بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 40

بايد قانون لازم الاجرا داشته باشد تا شكل بگيرد و به حيات خويش ادامه دهد. بخش مهمّى از اديان الهى نيز به نظم و انضباط اختصاص يافته امّا در هيچ مكتبى چون اسلام، بر اين مسأله تأكيد نشده است، شايد بتوان گفت: دين، براى برقرارى نظم و انضباط در سراسر زندگى بشر آمده تا او را در زندگى فردى، اجتماعى و در رابطه با خود، خدا و مردم، منضبط و دقيق بار بياورد.
امير مؤمنان عليه السلام، در سخنى، يكى از اهداف چهارگانه قرآن را ايجاد نظم و انضباط دانسته مى‌فرمايد:
«... ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق و لكن اخبركم عنه الا ان فيه علم ما ياتى و الحديث عن الماضى و دواء دائكم و نظم ما بينكم» «1» اين قرآن است، او را به سخن آوريد، ولى او هرگز سخن نمى‌گويد، اما من شما را از [پيام‌] او آگاه مى‌سازم؛ همانا در قرآن، داانش آينده، اخبار گذشته، داروى در شما و [آيين‌] نظم و انضباط ميان شما، نهفته است.
پيشواى هفتم، امام كاظم عليه السلام نيز، به پيروان قرآن سفارش مى‌كند كه زندگى خويش را بر نظم و برنامه ريزى دقيق استوار سازند:
تلاش كنيد كه شبانه روز خويش را به چهار بخش تقسيم كنيد: بخشى براى مناجات با خدا، تخشى براى گذران زندگى، بخش سوم باى معاشرت با برادران دينى و مورد اطمينانى كه عيوب و نارسايى‌ها را به شما نشان دهند و در نهان با شما يكرنگ باشند و بخش چهارم را در خوشى‌هاى حلال صرف كيند تابراى سه بخش ديگر توان و نيرو بگيريد.
ابعاد انضباط اجتماعى‌ بخش بسيار محدودى از زندگى انسان به شكل فردى، بيشترين و مهم‌ترين بخش ان به شكل اجتماعى اداره مى‌گردد. زندگى اجتماعى از خانواده شروع مى‌شود و تا روابط بين المللى ادامه مى‌يابد. و هر يك از اين مراحل نيز، با كيفيت و اهداف گوناگونى تشكيل‌


صفحه 41

مى‌شوند كه نظم مخصوص به خود را مى‌طلبند؛ بر اين اساس، شمارش ابعاد كمّى و كيفى نظم اجتماعى، كارى بسى دشوار بلكه دست نايافتنى و در حدّ محال است. در اينجا به اهمّ آنها اشاره مى‌كنيم:
الف- انضباط اقتصادى: منظور، منظم بودن در كليه امور اقتصادى، از قبيل؛ توليد، توزيع، مصرف، داد و ستد و ... است. بخش مهمى از احكام و قوانين جامعه- اسلامى‌يا غير اسلامى- را مسائل اقتصادى تشكيل مى‌دهد كه هر شهروندى موظّف به اجراى آن است.
در مكتب اسلام، هر مسلمانى وظيفه دارد پيش از شروع به كار اقتصادى، نخست، قانون آن را بياموزد تا طبق قانون خدا و نظم دينى، اقدام كند ومرتكب خلاف نگردد؛ امير مؤمنان عليه السلام مى‌فرمود:
«يا مَعْشَرَ التُّجَّارِ، الْفِقْةُ ثُمَّ الْمَتْجَرُ ...» «1» اى گروه بازرگانان! نخست احكام [را بياموزيد] سپس به بازار برويد.
هر مسلمانى در ميدان اقتصادى به صدها تابلو «بايد و نبايد» بر مى‌خورد كه هر يك از آنها بخشى از نظم اقتصادى را رقم مى‌زنند كه رعايت آنها لازم و تخلّف‌ناپذير و يا پسنديده است.
از سوى ديگر توزيع ثروت و مصرف و هزينه نيز بايد طبق نظم و قانون و منزه از هرگونه بى انضباطى صورت پذيرد و هيچ كس مجاز نيست در اموال خويش (با فرض اينكه همه آنها از راه حلال به دست آمده) به دلخواه خود و خارج از چارچوب عقل و شرع، تصرف كند چنانكه قرآن مجيد از اسراف در مصرف نهى كرده، مى‌فرمايد:
«كُلوُا وَاشْرَبوُا وَلا تُصْرِفوُا» «2» بخوريد وبياشاميد ولى اسراف نكنيد.
چنين قانونى در همه موارد مصرف، كاربرد دارد و در خوردن و آشاميدن خلاصه‌ ا اخلاق فرماندهى و مديريت 48 آثار تواضع ص : 47


صفحه 42

نمى‌شود، چنانكه روى سخن نيز با عموم مردم است، رهبر عزيز انقلاب در اين باره مى‌فرمايد:
انضباط اقتصادى و مالى به مفهوم مقابله با ريخت و پاش و زياده روى و اسراف در مصرف است؛ كسانى كه بيخود خرج مى‌كنند و مصرف آنها زياده از حد است.
موجودى جامعه را به لحاظ امكانات اقتصادى رعايت نمى‌كنند. آنها بى‌انضباط اقتصادى و مالى هستند و اين جانب از آحاد ملت، مسؤولين كشور و مأمورين دولت مى‌خواهم كه انضباط اقتصادى و مالى را جدّى بگيرند و تمامى افراد جامعه به ويژه گسانى كه اموال عمومى را مصرف مى‌كنند، تنها بايد به قدر رفع نياز و حاجت خرج كنند. «1» ب- انضباط اخلاقى: بسيارى از مسائل اخلاقى نيز در اجتماع، مفهوم پيدا مى‌كنند، مانند وفا به عهد و پيمان، احترام بهاموال عمومى و دولتى، رعايت بهداشت اجتماعى، حسن خلق، داشتن حجاب، احترام به نواميس مردم، پرداخت حقوق ديگران و را اين گونه مسائل «اخلاق اجتماعى» ناميده شده، نقش اساسى را در تنظيم روابط اجتماعى ايفا مى‌كنند.
پيشوايان معصوم به طور دقيق آن را مراعات مى‌كردند؛ به طور مثال:
- رسول اكرم صلى الله عليه و آله هيچ گاه در نزد حاظران پاى خود را دراز نمى‌كرد. «2» - امير مؤمنان عليه السلام طى سخنانى سيره زندگى رسول خدا صلى الله عليه و آله را شرح و ضمن آن انضباط اجتماعى و اخلاقى آن حضرت را شرح مى‌دهد. «3» ج- انضباط سياسى: مسلمانان بايد هموراه در چارچوب سياسى خاصّى كه از سوى خدا، پيامبر و اولو الامر ترسيم مى‌شود، گام بردارند تا نظام اسلامى طبق برنامه صحيح و پوياى خويش به پيش برود. اين مسأله به شكل‌هاى گوناگون مورد تصريح و تأكيد قرآن‌


صفحه 43

مجيد قرار گرفته است:
«يا ايُهَا الَّذينَ آمَنوُا، اطيعُوااللَّهَ وَ اطيعُوالرَّسوُلَ وَ اوُلُو الْامْرَ مِنْكُمْ » «1» اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خدا را اطاعت كنيدو پيامبر و صاحبان امر را نيز اطاعت كنيد.
«وَ اذا جاءَهُمْ امْرٌ مِنَ الْامْنِ اوِالْخَوْفِ اذاعوا بِهِ وَ لَوْ دُّ الىَ الرَّسوُولِ وَ الى‌ اولى الْامْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطوُنَهُ مِنْهُمْ » «2» و هنگامى كه مسأله‌اى پيرامون امنيت يا نا امنى بدانان [منافقان‌] رسد، ان را پخش مى‌كنند در صورتى كه اگر ان رادر اختيار پيامبر و پيشوايان خود قرار دهند، آنان، كه قدرت تشخيص كافى دارند، از ريشه آن آگاه خواهند شد.



صفحه 44

پرسش‌ 1- يك سخن از رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره اهميت دقت و محكم كارى در انجام كارها بيان داريد.
2- يك نمونه از وجدان كارى امام على عليه السلام را بنويسيد.
3- رهبر معظم انقلاب درباره انضباط اجتماعى چه فرموده است؟
4- آيه «اطيعُوا اللَّه و اطيعُوا الرَّسوُل » به چه نكته‌اى اشاره دارد؟



صفحه 45

تواضع‌ تواضع آن است كه انسان، خود را از كسانى كه در جاه و مقام از او پايين ترند، برتر نداند و نيز به معناى شكسته نفسى و افتادگى آمده است كه‌آدمى خود را از ديگران بالاتر نبيند. «1» ريشه تواضع «وضع» است به معناى خويش را كوچك نشان دان، در مقابل «تكبر» خود را بزرگ دانستن است. «2» تواضع و ذلّت پذيرى‌ بايد توجه داشت كه مفهوم تواضع به معناى خود را از ديگران برتر دانستن و به ديگران ارج نهادن است، نه خود را خوار كردن و زير بار ذلّت رفتن! تواضع اقدامى است كه انسان داوطلبانه در برابر ديگران به خاطر امتيازاتى كه در آنان احساس مى‌كند، انجام مى‌دهد، ممكن است فردى خود را در برابر ديگران از جهتى يا جهاتى داراى امتياز ببيند، براى انكه مبادا به غررو و تكبر مبتلا شود بايد به جهات امتياز خود توجه نكند، بلكه به امتيازهاى ديگران، حتى احتمال پاره‌اى امتيازات در آنان توجه كند و به خاطر همان جهات امتياز، فروتنى كند؛ اما ذلّت امرى است كه معمولًا از ناحيه ديگران تحميل‌


صفحه 46

مى‌گردد و در ذلّت، فردِ ذلت‌پذير تحقير مى‌شود. اگر تواضع با ذلت همراه شود، مردود است.
تواضع در بيان قرآن‌ ايمان و اعتقاد به خدا، آن گونه تمام شؤون زندگى انسان مؤمن را در بر مى‌گيرد كه آثار بندگى خدا در رفتار و گفتار او آشكار مى‌شود. يكى از برجستگى‌هاى اخلاقى كه قرآن كريم در وصف بندگان خدا بيان كرده، رفتار متواضعانه آنان است:
«وَ عِبادُالرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَىَ الْارْضِ هَوْنا وَ اذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلوُنَ قالوُا سَلاما» «1» بندگان خداى رحمان كسانى اند كه با تواشع روى زمين راه مى‌روند وچون نادان خطابشان كنند سخن نرم و مسالمت جويانه گويند.
خداوند سبحان به رهبر اسلام چنين سفارش مى‌كند:
«وَاخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ التَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤمنينَ» «2» (اى پيامبر،) در برابر هر يك از مؤمنان كه از تو پيروى مى‌كند، فروتنى كن. همچنين در كنار وظايف متعددى كه براى فرزندان كه براى فرزندان نسبت به پدر و مادر ذكر كرده، فرموده است:
«وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» «3» در برابرشان، از روى مهربانى، شانه‌ها را فرو انداز (تواضع كن).
چند روايت پيرامون تواضع‌ پيشوايان اسلام در سخنان متعددى رزش تواضع را بيان كرده و حد و مرزش را تعيين نموده‌اند.



صفحه 47

امام رضا عليه السلام پيرامون حدژ تواضع چنين فرموده است:
تواضع درجاتى دراد، از آن جمله، انسان قدر خويش را بشناسد و با دلى سالم در جايگه خود نشيند، دوست نداشته باشد به سوى كسى رود، تمگر چنان كه به سويش ايند. (با مردم چنان كه دوست دارد با او رفتار شود رفتار كند) اگر بدى بيند، آن را با نيكى بپوشاند. فرو خورنده خشم و درگذرنده از (لغزش) مردم باشد و خداوند نيكوكاران را دوست دارد. «1» در اين راستا امام صادق عليه السلام فرمود:
از تواضع است كه در نشستن به پايين مجلس راض باشى و با هر كس روبه رو شدى، سلام كنى نزاع ومجادله را ترك گويى، گرچه حق با تو باشد، و دوست نداشته باشى كه به خاطر تقوايى كه دارى تو را ستايش كنند. «2» رسول اكرم صلى الله عليه و آله تواضع را سبب رفع ستم از جامعه دانسته، مى‌فرمايد:
«تَواضَعوُا حَتّى‌ لا يَبْغى‌ احَدٌ عَلَى احَدٍ» «3» نسبت به يكديگر فروتن باشيد تا كسى بر ديگرى ستم روا ندارد.
نقل شده است كه روزى آن حضرت به يارانش فرمود:، چرا شيرينى عبادت را در شما نمى‌بينم! پرسيدند: شيرينى پرستش چيست؟ فرمود: فروتنى. «4» حضرت امير سلام الله عليه نيز فروتنى را از بزرگ‌ترين عبادت‌ها شمرده‌و فرموده است:
«عَلَيْكَ بِالتَّواضُعِ فَانَّهُ مِنْ اعْظَمِ الْعِبادَةِ» «5» بر تو باد به تواضع، كه از بزرگ‌ترينِ عبادت هاست.
آثار تواضع‌