«الْحازِمُ مَنْ تَحَبَّبَ التَّبْذيرُ وَ عافَ السَّرَفَ» «1» دورانديش كسى است كه از ريخت و پاش بگريزد و گرد اسراف نگردد.
4- انجام به موقع كارها: تدبير و دورانديشى ايجاب مىكند كه آدمى از پشت سر هم اندازى كارها و تل انبار كردن وظايف بپرهيزد و هر وظيفهاى را در ظرف زمانى خاصّ خود انجام دهد و كار امروز را به فردا نيفكن، همين طور هر پيمان و قراردادى را طبق مفاد آن به انجام برساند.
«احْزَمُ النَّاسِ رَأْياً مَنْ انْجَزَ وَعْدَهُ وَ لَمْ يُؤَخِّر عَمَلَ يَوْمِهِ لِغَدِهِ» «2» دورانديشترين مردم كسى است كه به پيمانش وفا كند و كار امروز را به فردا نيفكند.
5- پرهيز از پستى افراد عاقبت نگر، پيش از اقدام به هر كارى، فرجام آن را مدّ نظر مىجگيرند و به نتيجهاش مىانديشند، اگر خوش فرجام و با نتيجه باشد، آن را به جاى مىآورند و گرنه ترك مىگويند، بويژه اگر عاقبتش، زشتى و پلشتى باشد؛ «لِلْحازِمِ مِنْ عَقْلِهِ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةِ زاجِرٌ» «3» خرد دورانديش، او را از هر پستى باز مىدارد.
آثار دورانديشى چنانكه از بخشهاى پيش به دست مىآيد، دورانديشى خصلت ارزندهاى است كه از سوى عقل و شرع تأييد و توصيه شده و به طور قطع، آثار گرانقدرى نيز در پى خواهد داشت كه برخى زا آنها در سخنان امام على (ع) بدين شرح آمده است:
1- ستايش: كارى كه با حزم و دورانديشى انجام پذيرد و تدبير و انديشه در آن دخالت كند، مورد پسند خردمندان قرار مىگيرد و ستايش آنان رابر مىانگيزد:
«خُذْ بِالْحَزْمِ وَ الزَمِ الْعِلْمَ نُحْمَد عَواقِبَكَ» «1» دورانديشى پيشه كن و با دانش همراه شو، تا فرجام كارهايت ستايش شود.
2- استقامت: چشمان تيز بين دورانديش، فرجام نيكوكارى خويش را نظاره مىكند و نتيجه شيرين آن سبب مىشود كه در برابر سختىها دومام بياورد و با استقامت و پشتكار، وظيفهاش را انجام دهد چرا كه آن را حق و استوار مىيابد:
«لا يَصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ الَّاالْحازِمُالْاريبُ» «2» جز دورانديش بصير، بر حق، پايدار نمىورزد.
3- سلامتى: ندانم كارى، شتابزدگى و ناپختگى، سبب مىشود كه آدمى علاوه بر نرسيدن به مقصود، به برخى از مشكلات و احياناً بلا و گرفتارى دچار گردد، در حالى كه تدبير و دورانديشى، سبب رفع چنين بلاها و مشكلات خواهد شد:
«ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلامَةُ» «3» سلامتى، نتيجه دورانديشى است.
4- سعادت: شايد هيچ انسان خردمندى يافت نشود كه به نيكبختى خويش نينديشد و در صدد نيل به آن نباشد، چنين اگسير گرانبهايى در سايه تدبير و دورانديشى به دست مىآيد:
«اذا اقترن العزم بالحزم كملت السعادة» «4» وقتى اراده با دورانديشى همراه گردد، سعادت، كامل مىشود.
سيره معصومين بزرگواران معصوم در همه كمالات و فضايل انسانى، سرآمد روزگاران بودند، بلكه هر كمالى را در حدا اعلاى آن دارا بودند و امكان ندارد كه انسان غير معصوم، گرچه از مقام ارجمندى برخوردار باشد در يكى از فضايل اخلاقى بر معصوم برترى يابد. بر
همين اساس بايد گفت پيشوايان معصوم دورانديشى و تدبير را در عاليترين درجه آن دارا بودند كه به گوشهاى زا آن درچهار محور فرهنگى، سياسى، اقتصادى و نظامى اشاره مىكنيم.
الف- فرهنگى نظر به اينكه اسلام، دينى جاويد و جهانى است، پيشوايان معصوم، كوشش مىكردند كه اساس و بنيان فرهنگى جامعه را به طور محكم و اصولى پى ريزى كنند، ساختار آن، شكلى اصولى و الهى داشته باشد.
به همين دليل، هر چه در كوتاه مدت يا دراز مدّت، مورد نياز مسلمانان بوده، بيان كردهاند و تأكيد داشتهاند كه مخاطبان، مطالب را به آيندگان وغائبان، انتقال دهند، چه بسا آيندگان بهتر از گذشتگان آن را در يابند، مفضل بن عمر مىگويد:
حضرت صادق (ع) به من فرمود: آنچه فراگرفتهاى بنويس و در ميان برادرانت گسترش ده و هنگام مردن، كتاب هايت را به فرزندانت منتقل كن، زيرا زمانى خواهد رسيد كه مردم، جز به كتابهاى خويش انس نگيرند. «1» و در سخنى ن اخلاق فرماندهى و مديريت 127 ضرورت ستم ستيزى ص : 126 غز و دورانديشانه فرمود:
«احْتَفِظوُا بَكُتُبِكُمْ فَانَّكُمْ سَوْفَ مُحْتاجوُنَ الَيْها» «2» نوشتههاى خويش را محفوظ داريد كه در آينده بدآنهانياز خواهيد داشت.
ب- سياسى امّ سلمه، همسر رسول خدا مىگويد: پيامبر خدا (ص) وقتى گرفتارىها وسختىها ى ما (مسلمانان) را ديد، دستور به هجرت داد و فرمود: به سرزمين حبشه (اتيوپى كنونى) برويد. آنجا پادشاهى حكومت مىكند كه ستم نمىكند، در آنجا اقامت گزينيد تا خداوند شما را از اين گرفتارى نجات دهد. «3»
امير مؤمنان (ع) در ابتداى خلافت، به منبر رفت و به هواداران خويش فرمود:
«برخيزيد و ميان صفوف مردم بچرخيد وبگوييد: آيا كسى (از انتخاب من به خلافت) ناراضى است؟» اين كار انجام شد و مردم همه يكپارچه فرياد زدند: خداوندا ما خشنود و تسليم پيامبر و پسرعمش را فرمانبردار. «1» چنين اقدامى علاوه بر انجام يك همه پرسى حضورى و عمومى، راه هر گونه شايعه و جو سازى را بر مخالفان آن حضرت بست و به هيچ كس اجازه بهانهگيرى و سمپاشى نداد.
ج- اقتصادى دورانديشى در امور اقتصادى زندگى نز داراى اهميّت ويژهاى است كه معصومين عليهم السلام آن را نيز مدّ نظر داشتند. امير المؤمنين (ع) مىفرمايد:
«فدع الاسراف مقتصدا و اذكر فى اليوم غداً و امسك من المال بعدر ضرورتك و قدم الفضل ليوم حاجتك» «2» در حالى كه ميانه روى را پيشه مىكنى، اسراف را ترك كن و امروز به فكر فردايت باش، مال را به اندازه ضرورت نگه دار و اضافى آن را براى روز مبادا پس انداز كن.
رسول اكرم (ص) براى تأمين مخارج زندگى اهل بيت عليهم السلام، مزرعه «فدك» را به حضرت زهرا (س) بخشيد. امام كاظم (ع) فرمود:
حضرت صادق سلام الله عليه اموال خويش را در مكانهاى متعدد جاى مىداد.
روزى شخصى در لباس نصيحت گر به آن حضرت عرض كرد: «چرا چندين انبار ابراى اموال ساختهاى؟ اگر همه را در يك انبار جاى دهى، خرجش كمتر است و سودش بيشتر! پدرم پاسخ داد: من به اين دليل آنها را در چند جا قرار دادهام كه اگر
اتفاقى افتاد همه آنها نابود نشود! «1» د- نظامى تدبير و دورانديشى در كارهاى نظامى، از حسّاسيت بيشترى برخوردار است و اهل بيت عليهم السلام به طور جدّى به آن عنايت داشتند.
قبل از درگيرى در جنگ احد، پيامبر (ص)، سپاهيانش را را طورى سازمان داد كه كوه پشت سر آنان قرار گيرد، آنگاه صفهاى آنان را مرتب كرد و براى احتياطر، پنجاه تيرانداز را در دهانه شكاف كوه قرار داد و به آنان فرمود:
شما از پشت سر حمايت كنيد، زيرا بيم آن مىرود كه دشمن از اين نقطه بر ما هجوم آورد، شما هرگز موضع خود را ترك نكنيد، حتى اگر ديديد دشمن، ما را مىكشد، به كمك نياييد. (اين موضع را رها نكنيد). «2» حضرت سيدالشهداء (ع) نيز در كربلا دستور داد خيمهها را نزديك به هم نصب كنند، به گونهاى كه طناب خيمهها داخل هم شده بود. همين طور براى دفع تهاجم دشمن دستور داد كانال حفر كردند و در آن، هيزم آتش ريختند، و هنگام نبرد نيز نيروهاى خود را آرايش وسازماندهى كرد. «3»
پرسش 1- سخن امام على (ع) را در تبيين تدبير و دورانديشى بنويسيد.
2- جلوههاى دورانديشى را نام بريد.
3- آثار دورانديشى را بنويسيد.
4- نمونهاى دورانديش معصومين (ع) در امور فرهنگى را توضيح دهيد.
5- نمنه از دورانديشى معصومين (ع) در امور اقتصادى را بيان كنيد.
ستم ستيزى آفريدگار جهان، همه هستى را بر اساس عدالت آفريده، خود عادل مطلق است و هرگز كمترين ستمى به آفريدگان روا نمىدارد؛ «انَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَةٍ ...» «1» خداوند (حتى) به اندازه سنگينى يك ذرّه هم ستم نمىكند.
و چون ستمگرى زشت است، ستمگران را دوست ندارد:
«... وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ» «2» واژه «ظلم» و مشتقات آن در بسيارى از آيات قرآن مطرح و مورد نكوهش قرار گرفته و گوياى آن است كه اين پديده شوم تا چه حد زشت و مورد خشم خدا و خردمندان است. همچنين پيام همه آن آيات نورانى به پيروان راستين قرآن اين است كه تلاش كنند هرگز آلوده به ستمگرى نشوند و آن را از دوست و دشمن، دريغ دارند.
انسان مؤمن و خدمند همواره بايد در مرز عدالت گام بردارد و در محل كار و منزل و محلّه، نسبت به همكاران، فرادستان و فرودستان، همسر و فرزندان، همشهريان و همكيشان و همنوعان، كمترين ستمى روا ندارد چنانكه بايد به افكار و انديشههاى متعالى و فرهنگ و آداب و رسوم انسانى پايبند باشند. حتى حق ندارد نسبت به مواهب طبيعى، حيوانات وحشرات و ساير پديدهها ستم روا دارد، چرا كه هر گونه ستمگرى با
اسنانيت، شرافت، جوانمردى، ديانت و ديگر فضايل انسانى در تضادّ است و سرشت پاك آدمى آن را بر نمىتابد و فرجامى جز دوزخ قهر الهى ندارد:
«... انَّا اعْتَدْنا لِلظَّالِمينَ ناراً احاطَ بِهِمْ سُرادِقُها ...» «1» ما براى ستمگران آتشى تهيه ديدهايم كه سراپردهاش از هر سو بر آنان احاطه دارد! ضرورت ستم ستيزى زشتى و پليدى ستمگرى به حدى است كه ما را از توضيح بيشتر بى نياز ميكند و اين نكته را مبرهن مىسازد كه آدمى- به هر مرام و آيينى كه گرايش دارد- نه تنها بايد دامان خويش را از ننگ ستم پاك نگه دارد بلكه موظّف است در هر شرايطى از هر گونه ستم جلوگيرى كند تا اين شعار مترقى قرآن تحقق يابد كه:
«لا تَظْلِمُونَ وَ لا تَظْلَموُنَ» نهستم مىكنيد و نه زير بار ستم مىرويد! سرور دادگستران عالم، امام على (ع) نز به همگان چنين سفارش مىكند:
«كوُنا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْظَلوُمِ عَوْناً» «2» دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد.
ابعاد ستم ستيزى ظلم و بيداد آتش سوزانى است كه اگر مهار نگردد، همه چيز را در كام خود فرو مىبرد و همه ارزشهاى زندگى را به نيستى خواهد كشاند، به همين دليل براى خاموش كردن شعلههاى سركش آن، مراحلى در نظر گرفته شده كه ارتباط مستقيم با مقدار ستم و يا روحيه ستمگر دارد.
الف- دفاع ستم ديده