بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 56

حضرت محمد (ص)، صاحبان شريعت جهانى بوده، مسؤوليتى خطيرتر و وظيفه‌اى دشوارتر از ساير انبياى الهى بر عهده داشتند. البتّه اين به آن معنا نيست كه ساير پيامبران قاطعيت در تصميم و اجرا نداشته‌اند. حضرت على درباره عموم انبياى الهى مى‌فرمايد:
«و لكن الله سبحانه، جعل رسله اولى قوة فى عزانمهم» «1» خداوند سبحان، پيامبران خود را در تصميم‌ها و قاطعيتهاشان قدرتمند قرار داد.
قاطعيت در سيره معصومين عليهم السلام‌ نگرشى اجمالى به تاريخ زندگى انبياى الهى، بويژه پيامبر گرامى اسلام ونيز امامان معصوم عليهم السلام بيانگر اين واقعيت است كه آنان در انجام رسالت سنگين خود، در مواضع دشوار تصميم‌گيرى و بر سر دوراهى‌هاى مهمّ زندگى پر نشيب و فرازشان لحظه‌اى سستى و ترديد به خود راه نمى‌دادند، با تدبيرى روشن، راه بهتر را بر مى‌گزيدند و با عزمى استوار و اراده‌اى خلل‌ناپذير آن را مى‌پيمودند. در دوران بيست و سه ساله بعثت پيامبر (ص)، شواهد فراوانى بر اين حقيقت مى‌توان يافت، عزم آهنين رسول خدا (ص)، در شكستن بت هايى كه در خانه كعبه آويخته شده بود، تخريب مسجد ضررا و پافشارى آن حضرت در اجراى حدود الهى و ... را مى‌توان نمونه‌هاى درخشانى از قاطعيت وى شمرد.
قرآن كريم از سويى كوشش دشمنان را براى به سازش كشاندن پيامبر (ص) اين گونه بيان مى‌كند:
«ودو الوتدهن فيدهنون» «2» (آنها) دوست مى‌دارند نرمش نشان دهى، تا (آن‌ها هم) نرمش نشان دهند (نرمشى توأم با انحراف از مسير حق)
از سوى ديگر به آن حضرت هشدار مى‌دهد كه هرگز كم‌ترين انعطافى در برابر


صفحه 57

پيشنهادهاى انحرافى و سازشكارانه گمراهان از خود نشان ندهد.
«و ان احكم بينهم بما انزل الله ولا تتبع اهوائهم و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما انزل الله اليك» «1» در ميان آنها طبق آنچه خداوند نازل كرده، داورى كن، و از هوس‌هاى آنان پيروى مكن و از آنان بر حذر باش! مبادا تو را از بعض احكامى كه خدا بر تو نازل كرده، منحرف سازند.
از اين رو، رسول اكرم (ص)، با احتياط و عزم آهنين در برابر همه توطئه‌ها و تهديد و تطميع مخالفان اسلام، ايستادگى كرد و رسالت جاويد و جهانى خويش را به بهترين شكل به فرجام رساند.
زندگى سياسى امير مؤمنان (ع) نيز سرشار از قاطعيت، شجاعت و سازش ناپذيرى بود. وقتى در زمان حيات رسول خدا (ص) گروهى ضعيف النّفس كه تحمّل پافشارى او را در اجراى حق و عدالت نداشتند، از وى نزد رسول خدا (ص) شكايت كردند، پيامبر درباره او فرمود:
«ارفعوا السنتكم عن على فانه خشن فى ذات الله عزوجل غير مذاهن فى دينه» زبان‌هاى خود را از «بدگويى درباره» على بازداريد كه او در اجراى دستور خداوند بى پروا و در امر دينش سازش‌ناپذير است.
آن حضرت در هنگام تصدّى امر خلافت، درباره اموال به يغما رفته دولتى چنين فرمود:
«والله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملك به الاماء لرددته، فان فى العدل سعة و من صاق عليه العدل فالجور عليه اضيق» «2» به خدا سوگند، اگر آن (اموال عمومى) را ببينم كه به مهر زنان يا بهاى كنيزان رفته‌


صفحه 58

باشد، بازشان مى‌گردانم كه در عدالت گشايش است و آن كه عدالت را برنتابد، ستم را سخت‌تر يابد.
و در مورد جنگ با گمراهان و پيروان باطل، عزم راسخ خود را چنين وصف كرده است:
«وَ لَعَمْرى‌ ما عَلَىَّ مِنْ قَتالِ مَنْ خالَفَ الْحَقَّ وَ خابَطَ مِنْ ادْهانٍ وَ لا ايمانٍ» «1» به جان خودم سوگند! در جنگ با كسى كه در راه حقّ قدم نگذارد ودر گمراهى گام بردارد هيچگونه سستى و سازش به خود راه نمى‌دهم.
ساير پيشوايان بزرگوار و معصوم دين نيز هر كدام به نوبه خود شخصيت‌هايى قاطع و سازش‌ناپذير بودند و در اجراى حدود الهى، اقامه عدل، حمايت از حق و نبرد با باطل، سر سوزنى ترديد به خود راه نمى‌دادند. تصميم امام مجتبى (ع) مبنى بر بستن پيمان با معاويه به منظور فراهم ساختن زمينه قيام امام حسين (ع) و بر ملا ساختن شگردهاى بنى اميّه، عزم استوار امام سوم در پيكار با يزيد، موضعگيرى قاطع امام سجاد (ع) در برخورد با يزيد در شام، ... نمونه‌هاى زيبايى است كه صفحات تاريخ را زينت بخشيده است.
شرايط اعمال قاطعيت‌ تصميم و اقدام قاطعانه شرايط دارد كه بدون تحقّق آنها ممكن است قاطعيت سودمند نباشد يا زيان هايى به بار آورد. عواملى كه در اجراى موفّقيت‌آميز يك تصميم قاطع دخالت دارند، عبارتند از:
1- آگاهى: كسى كه از جوانب مختلف موضوعى آگاهى ندارد، نبايد درباره آن تصميمى بگيرد يا اقدامى صورت دهد. امام صادق (ع) اقدامات نا آگاهانه را گم برداشتن در بيراهه دانسته، مى‌فرمايد:
«العامل على غير بصيرة، كالسائر على غير الطريق، لا يزيده سرعة السير الا


صفحه 59

بعداً» «1» انجام دهنده بدون بصيرت چون رهروى است است كه در بيراهه مى‌رود، تندروى، جز دورى (از هدف، چيزى) براو نيفزايد.
2- اعتماد به نفس: اعتماد به نفس به اين معناست كه آدمى بر نيرو ايمان، اراده، دانش و تونايى‌هاى موجود خويش متّكى بوده و تنها خودش را مسؤول پيامدهاى نيك و بد كار خويش بداند.
وابستگى بى مورد به ديگران واميد و توقّع بيجا از افراد، با قاطعيت سازگار نيست.
3- شجاعت: اجراى تصميم‌هاى مهمّ، مانند عمل جرّاحى است و خاه ناخواه عوارضى در پى دارد.
يك جرّاح كاردان ودلسوز با علم به پيامدهاى جنبى كه ممكن است عمل او به دنبال داشته باشد، وقتى تصميم به اقدام گرفت و شرايط بيمار و اتاق عمل را از هر جهت مهيّا ديد، دست به كار مى‌شود.
زمامداران و مسؤولان سياسى جامعه نيز بايستى تصميمات معقول و منطقى را در زمان مناسب، بدون وسواس و ترديد به اجرا گذارند و عوارض زودگر و ناراحتى‌هاى مقطعى، آنان را از انجام اقدامات مفيد و حركت به سوى اهداف عالى و ارزشمند باز ندارد. مسؤولانى كه با وجود آمادگى شرايط، شجاعت تصميم‌گيرى ندارند يا تصميمى توأم با اضطراب و ترديد مى‌گيرند، يا از سرزنش و نكوهش ديگران در هراسند و گاميپيش مى‌نهند و قدمى به عقب باز مى‌گردند، شهد شيرين موفّقيت را كمتر مى‌چشند.
حضرت على (ع) در هنگام پذيرش حكومت ظاهرى با مردم چنين اتمام حجّت مى‌كنند.
واعموا انّى ان اجبتكم، ركبت بكم ما اعلم، ولم اصغ الى قول القائل و عتب الغاتب» «2» و بدانيد كه اگر من درخواست شما را بپذيرم، شما را به جايى مى‌برم كه خود نمى‌دانم‌


صفحه 60

و به گفته گوينده‌اى و ملامت و سرزنش‌كننده‌اى گوش نمى‌دهم.
4- استقامت: انجام رسالت‌هاى سنگين و مأموريت‌هاى خطير، نمى‌تواند بدون سختى و دشوارى باشد.
همواره زمامداران و مسؤولانى كه در ورطه سختى‌ها مردانه مى‌ايستند و مشكلات را با سر انگشت تدبير حل مى‌كنند، موفق مى‌شوند و آنان كه در برابر دشوارى‌ها بى تابى مى‌كنند خيلى زود از پاى در مى‌آيند.
لقمان حكيم به فرزندش مى‌فرمايد:
وَاصْبِرْ عَلى‌ م اخلاق فرماندهى و مديريت 66 معيار ساده زيستى ص : 66 ا اصابَكَ انَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْامُور» «1» در برابر مصيبتى كه به تو مى‌رسد، شكيبا باش كه اين از كارهاى مهمّ است.
موانع قاطعيت‌ عوامل گوناگونى موجب سستى انسان در تصميم‌گيرى و عدم قاطعيت او مى‌شوند، مانند:
1- ترديد و دو دلى (كه از ضعف‌هاى فكرى و روحى انسان سرچشمه مى‌گيرد).
2- ترس از عوامل خارجى مانند جنجال‌هاى تبليغاتى، از دست دادن شغل، اختلاف سليقه با مقام بالاتر، جو سازى افراد هتّاك و بى آبرو.
3- هوس‌هاى بيجا و بى مورد ديگران‌ 4- رعايت مناسبات خويشاوندى يا دوستانه (پارتى بازى)
5- نامساعد بودن جوّ حاكم بر محيط اجراى تصميم و


صفحه 61

پرسش‌ 1- قاطعيّت يعنى چه؟ راه‌هاى تقويت اين فضيلت در وجود آدمى چيست؟
2- پيامبران اولوالعزم چه كسانى هستند و چرا بدين وصف خوانده شده‌اند؟
3- نمونه هايى از قاطعيت را در زندگى پيامبر و حضرت على (ع) بيان كنيد.
4- پيامبر (ص) در پاسخ به كسانى كه از قاطعيت حضرت على (ع) ناراحت بودند چه فرمود؟
5- موانع قاطعيت را نام ببريد.



صفحه 62

ساده زيستى‌ انسان در سراى دنيا بسان مسافرى مى‌ماند كه بايد مسافتى را طى كند وخود را به مقصد برساند و فرصت‌هاى اندكى را در منازل بين راه به استراحت و تجديد قوا بپردازد.
اگر مسافرى به جاى تلاش و كوشش براى رسيدن به مقصد، همه يا بيشتر توان و توشه خود را صرف استراحت و تهيه لوازم در منازل بين راه كند از طى مسافت باز خواهد ماند، بخصوص اگر راه، طولانى و مقصد، بعيد باشد. خرد سالم در اينجا حكم مى‌كند كه انسان مسافر بيشتر همّ و غمّ خويش را به مقصد و طى مسافت معطوف كند و به سفر و منزل بين راه و مايحتاج آن به آن اندازه بها و اهميت دهد كه او را به مقصد برساند و سبكبار و سبكبال طى طريق نمايد.
ديدگاه قرآن و روايات‌ قرآن مجيد، نخست به انسان مى‌آموزد كه از پس اين دنياى فانى، سرايى باقى است و او چه بخواهد و چه نخواهد بايد نشئه دنيا را به سوى نشئه آخرت، سپرى كند؛ «يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه» «1» اى اسنان، تو با رنج و سختى به سوى پروردگارت مى‌روى و او را ملاقات مى‌كنى.
سپس به او رهنمود مى‌دهد كه كسانى به سعادت و راحتى آخرت نايل مى‌شوند كه‌


صفحه 63

در اين سرا، دست به زياده خواهى و برترى جويى مادّى نزنند و همّت خويش را حرف دنياى فانى ننمايند:
«تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقين» «1» اين سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‌دهيم كه قصد برترى جويى در زمين و تباهى را ندارند و فرجام نيكو از آنِ متّقيان است.
در روايات اسلامى نيز پيرامون اين موضوع به طور مستوفى بحث شده و معصومين (ع) همواره مسلمانان را به ساده زيستى و پرهيز از دنيا گرايى تشويق كرده‌اند؛ مباحثى چون:
قناعت، زهد، احسان و انفاق، خيرات و صدقات، پرهيز از طمع و حرص، تكاثر و ...
جملگى چنين هدفى را دنبال مى‌كند. امام زهدان و ساده زيستان، على (ع)، زندگى ايده آل اسلامى راچنين ترسيم مى‌كند:
«طولى للذاهدين فى الدنيا الراغبين فى الاخرة اولئك قوم اتخذوا الارض بساطا و ترابها فراشا و ماءها طيبا و القرآن شعارا و الدعاء دثارا ثم قرضوا الدنيا على منهاج المسيح » «2» خوشا آنان كه دل از اين دنيا كنده و بدان سرا بسته‌اند؛ آنان مردمى هستند كه زمين را فرش و خاك آن را بستر و آبش را عطر خود قرار داده‌اند. قرآن را به جانشان بسته‌اند و دعا را ورد زبان ساخته‌اند. سپس به شيوه مسيح، دنيا را به ديگران وام داده اند، چه وام دادنى! از سوى ديگر، زندگى پرتجمّل و رفاه زدگى و دلبستگى به دنيا بشدّت مورد نكوهش قرار گرفته و معصومين (ع) با تعابير گوناگونى آن را ملامت كرده‌اند؛ امير مؤمنان (ع)، چنين دنيايى را بسان استخوان خوكى مى‌داند كه در دست بيمار جزام گرفته قرار دارد! «3»