5- تقوا «شاور المتقين الذين يؤثرون الاخرة على الدنيا و يؤثرون على انفسهم فى اموركم» با متقيان مشورت كنيد؛ آنان كه سراى آخرت را بر دنيا ترجيح مىدهند و در كارهايتان، ايثار مىكنند.
6- ترس از خدا سفيان ثورى گويد: خدمت راستگو پسر راستگو- جعفر بن محمد عليهماالسلام- رسيدم و عرض كردم: اى فرزند رسول خدا مرا وصيتى كن. آن حضرت فرمود:
«... شاوِرْ فى امْرِكَ الَّذينَ يَخْشَوْنَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ» «1» در كارهايت با كسانى رايزنى كن از خداوند بزرگ، بيم دارند.
خصلتهاى منفى مشاور در سخنان گهربار معصومين عليهم السلام، صفات منفى مشاور نيز بيان شده و ما را از مشورت با كسانى كه چنين ... حياتى دارند منع كردهاند، از جمله:
1- دروغ امام على عليه السلام:
«لا تَسْتَشِرِ الْكَذّابَ فَانَّهُ كَالسَّرابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَريبَ» «2» با دروغگو مشورت نكن چرا كه او بسان سراب، دور را نزديك و نزديك را دور نشانت مىدهد.
2- تنگ چشمى همان حضرت:
«لا تدخلن فى مشورتك بخيلا فيعدك بك عن القصد و بعدك الفقر» «1» بخيل را در راهزنى خويش راه نده كه تو را از مقصد منحرف مىكند و وعده تنگ دستى مىدهد.
3- بزدلى رسول اكرم صلى الله عليه و آله طى سخنانى به امير مؤمنان عليه السلام چنين سفارش مىكند:
«يا على لا تشاورن حيانا فانه يضيق عليك المخرج » «2» اى على! هيچگاه با شخص ترسو مشورت نكن، كه راه چاره را بر تو مىبندد.
4- حماقت و نادانى امير مؤمنان عليه السلام:
«لا تُشاوِرْ احْمَقَ ...» «3» با احمق مشورت نكن «لا تُشاوِرَنِّ فى امْرِكَ مَنْ يَجْهَلُ» «4» هيچ گاه در امورت با نادان مشورت نكن
پرسش 1- مشورت يعنى چه و چه ضرورتى در زندگى انسان دارد؟
2- چرا پيامبر و اهل بيت عليهم السلام، با ياراو وپيروان خود مشورت مىكردند؟
3- آثار سودمند مشورت را بنويسيد.
4- ويژگىهاى مشاور از ديدگاه روايات را نام بريد.
5- با چه كسانى نبايد مشورت كرد؟
تعظيم شعاير اسلامى «شعاير» جمع شعار يا شعيره به معناى عبادتها، نشانهها و آداب و رسول مذهبى يا ملّى است «1» و «شعاير الهى نشانه هايى است كه خداوند براى اطاعت خويش نصب كرده است.» «2» و مركز و محورى است كه مردم گرد آن اجتماع كرده، خدا را اطاعت و عبادت مىكنند.
شعاير اسلامى ممكن است از نوع كردار، ايّام و اماكن باشد كه به شرح برخى از آنها مىپردازيم:
كردار منظور از شعاير كردارى، اعمالى است كه انجام دادن آنها جنبه شعارى دارد و علامت مسلمانى به حساب مىآيد مانند اذان، نماز جمعه و جماعت، حجّ و الف- اذان نداى مل اخلاق فرماندهى و مديريت 84 كردار ص : 78 كوتى و روح بخش اذان كه فراخوانى عمومى مسلمانان به سوى خداست از شعاير مهم اسلامى محسوب مىشود و در هر صبح و
شام هر مسلمانى را در هر كوى و برزن به نماز و راز و نياز با خدا مىخواند و هر جاى زمين چنين ندايى برخيزد نشانه وجود اسلام و مسلمان در آن ديار است.
به مسلمانان سفارش شده كه شعار اذان را زنده بدارند و در شبانه روز پنج نوبت اذان بگويند و نام و ياد خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله را با صدايى رسا به عمق جانها بفرستند و در پى آن در صفوفى متحد به نماز بايستند.
رسول گرامى اسلام، چهره واقعى مؤذّن را اين گونه ترسيم مىكند:
الْمُؤذَنون اطْوَلُ النَّاسِ اعْناقاًيَوْمَ الْقِيامَةِ. «1» مؤذنان، در روز قيامت، يك سر و گردن از ديگران بلندترند.
و مقام مؤذّن تا آنجا ارجمند است كه جبرئيل- فرشته مقرّب الهى- در شب معراج اذان مىگويد و فرشتگان، به امامت پيامبر صلى الله عليه و آله نماز جماعت برپا مىكنند. «2» مستحب است «مؤذّن» در جاى بلند اذان گويد، خوش صدا باشد، دست بر بناگوشش گذارد و همه صدايش را به اذان بلند كند. رسول خدا صلى الله عليه و آله به بلال فرمود:
«بالاى ديوار مسجد رو و صدايت را به اذان بلند كن، خداوند، بادى را مأمور كرده كه صداى اذان را به آسمان ببرد، وقتى فرشتگان آن را بشنوند، گويند: اين صداى امّت محمّد صلى الله عليه و آله است كه به توحيد بلند شده است.» «3» ب- نماز جمعه وجماعت اجتماع پرشكوه مسلمانان در هر شهر و روستا به طور روزانه، هفتگى و ساليانه در قالب نماز جماعت، جمعه و عيد، از بهترين نشانههاى
مسلمانى است كه اعتقاد راسخ نمازگزاران را به برنامههاى اسلام نشان مىدهد، چرا كه حضور در چنين اجتماعاتى، فرد را بسان قطرهاى به دريا پيوند مىدهد، نفاق را از دل مىزدايد، مسلمانان را يكدل و يكپارچه مىكند و شياطين پيدا و نهان را مأيوس مىسازد.
امام صادق عليه السلام در خسنى به جنبه شعارى و نشانه بودن نمازهاى جماعت تصريح كرده و مىفرمايد:
نماز جماعت و اجتماع بدين سبب نهاده شده كه نمازگزار از بى نماز باز شناخته شود ... و اگر جماعت نبود، امكان نداشت كسى به صلاحيت ديگرى گواهى دهد؛ زيرا آن كس كه نماز جماعت نمىخواند، در نزد مسلمانان بى نماز محسوب مىشود چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است: «كسى كه بدون عذر، با مسلمانان در مسجد نماز نگزارد، در واقع بى نماز است. «1» همينطور نقل مىكند:
در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله عدّهاى از نماز جماعت در مسجد تفره مىرفتند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود (اگر به چنين كارى ادامه دهند) بزودى دستور مىدهيم تا خانه هايشان را آتش بزنند. «2» امام خمينى (ره) به يكياز ابعاد مهمّ نمازهاى دسته جمعى اشاره كرده مىفرمايد:
... هر روز در محلّهها اجتماع و رسيدگى به اوضاع شهر و محلّه، در هر هفته اجتماع بزرگ در شهرها ودر جاهايى كه شرايط نماز (جمعه) محقق است براى بررسى اوضاع شهرستان و بالاتر؛ اوضاع كشور و در هر سال باز دو اجتماع بزرگ براى بررسى اوضاع كشورها اين مسائل سياسى هست و مسائلى است كه بايد مسلمين
بهآن توجه داشته باشند. «1» ج- حجّ همايش عظيم و ساليانه حج كه فراتر از شهر و كشور و درر مقياس بين الملل اسلامى برگزار مىشود، نمايش بى نظيرى از وحدت و قدرت مسلمانان در جهان است كه عظمت و شكوه آن بر دوست و دشمن عيان است.
حضور ميليونى پيروان محمد صلى الله عليه و آله در سرزمين وحى، شعارى پرفروغ و جاودانه است كه استوارى و صلابت دين مبين اسلام را نويد داده، پيروان آن را به توحيد و دورى از شرك فرا مىخواند. هر يك از مناسك حج و همه مواقف مقدّس آن به تنهايى شعارى دشمن شكن و وحدت آفرين است مانند؛ احرام بستن حاجيان در لباس سفيد و متحدالشكل، طواف منظم آنا گرد خانه خدا، سعى صفا و مروه، توقف روزانه در عرفات، وقوف شبانه در مشعر، رمى جمره، قربانى، تراشيدن سر، بيتوته منا و ...
همه نشانى از بندگى خدا و شمارى از شعاير الهى است كه خير و بركت در آن نهفته است.
«وَالْبُدْنَ جَعَلْنا لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فيها خَيْرٌ » «2» شتران قربانى را براى شما از شعاير الهى قرار داديم، شما در آن خيرى است.
اماكن در فرهنگ ناب اسلام، نقاطى از زمين داراى قداست خاصيّى است و به مسلمانان سفارش شده آنها را گرامى بدارند. حتى اهمّيّت اين اماكن مقدّس آنها را به شكل شعارهايى استراتژيك مطرح كرده، جنبه محوريت بخشيده است؛ كعبه و مسجدالحرام، مسجد پيامبر، مسجد كوفه، بيت
المقدس، مسجد جامع هر شهر، تربت پاك معصومين عليه السلام و هر مسجدى كه در هر نقطه جهان ساخته شود، از چنين اهميّتى برخوردار است و هر مسلمانى وظيفه دارد كه حرمت آنها را پاس دارد و در حفظ و آبادانى آنها بكوشد.
در اينجا به اختصار پيرامون برخى از اماكن مقدس اسلامى مطالبى بيان مىكنيم:
الف- مسجدالحرام شريفترين مركز اسلامى طى قرون متمادى، «مسجدالحرام» و خانه خدا- كعبه- است كه قبله حدود يك ميليارد مسلمان است كه همه به سوى آن نماز مىخوانند، به آن عشق مىورزند، حتى بدان سوى مىخوابند و مىميرند. استوارى كعبه نشانه حيات اسلام و مسلمانان است. حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«لا يَزال الدّينُ قائِماً ما قامَتَ الْكَعْبَةُ» «1» تا زمانى كه كعبه پابرجاست، دين، استوار است.
از اين رو، بر هر مسلمانى فرض است كه با داشتن توانايى به سوى اين مركز مقدّس بشتابد و با آداب و احترام خاصى به نيت بندگ خدا گردش بگردد، در مسجد الحرام نماز بگزارد، با دست كشيدن بر «حجرالاسود» به خدا اعلام وفادارى كند و ... در ضمن بداند كه:
- صفا و مروه از شعاير الهى است. «2» - شهر مكّه و حومه آن- كه مسجد الحرام را بسان نگينى گرانقدر در خود جاى داده است- زادگاه پيامبر، على و زهرا عليه السلام و حرم امن الهى و محل نزول بسيارى از آيات قرآن است.