بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 20

امْرى‌» «1» بيشترين دعاى من و پيامبران پيش از من در عرفه اين است كه ... خدايا! به من شرح صدر بده و كارم را آسان كن.
امام على عليه السلام نيز به نقش شرح صدر در صحنه مديريت اشاره كرده، مى‌فرمايد:
«آلَةُالرِّياسَةِ سِعَةُالصَّدْر» «2» شرح صدر وسيله رياست است.
جلوه‌هاى شرح صدر جلوه‌هاى شرح صدر را با مطالعه در حالات افراد در مرحله بينش و عمل، به خوبى مى‌توان مشاهده كرد؛ بعضى از انسان‌ها روحشان چنان باز و گشاده است كه احساس قدرت و رياست، علم و دانايى، خوشى و ناخوشى، ... ظرف دل آنها را در معرض ريزش قرار نمى‌دهد و آمادگى پذيرش هر واقعيتى- هر چند بزرگ- را داردند. در مقابل، بعضى نيز روحشان چنان تنگ و محدود است كه احساس كمترين علم و دانايى، قدرت وتوانايى و رياست و حكومت، خوشى و راحتى و ناخوشى و ناراحتى صفحه دل آنها را مى‌لرزاند و تعادل روحى شان را برهم مى‌زند، بطورى كه جايى براى نفوذ هيچ حقيقتى در آن باقى نمى‌ماند.
اينك به جلوه هايى از شرح صدر در دو مرحله بينش و عمل اشاره مى‌كنيم.
الف- مرحله بينش‌ شرح صدر در ملحه بينش، به وسعت روح، بلندى فكر و گستردگى افق عقل آدمى و در نتيجه، ظرفيت پذسيرش سخن حق گفته مى‌شود. شرح صدر در اين مرحله به خاطر اسلام است و اسلام عبارت است از تسليم در برابر خدا و آنچه او اراده كرده است و او هم چيزى جز حق، اراده نمى‌كند. كسى كه از نعمت شرح صدر برخوردار است‌


صفحه 21

روحيه‌اى مى‌يابد كه هر سخن حقّى را با بصيرت و شناخت مى‌پذيرد. قرآن كريم مى‌فرمايد:
«فمن يرد الله ان يهديه يشرح صدره للاسلام و من يرد ان يظله يجعل صدره ضيفا حرجا ...» «1» هر كس را خدا بخواهد هدايت كند، سينه‌اش را براى اسلام مى‌گشايد و هر كس را بخواهد گمراه كند، سينه‌اش را تنگ مى‌كند.
شرح صدر در اين آيه شريف به معناى گشادگى ووسعت سينه (دل) وكنايه از آمادگى براى قبول قول حق و اسلام است.
ب- مرحله عمل‌ شرح صدر در مرحله عمل، همان وسعت روح و ظرفيت در تحمل ناملايماتى است كه انسان در مسير زندگى مى‌بيند. برخى از نمودهاى شرح صدر در اين مرحله عبارت است از:
1- شرح صدر در مسند قدرت: بعضى از دل‌ها بقدرى كوچكند كه احساس كمترين قدرت آنها را پر مى‌كند و با لبريز شدن ظرف دل، تعادل آنها به هم مى‌خورد، در فراز و نشيب‌هاى مسؤوليتى خود، متانت و وقار خويش را از دست مى‌دهند، موفقيت‌ها و پيروزى‌ها صفحه دل آنها را پر كرده، با اندك موفقيتى شاد و با كوچك‌ترين شكستى غمگين، پژمرده و نااميد مى‌گردند، خود را گم مى‌كنند و در نتيجه از درك مسائل و مشكلات اطراف خود غافل مى‌شوند.
در مقابل، بعضى نيز آنقدر از وسعت نظر و ظرفيت روحى برخوردارند كه احساس قدرت و حكومت بر همه جهان، دل آنها را پر نمى‌كند و اگر حكومت دنيا را نيز به آنها بدهند، كوچكترين تغييرى در زندگى خصوصى و برخوردهاى عمومى آنها پديد نمى‌آيد.
اين دسته از كنار مسائل سياسى و اجتماعى، بزرگوارانه مى‌گذرند و در مقابل‌


صفحه 22

سختى‌هايى كه در صحنه‌هاى مختلف مسؤوليتى خود مى‌بينند، صبر مى‌كنند.
شايسته است كسانى كه به مسؤوليتى دست مى‌يابند، چنين باشند، چنان كه امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«مَنْ سَما الَى الرِّياسَةِ صَبَرَ عَلى‌ مَضَضِ السِّياسَةِ» «1» هر كه به مرتبه رياست برسد، بايد بر رنج و زحمت سياست صبر كند.
2- تحمّل برخوردهاى جاهلان: دارنده شرح صدر، گفتارها و كردارهاى ناپسند افراد نادان را تحمل مى‌كند و واكنش مناسب و برخورد كريمانه از خود نشان مى‌دهد و در صدد كينه توزى و انتقامجويى از آنان برنمى ايد.
سيره معصومين عليهم السلام نيز چنان بود كه آن بزرگواران در مقابل حرف‌هاى زشت و نارواى افراد جاهل، برخوردى كريمانه داشتند و از اين طريق آنها را متنبّه مى‌ساختند.
شخصى از اهل شام، به قصد حج يا مقصد ديگر به مدينه آمد.
در مدينه با امام حسين عليه السلام روبرو شد. سوابق تبليغاتى عجيبى كه در روحش رسوخ كرده بود، موجب شد كه ديگ خشمش به جوش آيد و قربة الى اللّه «2» آنچه مى‌تواند سبّ و دشنام نثار حسين بن على بنمايد. پس از آنكه هر چه خواست گفت و عقده دل خود را گشود، امام حسين عليه السلام نگاهى پر از مهر و عطوفت به او كرد و چند آيه از قرآن- مبنى بر حُسن خلق و عفو و اغماض- قرائت كرد. انگاه به او فرمود: «ما براى هر نوع خدمت و كمك به تو آماده‌ايم.» آنگاه از او پرسيد: «آيا از اهل شامى؟» جواب داد:
«آرى» فرمود: «من با اين خُلق و خوى سابقه دارم و سرچشمه آن را مى‌دانم.» پس از آن فرمود: «تو در شهر ما غريبى، اگر احتياجى دارى حاضريم به تو كمك دهيم، در خانه خود از تو پذيرايى كنيم، تو را بپوشانيم و به تو كمك نقدى بدهيم.» مرد شامى كه منتظر بود با عكس العمل شديدى برخورد كند، و هرگز گمان نمى‌كرد با يك‌


صفحه 23

چنين گذشت و اغماضى رو به رو شود، چنان منقلب شد كه گفت: «آرزو داشتم در آو وقت زمين شكافته مى‌شد و من به زمين فرو مى‌رفتم، و اين چنين نشناخته و نسنجيده گستاخى نمى‌كردم » «1» 3- رازدارى: آنان كه از نعمت شرح صدر محرومند، دلهايشان چنان كم ظرفيت است كه هيچ رازى را نمى‌تواند در خود نگه دارد. از اين رو، به جهت خودنمايى و جلب نظر ديگران يا به خاطر بى توجهى به حريم دوستى و رفاقت، يا به دليل احساساتى شدن و از دست دادن كنترل خود و يا هر دليل ديگر، رازهاى شخصى و يا تشكيلاتى خود را در اختيار ديگران قرار مى‌دهند و خود را خوار مى‌سازند و چه بسا به ورطه هلاكت مى‌افتند. على عليه السلام مى‌فرمايد:
«لا حِرْزَ لِمَنْ لا يَسَعُ سِرَّهُ صَدْرُهُ» «2» كسى كه سينه‌اش گنجايش راز او را ندارد، بى پناه است.
در مقابل، كسانى كه از شرح صدر برخوردارند، بزرگ‌ترين رازها را در صدف سينه جاى مى‌دهند و حتى در سخت‌ترين شرايط لب به سخن نمى‌گشايند و عزّتشان پايدار مى‌ماند.



صفحه 24

پرسش‌ 1- شرح صدر يعنى چه؟
2- منظور از شرح صدر پيامبر صلى الله عليه و آله چيست؟
3- ضرورت شرح صدر براى رهبرى الهى را توضيح دهيد.
4- منظور از جلوه‌هاى شرح در دو مرحله بينش و عمل چيست؟
5- نمودهاى شرح صدر را در مرحله عمل بيان كنيد.



صفحه 25

جاذبه و دافعه‌ جاذبه و دافعه بموقع و مبتنى بر اصول و انديشه صحيح، از نيازها و لوازم مديريت و رهبرى است. مدير موفق از يكسو به جذب و حفظ نيروهاى كارآمد و موؤثر اهتمام دارد و از سوى ديگر در حذف و دفع كارشكنان، ناصالحان و عناصر نامطلوب، كوتاهى نمى‌نمايد.
مسأله جذب و حفظ نيروها، در همه مديريت‌ها حائز اهميت است، ولى در مديريت‌هاى اسلامى از جايگاه ويژهى ابرخوردار است؛ زيرا از ديدگاه اسلام، جذب و حفظ همكاران مؤثر و مفيد تنها براى استفاده‌هاى سازمانى و افزايش سود مادى نيست، بلكه هدايت و سازندگى آنها نيز مورد توجه است.
در اين درس، به تناسب بحث «اخلاق مديريت»، از نقش و آثار جذب و حذف همكاران و كارگزاران سخن مى‌گوييم و به مسائلى مى‌پردازيم كه هم در جذب و حذف مؤثر و بايسته‌اند و هم از پايگاه اخلاق نيكو برمى خيزند و ريشه در قدرت روحى دارند.
الف- جاذبه ها 1- رفتار پدرانه‌ از جمله عوامل جذب، رفتار پدرانه مدير و رهبر با همكاران و زيردستان است.
دستيابى به اين خ اخلاق فرماندهى و مديريت 30 الف - جاذبه ها ص : 25 صيصه روحى بدون تصريحاتى- وجود دارد كه ضمن توصيف امام، به‌


صفحه 26

عنوان «پدر»، همه مديران و رهبران را به رفتار «پدرانه» در مناسباتشان با همكاران و زيردستان فرا خوانده‌اند.
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
«انَا وَ عَلىُّ ابوا هِذِهِ الْامَّةِ» «1» منو على دو پدر اين امت هستيم.
2- محبت ورزى‌ يكى از پشتوانه‌هاى مهم كار مديران، حمايت زيردستان از آنان است. اين پشتوانه در صورتى به دست مى‌آيد كه مدير، حالت مردمى به خود گيرد و از تواضع و فروتنى دريغ نورزد و با مهر و محبت سخن بويد، طرح ارائه دهد و اجرا كند.
بديهى است شخصى كه در مقام مديريت قرار مى‌گيرد، اگر خشن و تندخو و غير قابل انعطاف و فاقد روح مهر و محبت باشد، در اجراى برنامه‌هاى خود با شكست روبه رو خواهد شد و مردم از دور او پراكنده مى‌شوند، در نتيجه از وظيفه رهبرى باز مى‌ماند.
در منابع اسلامى اشاره هايى به اين موضوع شده است. در قرآن مجيد مى‌خوانيم:
«فيما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فطا غليظ القلب لا نفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفرلهم ...» «2» به سبب رحمت خداست كه تو به آنها اينچنين خوشخو و مهربان هستى، اگر تندخو و سخت دل بودى از گِد تو پراكنده مى‌شدند. پس بر آنها ببخشا و برايش آمرزش بخواه.
امام على عليه السلام در فرمانش به مالك اشتر فرمود:
«واشعر قلبك الرحمة للرعية، و المحبّة لهم، و اللطف بهم، و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم، فانهم صنفان: اما اخ لك فى الدين و اما نظير لك‌


صفحه 27

فى الخلق» «1» قلبت را مملو از رحمت، محبت و لطف به مردم نما، مبادا نسبت به آنان همچون جانور درنده بوده، و خوردنشان را غنيمت شمارى. چرا كه آنان دو دسته‌اند: يا برادر دينى تواند و يا در آفرينش همانند تو مى‌باشند.
توصيه و تأكيد على عليه السلام به زمامداران حوزه حكومت اسلامى، در محبت ورزى خالصانه به مردم اين است كه اين محبت بايد شامل خوب و بد، هر دو گردد. در پاره‌اى از روايات آمده است كه به خدا بنگريد چگونه آفتابش را بر ابْرار و فُجّار مى‌تاباند و بارانش را، بر صالحان و خاطئان- هر دو- مى‌بارد؛ لطف و محبت مديران و رهبران نيز بايد همچون آفتاب و باران، شامل بد و خوب و خوبتر از همكاران و كارگزاران گردد.
در نظام اقتصاد اسلام، يكى از موارد هشتگانه مصرف «زكات»، «... الْمُؤَلَّفَةِ قُلوُبُهُمْ» «2» است. «3» 3- تغافل و چشم پوشى‌ تغافل به معنى نديده انگاشتن و خويشتن را به غفلت زدن است. تغافل، يكى از روش‌هاى قابل توجه در تربيت است و در بخش‌هاى مختلف زندگى از اهميت بالايى برخوردار است، همچنين از عوامل مهم جذب و حفظ نيروها به حساب مى‌آيد.
تغافل و چشم پوشى از اين جهت موجب جذب و سازندگى كارگزان مى‌گردد كه آبرو و كرامت آنها را حفظ مى‌كند و حريمى را كه ميان مدير و زير دست وجود دارد نگه مى‌دارد. بديهى است گاهى همكاران و زيردستان، بدليل غفلت، آشنا نبودن با كارها و يا نگرانى‌ها و مشكلاتى كه براى آنها پيش مى‌آيد، مرتكب لغزش و خطا مى‌شوند. در چنين مواردى اگر نسبت به آن لغزش چشم پوشى نشود و شخصيت و كرامت فرد مورد