تواضع در برابر چه كسانى رواست؟
فروتنى، در فرهنگ اسلام، تنها در برابر بزرگان دين، فرزانگان دانش، مؤمنان و پدر و مادر شايسته و پسنديده است؛ زيرا در اين گونه موارد تواضع با ذلت همراه نيست، امّا تواضع در مقابل مستكبران، فرومايگان و يا توانگران به خاطر ثروت و قدرت آنان زشت و نكوهيده است. زمانى كه تواضع، انگيزه و جهت غير الهى داشته باشد، شكل «ذلّت» به خود مىگيرد و سبب بى مقدار شدن ارزشهاى والاى انسانىِ شخص مىگردد.
به بيان امير مؤمنان عليه السلام:
«مَنْ اتى غَنِيّاً فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ، ذَهَبَ ثُلْثادينِهِ» «1» هر كس نزد توانگرى رود و به خاطر ثروتش برايش فروتنى كند، دو سوّم دينش از ميان رفته است! چند نمونه از تواضع معصومين عليه السلام رهبران معصوم عليه السلام كليه صفات انسانى از جمله تواضع را در حد اعلا دارا بودند، بطور مثال:
1- رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله، به گوسفندان علف مىداد و شيرشان را با دست خود مىدوشيد، كفش و لباسش را خود وصله مىزد، با خدمتكاران هم غذا مىشد، در آسيا كردن غلّه به خدمتگزار خود كمك مىكرد، نيازمندىهاى خانه را از بازار تهيه كرده، به خانه حمل مىكرد، با دارا و ندار، كوچك و بزرگ دست مىداد، در سلام كردن بر ديگران پيشى مىگرفت و دعوت مؤمنان را مىپذيرفت. «2» 2- پدر و پسرى از ياران امير مؤمنان صلى الله عليه و آله، مهمان آن حضرت شدند، ايشان به آنان احترام گذاشت و آنها را در بالاى مجلس جاى داد و خود پيش روى آنان نشست. سپس
غذا آورد و با هم صرف كردند. پس از غذا، «قنبر»، خدمتگزار امام، طشت و ابريق آورد وخواست بر دست مهمانان آب بريزد. امام خود برخاست، ابريق را گرفت تا بر دست مهمان خويش آب بريزد. در اين حال، مهمان با سرعت، دست خود را عقب كشيد و عرض كرد: اى امير مؤمنان! چگونه در محضر خدا، كسى مثل شما روى دست من آب بريزد؟ امام فرمود: درست است كه خدا تو را مىبيند، ولى من برادر تو هستم، بنشين و دستت را بشوى، پاداش اين كار آن است كه در بهشت، ده چندان به من خدمت خواهند كررد، مهمان پذيرفت ودستش را شست. سپس آن حضرت، ابريق را به فرزندش، محمد حنفيه داد و فرمود: اگر اين پسر به تنهايى مهمان من بود، خود آب بر دستش مىريختم، ولى خداوند دوست دارد ميان پدر و پسر تفاوتى باشد. برخيز! تو نيز بر دست پسر آب بريز. «1» 3- حضرت باقر عليه السلام فرمود:
پدرم با كسانى مسافرت مىكرد كه او را نشناسند و با كاروانيان شرط مىكرد كه برخى نيازمندىهايشان را برآورده سازد و به آنان خدمت كند. در سفرى آن حضرت سرگرم خدمت به مسافران بود كه فردى از آن ميان او را شناخت و به اهل كاروان گفت: آيا مىدانيد اين شخص كيست؟ گفتند: اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله آيا مىخواهيد ما دوزخى شويم؟ اگر خداى نخواسته ما به شما بى ادبى مىكرديم، بدبخت مىشديم، چه سبب شده كه شما چنين كنيد؟
فرمود: من هر گاه با آشنايان مسافرت كنم، آنان به احترام پيامبر صلى الله عليه و آله بيش از حد بهمن خدمت مىكنند، از بيم آنكه مبادا شما نيز چنين كنيد، ناشناخته با شما همراه شدم. «2» 4- حضرت عيسى عليه السلام روزى به يارانش فرمود:
از شما خواهشى دارم گفتند: فرمان بده بفرما اى روح الله! ما در خدمت شما هستيم.
گفت: مىخواهم پاى شما را بشويم. گفتند: ما به چنين كارى سزاوارتريم. فرمود:
سزاوارترين مردم به خدمت كردن عالم و دانشمندان است. آن گاه برخاست و پاى ياران خود را شست و فرمود: من اين گونه تواضع كردم تا شما نيز بياموزيد و پس از من با مردم تواضع كنيد. با تواضع بناى حكمت و دانايى آباد مىشود. نه با تكبر! زراعت در دشتِ هموار رشد مىكند نه در كوه و كمر. «1» افتادگىآموز اگر قابل فيضى هرگز نخورد آب زمينى كه بلند است به اميد آنكه سخن و سيره رهبران الهى را آويزه گوش كرده، از رذالتِ تكبر و غرور دست بشوييم و به فضيلت تواضع و فروتنى دست يابيم. آمين.
پرسش 1- خود را كوچك كردن در برابر مردم، در كجا تواضع و در كجا خوارى است؟
2- آثار تواضع را بنويسيد.
3- فروتنى در برابر چه كسانى رواست؟
4- مخترى در باب فروتنى پيامبر و امامان معصوم بنويسيد و نمونه اين ذكر را بيان كنيد.
5- آيهاى را ذكر كنيد كه خداوند در آن به پيامبرش دستور داده كه نسبت به مسلمانان فروتن باشد.
قاطعيت «قاطعيت» از ريشه «قطع» به معناى بريدن و جدا كردن گرفته شده و «قاطع» صفت كسى است كه پيشبرد كارها و انجام وظايفش، بُرّا و صاحب تصميم است، در انجام امور سستى نمىكند، تزلزل و ترديد در او راه ندارد، موانع و مشكلات را مىبُرد و آنها را زا پيش پاى خود بر مىدارد و راه را براى پيشرفت هموار مىسازد. «1» حدود قاطعيت با همه وضوحى كه در مفهوم «قاطعيت» وجود دارد، متأسفانه اين واژه نيز همچون بسيارى از واژههاى ديگر، دستخوش پارهاى از تحريفها و كج فهمىها شده است؛ به اين معنا كه گروهى به غلط، بى دقتى، بى گدار به آب زدن، عجولانه تصميم گرفتن و مراعات نكردن نظم و ادب را با قاطعيت اشتباه گرفتهاند و عدّهاى نيز خشونت، لجاجت، ديكتاتورى و خود محورى را قاطعيت پنداشتهاند. براى رفع چنين ابهاماتى معناى قاطعيت را بيشتر توضيح مىدهيم.
در منابع اسلامى، از قاطعيت به «عزم» تعبير شده كه به معناى آهنگ اجراى كار و تصميم جدّى بر انجام عمل است. «2» راغب اصفهانى نيز آن را چنين معنا كرده است:
«الثُّباتُ وَ الصَّبْرُ وَ الْجِدُّ فيما يُريدُهُ الْانْسانُ» «1» پابرجايى، خويشتندارى و جدّى بودن در آنچه آدمى آن را اراده كرده است.
در مقابل عزم، «فتور»، است كه به معناى ركود، ضعف و سستى مىباشد. از مطالعه متون اسلامى، مىتوان چنين نتيجه گرفت كه قاطعيت، صفتى بين نرمى و درشتى، يا مدارا و سختى است و كسى را كه تنها به صفت مهربانى، مدارا و سازش اراسته است، نمىتوان قاطع ناميد، همان گونه كه فرد خود محور و لجوجى را كه هموراه بر رأى خود پافشارى مىكند و انعطاف نمىپذيرد نيز نمىتوان قاطع شمرد. به همين دليل قرآن كريم، بعد از فرمان مشورت با ديگران و بررسى همه جوانب امور، به پيامبر اكرم (ص)، دستور پايبندى به تصميم داده، مىفرمايد:
«وَ شاوِرْهُمْ فِى الْامْرِ وَاذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» «2» در كارها با آنان مشورت كن و هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش و) بر خدا توكّل كن! همان اندازه كه در وقت مشورت بايد نرمش و انعطاف نشان داد، در تصميمگيرى نهايى و اجراى آن نيز بايد قاطع بود وهر گونه تردى و دودلى را كنار زد و اقدام كرد و اين همان معناى دقيق عزم و قاطعيت است.
امام على (ع) در نامهاى به يكى از كارگزاران خود آميختن شدّت و نرمى را با يكديگر چنين تبيين كرده است:
«واخطط الشدة بضغث من اللين، وارفق ما كان الرفق ارفق و اعتزم بالشدة حين لا يغنى عنك الا الشدة» «3» درشتى را با اندكى نرمى بياميز و آنجا كه مهربانى بايد راه مهربانى پوى و در جاى كه جز درشتى به كار نيايد، درشتى پيش گير.
از مجموع آنچه گفته شد مىتوان نتيجه گرفت، كه هر گاه مطالعات و بررسىهاى لازم، پيرامون آثار و واكنشهاى مثببت و منفىِ انجام يك كار، صورت گيرد و ديدگاه صاحبنظران و خبرگان فنّ در آن باره تحصيل شود و از مجموع بررسىها و اظهار نظرها نتيجه روشنى به دست آيد و زمينه انجام كار از هر جهت فراهم شود، اجراى تصميم برخاسته از تلاشهاى آگاهانه فوق را با جرأت و جديّت و بدور از هر گونه تزلزل و ترديد، در چارچوب قانون و مقرّرات، «قاطعيت» مىنامند.
جايگاه قاط اخلاق فرماندهى و مديريت 60 شرايط اعمال قاطعيت ص : 58 عيت در اسلام از آنجا كه مسأله تشكيل حكومت توسط افراد صالح و كوشش در راه حفظ و تداوم آن، جزء عالىترين اهداف سياسى- اجتماعى اسلام است، عوامل و ويژگى هايى هم كه مىتواند سياستمداران الهى را در جهت نيل به اين هدف ارزشمند يارى دهد، نيز مورد توجّه و سفارش مكتبهاى آسمانى است. قاطعيت يكى از اين ويژگى هاست؛ به همين جهت در سياست اسلامى جايگاه بلندى دارد.
از بارزترين خصلتهاى پيامبران الهى قاطع بودن آنهاست. هيچ پيامبرى از جانب خداوند به رسالت برانگيخته نشده، مگر اينكه از اين نعمت گرانبها برخوردار بوده است.
در عين حال، خداى متعال از ميان همه آنان گروهى را كه عزمى راسختر و قاطعيتى پولادين داشتند و مسؤوليتى سنگينتر بر عهده شان نهاده بود، «اوُلوُالْعَزْم» (يعنى صاحبان تصميم استوار) خوانده، پيامبر بزرگوار اسلام را از جمله آنان دانسته و با تأكيد و صراحت از او مىخواهد كه همچون ديگر انبياى الهى در اجراى منويّات مقدّس خويش پايدارى ورزد.
«فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ اوُلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» پايدارى كن، چنان كه (ديگر) پيامبران اولوالعزم پايدارى كردند.
اين پيامبران بزرگ كه بر اساس پارهاى از روايات و طبق نظر بسيارى از مفسّران عبارت بودند از: حضرت نوح، حضرت ابراهيم، حضرت موسى، حضرت عيسى،
حضرت محمد (ص)، صاحبان شريعت جهانى بوده، مسؤوليتى خطيرتر و وظيفهاى دشوارتر از ساير انبياى الهى بر عهده داشتند. البتّه اين به آن معنا نيست كه ساير پيامبران قاطعيت در تصميم و اجرا نداشتهاند. حضرت على درباره عموم انبياى الهى مىفرمايد:
«و لكن الله سبحانه، جعل رسله اولى قوة فى عزانمهم» «1» خداوند سبحان، پيامبران خود را در تصميمها و قاطعيتهاشان قدرتمند قرار داد.
قاطعيت در سيره معصومين عليهم السلام نگرشى اجمالى به تاريخ زندگى انبياى الهى، بويژه پيامبر گرامى اسلام ونيز امامان معصوم عليهم السلام بيانگر اين واقعيت است كه آنان در انجام رسالت سنگين خود، در مواضع دشوار تصميمگيرى و بر سر دوراهىهاى مهمّ زندگى پر نشيب و فرازشان لحظهاى سستى و ترديد به خود راه نمىدادند، با تدبيرى روشن، راه بهتر را بر مىگزيدند و با عزمى استوار و ارادهاى خللناپذير آن را مىپيمودند. در دوران بيست و سه ساله بعثت پيامبر (ص)، شواهد فراوانى بر اين حقيقت مىتوان يافت، عزم آهنين رسول خدا (ص)، در شكستن بت هايى كه در خانه كعبه آويخته شده بود، تخريب مسجد ضررا و پافشارى آن حضرت در اجراى حدود الهى و ... را مىتوان نمونههاى درخشانى از قاطعيت وى شمرد.
قرآن كريم از سويى كوشش دشمنان را براى به سازش كشاندن پيامبر (ص) اين گونه بيان مىكند:
«ودو الوتدهن فيدهنون» «2» (آنها) دوست مىدارند نرمش نشان دهى، تا (آنها هم) نرمش نشان دهند (نرمشى توأم با انحراف از مسير حق)
از سوى ديگر به آن حضرت هشدار مىدهد كه هرگز كمترين انعطافى در برابر