بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 128

حقّى را بر پاى دارم، يا باطلى را باز دارم.
ج- مردم‌ افراد جامعه نيز در اين باره مسؤوليتى خطير دارند و موظّفند به شكل انفرادى يا دسته جمعى در برابر ظالمان بايستند و به مظلومان يارى رسانند. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله يارانش را فرمان داده بود كه ستمديده را يارى نمايند. «1» امام صادق از پدرش حضرت باقر عليهماالسلام چنين نقل مى‌كند.
اگر پادشاه ستمگرى بخواهد فردى را بى سبب كتك بزند يا بكشد يا به او ستم كند؛ شما اگر نمى‌توانيد به ستمديده يارى رسانيد- نبايد در آنجا حضور يابيد، زيرا اگر مؤمن نزد مؤمن مظلومى باشد، واجب است او را كمك كند «2» حضرت رضا عليه السلام نيز فرمود:
«سِرْ خَمْسَةَ امْيالٍ انْصُرْ مَظْلوُماً وَ سِرْ سِتَّةَ امْيالٍ اغِثْ مَلْهوُفاً» «3» [اگر شده‌] پنج ميل راه برو و مظلومى‌را كمك‌كن و شش ميل راه برو و به‌فرياد ستمديده‌اى برس.
مردم دراين وادى آن‌قدر بايد حساس و پرتلاش باشند كه اگر در عمل ازعهده بركندن ستم برنيامدند، حداقل در انديشه آن باشند و در دل، به آن ظلم، تن در ندهند و گرنه شريك جرم ستمگران خواهند بود. امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
«الْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعينُ لَهُ وَ الرَّاضى‌ بِهِ شُرَكاءُ فيه» «4» ستم كننده، دستيار او و آن كه به ستم راضى باشد در آن سهيمند.
د- اراده الهى‌


صفحه 129

چه‌بسا گستردگى زمينه‌هاى ستم و تنومندى درخت ظلم، مردم و حكومتها را از رويارويى با آن باز دارد و توان مقابله را از آنان باز ستاند، با ستمگر دور از چشم مردم و حكومتها دست به بيداد بزند، در چنين مواردى تنها اراده ستم سوز الهى كارساز خواهد بود و ذات مقدّس او با الطاف بيكران خويش به يارى مظلوم مى‌شتابد و او را از چنگ ستمگر رهايى مى‌بخشد و بيدادگر را به كيفر مى‌رساند، علاوه بر آيات متعدد قرآن «1» در حديث قدسى نيز آمده است كه:
«يا موُسى‌ ... لا تَرْضِ بِالظُّلمِ و لا تَكُنْ ظالِماً فَانّى‌ للظّالِمِ بِمَرصَدٍ حَتّى‌ اديلَ مِنْه المَظْلوُمَ» «2» اى موسى! به ستم راضى نشو و خود نيز ستم نكن كه من در كمين ستمگرم تا انتقام مظلوم را از او بگيرم.
امام صادق عليه السلام نيز به نقل از پدر بزرگوارش مى‌فرمايد:
«انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى‌ حَكَمٌ عَدْلٌ يَأْخُذُ لِلْمَظْلوُمِ مِنَ الظَّالِمِ» «3» خداوند بزرگ داور دادگرى است كه داد ستمديده را از ستمگر مى‌ستاند.
يارى همه جانبه‌ آنچه ياد شد، منحصر به يارى مظلوم در برابر ضرر مالى وجانى نيست، بلكه هر گونه كمك به مؤمن را شامل مى‌شود وهمه موظّفند هر گونه ستمى را اعم از مادى و معنوى همچون ضرر مالى، آسيب جانى، استضعاف فكرى و فرهنگى، آسيب عرضى‌و ناموسى و ...
همه را از مؤمن دور سازند و اجازه ندهند كسى در هيچ يك از ابعاد ياد شده ستمى ببيند.



صفحه 130

رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله پيرامون ستم ستيزى فرهنگى مى‌فرمايد:
هر كس ضعيفى را در فهم و معرفتش كمك كند و به او ياد دهد كه چگونه با دشمنان دينى- كه باطل گرا هستند- بحث نمايد خداوند در سختيهاى جان دادن، ياريش مى‌كند وهركس انسان مشغول به دين و دنيا را در كارش يارى رساند تا كارش آسان شود، خداوند مزاحتمهاى شغلى او را مرتفع سازد «1» به جرأت مى‌توان گفت: اعانت مظلوم در بعد فرهنگى و فكرى، به مراتب از يارى فيزيكى او در مسائل مادّى ارزنده‌تر است؛ زيرا اگر فرد و جامعه در استضعاف فرهنگى به سر ببرند چه بسا زمينه‌هاى ستم پذيرى بيشترى را در خود فراهم آورند و ستمگران ديگرى را بر سرنوشت خويش حاكم سازند، اما اگر رشد فرهنگى يابند و از اسارت جهل و نادانى آزاد شوند، از درون خويش مى‌جوشند و حتى بدون يارى ديگران و با اتكاى بر تواناييهاى فكرى خود، زنجيرهاى اسارت و ستم را پاره مى‌كنند و اجازه هيچ گونه استثمار و ظلمى را به ديگران نمى‌دهند.
در بعد حيثيت و آبرو نيز هيچ مؤمنى نبايد مورد ستم واقع شود و همه موظّفند در حضور يا غياب همكيشان خود از آنان دفاع كنند و حرمتشان را پاس دارند، چرا كه ضربه‌زدن به عرض و آبروى مؤمن به مراتب از ستم مادّى و ظاهرى شكننده‌تر است. امام باقر عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«مَنِ اغْتيبَ عِنْدَهُ اخوُهُ الْمُؤْمِنُ فَلَمْ يَنْصُرْهُ وَ لَمْ يَدْفَعْ عَنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلى‌ نُصْرَتِهِ وَ عَوْنِهِ خَفَضَهُ اللَّهُ فِى الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ» «2» هر كس كه برادر مؤمنش نزد او غيبت شود و او با داشتن توانايى، وى را يارى نرساند و از آبرويش دفاع نكند، خداوند در دنيا و آخرت، او را بى‌مقدار سازد.



صفحه 131

گفتنى است كه يارى مظلوم منوط به درخواست او نيست و به‌محض اطّلاع، بايد بدان اقدام كرد چنان كه عدم يارى خواستن او نيز بهانه ترك اين كردار پسنديده نخواهد شد.
پاداش يارى رسان‌ مبارزه با ستم و يارى رساندن به مظلوم، خود ارزشى والاست كه بايد بدون هيچ چشمداشتى مغتنم شمرده‌شود، گرچه خداوند حكيم آثار گرانقدرى را در دو سرا بر اين كردار شايسته بار كرده است، از جمله؛ 1- زدودن گناهان‌ اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
«مِنْ كَفَّاراتِ الذُّنُوبِ الْعِظامِ اغاثَةُ الْمَلْهوُفِ و التَّنْفيسُ عَنِ الْمَكْروُبِ» «1» يكى از راههاى زدودن گناهان بزرگ، فريادرسى مظلوم و رهاسازى فرد گرفتار است.
2- توجّه خدا امام صادق عليه السلام فرمود:
«اربَعَةٌ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ؛ مَنْ اقالَ نادِماً اوْ اغاثَ لَهْفانَ ...» «2» خداوند، روز قيامت به چهاركس نظر لطف مى‌اندازد؛ كسى كه انسان پشيمانى را عفو كند به يا فرياد بيچاره‌اى برسد 3- استوارى قدم‌ رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده كه خداوند به حضرت داوود عليه السلام فرمود:



صفحه 132

«لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ يُعينُ مَظْلوُماً او يَمْشى‌ مَعَهُ فى‌ مَظْلَمَتِهِ الَّا اثْبِتُ قَدَ مَيْهِ يَوْمَ تَزِلُّ الْاقْدامُ» «1» هيچ بنده‌اى نيست كه ستمديده‌اى را يارى رساند يا در رفع ستم از او گام بردارد جز اينكه گامهايش را در روزى كه قدمها بلرزد استوار دارم.
4- اجر فراوان‌ رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
هركس مؤمنى را كمك كند تا از غم و اندوه و گرفتارى نجات يابد، خداوند، ده حسنه برايش مى‌نويسد، ده درجه بر درجاتش مى‌افزايد، ثواب آزادسازى ده بنده به او عطا مى‌كند، ده بدى را از او مى‌گرداند و روز قيامت شفاعت ده نفر را به او مى‌سپارد. «2» 5- همنشينى پيامبر امام رضا از پدرانش عليهم السلام از رسول خدا چنين نقل مى‌كند.
من، على، شيعيان و كسى كه مظلومى را مدد رساند، باهم خواهيم بود. «3» امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
«مَنْ ارادَ انْ يُدْخِلَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فى‌ رَحْمَتِهِ وَ يُسْكِنَهُ جَنَّتَهُ ... وَلْيُعِنِ الضَّعيفَ» «4» هر كس مى‌خواهد خداوند بزرگ او را در رحمتش غوطه‌ور سازد و در بهشتش جاى دهد بايد ضعيف را يارى رساند.



صفحه 133

مشكل گشايى‌ مشكل گشاي اخلاق فرماندهى و مديريت 138 پاداش گره گشايى ص : 137 ى، يعنى آسان كردن كارهاى دشوار و غالب آمدن بر آنها. «1» پس مشكل گشا كسى است كه گره از دشواريهاى فكرى و عملى مردم بگشايد و آنان را در رسيدن به اهداف انسانى و سعادت، كمك نمايد.
در فرهنگ اسلام، از مشكل گشايى با عنوان «تَفْريجُ كَرْبِ الْمُؤمِن» ياد شده و در شمار خصلت‌هاى بارز انسانى آمده است.
ضرورت و اهميت‌ طبيعت زندگى در اين دنيا چنين است كه در زندگى فردى و اجتماعى افراد، گاه و بى گاه، مشكلات خرد و كلان، خودنمايى مى‌كند؛ برخى از اين مشكلات، توسط افراد مبتلا قابل حل است و لى برخى از مشكلات بايد با كمك ديگران، برطرف گردد و در اينجا شركت افراد خيّر و خوش طينت كارگشاست.
آدمى بايد نسبت به مشكلات زندگى افراد فاميل، همسايگان، همكاران، زيردستان، هموطنانو حتّى همنوعان در ديگر كشورها حساسيت داشته باشد و در حل آنها پيشقدم باشد. چنين روحيه‌اى تا آنجا اهميت دارد كه رهبر بزرگوار اسلام، حضرت محمد (ص) مى‌فرمايد:



صفحه 134

«مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنادى‌ يا لِلْمُسْلِمينىَ فَلَمْ يُحْبِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمْ» «1» هر كس بشنود مردى مسلمانان را به فرياد مى‌طلبد ولى به فريادش نرسد، مسلمان نيست. امير مؤمنان (ع)، برطرف ساختن نياز ديگران را نعمتى الهى دانسته، مى‌فرمايد:
«انَّ حَوائِجَ النَّاسِ الَيْكُمْ نِعْمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ» «2» همانا نياز مردم به شما، نعمتى است از ا برايتان.
و مؤمن خردمند نه تنها از مشكلات مردم خسته و دلگير نمى‌شود بلكه چون آن را نعمت الهى مى‌داند، به دنبال آنها مى‌گردد تا با برطرف ساختن هر مشكلى، بر نعمت جديدى دست يابد.
امام باقر (ع) نيز در اهميت اين عمل خداپسندانه مى‌فرمايد:
«ثلاث خصال هن من احب الاعمال الى الله؛ مسلم اطعم مسلما من جوع و فك عنه كربته و قضى عنه دينه» «3» سه خصلت، محبوب‌ترين اعمال در نزد خداست: 1- مسلمانى، مسلمان ديگرى را غذا بدهدو از گرسنگى برهاند؛ 2- گرفتارى اش را برطرف سازد؛ 3- بدهى اش را بپردازد.
سيره معصومين (ع)
از جمله بركات وجود مقدّس معصومين عليهم السلام، مشكل گشايى و غمزدايى از كار و دل مؤمنان است، آن بزرگواران در هر عصرى، سبب آرامش دلها و گشاينده گره‌هاى كور زندگى و آسان شدن كارها هستند، چنانكه در زيارت جامعه خطاب به آنها مى‌گوييم:



صفحه 135

«بكم ينفس الهم و بكشف العز ... بكم اخرجنا الله من الذيل و فرج عنا عمرات و الكروب» «1» خداوند به سبب شما اندوه را مى‌زدايد و پريشانى را برطرف سازد ... به سبب شما ما را از زبونى رهانيده و اندوههاى جانكاه ما را زدوده است. سيره و روش آن بزرگواران اين چنين بود كه به هيچ نيازمندى، پاسخ منفى نمى‌دادند و از كنار هيچ مشكلى، بى تفاوت عبور نمى‌كردند. يكى از ياران رسول خدا (ص) مى‌گويد:
«پيامبر (ص) هيچ وقت در اقدام وهمراهى كردن با پا برهنگان و مساكين و در رفع نياز و مشكل آنان دريغ نورزيد و تكبّر نكرد.» «2» ابى رافع- صحابى پيامبر (ص)- مى‌گويد:
رسول خدا (ص) بدهكار را در زمينه پرداخت قرض، كمك مى‌كرد، تنگدست را نجات مى‌داد و هيچ كس را از بخشش خود بى نصيب نمى‌ساخت و در زمان قحطى، به ديگران مى‌بخشيد، همين طور از ياران تهيدست خود، پذيرايى مى‌كرد و به آنان كه قصد سفر داشتند، خرجى راه مى‌پرداخت. «3» سعيد بن قيس همدانى مى‌گويد:
روزى در شدت گرما، امير مؤمنان (ع) را در سايه ديوارى ديدم، عرض كردم: امام! در اين گرما اينجا چه مى‌كنيد؟ فرمود:
«ما خَرَجْتُ الَّا لِاعينَ مَظْلوُماً اوْ اغيثَ مَلْهوفاً» «4» از منزل خارج نشدم جز براى يارى ستمديده با فرياد رسى يك بيچاره! امام حسن مجتبى (ع) مشغول طواف (مستحبى) خانه خدا بود كه شخصى به آن حضرت مراجعه و درخواست نياز كرد. امام (ع) طواف را رها كرد و به حل مشكل او