بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 65

نگاه كند و آن را به ياد آورد.
2- امام على (ع)، حضرت موسى (ع) را به عنوان دومين الگو معرفى كرده، مى‌فرمايد:
اگر خواستى، حضرت موسى- همسخن خدا (ص)- را به عنوان دومين اسوه بپذير كه اظهار داشت: «خدايا به هر خيرى كه به سوى من و فرو فرستى نيازمندم» به خدا سوگند جز قرص نانى كه با آن سد جوع كند چيز ديگرى نخواست چرا كه آن بزرگوار از گياهان زمين مى‌خورد به گونه‌اى كه بر اثر لاغرى و آب شدن گوشت بدنش، رنگ سبز گياهان از پس پوست شكمش هويدا بود! «1» 3- همچنين آن حضرت پيراموئن يكى ديگر از پيامبران اولوالعزم مى‌فرمايد:
اگر بخواهى سرگذشت عيسى بن مريم (ع) را برايت شرح مى‌دهم؛ او سنگ را بالش خويش قرار مى‌داد، لباس خشن مى‌پوشيد، نان خشك مى‌خورد، نانخودش گرسنگى، چراغ شبش ماه آسمان، سرپناه زمستانى اش، مشرق و مغرب زمين و ميوه و گلش گياهانى بود كه زمين براى چارپايان مى‌روياند، نه همسرى داشت كه او را بفريبد و نه فرزندى كه او را غمگين كند و نه ثروتى كه او را به خود مشغول سازد و نه طمع داشت كه وى را خوار نمايد، مركبش پاهايش بود و خدمتگزارش دست‌هايش. «2» 4- امير مؤمنان (ع) خود نيز بى تكلّف، ساده و بى پيرايه زندگى كرد، او تربيت يافته دامان پيامبر (ص) بود با همان ويژگى‌ها و اخلاق زيبايى كه رهبر و مرادش داشت و به اندازه سر سوزنى از سيره و سنّت نبوى منحرف نشد. عقبه پسر علقمه مى‌گويد:
بر امير مؤمنان (ع) وارد شدم در حالى كه پيش روى آن حضرت ظرفى دوغ ترشيده و قطعه نانى خشكيده بود، حتى بوى ترشى دوغ مرا آزرد، عرض كردم: غذاى امير مؤمنان بايد چنين باشد؟ فرمود:



صفحه 66

اى ابا جندب! با چشم خود ديدم كه پيامبر (ص) نانى خشكيده‌تر مى‌خورد و لباسى خشنتر از لباس من مى‌پوشيد! اگر من به شيوه او رفتار نكنم، بيم آن دارم كه به آن حضرت تأسى نكرده باشم! «1» معيار س اخلاق فرماندهى و مديريت 72 آثار سودمند مشورت ص : 72 اده زيستى‌ آنچه ياد شد، مرتبه عالى ساده زيستى را نشان مى‌دهد كه در ميان غير معصومين كمتر كسى توان تحمل آن را دارد چنانكه امير مؤمنان (ع) ضمن نامه‌اى كه پيرامون اين گونه مسائل به عثمان بن حنيف- والى بصره- مى‌نويسد، اين حقيقت را تبيين فرموده و آورده است:
«الاوان امامكم قد اكتفى من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه، الاو انكم لا تقدرون على ذلك ولاكن اعينونى بورع و اجتهاد و عفة و سداد » «2» آگاه باشيد كه امام شما از دنيايش به دو جامه كهنه و از انواع غذاها به دو قرص نان اكتفاد كرده است.
هان! شما توانايى چنين كردن را نداريد ولى مرا ورع و كوشش و عفّت درست كارى، يارى دهيد! چهار واژه ارزشمندى كه امام (ع) بر آنهاانگشت نهاده، معيار ساده زيستى را بيان مى‌كند بر پيروان و ياوران على (ع) است كه آنها را در خويشتن تقويت نمايند و زندگى على گونه يعنى ساده، كم مصرف، بى دغدغه، بى زرق و برق و پرتلاش و با معنويت و الهى را بيشتر كنند و تا آنجا كه مى‌توانند «خفيف المؤونه» (كم مصرف) و «كثير المعونة» (پرتلاش) باشند، چنان كه امام صادق (ع) مى‌فرمايد:
«الْمُؤْمِنُ حَسَنُ الْمَعوُنَة، خَفيفُ الْمَؤُونَهِ» «3» رونق اقتصادى، درآمد خوب، ثروت حلال، كسب وتجارت و مانند آن، مورد تأييد و تأكيد اسلام است و مسلمانان بايد اقتصادى پويا و پيشرفته داشته باشند و در همه‌


صفحه 67

زمينه‌ها خودكفا باشند. ولى افراد بايد خوى كاخ نشينى، رفاه‌طلبى، اشراف و اسراف ودنيا پرستى و زراندوزى پيدا نكنند، بلكه چنان باشد كه قرآن فرموده است:
«لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتيكم و الله لا يحب كل مختال فخور» «1» تا بر آنچه از دست داده‌ايد، تأسف نخوريد و به آنچه به شما داده است، شادمان نگرديد و خداوند هيچ خيالپرداز فخرفروشى را دوست ندارد.
وقتى روحيه ساده زيستى بر جامعه حاكم شود، توقعات، تشريفات، تجمّلات و در نتيجه اسراف و تبذير به صفر مى‌رسد، اقتصاد رونق مى‌يابد، فقر نابود مى‌شود، فساد و فحشا از جامعه رخت بر مى‌بندد، فضايل اخلاقى شكوفا مى‌شود، انسان‌ها آزاد بار مى‌آيند، از دنيا و زرق و برق آن دل مى‌كنند، به سوى خدا بيشتر مى‌روند، آخرت گرا مى‌شوند، به جاى تجمّل پرستى و ثروت اندوزى به احسان، انفاق، و تعاون روى مى‌آورند همين طور در صحنه بين المللى با نشاط و سرمايه بيشترى حضور مى‌يابند و با اتكاى به نيروى كار ومصرف كم، از موضع برترى برخوردار خواهند شد.
واى اگر خداى ناكرده ساده زيستى جاى خود را به تجمل پرستى، اشرافى گرى، و رفاه‌طلبى عوض كند، جامعه اسلامى و انقلابى، بر از دست دادن امتيازات ياد شده، به بدبختى گرفتار خواهد شد. بنيان گذار جمهورى اسلامى حضرت امام خمينى درباره ان چنين هشدار داده است:
ما بايد كوشش كنيم كه اخلاق كاخ نيشنى را از اين ملّت بزداييم. اگر بخواهيد ملّت شما جاويد بماند و اسلام به آن طورى كه خداى تبارك و تعالى مى‌خواهد، در جامعه شما تحقق پيدا كند، مردم را از آن خوى كاخ نشينى به پايين بكشيد وقتى خوى زمينخوارى و باغدارى وكاخ نشينى در بين مردم باشد، اين، اسباب اين مى‌شود كه انحطاط اخلاقى پيدابشود. اكثر اين خونى‌هاى فاسد از طبقه مرفه به مردم ديگر صادر شده است ... آن روزى كه‌


صفحه 68

دولت ما توجّه به كاخ پيدا كردن، آن روز است كه بايد ما فاتحه دولت و ملّت را بخوانيم. آن روزى كه رئيس جمهور ما خداى نخواسته از آن خوى كوخ نشينى بيرون برود و به كاخ نشينى توجهبكند، آن روز است كه انحطاط براى خود و براى كسانى كه با او تماس دارند پيدا مى‌شود. آن روزى كه مجلسيان خودى كاخ نشينى پيدا كنند خداى نخواسته و از اين خوى ارزنده كوخ نشينى بيرون بروند، آن روز است كه ما براى اين كشور بايد فاتحه بخوانيم! آن روزى كه توجه اهل علم به دنيا شد و توجه به اين شدكه خانه داشته باشند چطور و زرق و برق دنيا خداى نخواسته در آنها تأثير بكند، آن روز است كه بايد ما فاتح‌ء اسلام را بخوانيم! «1»


صفحه 69

پرسش‌ 1- ديدگاه قرآن كريم و روايات درباره ساده زيستى چيست؟
2- به نظر شما، زندگى پرتجمل، چگونه روحيه بسيجى را از افراد مى‌گيرد؟
3- معيار ساده زيستى را در كلام امام على (ع) بيان كنيد و آن را با سيره پيامبر اكرم تطبيق دهيد.
4- آثار تجمل پرستى، اشرافى گرى و رفاه‌طلبى را درسخن امام خمينى (ره) بنويسيد.
5- ساده زيستى امام خمينى (ره)، چه تأثيرى در فرمانبرى مردم از ايشان درشرايط سخت نهضت و انقلاب داشت؟



صفحه 70

مشورت‌ مشورت به معانى مختلفى آمده است؛ مانند: ظاهر كردن چيزى، خارج كردن عسل از كندو، زينت دادن و نصيحت كردن و نيز به طور دو يا چند جانبه به رايزنى پرداختن و از رأى و نظر يكديگر سودجستن. «1» برخى نيز آن را به «استخراج رأى» معنا كرده‌اند. «2» و امروزه بيشتر در دو معناى اخير به كار مى‌رود.
اهميت و ضرورت مشورت‌ آدمى هر اندازه از درايت و هوشمندى برخوردار باشد و علم و اطلاع فراوانى نيز كسب كند، باز هم در پرتو تبادل نظر با ديگران، به انديشه جديدى دست خواهد يافت چنانكه در تبادل انديشه‌ها، به صحت و درستى فكر خويش نيز مطمئن خواهد شد، به فرموده امير مؤمنان صلوات الله عليه:
«حق على العاقل ان يضيف الى رأيه رأى العقلاء و يضم الى علمه علوم الحكماء» «3» بر خردمند لازم است كه نظر خردمندان را بر نظر خويش بيفزايد و دانش‌هاى‌


صفحه 71

حكيمان را نيز به دانش خود ضميمه كند.
چنين روشى آنقدر زيبا، كارا و پسنديده است كه خداوند به پيامبرش- كه عقل كلّ و سرآمد همه خردمندان و حكيمان بود- دستور مى‌دهد كهدر كارها با مردم مشورت كند:
«... فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فى الامر فاذا غرفت فتوكل على الله » «1» پس آنها را ببخش و برايشان طلب آمرزش نما و در كارها با آنان مشورت كن و هنگامى كه تصميم به اقدام گرفتى، بر خدا توكّل كن.
مشورت كن با گروه صالحان بر پيمبر امر «شاورهم» بران‌ «امرهم شورى» بر اين بود كز تشاور سهو و كژ كمتر رود اين خردها چون مصابيح انوراست بيت مصباح از يكى روشنتر است «2» گفتنى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در امور اجتماعى و سياسى و نظامى و مسائلى كه مربوطبه مردم و نحوه اداره امور بود با اصحاب خويش به رايزنى مى‌پرداخت و گرنه تبيين معارف الهى، ابلاغ وحى، اجراى قوانى و تشريح عقائد و اخلاق اسلامى و ... از حيطه مشورت بيرون است.
ديگر اينكه مشورت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام با ياران و پيروان خود بيشتر جنبه هدايتگرى، ارشاد و شخصيت دادن به آنان را داشت و سبب رشد فكرى آنها مى‌شد و مشاوران بيش از مشير از آن رايزنى بهره مى‌بردند.
معصومين عليهم السلام، علاوه بر اينكه با اصحاب مجرّب و خردمند خود به رايزنى مى‌پرداختند و به طور عملى، اهميت مشاوره را نشان مى‌دادند، در سخنان حكيمانه خود نيز بر چنين اهميت و ضرورتى تأكيد مى‌كردند، حتى امير مؤمنان عليه السلام، مشورت با دشمن را نيز لازم دانسته مى‌فرمايد:



صفحه 72

«استشر اعدائك تعرف من رأيهم مقدار عداوتهم و مواقع مقاصدهم ...» «1» با دشمنانت مشورت كن تا مقدار دشمنى و مقصد شان را از نظرشان بدست آورى.
و در سخنى، مشورت كننده را چنين مى‌ستايد:
«افْضَل النَّاسِ رَأياً مَنْ لا يَسْتَغْنى‌ عَنْ رَأْىِ مُشيرٍ» «2» برترين مردم از نظر رأى و انديشه كسى است كه خود را از ديدگاه مشاور بى نياز نداند.
آثار سودمند مشورت‌ رايزنى و تضارب آرا به طور قطع به پختگى و سنجش همه جانبه كارها كمك مى‌كند و آثار ارزشمندى به بار مى‌آورد وبه تعبير امام على عليه السلام:
«جِماعُ الْخَيْرِ فِى الْمُشاوِرَةِ وَ الْأَخَذَ بِقَوْلِ النَّصيحِ» «3» مجموعه خير و بركت در رايزنى و گوش كردن، به سخن نصيحتگر نهفته است.
برخى از آن خير وبركتها عبارت است از:
1- پشتيبانى‌ امام على‌ اخلاق فرماندهى و مديريت 78 كردار ص : 78 عليه السلام:
«الْمُشاوِرَةُ اسْتِظْهارٌ» «4» مشورت كردن، طلب يارى كردن است.
وقتى انسان در كارهاى خود، به ويژه كارهاى مهم، با ديگران به تبادل نظر بپردازد، به طور طبيعى مشاوران را در انجام هر چه بهتر امور سهيم كرده است چرا كه انسان تابع فكر ونظر خويش است و به امورى كه موافق انديشه خود باشد بيشتر اهميت مى‌دهد و به انجام آن كمك مى‌كند.
2- بدست آوردن بهترين طرح‌