بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 116

پرسش‌ 1- چرا عزت از اصول اخلاق اسلام است؟
2- از دو آيه؛ يونس، 65 (كه همه عزت را آن خدا مى‌داند) و منافقون، 8 (كه عزت را مخصوص خدا، پيامبر و مؤمنان بر مى‌شمرد) چه برداشتى داريد؟
3- اسباب عزت ساز را بر شماريد 4- آفاق عزت سوز كردامند؟



صفحه 117

دورانديشى‌ درميان آفريدگان، انسان اين امتياز را دارد كه در مسير زندگى خويش، داراى اختيار وتصميم است، او مى‌تواند به وسيله آموخته‌ها و تجربه‌هاى خويش، آينده خود را ترسيم كند و با برنامه‌ريزى صحيح و اصولى، سعادت خويش را تضمين نمايد يا با بى برنامگى و دستور العمل نا صحيح، آينده خود را تباه سازد.
تدبير و دورانديشى، خميرمايه برنامه ريزى صحيح و سبب نيل به سعادت جاويد است از اين خصلت زيبا در روايات اسلامى با عنوان «حزم» تعبير شده است و امام على (ع) در تبيين آن مى‌فرمايد:
«الْحَزْم النَّظَرُ فِى الْعَواقِبِ وَ مُشاوَرَةُ ذَوِى الْعُقُولِ» «1» دورانديشى، انديشه در فرجام كارها و رايزنى با خردمندان است‌ ضرورت دورانديشى‌ خرد آدمى حكم مى‌كند كه هر كارى را با درايت و برنامه صحيح، شروع و به انجام رساند و از اهمال كارى، بى دقتى، سستى و بى انضباطى پرهيز نمايد تا در كمترين فرصت، بهترين سود مادى و معنوى را از آن خود كند و عمر گرانمايه را بيهود از كف ندهد. امير مؤمنان (ع) هر اقدام بى تدبير را بى فايده مى‌داند ومى‌فرمايد:
«لا خَيْرَ فى‌ عَزْمٍ بِلا حَزْمٍ» «2»


صفحه 118

و براى دورانديشى، در هر كارى، برترى قائل است.
«لِلْحازِمِ فى‌ كُلِّ فِعْلٍ فَضْلٌ» «1» جلوه‌هاى دورانديشى‌ فكر وانديشه‌اى كه با چراغ دورانديشى، منوّر گردد، به طور قطع پرتو آن در عمل نيز جلوه گر خواهد شد كه برخى از آن جلوه‌ها را با سخنان نغز امام دورانديشان، امير مؤمنان (ع) بازگو مى‌كنيم.
1- آخرت جويى: انديشه بلند انسان دورانديش، مرزهاى دنياى فانى را در مى‌نوردد ودر فضاى پرمعنويت ملكوت به پرواز در مى‌ايد و آن سوى جهان مادّى رامدّ نظر قرار مى‌دهد و با همّت عالى براى سراى آخرت برنامه ريزى مى‌كند و در واقع بايد گفت: دور انديش واقعى كسى است ك ه امور پست دنيوى را فداى اهداف عالى اخروى كند:
«الْحازِمُ مَنْ تَرَكَ الدُّنْيا لَلْآخِرَةِ» «2» 2- بندگى خدا: اطاعت و بندگى غير خدا جز به دوزخ راه نمى‌برد و آن كه نيك بينديشد و تدبير كند، هرگز مرتكب چنين كارى نخواهد شد، بلكه عقربه فكر و عمل او همواره به سوى خدا جهت‌گيرى مى‌كند كه هرگز اجر و پاداش مطيعان، عابدان خويش را ضايع نخواهد ساخت، بنابراين:
«انما الحزم طاعة الله و معصية النفسى» «3» همانا دورانديشى، فرمانبردارى خدا و نافرمانى نفس (امّاره) است.
3- دورى از اسراف و تبذير: شخصى با تدبير، از نعمت‌هاى الهى به طور شايسته استفاده مى‌كند و از ضايع كردن نعمت‌هاى خدا همچون نعمت عمر، سرمايه، لباس، غذا و ... مى‌پرهيزد:



صفحه 119

«الْحازِمُ مَنْ تَحَبَّبَ التَّبْذيرُ وَ عافَ السَّرَفَ» «1» دورانديش كسى است كه از ريخت و پاش بگريزد و گرد اسراف نگردد.
4- انجام به موقع كارها: تدبير و دورانديشى ايجاب مى‌كند كه آدمى از پشت سر هم اندازى كارها و تل انبار كردن وظايف بپرهيزد و هر وظيفه‌اى را در ظرف زمانى خاصّ خود انجام دهد و كار امروز را به فردا نيفكن، همين طور هر پيمان و قراردادى را طبق مفاد آن به انجام برساند.
«احْزَمُ النَّاسِ رَأْياً مَنْ انْجَزَ وَعْدَهُ وَ لَمْ يُؤَخِّر عَمَلَ يَوْمِهِ لِغَدِهِ» «2» دورانديش‌ترين مردم كسى است كه به پيمانش وفا كند و كار امروز را به فردا نيفكند.
5- پرهيز از پستى‌ افراد عاقبت نگر، پيش از اقدام به هر كارى، فرجام آن را مدّ نظر مى‌جگيرند و به نتيجه‌اش مى‌انديشند، اگر خوش فرجام و با نتيجه باشد، آن را به جاى مى‌آورند و گرنه ترك مى‌گويند، بويژه اگر عاقبتش، زشتى و پلشتى باشد؛ «لِلْحازِمِ مِنْ عَقْلِهِ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةِ زاجِرٌ» «3» خرد دورانديش، او را از هر پستى باز مى‌دارد.
آثار دورانديشى‌ چنانكه از بخش‌هاى پيش به دست مى‌آيد، دورانديشى خصلت ارزنده‌اى است كه از سوى عقل و شرع تأييد و توصيه شده و به طور قطع، آثار گرانقدرى نيز در پى خواهد داشت كه برخى زا آنها در سخنان امام على (ع) بدين شرح آمده است:
1- ستايش: كارى كه با حزم و دورانديشى انجام پذيرد و تدبير و انديشه در آن دخالت كند، مورد پسند خردمندان قرار مى‌گيرد و ستايش آنان رابر مى‌انگيزد:



صفحه 120

«خُذْ بِالْحَزْمِ وَ الزَمِ الْعِلْمَ نُحْمَد عَواقِبَكَ» «1» دورانديشى پيشه كن و با دانش همراه شو، تا فرجام كارهايت ستايش شود.
2- استقامت: چشمان تيز بين دورانديش، فرجام نيكوكارى خويش را نظاره مى‌كند و نتيجه شيرين آن سبب مى‌شود كه در برابر سختى‌ها دومام بياورد و با استقامت و پشتكار، وظيفه‌اش را انجام دهد چرا كه آن را حق و استوار مى‌يابد:
«لا يَصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ الَّاالْحازِمُ‌الْاريبُ» «2» جز دورانديش بصير، بر حق، پايدار نمى‌ورزد.
3- سلامتى: ندانم كارى، شتابزدگى و ناپختگى، سبب مى‌شود كه آدمى علاوه بر نرسيدن به مقصود، به برخى از مشكلات و احياناً بلا و گرفتارى دچار گردد، در حالى كه تدبير و دورانديشى، سبب رفع چنين بلاها و مشكلات خواهد شد:
«ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلامَةُ» «3» سلامتى، نتيجه دورانديشى است.
4- سعادت: شايد هيچ انسان خردمندى يافت نشود كه به نيكبختى خويش نينديشد و در صدد نيل به آن نباشد، چنين اگسير گرانبهايى در سايه تدبير و دورانديشى به دست مى‌آيد:
«اذا اقترن العزم بالحزم كملت السعادة» «4» وقتى اراده با دورانديشى همراه گردد، سعادت، كامل مى‌شود.
سيره معصومين‌ بزرگواران معصوم در همه كمالات و فضايل انسانى، سرآمد روزگاران بودند، بلكه هر كمالى را در حدا اعلاى آن دارا بودند و امكان ندارد كه انسان غير معصوم، گرچه از مقام ارجمندى برخوردار باشد در يكى از فضايل اخلاقى بر معصوم برترى يابد. بر


صفحه 121

همين اساس بايد گفت پيشوايان معصوم دورانديشى و تدبير را در عاليترين درجه آن دارا بودند كه به گوشه‌اى زا آن درچهار محور فرهنگى، سياسى، اقتصادى و نظامى اشاره مى‌كنيم.
الف- فرهنگى‌ نظر به اينكه اسلام، دينى جاويد و جهانى است، پيشوايان معصوم، كوشش مى‌كردند كه اساس و بنيان فرهنگى جامعه را به طور محكم و اصولى پى ريزى كنند، ساختار آن، شكلى اصولى و الهى داشته باشد.
به همين دليل، هر چه در كوتاه مدت يا دراز مدّت، مورد نياز مسلمانان بوده، بيان كرده‌اند و تأكيد داشته‌اند كه مخاطبان، مطالب را به آيندگان وغائبان، انتقال دهند، چه بسا آيندگان بهتر از گذشتگان آن را در يابند، مفضل بن عمر مى‌گويد:
حضرت صادق (ع) به من فرمود: آنچه فراگرفته‌اى بنويس و در ميان برادرانت گسترش ده و هنگام مردن، كتاب هايت را به فرزندانت منتقل كن، زيرا زمانى خواهد رسيد كه مردم، جز به كتاب‌هاى خويش انس نگيرند. «1» و در سخنى ن اخلاق فرماندهى و مديريت 127 ضرورت ستم ستيزى ص : 126 غز و دورانديشانه فرمود:
«احْتَفِظوُا بَكُتُبِكُمْ فَانَّكُمْ سَوْفَ مُحْتاجوُنَ الَيْها» «2» نوشته‌هاى خويش را محفوظ داريد كه در آينده بدآنهانياز خواهيد داشت.
ب- سياسى‌ امّ سلمه، همسر رسول خدا مى‌گويد: پيامبر خدا (ص) وقتى گرفتارى‌ها وسختى‌ها ى ما (مسلمانان) را ديد، دستور به هجرت داد و فرمود: به سرزمين حبشه (اتيوپى كنونى) برويد. آنجا پادشاهى حكومت مى‌كند كه ستم نمى‌كند، در آنجا اقامت گزينيد تا خداوند شما را از اين گرفتارى نجات دهد. «3»


صفحه 122

امير مؤمنان (ع) در ابتداى خلافت، به منبر رفت و به هواداران خويش فرمود:
«برخيزيد و ميان صفوف مردم بچرخيد وبگوييد: آيا كسى (از انتخاب من به خلافت) ناراضى است؟» اين كار انجام شد و مردم همه يكپارچه فرياد زدند: خداوندا ما خشنود و تسليم پيامبر و پسرعمش را فرمانبردار. «1» چنين اقدامى علاوه بر انجام يك همه پرسى حضورى و عمومى، راه هر گونه شايعه و جو سازى را بر مخالفان آن حضرت بست و به هيچ كس اجازه بهانه‌گيرى و سمپاشى نداد.
ج- اقتصادى‌ دورانديشى در امور اقتصادى زندگى نز داراى اهميّت ويژه‌اى است كه معصومين عليهم السلام آن را نيز مدّ نظر داشتند. امير المؤمنين (ع) مى‌فرمايد:
«فدع الاسراف مقتصدا و اذكر فى اليوم غداً و امسك من المال بعدر ضرورتك و قدم الفضل ليوم حاجتك» «2» در حالى كه ميانه روى را پيشه مى‌كنى، اسراف را ترك كن و امروز به فكر فردايت باش، مال را به اندازه ضرورت نگه دار و اضافى آن را براى روز مبادا پس انداز كن.
رسول اكرم (ص) براى تأمين مخارج زندگى اهل بيت عليهم السلام، مزرعه «فدك» را به حضرت زهرا (س) بخشيد. امام كاظم (ع) فرمود:
حضرت صادق سلام الله عليه اموال خويش را در مكان‌هاى متعدد جاى مى‌داد.
روزى شخصى در لباس نصيحت گر به آن حضرت عرض كرد: «چرا چندين انبار ابراى اموال ساخته‌اى؟ اگر همه را در يك انبار جاى دهى، خرجش كمتر است و سودش بيشتر! پدرم پاسخ داد: من به اين دليل آنها را در چند جا قرار داده‌ام كه اگر


صفحه 123

اتفاقى افتاد همه آنها نابود نشود! «1» د- نظامى‌ تدبير و دورانديشى در كارهاى نظامى، از حسّاسيت بيشترى برخوردار است و اهل بيت عليهم السلام به طور جدّى به آن عنايت داشتند.
قبل از درگيرى در جنگ احد، پيامبر (ص)، سپاهيانش را را طورى سازمان داد كه كوه پشت سر آنان قرار گيرد، آنگاه صف‌هاى آنان را مرتب كرد و براى احتياطر، پنجاه تيرانداز را در دهانه شكاف كوه قرار داد و به آنان فرمود:
شما از پشت سر حمايت كنيد، زيرا بيم آن مى‌رود كه دشمن از اين نقطه بر ما هجوم آورد، شما هرگز موضع خود را ترك نكنيد، حتى اگر ديديد دشمن، ما را مى‌كشد، به كمك نياييد. (اين موضع را رها نكنيد). «2» حضرت سيدالشهداء (ع) نيز در كربلا دستور داد خيمه‌ها را نزديك به هم نصب كنند، به گونه‌اى كه طناب خيمه‌ها داخل هم شده بود. همين طور براى دفع تهاجم دشمن دستور داد كانال حفر كردند و در آن، هيزم آتش ريختند، و هنگام نبرد نيز نيروهاى خود را آرايش وسازماندهى كرد. «3»