَفْلَهِ وَ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهْوَهِ وَ عَقْلَهُ عَنِ الْجَهْلِ فَقَدْ دَخَلَ فِى دِيوَانِ الْمُتَنَبِّهِينَ ثُمَّ مَنْ رَعَى عَمَلَهُ عَنِ الْهَوَى وَ دِينَهُ عَنِ الْبِدْعَهِ وَ مَالَهُ عَنِ الْحَرَامِ فَهُوَ مِنْ جُمْلَهِ الصَّالِحِين. (بحارالأنوار، ج 67، باب 45، ص 62) كسى كه دل خود را از فراموشى و غفلت از ياد حق باز دارد و نفسش را از شهوت و خواسته‌هاى بى جا و عقل و فكرش را از بلاى جهل و نادانى باز دارد [و مراقبت و مراعات اين كارها را بكند] چنين شخصى از گروه بيداران و آگاهان است و كسى كه مراقب باشد هواى نفس در اعمالش و كردارش دخالت نكند [و عملش خالص براى خداوند باشد] و در دين از بدعت و خود رأيى اجتناب ورزد و اموال خود را از حرام نگه دارد چنين شخصى از صلحا و شايستگان است.


صفحه 65

ولى متأسفانه انسان، گرفتار غفلت است؛[1]تا نيروى جوانى دارد خيال مى‌كند كه نيرو و قدرتش مربوط به خودش است‌[2]و به بازوان تواناى خود مغرور است؛ امّا

نمى‌داند كه اين توانايى ريشه در عنايت الهى دارد و خداوند متعال در يك لحظه مى‌تواند همه اين قدرتها را از انسان بگيرد.[3]

[1]. عن اميرالمؤمنين (ع): عَجِبْتُ لِمَنْ يَشُكُّ فِى قُدْرَهِ اللَّهِ وَ هُوَ يَرَى خَلْقَهُ. (غرر الحكم، ص 493) در شگفتم از كسى كه مخلوقات خداوند را مى‌بيند ولى در قدرت وى ترديد دارد!

- عن ابى‌جعفر (ع) قال: إيّاكم و التّفكّر فى اللَّه و لكن إذا أردتم أن تنظروا إلى عظمته فانظروا إلى عظيم خلقه. (الكافى، ج 93 1؛ الوسائل، ج 11، ص 453) از انديشه در ذات خداوند بپرهيزيد، هرگاه خواستيد به عظمت او بنگريد، به عظمت مخلوقاتش نگاه كنيد.

[2]. (وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْ‌ءٍ قَديرٌ). (أنعام، آيه 17) اگر خداوند زيانى به تو برساند، هيچ كس جز او نمى‌تواند آن را برطرف سازد و اگر خيرى به تو رساند، او بر همه چيز توانا است؛ [و از قدرت او، هر گونه نيكى ساخته است‌].

[3]. (قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِى الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْ‌ءٍ قَديرٌ). (آل‌عمران، آيه 26) بگو: «بارالها! مالك حكومتها تويى؛ به هر كس بخواهى، حكومت مى‌بخشى و از هر كس بخواهى، حكومت را مى‌گيرى؛ هر كس را بخواهى، عزت مى‌دهى و هر كس را بخواهى خوار مى‌كنى. تمام خوبيها به دست تو است؛ تو بر هر چيزى قادرى.


صفحه 66

پس هميشه بايد متوجه باشيم كه سر وكار ما با خداوند تبارك و تعالى است‌[1]و همه مسايل به او ارتباط دارد.

لازم نيست انسان دنبال مسايل دنيوى، اين قدر سعى و تلاش داشته باشد[2]؛ بلكه‌

هميشه از خداوند بخواهيم ما را به بهترين نعمتها- كه از خدمت به اسلام و در زمان ما خدمت به نظام و حاكميت اسلام است كه بحمد الله تعالى در اين جهان متلاطم در كشور ايران استقرار پيداكرده است-، موفّق بدارد. ان شاء الله تعالى.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته‌

[1]. (هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير). (حديد، آيه 4) هر جا باشيد او با شما است و خداوند نسبت به آنچه انجام مى‌دهيد بينا است.

[2]. رُوِى عَنِ النَّبِىِّ (ص) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ النَّاسَ فِى الدُّنْيَا ضَيْفٌ وَ مَا فِى أَيْدِيهِمْ عَارِيَّهٌ وَ إِنَّ الضَّيْفَ رَاحِلٌ وَ إِنَ‌الْعَارِيَّهَ مَرْدُودَهٌ أَلَا وَ إِنَّ الدُّنْيَا عَرَضٌ حَاضِرٌ يَأْكُلُ مِنْهُ الْبَرُّ وَ الْفَاجِرُ وَ الْآخِرَهَ وَعْدٌ صَادِقٌ يَحْكُمُ فِيهِ مَلِكٌ عَادِلٌ قَاهِرٌ فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ نَظَرَ لِنَفْسِهِ وَ مَهَّدَ لِرَمْسِهِ وَ حَبْلُهُ عَلَى عَاتِقِهِ مُلْقًى قَبْلَ أَنْ يُنْفَذَ أَجَلُهُ وَ يَنْقَطِعَ أَمَلُهُ وَ لَا يَنْفَعَ النَّدَم. (إرشاد القلوب، ج 1، باب 4، ص: 23) از نبى اكرم (ص) روايت شده است كه همانا مردم در دنيا ميهمان هستند و هر چه در دست آنان است عاريه مى‌باشد، همانا ميهمان كوچ مى‌كند عاريه هم به صاحبش برمى‌گردد، اى مردم! همانا دنيا متاعى آماده است كه انسان‌هاى خوب و بد از آن استفاده مى‌كنند؛ ولى آخرت وعده‌اى راست است كه در آن روز پادشاهى دادگر غالب فرمان مى‌دهد، پس خدا به هر كس كه به نفس خويش نگاه كند و براى شب اول قبرش آماده باشد و پيش از آن كه مرگ او برسد ريسمان بر گردن افكنده باشد و آرزويش را قطع كند رحم مى‌فرمايد و [در آن روز] ندامت و پشيمانى فايده‌اى ندارد.

- عَنْ أَبِى‌عَبْدِاللَّهِ (ع): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَا لِى وَ لِلدُّنْيَا إِنَّمَا مَثَلِى كَرَاكِبٍ رُفِعَتْ لَهُ شَجَرَهٌ فِى يَوْمٍ صَائِفٍ فَقَالَ تَحْتَهَا ثُمَّ رَاحَ وَ تَرَكَهَا. (تفصيل وسائل الشيعه، ج 16، باب استحباب ترك ما زاد عن قدر الضروره من الدنيا، ص 17) مرا با دنيا چه كار! همانا مثال من نسبت به دنيا مانند رهگذرى است كه در گرماى تابستان زير سايه درختى، لحظه‌اى استراحت كرده و سپس از آنجا كوچ كند.

- عَنْ أَبِى عَبْدِاللَّهِ (ع): مَنْ أَرَادَ الْحَدِيثَ لِمَنْفَعَهِ الدُّنْيَا لَمْ يَكُنْ لَهُ فِى الْآخِرَهِ مِنْ نَصِيبٍ وَ مَنْ أَرَادَبِهِ خَيْرَ الْآخِرَهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَه. (مشكاه الأنوار، فصل 8، ص 132) هركس براى منفعت دنيا دنبال حديث برود در آخرت بهره‌اى نخواهد داشت و هر كس طالب آخرت باشد، خداوند خير دنيا و آخرت به او مى‌دهد.


صفحه 67

درس هفتم‌[1]نياز به تذكّر و ياد خداوند

قال الله تبارك وتعالى فى كتابه الكريم‌: (وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنين).[2]

بشر همواره به مذكِّر و يادآورنده نياز دارد و حتى اگر مطلبى را با استدلال در اختيار او بگذارند و او هم قانع شد، اين طور نيست كه او را رها كنند و بگويند: ديگر استدلال را پذيرفت و نيازى به تكرار نيست؛ بلكه بشر به تذكر و تكرار نيازمند است.

اين نياز به تذكّر و تكرار را از برنامه‌هاى عملىِ اسلامى استفاده مى‌كنيم؛ به عنوان مثال: شارع مقدّس و بزرگوار اسلام، در هر شبانه روز پنج نوبت، در اوقات معيّن ما را به عبادتى كه «

ان قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها وَ ان رُدَّت رُدَّ ما سِواها

»[3]موظّف كرده است. شايد يك نكته‌اش- به حسب عقل قاصر ما- اين باشد كه انسان ازآن حالت غفلتى كه اكثراً برايش به وجود مى‌آيد محفوظ بماند؛[4]چراكه صرف اعتقاد به‌

[1]. اين درس در جلسه دويست و شصتم خارج اصول معظم‌له ايرادگرديده است.

[2]. پيوسته تذكّر ده؛ زيرا تذكّر مؤمنان را سود مى‌بخشد. (ذاريات، آيه 55)

[3]. قَالَ الصَّادِقُ (ع): أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ عَلَى الصَّلَاهِ فَإِذَا قُبِلَتْ قُبِلَ مِنْهُ سَائِرُ عَمَلِهِ وَإِذَا رُدَّتْ عَلَيْهِ رُدَّ عَلَيْهِ سَائِرُ عَمَلِه. (من لايحضره الفقيه، ج 1، باب فضل الصلاه، ص 207) نخستين چيزى كه در روز قيامت بنده براى آن مورد حسابرسى قرار مى‌گيرد و به آن رسيدگى مى‌كنند نماز است، اگر نماز پذيرفته شد ساير اعمالش نيز به تفضّل [از او] پذيرفته مى‌شود و هرگاه نماز مورد قبول واقع نشود و به بنده بازگردانده شود بقيه اعمالش نيز مردود و بازگردانده خواهد شد.

[4]. قَالَ اميرالمومنين (ع): سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: أَرْجَى آيَهٍ فِى كِتَابِ اللَّهِ (وَ أَقِمِ الصَّلاهَ طَرَفَى النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ) وَ قَرَأَ الْآيَهَ كُلَّهَا وَ قَالَ: يَا عَلِىُّ! وَ الَّذِى بَعَثَنِى الْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَقُومُ إِلَى وُضُوئِهِ فَتَسَاقَطُ عَنْ جَوَارِحِهِ الذُّنُوبُ فَإِذَا اسْتَقْبَلَ اللَّهَ بِوَجْهِهِ وَ قَلْبِهِ لَمْ يَنْفَتِلْ عَنْ صَلَاتِهِ وَ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ شَىْ‌ءٌ كَمَا وَلَدَتْهُ أُمُّهُ فَإِنْ أَصَابَ شَيْئاً بَيْنَ الصَّلَاتَيْنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِكَ حَتَّى عَدَّ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ ثُمَّ قَالَ: يَا عَلِىُّ! إِنَّمَا مَنْزِلَهُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ لِأُمَّتِى كَنَهَرٍ جَارٍ عَلَى بَابِ أَحَدِكُمْ فَمَا ظَنَّ أَحَدُكُمْ لَوْ كَانَ فِى جَسَدِهِ دَرَنٌ ثُمَّ اغْتَسَلَ فِى ذَلِكَ النَّهَرِ خَمْسَ مَرَّاتٍ فِى الْيَوْمِ أَ كَانَ يَبْقَى فِى جَسَدِهِ دَرَنٌ؟ فَكَذَلِكَ وَ اللَّهِ الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ لِأُمَّتِى. (بحارالأنوار، ج 79، ص 220) من از رسول خدا (ص) شنيدم كه مى‌فرمود: اميدوار كننده‌ترين آيات كتاب خداوند اين آيه است: دو طرف روز و پاسى از شب نماز بپا دار كه نيكى‌ها بدى‌ها را نابود مى‌كند، اين تذكرى براى آنها است كه اهل تذكرند (هود، آيه 114) و فرمود: اى على! قسم به آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرده و من را بشير و نذير قرار داده هنگامى كه يكى از شما براى وضو گرفتن برمى‌خيزد، گناهانش از جوارحش مى‌ريزد و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خداوند مى‌شود از نمازش كنار نمى‌رود مگر آن‌كه از گناهانش چيزى باقى نمى‌ماند و مانند روزى كه متولد شده پاك مى‌شود و اگر بين هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش مى‌كند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد. بعد فرمود: يا على! جز اين نيست كه نمازهاى پنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنان قرار گرفته باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، وخودرا روزى پنج نوبت در آن آب بشويد؟ به خداوند سوگند نمازهاى پنجگانه هم براى امت من همين حكم را دارد.

- عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الْأَنْصَارِى قَالَ: خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ بَعْدَ كَلَامٍ تَكَلَّمَ بِهِ- عَلَيْكُمْ بِالصَّلَاهِ عَلَيْكُمْ بِالصَّلَاهِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِينِكُمْ كَابِدُوا اللَّيْلَ بِالصَّلَاهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ إِنَّمَا مَثَلُ هَذِهِ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ مَثَلُ نَهَرٍ جَارٍ بَيْنَ يَدَى بَابِ أَحَدِكُمْ يَغْتَسِلُ مِنْهُ فِى الْيَوْمِ خَمْسَ اغْتِسَالاتٍ فَكَمَا يَنْقَى بَدَنُهُ مِنَ الدَّرَنِ بِتَوَاتُرِ الْغَسْلِ فَكَذَا يَنْقَى مِنَ الذُّنُوبِ مَعَ مُدَاوَمَتِهِ الصَّلَاهَ فَلَا يَبْقَى مِنْ ذُنُوبِهِ شَىْ‌ء. (أمالى المفيد، المجلس الثالث و العشرون، ص 189) جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: رسول خدا (ص) براى ما سخنرانى كردند، پس حمد و ثناى الهى به جا آوردند و پس از سخنى چند فرمود: اى مردم! بر شما باد به نماز [...] و فراوان ياد خداوند كنيد تا گناهان شما را پاك سازد. همانا مَثل اين نمازها مَثل نهرى است كه مقابل در خانه يكى از شما باشد و روزانه پنج بار خود را با آب آن بشويد، همان گونه كه با شستن‌هاى پياپى، بدنش از هر گونه چركى پاك مى‌شود همچنان با مداومت بر نماز از گناهان پاك مى‌گردد و هيچ گناهى بر او باقى نمى‌ماند.

- عَنْ أَبِى‌عَبْدِاللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: مَنْ شُغِلَ بِذِكْرِى عَنْ مَسْأَلَتِى أَعْطَيْتُهُ أَفْضَلَ مَا أُعْطِى مَنْ سَأَلَنِى. (كافى، ج 2، باب الاشتغال بذكر الله عزوجل، ص 501) امام صادق (ع) فرمودند: همانا خداوند مى‌فرمايد: هركس به سبب ذكر و ياد من، از درخواست و پرسش از من سرگرم شود [طورى كه درخواست و حاجت خود را فراموش كند] به او بهتر از آنچه به كسى كه از من درخواست كند [و ذكر من او را سرگرم نكرده باشد] خواهم داد.

- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ عليه و آله السلام: مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً كُتِبَتْ لَهُ بَرَاءَتَانِ بَرَاءَهٌ مِنَ النَّارِ وَ بَرَاءَهٌ مِنَ النِّفَاق. (همان، ص 498) كسى كه خداوند را بسيار ياد كند خداوند او را دوست مى‌دارد و ... براى او دو بيزارى نوشته مى‌شود: بيزارى از آتش جهنم و بيزارى از نفاق و دورويى.


صفحه 68

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 69

ى‌

ك مطلب اگرچه از روى استدلال و برهان هم باشد كفايت نمى‌كند.

ما بايد براى تعالى و رشد معنوى خود، هميشه متذكّر مسائل الهى و معنوى باشيم؛ چراكه ياد خداوند متعال آرام بخش دل‌ها است؛(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[1]و «اذْكُرُوا اللَّهَ كَثيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون).[2]

رواياتى هم كه در اين خصوص وارد شده ناظر به همين معنا است؛ بنابراين همه ما واقعاً به ناظر، مربى و مراقب دائمى نياز داريم؛ چرا كه غفلت‌ها و عوامل آنها به اندازه‌اى زياد است كه انسان را به طور كلى از اعتقاداتش؛ اگرچه با بهترين برهان عقلى برايش ثابت شده باشند؛ غافل مى‌كند[3]و توجه انسان نسبت به آنها كم مى‌شود.

اين غفلت در زندگى روزمره همگى ما وجود دارد؛ به عنوان مثال: بعضى مواقع آدم فكر مى‌كند كه اگر خداى نكرده چنين حادثه اى پيش بيايد، تا آخر عمر، ذهن انسان را به خودش مشغول مى‌كند، در حالى كه يك وقت همان حادثه پيش مى‌آيد، روزهاى اوّل و دوّم و پنجم و دهم و بيستم گذشت، كم كم ديگر آن حادثه مورد فراموشى و غفلت واقع مى‌شود.

[1]. آگاه باشيد، تنها با ياد خداى متعال دلها آرامش مى‌يابد. (رعد، آيه 28)

[2]. خداى متعال را فراوان ياد كنيد، تا رستگار شويد. (أنفال، آيه 45)

- (الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ). (آل‌عمران، آيه 191) همان‌ها كه در حال ايستاده و نشسته و آن گاه كه بر پهلو خوابيده‌اند، خداوند را ياد مى‌كنند.

- (رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ). (نور، آيه 37) مردانى كه نه تجارت و نه معامله‌اى آنان را از ياد خداوند و برپاداشتن نماز و اداى زكات غافل نمى‌كند.

- (فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياهَ الدُّنْيا). (نجم، آيه 29) از كسى كه از ياد ما روى مى‌گرداند و جز زندگى مادى دنيا را نمى‌طلبد، اعراض كن.

[3]. (وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فى نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَهً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلينَ). (اعراف، آيه 205) پروردگارت را در دل خود به تضرع و ترس، بى‌آن‌كه صداى خود را بلند كنى، هر صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش.

در دعايى كه از حضرت صادق (ع) براى هرروز ماه رجب را المرجب وارد شده آمده است: ... اللَّهُم لَا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِين المبعدين ....


صفحه 70

اين غفلت از يك بُعد مضرّ است؛ چراكه انسان واقعيّات را هم فراموش كرده و از آنها غافل مى‌شود. چه بسا در اعمال روزانه‌اش به مسأله معاد توجه نداشته باشد كه اين خداى ناكرده موجب ارتكاب گناه مى‌شود،[1]مشخص است در آن حالتى كه مرتكب گناه مى‌شود، به مسأله معاد توجه ندارد و الّا در همان حال، اگر آن گناه پيش او تجسّم پيدا كند و عقوبتهاى الهى در نظرش مجسّم شود، امكان ندارد دست به طرف آن گناه دراز كند.[2]

[1]. (اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فى غَفْلَهٍ مُعْرِضُون). (أنبياء، آيه 1) حساب مردم به آنان نزديك شده، در حالى كه در غفلت‌اند و روى گردانند!

(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُون). (منافقون، آيه 9) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! اموال و فرزندانتان شما را از ياد خداوند غافل نكند و كسانى كه چنين كنند، زيانكارانند!

(وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ). (زخرف، آيه 36) و هر كس از ياد خداوند روى‌گردان شود شيطان را سراغ او مى‌فرستيم پس همواره قرين او است!

[2]. عَنْ رسول الله عليه وآله السّلام: أَكْثِرُوا مِنْ ذِكْرِ هَادِمِ اللَّذَّاتِ، قِيلَ: يَارَسُولَ اللَّهِ! فَمَا هَادِمُ اللَّذَّاتِ؟ قَالَ: الْمَوْتُ، فَإِنَّ أَكْيَسَ الْمُؤْمِنِينَ أَكْثَرُهُمْ ذِكْراً لِلْمَوْتِ وَ أَشَدُّهُمْ لَهُ اسْتِعْدَاداً. (مستدرك‌الوسائل، ج 2، باب 17، ص 103) از بين‌برنده لذت‌هاى كاذب را زياد ياد كنيد، عرض كردند: آن چيست؟ حضرت فرمودند: ياد مرگ، به راستى كه زيرك‌ترين مؤمن كسى است كه بيش از همه به ياد مرگ و آماده‌تر براى فرا رسيدن آن باشد.

- قَالَ الصَّادِقُ (ع): ذِكْرُ الْمَوْتِ يُمِيتُ الشَّهَوَاتِ فِى النَّفْسِ وَ يَقْطَعُ مَنَابِتَ الْغَفْلَهِ وَ يُقَوِّى النَّفْسَ بِمَوَاعِدِ اللَّهِ وَ يُرِقُّ الطَّبْعَ وَ يَكْسِرُ أَعْلَامَ الْهَوَى وَ يُطْفِئُ نَارَ الْحِرْصِ وَ يُحَقِّرُ الدُّنْيَا وَ هُوَ مَعْنَى مَا قَالَ النَّبِىُّ: فِكْرُ سَاعَهٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَهِ سَنَه. (مستدرك الوسائل، ج 2، باب 17، ص 105) ياد مرگ، شهوات غير مشروع را در نفس مى‌ميراند، ريشه‌هاى غفلت و ناآگاهى را مى‌كند، دل را به وعده‌هاى الهى تقويت مى‌كند، به طبيعت آدمى، نرمى و رقّت مى‌بخشد، نشانه‌هاى هواپرستى را درهم مى‌شكند، آتش حرص را فرو مى‌نشاند و دنيا را در نظر آدمى كوچك و حقير مى‌سازد و اين همان معناى جمله‌اى است كه پيامبر گرامى فرموده: يك ساعت (يك لحظه) فكر از يك سال عبادت بهتر است.

- قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ (ع): لَوْ رَأَى الْعَبْدُ أَجَلَهُ وَ سُرْعَتَهُ إِلَيْهِ لَأَبْغَضَ الْأَمَلَ وَ طَلَبَ الدُّنْيَا. (مشكاه الأنوار، ص 305) هر كس از سرعت مرگ اطلاع داشته باشد، آرزوهاى خود را ترك مى‌كند و دنيا را مبغوض مى‌شمارد.

- قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع): مَا أَنْزَلَ الْمَوْتَ حَقَّ مَنْزِلَتِهِ مَنْ عَدَّ غَداً مِنْ أَجَلِهِ وَ مَا أَطَالَ عَبْدٌ الْأَمَلَ إِلَّا أَسَاءَ الْعَمَلَ. (همان) هر كس بگويد من فردا زنده خواهم بود حقيقت مرگ را در نيافته است، هر كس آرزوى دراز داشته باشد مرتكب گناه مى‌گردد.

- قَالَ أبُوعَبْدِاللَّهِ (ع): أَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ فَإِنَّهُ لَمْ يُكْثِرْ عَبْدٌ ذِكْرَ الْمَوْتِ إِلَّا زَهِدَ فِى الدُّنْيَا. (همان) زياد ياد مرگ كنيد؛ زيرا هر كس زياد از مرگ ياد كند زاهد مى‌گردد و دل به دنيا نمى‌دهد.

- قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ (ع): أَلَا إِنَّ الْقُبُورَ رَوْضَهٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّهِ أَوْ حُفْرَهٌ مِنْ حُفَرِ النِّيرَانِ أَلَا وَ إِنَّهُ يَتَكَلَّمُ فِى كُلِّ يَوْمٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ؛ أَنَا بَيْتُ الْوَحْشَهِ أَنَا بَيْتُ الدُّودِ أَلَا وَ إِنَّ وَرَاءَ ذَلِكَ يَوْماً تَذْهَلُ فِيهِ كُلُّ مُرْضِعَهٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ يَكُونُ الْوِلْدانَ شِيباً السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ أَلَا إِنَّ مِنْ وَرَاءِ ذَلِكَ جَنَّهً- عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أَعَاذَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَلِيمِ وَ رَحِمَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِين. (همان) آگاه باشيد! قبرها يا باغى از باغ‌هاى بهشتند يا گودالى از گودال‌هاى دوزخ، متوجه باشيد كه قبر در هر روز سه بار سخن مى‌گويد و در هر بار فرياد مى‌زند: من خانه تنهايى هستم. من لانه كرم‌ها هستم. آگاه باشيد! پس از عالَم قبر، روزى فرا مى‌رسد كه زنان شيرده، كودكان شيرخوار را رها مى‌كنند و از آن‌ها غافل مى‌شوند، روزى كه كودكان پير مى‌شوند و آسمان‌ها پاره پاره مى‌گردند و زنان باردار از فرط ناراحتى بچه‌هاى خود را سقط مى‌كنند. در آن روز خيال مى‌كنى كه مردم مست هستند در حالى كه مست نيستند، بلكه عذاب خداوند بسيار بزرگ است و آنان از شدت عذاب مدهوش هستند، آگاه باشيد! بعد از مرگ بهشتى هست كه وسعت و پهناى آن به اندازه زمين و آسمان است، خداوند ما و شما را از عذاب خواركننده نگه دارد.