بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 14

5- بقاى مديريت‌ بقا و استحكام مديريّت و رهبرى به عوامل مختلفى از جمله عوامل اخلاقى و نفسانى نياز دارد. امام على عليه السلام مى‌فرمايد:
«مَنْ عَمِلَ بِالْعَدْلِ حَصَّنَ اللَّهُ مُلْكَهُ» «1» هر كسى به دادگرى رفتار نمايد، خداوند فرمانروايى‌اش را نگهدارد.
«ثُباتُالدُّوَلِ بِاقامَةِ سُنَنِ الْعَدْلِ» «2» پايدارى دولت‌ها به برپاداشتن سنّت‌هاى دادگرى است.
6- آفت‌هاى مديريت‌ عوامل مختلفى مى‌تواند پايه‌هاى حكومت و مديريت را سست كند و حتّى موجبات نابودى آن را فراهم آورد. پيشوايان معصوم عليهم السلام دراين زمنيه از عواملى سخن گفته‌اند كه از مقوله اخلاق است. امام على عليه السلام مى‌فرمايد:
1- «آفَةُ الرِّياسَةِ الْفَخْرُ» «3» بر خويش باليدن، آفت رياست است.
2- «مَنْ عامَلَ رَعِيَّتَهُ بِالظُّلْمِ ازالَ اللَّهُ سُبْحانَهُ دَوْلَتَهُ وَ عَجَّلَ بِوارِهِ وَ هَلْكَهُ» «4» هر كس با رعيتش به ستم رفتار كند، خداوند دولتش را از بين ببرد و تباهى و هلاكتش را سرعت بخشد.



صفحه 15

پرسش‌ 1- شرايط و لوازم مديريت را نام ببريد.
2- مفهوم و موضوع اخلاق مديريت را بيان كنيد.
3- عوامل شايستگى مديران در فرمان امام على به مالك اشتر كدام است؟
4- دو آفت مديريت را شرح دهيد.



صفحه 16

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 17

شرح صدر واژه «شرح» براى بسط و پهن شدن گوشت و مانند آن به كار مى‌رود و «شرح صدر» يعنى، گشادگى سينه و بسط سينه به وسيله نور، آرامش وروح خدايى. «1» علّامه طباطبايى مى‌نويسد: «مراد زا شرح صدر پيامبر صلى الله عليه و آله، فراخى سينه اوست بگونه‌اى كه از يك سو وسعت و توان دريافت وحى و رسالت الهى را داشته باشد و از سوى ديگر، مصيبت‌ها، سختى و اذيت در راه خدا را تاب آورد و به عبارت ديگر، جان مقدّس پيامبر صلى الله عليه و آله، آمادگى كافى براى دريافت فيض الهى را داشته باشد.» «2» از رسول اكرم صلى الله عليه و آله پيرامون شرح صدر پرسيدند، ايشان پاسخ داد:، «نوُرٌ يُقْذِفُهُ اللَّهُ فى‌ قَلْبِ الْمُؤمِنِ فَيَشْرَحُ صَدْرَهُ وَ يَنْفَسِخُ» فروغى است كه خدا در دل مؤمن مى‌افكند و سينه‌اش را توسعه مى‌دهد و باز مى‌شود. پرسيدند: آيا نشانه‌اى دارد تا بدان شناسايى شود؟ فرمود:
نَعْمَ التَّجافى‌ عَنْ دارِ الْغُرورِ وَ الْانابَةُ الى‌ دارِ الْخُلؤُدِ وَ الْاعْدادُ لِلْمَوتِ قَبْلَ‌


صفحه 18

نُزوُلِ الْمَوْتِ» «1» آرى، بريدن از سراى نيرنگ، روى آوردن به سراى جاويد و آمادگى براى مرگ، پيش از فرود آن [نشانه شرح صدر است‌].
شرح صدر، ضرورت رهبرى الهى‌ اولياى الهى، حلقه اتصال خدا و خلق و واسطه فيض الهى اند. اين مسؤوليت خطير ايجاب مى‌كند كه از يك سوى گيرنده وحى و فيض الهى و امانت دار خدا در زمين شوند واز ديگر سو، اين پيام و دستورات الهى را به مردم ابلاغ نمايند.
انجام مسؤوليت بسيار مهم رسالت، يعنى گنجاندن اقيانوس معارف الهى در سينه خود وجارى ساختن آن در جويبارهاى دل‌هاى مردم، كار آسانى نيست و سينه‌اى سترگ به پهناى آسمان و به صلابت كوه مى‌خواهد.
خداوند منّان براى آن كه پيامبران الهى توان انجام اين دو كار توانفرسا را داشته باشند، اكسير «شرح صدر» را آفريد و آن را به پيام آوران خود هديه كرده است.
حضرت موسى عليه السلام، وقتى به دريافت رسالت خدا مفتخر گرديد، احساس كرد كه براى ادامه راه، به شرح صدر نياز دارد، از اين رو ملتمسانه از خدا چنين خواست:
«رَبِّ اشْرَحْ لى‌ صَدْرى‌ و يَسِّرْلى‌ امْرى‌ وَاحْلُلْ عُقْدَةٍ مِنْ لِسانى‌ يَفْقَهوا قَوْلى‌» «2» پروردگارا! سينه‌ام را فراخ فرماى و كارم را آسان ساز و گره از زبانم بگشاى تا سخنم را بفهمند.
رسول گرامى اسلام نيز، پيش از درخواست، آن را دريافت كرده بود:
«الَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكْ، وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذى‌ انْقَضَ ظَهْرَكْ» «3» آيا سينه ات را فراخ نكرديم و بار گرانى كه نزديك بود كمرت را بشكند، از دوشت‌


صفحه 19

برنداشتيم؟! فيض كاشانى در تفسير اين آيه شريفه، بنابر قولى مى‌نويسد: «يعنى، سينه ات را با علم و حكمت، دريافت وحى و صبر در برابر آزار و سختى‌ها، گشاد گردانديم تا اينكه گنجايش مناجات حق را از [يك طرف‌] و دعوت خلق را [از سوى ديگر] داشته باشد.
پس آن حضرت، حاضر و غايب بود.» «1» آيا حديث حاضر غائب شنيده‌اى؟ من در ميان جمع و دلم جاى ديگر است‌ بر اين اساس، رهبرى الهى، ايجاب مى‌كند كه هم توان و ظرفيت دريافت معارف سنگين و ارزشمند وحى و ارتباط با مبدأ قدرت و علم مطلق را داشته باشد و هم در مقابل، مشكلات و آزارهايى كه به طور طبيعى بر سر راه دعوت به سوى حق نهفته است، تاب آورد.
شرح صدر و مديريت‌ با توجه به آنچه گذشت، عموم مسلمانان- به ويژه دست اندركاران امور- با الهام از سيره پيشوايان معصوم بايد به چنين زينتى آراسته باشند تا بتوانند از عهده مسؤوليتى كه بر دوش آنهاست برآيند؛ زيرا كسى كه شرح صدر ندارد، در برابر پست و مقام خود را مى‌بازد، گنجايش پذيرش سختى‌ها وناملايمات را ندارد، از قدرت شورش و عصيان بر ستمگران و تسليم در برابر حق بى بهره است و خلاصه از روحى بلند، فكرى گسترده، بينشى تيز و ديدى وسيع نصيبى ندارد، و سرانجام اخلاق فرماندهى و مديريت 25 الف - جاذبه ها ص : 25 در صحنه‌هاى سياسى- اجتماعى، بروز ناملايمات و هجوم حوادث سهمگين از پا در مى‌آيد.
درباره نقش عظيم شرح صدر در همه فراز و نشيب‌هاى زندگى همين بس كه رهبران الهى در حسّاسترين وقت دعا، از خداوند شرح صدر درخواست مى‌كردند، چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
اكْثَرُ دُعائى‌ وَ دُعاهُ الْانْبِياءِ قَبْلى‌ بِعَرَفَةَ الَّلهُمَّ اشْرحْ لى‌ صَدْرى‌ وَ يَسِّرْلى‌


صفحه 20

امْرى‌» «1» بيشترين دعاى من و پيامبران پيش از من در عرفه اين است كه ... خدايا! به من شرح صدر بده و كارم را آسان كن.
امام على عليه السلام نيز به نقش شرح صدر در صحنه مديريت اشاره كرده، مى‌فرمايد:
«آلَةُالرِّياسَةِ سِعَةُالصَّدْر» «2» شرح صدر وسيله رياست است.
جلوه‌هاى شرح صدر جلوه‌هاى شرح صدر را با مطالعه در حالات افراد در مرحله بينش و عمل، به خوبى مى‌توان مشاهده كرد؛ بعضى از انسان‌ها روحشان چنان باز و گشاده است كه احساس قدرت و رياست، علم و دانايى، خوشى و ناخوشى، ... ظرف دل آنها را در معرض ريزش قرار نمى‌دهد و آمادگى پذيرش هر واقعيتى- هر چند بزرگ- را داردند. در مقابل، بعضى نيز روحشان چنان تنگ و محدود است كه احساس كمترين علم و دانايى، قدرت وتوانايى و رياست و حكومت، خوشى و راحتى و ناخوشى و ناراحتى صفحه دل آنها را مى‌لرزاند و تعادل روحى شان را برهم مى‌زند، بطورى كه جايى براى نفوذ هيچ حقيقتى در آن باقى نمى‌ماند.
اينك به جلوه هايى از شرح صدر در دو مرحله بينش و عمل اشاره مى‌كنيم.
الف- مرحله بينش‌ شرح صدر در ملحه بينش، به وسعت روح، بلندى فكر و گستردگى افق عقل آدمى و در نتيجه، ظرفيت پذسيرش سخن حق گفته مى‌شود. شرح صدر در اين مرحله به خاطر اسلام است و اسلام عبارت است از تسليم در برابر خدا و آنچه او اراده كرده است و او هم چيزى جز حق، اراده نمى‌كند. كسى كه از نعمت شرح صدر برخوردار است‌


صفحه 21

روحيه‌اى مى‌يابد كه هر سخن حقّى را با بصيرت و شناخت مى‌پذيرد. قرآن كريم مى‌فرمايد:
«فمن يرد الله ان يهديه يشرح صدره للاسلام و من يرد ان يظله يجعل صدره ضيفا حرجا ...» «1» هر كس را خدا بخواهد هدايت كند، سينه‌اش را براى اسلام مى‌گشايد و هر كس را بخواهد گمراه كند، سينه‌اش را تنگ مى‌كند.
شرح صدر در اين آيه شريف به معناى گشادگى ووسعت سينه (دل) وكنايه از آمادگى براى قبول قول حق و اسلام است.
ب- مرحله عمل‌ شرح صدر در مرحله عمل، همان وسعت روح و ظرفيت در تحمل ناملايماتى است كه انسان در مسير زندگى مى‌بيند. برخى از نمودهاى شرح صدر در اين مرحله عبارت است از:
1- شرح صدر در مسند قدرت: بعضى از دل‌ها بقدرى كوچكند كه احساس كمترين قدرت آنها را پر مى‌كند و با لبريز شدن ظرف دل، تعادل آنها به هم مى‌خورد، در فراز و نشيب‌هاى مسؤوليتى خود، متانت و وقار خويش را از دست مى‌دهند، موفقيت‌ها و پيروزى‌ها صفحه دل آنها را پر كرده، با اندك موفقيتى شاد و با كوچك‌ترين شكستى غمگين، پژمرده و نااميد مى‌گردند، خود را گم مى‌كنند و در نتيجه از درك مسائل و مشكلات اطراف خود غافل مى‌شوند.
در مقابل، بعضى نيز آنقدر از وسعت نظر و ظرفيت روحى برخوردارند كه احساس قدرت و حكومت بر همه جهان، دل آنها را پر نمى‌كند و اگر حكومت دنيا را نيز به آنها بدهند، كوچكترين تغييرى در زندگى خصوصى و برخوردهاى عمومى آنها پديد نمى‌آيد.
اين دسته از كنار مسائل سياسى و اجتماعى، بزرگوارانه مى‌گذرند و در مقابل‌