بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 144

سرعت عمل، به معناى پيشى گرفتن درامرى است كه همه مقدمات و شرايط آن فراهم آمده است. در چنين مواردى نبايد فرصت را از دست داد و كار ضرورى و لازم- در صورت فراهم بودن زمينه‌ها- هر چه زودتر انجام پذيرد، پسنديده‌تر است. قرآن مجيد، در كارهاى خير، دستور به سرعت و سبقت مى‌دهد و مى‌فرمايد:
«.. فاستبوا الخيرات ...» «1» در نيكى‌ها از يكديگر، پيشى بگيريد.
امير مؤمنان (ص)، خواستگاه شتابزدگى و تأنّى در كار پسنديده را يكى دانسته و به طور حتمى آن‌ها را محكوم كرده، مى‌فرمايد:
«من الخرق الاجلة قبل الامكان و الانات بعد اصابة الفرسة» «2» شتاب پيش از به دست آوردن فرصت و تأنّى بعد از يافتن‌فرصت، از ابلهى است.
بنابراين روايت شريف، انسان خردمند همانطور كه نبايد به خصلت نكوهيده شتابزدگى آلوده گردد، لازم است از خصلت زيباى سرعت عمل در كار نيك و كراهاى آماده اقدام برخوردار باشد و به قول معروف؛ «در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست» نكوهش سستى و كاهلى، بيكارى، تسويف (كار امروز را به فردا افكندن)، نيز تا حدودى به سرعت عمل ارتباط پيدا مى‌كند.
پيشگيرى از شتابزدگى‌ براى پيشگيرى از شتابزدگى، راه‌هاى متعددى وجود دارد از جلمه:
1- عبرت آموزى‌ انديشه وتفكر در فرجام گذشتگان و شكست خوردگان و عبرت گرفتن از آنان، سبب هشيارى و پرهيز از شتابزدگى مى‌گردد. امير مؤمنان (ع) در نامه‌اى خطاب به امام مجتبى (ع) مى‌نويسد:
«پسرم، من گرچه با پيشينيان نزيسته‌ام، اما در كارهايشان نظر كرده‌ام و دراخبارشان‌


صفحه 145

انديشيدم و اخلاق فرماندهى و مديريت 150 سرعت عمل ص : 143 در آثارشان گرديدم تا اينكه گويى يكى از آنان شدم بلكه آنقدر بر زواياى زندگى آنها مسلط شدم كه گويا با نخستين و آخرين آنها زندگى كرده‌ام، در نتيجه، صفاى آن را از تيره‌اش و سودش را از ضرررش باز شناختم ...» «1» 2- رايزنى:
مشورت و رايزنى با انسان‌هاى خردمند و مجرب، غرور وشتاب را مى‌شكند و نقش تعرير كننده‌اى در اين باره ايفا مى‌كند و با رفع محدوديت فكرى و اطلاعاتى زمينه شتابزدگى را نابود مى‌سازد. همينطور، مشورت، افكارديگران را به مدد مى‌خواند ودر واقع، فكر و انديشه آنان را در كار مورد نظر، شركت مى‌دهد چنانكه امام على (ع) مى‌فرمايد:
«من شاور الرجال شاركها فى عقولها» «2» هر كس با مردان مشورت كند، در انديشه آنان، سهيم شده است.
3- تمرين تأنّى:
تعمل و انديشه در هر كارى، لازمه خردمندى است و اگر چنين روحيه‌اى در كسى نبياشد يا ضعيف باشد، بايد در فكر ايجاد و تقويت آن برآيد تا به چنين زيور اخلاقى، آراسته گردد. براى دستيابى بدين منظور، تلقين و تنرين تأنى و انديشه پيرامون كار مورد نظر تا حدّ زيادى مشكل گشا است.
امير مؤمنان (ع) در اين مورد نيز چنين رهنمود مى‌دهد:
«قَرِّر ثُمَّ اقطع و فكر ثم انطق و تبين ثم اعمل» «3» اندازه بگير سپس ببُر، بينديش آنگاه سخن گو و آگاه شو سپس اقدام كن.
4- سنجش و گزينش‌ آدمى بايد بر اساس توانايى و امكانات خود، كار و مسؤوليت بپذيرد، در اين صورت‌


صفحه 146

مى‌تواند با خاطرى آسوده، وقت كافى، امكانات لازم و دقت عمل مناسب، دست به كار شود و از عهده آن به خوبى برآيد. رهنمود دلنشين امام على (ع) در اين باره نيز چنين است:
«رحم الله امرء عرف قدره و لم يتعد طوره» «1» خدا رحمت كند كسى را كه قدر خويش را بشناسد و پاى از مرزش فراتر ننهد! حكمت و عدالت نيز چنين اقتصا مى‌كند كه مدير، مسؤول و فرمانده، هيچ گاه در پذيرش مسؤوليت، راه افراط و تفريط را بنمايد، به اين معنا كه نه شكسته نفى كند و كمتر از توان و كارآيى خويش مسؤوليت بپذيرد و نه جاه طلب و بلند پرواز باشد و بيش از توانايى خود مسؤوليت بپذيرد در صورت اول، دچار كم كارى، ركود، رخوت و هدر دادن توانايى احساس حقارت مى‌شود و در صورت دوّتم گرفتار فرسايش نيرو، شتابزدگى، بى دقّتى و مانند آن خواهد شد.



صفحه 147

پرسش‌ 1- شتابزدگى يعنى چه؟ و منشأ آن چيست؟
2- پيامدهاى شتابزدگى و عجله كارى را نام ببريد.
3- تسريع در عمل چه تفاوتى با شتابزدگى دارد؟
4- آيه‌اى از قرآن كريم درباره سبقت در دار خير را بنويسيد.
5- راه‌هاى پيشگيرى از شتابزدگى كدام است؟



صفحه 148

فهرست منابع و مآخذ قرآن كريم.
نهج البلاغه.
ارشاد، شيخ مفيد، بصيرتى.
اصول كافى، ثقة الاسلام كلينى، بيروت.
اعيان الشيعه، سيد محمسن امينى عاملى، دار التعارف، بيروت.
الامام الصادق و المذاهب الاربعه، اسد حيدر، بيروت.
بحارالانوار، علامه مجلسى، چاپ ايران.
بوستان، سعدى شيراز، امير كبير.
تاريخ دمشق، ابن عساكر، بيروت.
تحرير الوسيله، امام خمينى، نجف اشرف.
تحف العقول، ابن شعبه، ترجمه جنّتى، امير كبير.
ترجمه مغازى، واقدى، مهدوى، مركز نشر دانشگاهى.
تفسير صافى، فيض كاشانى، اسلاميه.
جامعه السعادات، نراقى، اعلمى.
داستان راستان، شيهد مرتضى مطهرى، صدرا، چاپ ششم.
درّالمنشور، سيوطى، دارالمعرفه- بيروت.



صفحه 149

روزنامه جمهورى اسلامى، سال 1374.
سفينة البحار، شيخ عباس قمى، كتابخانه سنايى، تهران.
سيره ابن هشام، بيروت.
السيرة النبوية، ذهبى، بيروت.
شرح غررالحكم و درر الكلم، تنظيم دكتر سيد جلال الدين محدّث، دانشگاه تهران.
شرح لمعه، شهيد ثانى، چاپ سنگى.
شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، بيروت.
شورى در قران و حديث، رضا استادى، بنياد فرهنگى امام رضا (ع).
صحيفه نور، سازمان مدارك انقلاب اسلامى، نشر وزارت ارشاد اسلامى.
فرهنگ فارسى، عميد، امير كبير.
فروع كافى، كلينى، اسلاميه.
قضاء امير المؤمنين، تسترى، نجف‌ كشاف، زمخشرى، آفتاب.
كشف الغمه، اردبيلى، دارالكتب الاسلاميه.
لشان الغرب، ابن منظور، بيروت.
لغت نامه، على اكبر دهخدا، دانشگاه تهران.
مجمع البيان، طبرسى، بيروت‌ مستدرك الوسائل، محدث نورى، آل البيت.
معراج السعادة، نراقى، علميه.
مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمى.
مفردات، راغب اصفهانى، بيروت.
مقتل الحسين، ان مخنف، سيدرضى.
مكارم الاخلاق، طبرسى، مؤسسة الاعلمى.
المنجد، لويس معلوف، اسماعيليان‌ الميزان، علّامه طباطبايى، اسماعيليان.



صفحه 150

ميزان الحكمه، محمدى رى شهرى، دفتر تبليغات اسلامى.
نهج الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاينده، جاويدان، چاپ نهم- 1354.
وجدان، محمدتقى جعفرى‌ وسائل الشيعه، شيخ حرّ عاملى، بيروت‌ الوفا باحوال المصطفى، عبدالرحمن بن جوزى، بيروت.