بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 123

اتفاقى افتاد همه آنها نابود نشود! «1» د- نظامى‌ تدبير و دورانديشى در كارهاى نظامى، از حسّاسيت بيشترى برخوردار است و اهل بيت عليهم السلام به طور جدّى به آن عنايت داشتند.
قبل از درگيرى در جنگ احد، پيامبر (ص)، سپاهيانش را را طورى سازمان داد كه كوه پشت سر آنان قرار گيرد، آنگاه صف‌هاى آنان را مرتب كرد و براى احتياطر، پنجاه تيرانداز را در دهانه شكاف كوه قرار داد و به آنان فرمود:
شما از پشت سر حمايت كنيد، زيرا بيم آن مى‌رود كه دشمن از اين نقطه بر ما هجوم آورد، شما هرگز موضع خود را ترك نكنيد، حتى اگر ديديد دشمن، ما را مى‌كشد، به كمك نياييد. (اين موضع را رها نكنيد). «2» حضرت سيدالشهداء (ع) نيز در كربلا دستور داد خيمه‌ها را نزديك به هم نصب كنند، به گونه‌اى كه طناب خيمه‌ها داخل هم شده بود. همين طور براى دفع تهاجم دشمن دستور داد كانال حفر كردند و در آن، هيزم آتش ريختند، و هنگام نبرد نيز نيروهاى خود را آرايش وسازماندهى كرد. «3»


صفحه 124

پرسش‌ 1- سخن امام على (ع) را در تبيين تدبير و دورانديشى بنويسيد.
2- جلوه‌هاى دورانديشى را نام بريد.
3- آثار دورانديشى را بنويسيد.
4- نمونه‌اى دورانديش معصومين (ع) در امور فرهنگى را توضيح دهيد.
5- نمنه از دورانديشى معصومين (ع) در امور اقتصادى را بيان كنيد.



صفحه 125

ستم ستيزى‌ آفريدگار جهان، همه هستى را بر اساس عدالت آفريده، خود عادل مطلق است و هرگز كمترين ستمى به آفريدگان روا نمى‌دارد؛ «انَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَةٍ ...» «1» خداوند (حتى) به اندازه سنگينى يك ذرّه هم ستم نمى‌كند.
و چون ستمگرى زشت است، ستمگران را دوست ندارد:
«... وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ» «2» واژه «ظلم» و مشتقات آن در بسيارى از آيات قرآن مطرح و مورد نكوهش قرار گرفته و گوياى آن است كه اين پديده شوم تا چه حد زشت و مورد خشم خدا و خردمندان است. همچنين پيام همه آن آيات نورانى به پيروان راستين قرآن اين است كه تلاش كنند هرگز آلوده به ستمگرى نشوند و آن را از دوست و دشمن، دريغ دارند.
انسان مؤمن و خدمند همواره بايد در مرز عدالت گام بردارد و در محل كار و منزل و محلّه، نسبت به همكاران، فرادستان و فرودستان، همسر و فرزندان، همشهريان و همكيشان و همنوعان، كمترين ستمى روا ندارد چنانكه بايد به افكار و انديشه‌هاى متعالى و فرهنگ و آداب و رسوم انسانى پايبند باشند. حتى حق ندارد نسبت به مواهب طبيعى، حيوانات وحشرات و ساير پديده‌ها ستم روا دارد، چرا كه هر گونه ستمگرى با


صفحه 126

اسنانيت، شرافت، جوانمردى، ديانت و ديگر فضايل انسانى در تضادّ است و سرشت پاك آدمى آن را بر نمى‌تابد و فرجامى جز دوزخ قهر الهى ندارد:
«... انَّا اعْتَدْنا لِلظَّالِمينَ ناراً احاطَ بِهِمْ سُرادِقُها ...» «1» ما براى ستمگران آتشى تهيه ديده‌ايم كه سراپرده‌اش از هر سو بر آنان احاطه دارد! ضرورت ستم ستيزى‌ زشتى و پليدى ستمگرى به حدى است كه ما را از توضيح بيشتر بى نياز ميكند و اين نكته را مبرهن مى‌سازد كه آدمى- به هر مرام و آيينى كه گرايش دارد- نه تنها بايد دامان خويش را از ننگ ستم پاك نگه دارد بلكه موظّف است در هر شرايطى از هر گونه ستم جلوگيرى كند تا اين شعار مترقى قرآن تحقق يابد كه:
«لا تَظْلِمُونَ وَ لا تَظْلَموُنَ» نه‌ستم مى‌كنيد و نه زير بار ستم مى‌رويد! سرور دادگستران عالم، امام على (ع) نز به همگان چنين سفارش مى‌كند:
«كوُنا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْظَلوُمِ عَوْناً» «2» دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد.
ابعاد ستم ستيزى‌ ظلم و بيداد آتش سوزانى است كه اگر مهار نگردد، همه چيز را در كام خود فرو مى‌برد و همه ارزشهاى زندگى را به نيستى خواهد كشاند، به همين دليل براى خاموش كردن شعله‌هاى سركش آن، مراحلى در نظر گرفته شده كه ارتباط مستقيم با مقدار ستم و يا روحيه ستمگر دارد.
الف- دفاع ستم ديده‌


صفحه 127

انسانى كه در معرض ظلم قرار گرفته، بايد ابتدا خود در مقابله با آن و دفاع از حق خويش اقدام نمايد و در برابر ستمگر، نرمش و سازش نشان ندهد؛ در قرآن مجيد مى‌خوانيم:
«... لا تَظْلِموُنَ و لا تُظْلَموُنَ» «1» ستم نمى‌كنيد و ستم نمى‌كشيد.
بر اين اساس، هر مسلمانى كه مورد هجوم ظالم قرار مى‌گيرد، بايد در حدّ توان مقاومت كند، ديگران را به يارى خويش فراخواند يا از تيررس ستمگر فرار نمايد. «2» ب- مقابله دولت با ستمگرى‌ دولتها موظّفند زمينه هر گونه ستمگرى و ستم پذيرى را در جامعه نابود كنند و به هيچ كس اجازه كمترين ستم را ندهند، ضرورت چنين اقدامى نياز به هيچ برهانى ندارد و مورد تأكيد خردمندان است. حضرت امير در مقام خلافت با صلابت و تأكيد مى‌فرمايد:
«... وَ ايْمُ اللَّهِ لَانْصَحَنَّ لِلْخَصْمِ وَ لَانْصِفَنَّ لِلْمَظْلوُمِ» «3» به خدا سوگند، براى دشمن خيرخواهى كرده، داد مظلوم را خواهم ستاند.
اصلى ترين ك اخلاق فرماندهى و مديريت 133 مشكل گشايى‌ ار حكومت علوى اقامه عدالت- در همه ابعاد آن- و ستيز با ستم بود؛ ابن عباس مى‌گويد: اميرمؤمنان صلوات الله عليه، هنگام عزيمت به جنگ جمل، در محلى به نام «ذى قار» نشسته و كفش خود را وصله مى‌زد، از من پرسيد: قيمت اين كفش چقدر است؟
گفتم: هيچ ارزشى ندارد، فرمود:
«وَاللَّهِ لَهِىَ احَبُّ الَىَّ مِنْ امْرَتِكُمْ الَّا انْ اقيمَ حَقَّاً اوْ ادْفَعَ باطِلًا» «4» به خدا سوگند، اين كفش بى ارزش، از حكومت بر شما نزد من باارزشتر است، مگر اينكه‌


صفحه 128

حقّى را بر پاى دارم، يا باطلى را باز دارم.
ج- مردم‌ افراد جامعه نيز در اين باره مسؤوليتى خطير دارند و موظّفند به شكل انفرادى يا دسته جمعى در برابر ظالمان بايستند و به مظلومان يارى رسانند. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله يارانش را فرمان داده بود كه ستمديده را يارى نمايند. «1» امام صادق از پدرش حضرت باقر عليهماالسلام چنين نقل مى‌كند.
اگر پادشاه ستمگرى بخواهد فردى را بى سبب كتك بزند يا بكشد يا به او ستم كند؛ شما اگر نمى‌توانيد به ستمديده يارى رسانيد- نبايد در آنجا حضور يابيد، زيرا اگر مؤمن نزد مؤمن مظلومى باشد، واجب است او را كمك كند «2» حضرت رضا عليه السلام نيز فرمود:
«سِرْ خَمْسَةَ امْيالٍ انْصُرْ مَظْلوُماً وَ سِرْ سِتَّةَ امْيالٍ اغِثْ مَلْهوُفاً» «3» [اگر شده‌] پنج ميل راه برو و مظلومى‌را كمك‌كن و شش ميل راه برو و به‌فرياد ستمديده‌اى برس.
مردم دراين وادى آن‌قدر بايد حساس و پرتلاش باشند كه اگر در عمل ازعهده بركندن ستم برنيامدند، حداقل در انديشه آن باشند و در دل، به آن ظلم، تن در ندهند و گرنه شريك جرم ستمگران خواهند بود. امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
«الْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعينُ لَهُ وَ الرَّاضى‌ بِهِ شُرَكاءُ فيه» «4» ستم كننده، دستيار او و آن كه به ستم راضى باشد در آن سهيمند.
د- اراده الهى‌


صفحه 129

چه‌بسا گستردگى زمينه‌هاى ستم و تنومندى درخت ظلم، مردم و حكومتها را از رويارويى با آن باز دارد و توان مقابله را از آنان باز ستاند، با ستمگر دور از چشم مردم و حكومتها دست به بيداد بزند، در چنين مواردى تنها اراده ستم سوز الهى كارساز خواهد بود و ذات مقدّس او با الطاف بيكران خويش به يارى مظلوم مى‌شتابد و او را از چنگ ستمگر رهايى مى‌بخشد و بيدادگر را به كيفر مى‌رساند، علاوه بر آيات متعدد قرآن «1» در حديث قدسى نيز آمده است كه:
«يا موُسى‌ ... لا تَرْضِ بِالظُّلمِ و لا تَكُنْ ظالِماً فَانّى‌ للظّالِمِ بِمَرصَدٍ حَتّى‌ اديلَ مِنْه المَظْلوُمَ» «2» اى موسى! به ستم راضى نشو و خود نيز ستم نكن كه من در كمين ستمگرم تا انتقام مظلوم را از او بگيرم.
امام صادق عليه السلام نيز به نقل از پدر بزرگوارش مى‌فرمايد:
«انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى‌ حَكَمٌ عَدْلٌ يَأْخُذُ لِلْمَظْلوُمِ مِنَ الظَّالِمِ» «3» خداوند بزرگ داور دادگرى است كه داد ستمديده را از ستمگر مى‌ستاند.
يارى همه جانبه‌ آنچه ياد شد، منحصر به يارى مظلوم در برابر ضرر مالى وجانى نيست، بلكه هر گونه كمك به مؤمن را شامل مى‌شود وهمه موظّفند هر گونه ستمى را اعم از مادى و معنوى همچون ضرر مالى، آسيب جانى، استضعاف فكرى و فرهنگى، آسيب عرضى‌و ناموسى و ...
همه را از مؤمن دور سازند و اجازه ندهند كسى در هيچ يك از ابعاد ياد شده ستمى ببيند.



صفحه 130

رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله پيرامون ستم ستيزى فرهنگى مى‌فرمايد:
هر كس ضعيفى را در فهم و معرفتش كمك كند و به او ياد دهد كه چگونه با دشمنان دينى- كه باطل گرا هستند- بحث نمايد خداوند در سختيهاى جان دادن، ياريش مى‌كند وهركس انسان مشغول به دين و دنيا را در كارش يارى رساند تا كارش آسان شود، خداوند مزاحتمهاى شغلى او را مرتفع سازد «1» به جرأت مى‌توان گفت: اعانت مظلوم در بعد فرهنگى و فكرى، به مراتب از يارى فيزيكى او در مسائل مادّى ارزنده‌تر است؛ زيرا اگر فرد و جامعه در استضعاف فرهنگى به سر ببرند چه بسا زمينه‌هاى ستم پذيرى بيشترى را در خود فراهم آورند و ستمگران ديگرى را بر سرنوشت خويش حاكم سازند، اما اگر رشد فرهنگى يابند و از اسارت جهل و نادانى آزاد شوند، از درون خويش مى‌جوشند و حتى بدون يارى ديگران و با اتكاى بر تواناييهاى فكرى خود، زنجيرهاى اسارت و ستم را پاره مى‌كنند و اجازه هيچ گونه استثمار و ظلمى را به ديگران نمى‌دهند.
در بعد حيثيت و آبرو نيز هيچ مؤمنى نبايد مورد ستم واقع شود و همه موظّفند در حضور يا غياب همكيشان خود از آنان دفاع كنند و حرمتشان را پاس دارند، چرا كه ضربه‌زدن به عرض و آبروى مؤمن به مراتب از ستم مادّى و ظاهرى شكننده‌تر است. امام باقر عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«مَنِ اغْتيبَ عِنْدَهُ اخوُهُ الْمُؤْمِنُ فَلَمْ يَنْصُرْهُ وَ لَمْ يَدْفَعْ عَنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلى‌ نُصْرَتِهِ وَ عَوْنِهِ خَفَضَهُ اللَّهُ فِى الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ» «2» هر كس كه برادر مؤمنش نزد او غيبت شود و او با داشتن توانايى، وى را يارى نرساند و از آبرويش دفاع نكند، خداوند در دنيا و آخرت، او را بى‌مقدار سازد.