«بكم ينفس الهم و بكشف العز ... بكم اخرجنا الله من الذيل و فرج عنا عمرات و الكروب» «1» خداوند به سبب شما اندوه را مىزدايد و پريشانى را برطرف سازد ... به سبب شما ما را از زبونى رهانيده و اندوههاى جانكاه ما را زدوده است. سيره و روش آن بزرگواران اين چنين بود كه به هيچ نيازمندى، پاسخ منفى نمىدادند و از كنار هيچ مشكلى، بى تفاوت عبور نمىكردند. يكى از ياران رسول خدا (ص) مىگويد:
«پيامبر (ص) هيچ وقت در اقدام وهمراهى كردن با پا برهنگان و مساكين و در رفع نياز و مشكل آنان دريغ نورزيد و تكبّر نكرد.» «2» ابى رافع- صحابى پيامبر (ص)- مىگويد:
رسول خدا (ص) بدهكار را در زمينه پرداخت قرض، كمك مىكرد، تنگدست را نجات مىداد و هيچ كس را از بخشش خود بى نصيب نمىساخت و در زمان قحطى، به ديگران مىبخشيد، همين طور از ياران تهيدست خود، پذيرايى مىكرد و به آنان كه قصد سفر داشتند، خرجى راه مىپرداخت. «3» سعيد بن قيس همدانى مىگويد:
روزى در شدت گرما، امير مؤمنان (ع) را در سايه ديوارى ديدم، عرض كردم: امام! در اين گرما اينجا چه مىكنيد؟ فرمود:
«ما خَرَجْتُ الَّا لِاعينَ مَظْلوُماً اوْ اغيثَ مَلْهوفاً» «4» از منزل خارج نشدم جز براى يارى ستمديده با فرياد رسى يك بيچاره! امام حسن مجتبى (ع) مشغول طواف (مستحبى) خانه خدا بود كه شخصى به آن حضرت مراجعه و درخواست نياز كرد. امام (ع) طواف را رها كرد و به حل مشكل او
پرداخت، يك نفر به او اعتراض كرد و گفت: آيا طواف خانه خدا را به خواهش يك نفر، ترك مىگويى؟
امام در پاسخ فرمود:
چرا چنين نكنم؟ در حالى كه پيامبر خدا (ص) فرموده است: «هر كس در پى حاجت برادر مسلمانش برورد و آن را برآورده سازد، ثواب يك حج و عمره را دارد و اگر برآورده نشود، ثواب عمره دارد!» من علاوه بر اينكه به ثواب حج و عمره نايل مىشوم، بازگشته، به طواف خود نيز مىرسم. «1» حفظ آبروى نيازمند مشكل گشا امين مردم است و بايد حرمت و آبروى نيازمندان را پاس دارد و هيچ خدمتى را با آبروى مؤمن برابر نداند و بداند كه لكه دار كردن حيثيت مؤمن، علاوه بر اينكه يك عمل ناجوانمردانه و نابخردانه وگناهى بزرگ است، اجر و پاداش كار انجام شده را نيز پايمال مىكند. قرآن مجيد مىفرمايد:
«يا ايها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذى» «2» اى كسانى كه ايمان آوردهايد، صدقههاى خويش را با منّت نهادن و اذيت كردن تباه نسازيد.
بنابراين هر گونه رفع نياز و حل مشكل، آنگاه ارزش دارد كه با منّت، تحقير و توهين توأم نگردد. به همين دليل، جوانمردان عالم سعى مىكنند كار نيك آنان پوشيده باشد و حتى نيازمند هم از آن آگاه نگردد. چنانكه نقل شده: امام سجاد (ع) حدود يكصد خانوار از اهل مدينه را سرپرستى مىكرد و همه نيازمندىهاى آنان را برآورده مىساخت ولى آنان نمىدانستند كه از سوى چه كسى تأمين مىشوند و پس از آنكه امام رحلت فرمودند، به اين نكته پى بردند. «3»
حضرت كاظم (ع) نز به تفقّد مسكينان مدينه مىپرداخت و شبانه پول و كالا به آنان مىرساند به گونهاى كه ندانند اين اموال از سوى چه كسى بوده است. «1» از سوى ديگر مؤمنان آزاده بايد سعى كنند در مرحله اوّل حلمشكل خويش را از خدا بخواهند كه مشكل گشاى حقيقى اوست واگر به ناچار بايد به بندگان او رجوع كرد، پيش هر كس و ناكسى، دست نياز دراز نكنند بلكه حاجت خويش را به كريمان وجوانمردان، عرضه كنند، تا هم زودتر به مقصد برسند و هم حرمت و آبرويشان محفوظ بماند. از اين رو رسول اكرم (ص) به امير مؤمنان (ع) سفارش مىكند كه چنين دعا كند «اللهم لا تحجونى الى شرار خلقك» «2» خدايا مرا به بندگان بدِ خويش محتاج نكن! سخنسراى شيراز را در اين مقام، نكتهاى جالب است:
مرا حاجى اى شانه عاج داد كه رحمت بر اخلاق حجاج باد شنيدم كه بارى سگم خوانده بود كه از من به نوعى دلش مانده بود بينداختم شانه كاين استخوان نمىبايدم، ديگرم سگ بخوان «3» پاداش گره گشايى خصال و اعمال نيك، علاوه بر حسن ذاتى به طور قطعى آثار ارزشمندى نيز در پى دارد كه زيبايى آنها را دوچندان مىكند ويك خوبى سبب خوبيهاى ديگر مىشود، در اينجا برخى از دستاوردهاى گره گشايى را از لابه لاى كلمات حكيمانه معصومين عليهم السلام، مرور مى كنيم:
الف- گره گشايى امام صادق (ع) مىفرمايد:
«ايما مؤمن نفس عن مؤمن كربة و هو معسر يسر الله له حوائجه فى الدنيا و الاخرة» «1» هر مؤمنى، از مؤمن گرفتارى، مشكلى را حل كند، خداوند نيازمنديهاى او را در دنيا وآخرت، برآورده سازد.
ب- شادى روح امام رضا (ع) مىفرمايد:
«من فرج عن مؤمن فرج الله قلبه يوم القيامة» «2» هر كسى در كار مؤمنى گشايش حاصل كند، خداوند در روز قيامت، قلبش را شاد فرمايد.
امام صادق (ع) نيز مىفرمايد:
«من نفس عن مؤمن كربة نفس الله عنه كرب الاخرة و خرج من قبره و هو ثلج الفؤاد» «3» كسى كه مشكل مؤمنى را بگشايد، خداوند مشكلات آخرتش راحل كند و با دلى خنك (و شاد) از قبرش خارج شود.
ج- درجات عالى پيامبر اكرم (
اخلاق فرماندهى و مديريت 145 سرعت عمل ص : 143 ص) مىفرمايد:
«من اغاث اخاه المؤمن حتى يخرجه من هم و كربة و ورطة كتب الله له عشر حسنات و رفع له عشر درجات و اعطاه ثواب عتق عشر نسمات و دفع عنه عشر نقمات و اعد له يوم القيامة عشر شفاعات» «4» هر كس به فرياد برادر مؤمنش برسد و او را از يك غم و مشكل وگرفتارى نجات دهد، خداوند ده حسنه برايش بنويسد، مقامش را ده درجه بالا برد، پاداش آزاد كردن ده
بنده به او عطا فرمايد، ده بدى را از او دور سازد و زمينه شفاعت ده نفر را در قيامت برايش فراهم كند.
د- بهشت و رحمت الهى و در نهايت، انسان مشكل گشا به سبب اين خصلت نيكوى انسانى، مشمول لطف و رحمت الهى قرار گرفته، به بهشت برين وارد خواهد شد.
همان حضرت مىفرمايد:
«من فرج عن اخيه كربة من كرب الدنيا نظر الله اليه برحمة فنال بها الجنة ...» «1» هر كسى يكى از مشكلات دنيوى برادرانش را حل كند، خداوند با ديده رحمت به او بنگرد كه در سايه آن به بهشت الهى نايل آيد.
پرسش 1- مشكل گشايى چيست و مشكل گشا كيست؟
2- سيره معصومين (ع) درباره مشكل گشايى به طور خلاصه توضيح دهيد.
3- رفع نياز و حل مشكل ديگران در چه صورتى ارزشمند است؟
4- وظيفه مؤمنان آزاده در حل مشكل خود چيست؟
5- در روايات براى مشكل گشايى چه پاداشهاى ذكر شده است؟
پرهيز از شتابزدگى شتابزدگى با عجله معناى اقدام به كار پيش از فراهم شدن موعد (و شرايط مقدمات) آن است. «1» در مقابل عجله، «تأنى» و «تثبّت» قرار دارد كه به معناى درنگ و سنجش همه جانبه كار است. «2» نكوهش شتابزدگى تجربه، خرد و دين بر زشتى، زيانبارى و محكوميت عجله اتفاق نظر دارند و به نكوهشى آن پرداختهاند؛ راغب اصفهانى، منشأ شتابزدگى را هوا و هوس دانسته است «3» و هر گونه هواپرستى نيز از نظر شرع و عقل، محكوم است.
امير مؤمنان (ص)، شتابزدگى را برخاسته از حماقت دانسته، مىفرمايد:
«من الحمق العجلة قبل الامكان» «4» شتاب پيش از اكان (انجام كار) از ابلهى است.
رسول اكرم (ص) نيز منشأ تأنّى و عجله را چنين بيان مىند:
«الاناة من الله و العجلة من الشيطان» «1» تأنّى از ناحيه خداوند و شتابزدگى از ناحيه شيطان است.
واضح است كه شيطان، دشمن قسم خورده انسان است و همه پيشنهادها و وسوسههاى او به طور قطع به زبان آدمى است. به همين دليل يك مدير و فرمانده مؤمن و رحمانى، بايد تلاش كند گرفتار اين خصلت شيطانى نشود و همهئ كارهاى خود را با دورانديشى، تدبّر وتأنّى، شروع كند و به پايان برد و هيچ كارى را با عجله انجام ندهد.
فرجام شتابزدگى خصلتهاى شيطانى به طور قطع، مفسدهانگيز و زيان آفرين اند و هر يك از آنها علاوه بر اينكه خود، زشت و نكوهيدهاند، پيامدهاى ناهنجارى را نيز سبب مىشوند كه زبر زشتى آنها مىافزايد، برخى از پيامدهاى عجله كارى را در زير مىخوانيد:
1- ندامت كارهايى كه بدون تدبّر و فكر و انديشه، شروع شود، به طور معمول به شكست و بدفرجامى مىانجامد و پشيجمانى به بار مىآورد، چنانكه فرصتهاى طلايى و امكان انجام دوباره كار را نيز از دست مىدهد؛ امام على (ع) مىفرمايد:
«اياك و العجل فانه عنوان الفوت و الندم» «2» از شتابزدگى بپرهيز كه سرآغاز از دست رفتن (فرصت) و پشيمانى است.
2- ناكامى تعجيل و شتابزدگى، سبب مىشود كه آدمى، همه جوانب كار را نسنجد و از اين طريق، برخى از اسباب موفقيت را از دست مىدهد و در نتيجه به پيروزى مورد نظر دست نمىيابد و ناكام مىماند. به تعبير امير مؤمنان (ع)