بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 109

عزّت نفس‌ «عزّت» حالتى است كه مانع شكست انسان مى‌شود و ريشه ان از «ارضٌ عِزازٌ» است يعنى زمين سخت و با صلابت «1» كه نوك كلنگ و نيز آب در آن تأثير نمى‌كند. اصل معناى عزّت، همان صلابت است، و در معانى: غلبه، كميابى سختى، غيرت و حميت نيز در قرآن به كار رفته و «عزيز»- كه از اسماى حسناى الهى است- يعنى كسى كه غالب است و مغلوب نمى‌شود. «2» عزّت واقعى از آن خداوند غالب و قاهرى است كه هرگز مغلوب و مقهور نمى‌گردد، كمترين نيازى به غير خود ندراد و هيچ كس و هيچ چيز نمى‌توان در حريم مقدس او كم‌ترين نفوذ را بنمايد. از اين رو فرمود:
«... انَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً ...» «3» راه منحصر به فرد كسب عزّت نيز، راهيابى به درگان آن عزيز يگانه است؛ «مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّدَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً» «4» علامه طباطبايى در تفسير اين آيه مى‌نويسد:
آيه در صدد اين نيست كه بيان كند عزّت، اختصاص به خدا دارد به گونه‌اى كه جز او


صفحه 110

كسى بدان دست نمى‌يابد وهر كس در پى عزتمندى بر ايد، چيز محالى را درخواست كرده است، بلكه معنيا آيه اين است كه هر كس عزّت مى‌جويد بايد از خدا بخواهد چرا كه عزّت، در واقع نزد ديگران يافت نمى‌شود. «1» رابطه عزّت و ايمان‌ چنان كه ياد شد، قرآن مجيد «عزّت بالاصابة» را از آنِ خداى بزرگ و ربّ العزّه مى‌داند و نويد مى‌دهد كه هر كس طالب عزّت است بايد آن را از ذات مقدس او طلب كند، سپس تصريح مى‌كند كخ داوند عزيز، پيامبر و مؤمنان را نيز در طول عزّت خويش، «عزّت بالافاضه» بخشيده است:
«و لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسوُلِهِ وَ لِلْمُؤمِنينَ ...» «2» عزّت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنين است.
اين آيه از سويى، دليل محكمى بر ضرورت عزّت مؤمنان است كه ارزش ولايا آنها را با قرار دادن در رديف خدا و پيامبر اشكار مى‌سازد و از سوى ديگر بر پيوند «عزّت» و «ايمان» تأكيد كرده است والهام دهنده آن است كه چنين پيوندى ناگسستنى است و انسان مادامى كه ايمان در دل دارد، عزّتمند است چنانكه در جاى ديگر فرمود:
«وَ لاتَحِنوُا و لا تَحْزَنوا وَ انْتُمْ لْاعْلَوَ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» «3» و سست نشيود و غمگين نگرديد و شما برتريد اگر ايمان داشته باشيد.
امام باقر علي اخلاق فرماندهى و مديريت 115 اسباب عزتمندى ص : 111 ه السلام عزّت مؤمن را هديه‌اى الهى مى‌داند مى‌فرمايد:
«ان الله عزوجل اعطى المؤمن ثالث خصال؛ العز فى الدنيا و الدين والفلج فى الآخرة و المهابة فى صدور العالمين» «4» خداوند بزرگ، سه چيز را به مؤمن عطا كرده است: عزّت در دنيا ودين، رستگارى در


صفحه 111

آخرت و هيبت در دل جهانيان.
امام صادق عليه السلام نيز در سخنى حكيمانه بر لزوم و حتمى بودن عزّت مؤمن تأكيد كرده و فرموده است:
«انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى‌ فَوَّضَ الىَ الْمُؤمِنِ كُلَّ شَىْ‌ءٍ الَّا اذْ لالَ نَفْسِهِ» «1» خداوند متعال، اختيار همه چيز را به مؤمن سپرده است جز خوار ساختن خودش را.
اسباب عزتمندى‌ بديهى است كه ايمان، شرط لازم عزّت هست ولى شرط كافى عزّت كامل نيست، بدين معنا، كه بى ايمان، هرگز عزيز نخواهد شد ولى مؤمن بايد اسباب ديگرى نيز فراهم سازد تا عزّتى كامل بيابد و عزيز حقيقى گردد، با جستجو در روايات خاندان وحى، به تبيين آن اسباب مى‌پردازيم:
1- اطاعت خدا بهترين رهيافت صلابت و عزّت، اطاعت و فرمانبردارى از خداوند عزيز است چرا كه اطاعت مخلصانه، حبل المتين تقرّب به سوى خداست و هر چه انسان به منبع عزّت نزديك‌تر شود، عزّتش افزون مى‌گردد، چنانكه به حضرت داوود عليه السلام وحى كرد:
«وَعَعْتُ الْعِزَّ فى‌ طاعَتى‌» «2» وامير مؤمنان عليه السلام عزّت و قوّت را در اطاعت خدا مى‌داند:
«مَنْ اطاعَ اللَّهَ سُبْحانَهُ عَزَّ و قَوى‌» «3» اطاعت و عبادات ذات مقدس خدا، تنها راه حقى ات كه انسان مى‌پيمايد و جز آن، باطل است و تباهى و هر كس جز راه حق را بپيمايد، قطعاً خوار خواهد شد؛ همان حضرت فرمود:



صفحه 112

«... مَنْ يَطْلُبُ الْعِزَّ بِغَيْرِ حَقٍّ يَذُلُّ» «1» هر كس به جز از راه حق، عزّت جويد، ذليل خواهد شد.
2- جهاد پيكار در راه خدا، عزّت نسل موجود و نسل آينده را در پى دارد و مجاهد هم خود به قلّه سرفرازى و عظمت صعود مى‌كند و هم، راه مجد و عظمت را براى آيندگان هموار مى‌سازد. امام على عليه السلام فرمود:
انَّ الْجِهادَ اشْرَفَ الْاعْمالَ بَعْدَ الْاسْلامِ وَ هُوَ قِوامُ الدّينِ وَ الْاجْرُ فيهُ عَظيمٌ مَعَ الْعِزَّةِ وَ الْمَنَعَةِ» «2» همانا جهاد، پس از اسلام (پذيرفتن دين حضرت محمد صلى الله عليه و آله، شريفترين عمل است؛ استوارى دين است و پاداشى بزرگ همراه با عزّت و شوكت دارد.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله نيز فرمود:
«اغْزُوا تُورِثُوا ابْناءَكُمْ مَجْداً» «3» پيكار كنيد تا براى فرزندانتان مجد و عظمت به ارث بگذاريد.
3- آراستگى به كمالات اخلاقى‌ پيمودن راه كمال و آراسته شدن به اخلاق الهى، حركت در بستر عزّت و شرافت است و مؤمن هرچه بيشتر در اين راه تلاش كند، عزيزتر مى‌گردد؛ آراستگى، به سجاياى ارزشمندى چون تقوا، صبر، توكل، گذشت، انصاف، قناعت و ... خود عين عزّت است، چنانكه روايات اهل بيت عليه السلام بر آن تصريح دارند؛ امام سجاد عليه السلام همه عزّت را از آن مؤمنى متّقى مى‌داند و مى‌فرمايد:
«فَانَّ التَّقْوى‌ افْضَلُ كَنْزٍ وَ احْرَزُ حِرْزٍ وَ اعَزُّ عِزٍّ» «4» همانا تقوا، برترين گنج، مصون‌ترين حفاظ و عزيزترين عزّت است.



صفحه 113

امام باقر عليه السلام، صبر بر مصيبت‌ها را موجب زياد شدن عزّت دانسته، مى‌فرمايد:
«من صبر على مصيبة زاده الله عز و جل عزا على عزه» «1» رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله عزّت دنيا و آخرت را پداشت عفو وگذشت مى‌داند:
«من عفى عن مظلمة ابذله الله بها عزا فى الدنيا و الاخرة» «2» هر كس از ستمى كه به او شده درگذرد، خداوند به جاى آن، عزّت دنيا و آخرت را به او عطا مى‌كند.
حضرت امير عليه السلام چند عامل را به عنوان سبب عزّت ياد مى‌كند:
- انصاف با مردم:
«الا انه من ينصف الناس من نفسه لم يزده الله الا عزا» «3» آگاه باشيد! هر كس با مردم به انصاف رفتار كند، خداوند جز بر عزّتش نمى‌افزايد.
- قناعت‌ «ثَمَرَةُ الْقِناعَةِ الْعِزُّ» «4» - شجاعت‌ «الشُّجاعَةُ عِزٌّ حاضِرٌ» «5» ذلت ستيزى‌ آنچه بيان شد، تنها يك روى سكّه يعنى راه‌هاى كسب سرافرازى و عزتمندى بود و روى ديگر آن، ذلّت ستيزى و مبارزه با آفاتى است كه اين اصل اصيل اخلاقى را تهديد مى‌كند؛ آفاتى كه انسان را به وادى ذلّت و خوارى مى‌كشاند، واديى كه مؤمن- در هيچ شرايطى- نبايد در آن پا گذارد، زيرا مولايش على عليه السلام مى‌فرمايد:



صفحه 114

«المنية ولا الدنية» «1» مرگ، آرى ولى پستى هرگز! امام سوم شيعيان، همه مشكلات و ناجوانمردى‌هاى حكومت اموى را تحمّل كرد، تن به مرگ سرخ داد، سر به نيزه سپرد ولى با سرفرازى فرياد برآورد:
«والله لا اعطيكم بيدى اعطاء الذليل و لا اقر لكم اقرار العبيد» «2» به خدا سوگند، ذليلانه دست بيعت به شما نخواهم داد و چون بردگان در برابرتان نخواهم ايستاد.
آفت زدايى بدين معناست كه مؤمن بايد آفت هايى را كه به عزتش آسيب مى‌رسانند، شناسايى كرده آنها را نابود سازد. برخى از آنان عبارتند از:
1- آزمندى‌ حرص و طمع وچشم دوختن به مال و منال مردم، به شدّت مناعت و بزرگوارى انسان را خدشه دار مى‌كند. امير مؤمنان عليه السلام، آزمندى را ذلّت نقد مى‌شمارد و مى‌فرمايد:
«الطَّمَعُ مَذَلَّةٌ حاضِرَةٌ» «3» امام باقر عليه السلام به جابر بن يزيد جعفى، سفارش مى‌كند كه اگر عزّت مى‌خواهى، طمع را در وجودت نابود كن:
«اطْلُبْ بَقاءَ الْعِزَّ بِاماتَةِ الطَّمَعِ» «4» امام صادق عليه السلام نيز از قول لقمان حكيم نقل مى‌كند كه به فرزندش چنين سفارش كرد:
اگر مى‌خواهى عزّت جهان را گردآورى، از آنچه در دست مردم است، چشم طمع بپوش كه پيامبران و صدّيقان، با قطع طمع به چنين مقامى رسيدند. «5» 2- باطل گرايى‌


صفحه 115

گام نهادن در راه باطل، پشت پا زدن به حق است و هر كس با حق سر ستيز بردارد قطعاً ذليل خواهد شد. به فرموده امام عسكرى عليه السلام:
«ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزيزٌ الَّا ذَلَّ وَ لا اخَذَ بِهِ ذَليلٌ الَّا عَزَّ» «1» هيچ عزيزى حق را ترك نكرد جز اينكه خوارگشت و هيچ ذليلى آن را بر پا نداشت جز اينكه عزيز شد.
3- شرارت‌ بدى رساندن به ديگران نيز عزّت و آبروى انسان را در معرض خطر قرار مى‌دهد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
«مَنْ بَرِى‌ءَ مِنْ الشَّرِّ نالَ الْعِزَّ» «2» هر كس از شرارت دورى كند، بع عزّت دست يابد.
4- درماندگى‌ امير مؤمنان عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«رَضِىَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ ضُرَّهُ لِغَيْرِهِ» «3» هر كس ناتو اخلاق فرماندهى و مديريت 121 سيره معصومين ص : 120 انى و درماندگى خويش را بر ملا كند تن به خوارى داده است.



صفحه 116

پرسش‌ 1- چرا عزت از اصول اخلاق اسلام است؟
2- از دو آيه؛ يونس، 65 (كه همه عزت را آن خدا مى‌داند) و منافقون، 8 (كه عزت را مخصوص خدا، پيامبر و مؤمنان بر مى‌شمرد) چه برداشتى داريد؟
3- اسباب عزت ساز را بر شماريد 4- آفاق عزت سوز كردامند؟