ايام الله در تاريخ هر ملتى، روزهاى سرنوشت ساز مثبت يا منفى وجود دارد كه خاطره آنها نقطه عطف گذشته آن ملت است، در فرهنگ قرآن، واژه «ايام الله» داراى چنين مفهومى است. خداوند به حضرت موسى عليه السلام فرمان مىدهد:
«و ذَكِّرْهُمْ بِايَّامِ اللِ» «1» روزهاى خدا را به ياد آنها بياور.
ايّام الله براى بنى اسرائيل، روزهاى تلخ گرفتارىدر چنگال فرعونيان بود كه خدا آنان را نجات بخشيد، در اسلام روزهايى چون اعياد بزرگ فطر، قربان، مبعث، غدير، هجرت، مواليد معصومين عليه السلام و ... روزهاى سوگ بزرگ چون رحلت پيامبر، عاشوراى حسينى و ... ايام اللهاند، چنانكه در انقلاب اسلامى نيز پانزده خرداد، هفده شهريور، بيست و دوم بهمن، دوازده فروردين، هفت تير، هشت شهريور، سيزده آبان، چهارده مرداد، و از جمله ايام اللهاند كه بزرگداشت آنان سبب تحكيم و انسجام ملت و شور و تحرّك آنان در راستاى آرمانخواهى اسلام مىگردد. از اين رو، معمار انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى (ره) بر تعظيم آنها چنين تأكيد مىكند؛ انقلاب كرديم كه شعاير اسلام را زنده كنيم،، نه انقلاب كرديم كه شعاير اسلام را بميرانيم. زنده نگه داشتن عاشورا يك مسأله بسيار مهمّ سياسى- عبادى است ...
يك مسألهاى است كه در پيشبرد انقلاب اثر بسزا دارد. «2» و به سخنى ديگر: ايشان علت مُحَدثه و مبّقيه انقلاب اسلامى را همين ايام الله مىدانستند.
احياى شعاير اسلامى به منظور تجسّم عينى اسلام در جامعه، لازم است شعاير اسلامى به همان كيفيتى كه از طرف شارع مقدّس رسيده، حفظ شود و براى احيا و تعظيم هر يك از آنها دولت ملّت اسلامى وظيفهاى بر عهده دارند كه به اختصار شرح مىدهيم:
الف- وظيفه دولتهاى اسلامى مبناى سياست و رهبرى كشورهاى اسلامى بايد بر احيا، اعمال و ترويج شعاير اسلامى استوار باشد؛ زيرا حيات و عظمت جامعه اسلامى به آن بستگى دارد، قران مجيد نيز برخى از اعمال و شعاير اسلامى را در حيطه حكومت و رهبرى جامعه اسلامى قرار داده، مىفرمايد:
«الذين ان مكنا هم فى الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر ...» «1» كسانى (هستند) كه اگر در زمين به آنان قدرت دهيم نماز را بپا مىدارند و زكات مىدهند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند.
از سوى ديگر، مبارزه با مظاهر شرك و بت پرستى نيز وظيفه حكومت اسلامى محسوب مىشود، چنان كه رهبر بزرگ اسلام به تخريب بتخانهها و شكستن بتها، اقدام كرد. به همين جهت، اهل ذِمّه يعنى كفارى كه در پناه اسلام و در كشور اسلامى به عنوان ذِمّى و مُعاهد، زندگى مىكنند، حق تظاهر به كارهاى خلاف شعاير اسلامى نظير تظاهر به روزه خوارى در ماه مبارك رمضان، استعمال مشروبات الكلى و گوشت خوك و يا به صدا درآوردن ناقوس كليساها بدون اجازه دولت اسلامى را ندارند؛ زيرا همه اينها با شعاير اسلامى منافات دارد.
بنابراين جهتگيرى دولت اسلامى بايد در راستاى احيا و ايجاد
مساجد باشد و مسجدها را رونق بخشيد و نيز موظف به پخش اذان از راديو، تلويزيون، مساجد مىباشد. همچننى ترتيب و تنظيم برنامه حجّ و احياى آن، به صورت يك نيروى عظيم الهى در برابر كفر و استكبار، از وظايف دولت اسلامى است و بايد در سياست داخلى خود جايگاه ويژهاى برايش در نظر گيرد. دولت اسلامى بايد جامعه را از تظاهر به روزه خوارى، پاك نموده و در معابر عمومى و ديد مردم، از آن جلوگيرى نمايد و در خارج از كشور اسلامى و در ممالك كفر و شرك نيز بايد، اسلام را تبليغ كرده، آنان را به اسلام و به كارگرفتن قوانين فردى و اجتماعى آن دعوت نمايد.
ب- وظيفه امّت اسلامى چنان كه بيان شد، ترويج و آميختن زندگى مسلمانان با شعاير اسلامى و الهى در مرحله اول، وظيفه حكومت اسلامى و علماى دين است ودر مرحله بعد، وظيفه فرد فرد امت اسلامى است كه شعارهاى الهى را حافظ نموده، آنها را با زندگى فردى و اجتماعى خود بياميزند، به عبارت ديگر، ايجاد زمينه رواج و احياى شعاير اسلامى، وظيفه دولت است مسؤولين كشور بايد زمينه را مساعد كنند، با اين شعارها در جامعه اعمال و احيا شود و در مقابل، امت اسلامى نيز بايد در زنده نگه داشتن آنها بكوشند.
اين امر به اندازهاى مهمّ است كه در فقه اسلام نيستند، سكونت واقامت كنند و در صورت تمكّن، هجرت ازچنين مكانى واجب است. «1» علاوه بر اين، قرآن مجيد، تظيم شعاير اسلامى را نشانه با تقوا بودن دلها دانسته مىفرمايد:
«ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرِ اللَّهِ فَانَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلوُبِ» «2»
آرى كسانى كه شعاير خدا را بززگ مىشمارند، اين كار نشان دهنده تقواى دلهايشان مىباشد.
پرسش 1- شعاير يعنى چه؟ و منظور از شعاير اسلام را توضيح دهيد.
2- برخى از شعاير مهم اسلام را نام ببريد.
3- وظيفه دولت اسلامى در مورد احياى شعاير اسلامى چيست؟
4- وظيفه امّت اسلامى درباره احياى شعاير اسلام چيست؟
5- آيهاى درباره تعظيم شعاير الهى بنويسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
رعايت حقوق ديگران خداوند متعال، خود «حق» است و آفرينش نيز بر اساس «حق» صورت پذيرفته، دينش نيز دين حقّ است و پيامبرش را هم به حق فرستاده است. «1» بر اين اساس، انسان در يك نظام كاملًا به حق آفريده شده و داد و ستدهاى فكرى و عملى او و ارتباطش با خدا، خود و ساير پديدهها بايد بر محور حقّ قرار گيرد، به باطل نگرايد، ياوه نگويد، بيهوده كارى نكند و از محور حق منحرف نگردد چرا كه آن سوى حق، جز گمراهى، حيوانى، از دست دادن سرمايه زندگى و نگون بختى نخواهد بود؛ «... فَما ذ اخلاق فرماندهى و مديريت 97 نكوهش پايمال كردن حقوق ص : 96 َا بَعْدَ الْحَقِّ الَّا الضَّلالُ » «2» بعد از حق، چه چيزى جز گمراهى است؟
انواع حقوق مؤمن، تنها در برابر خدا مسؤول است و همه كارهايش با عقربه اخلاص به سوى خدا جهتگيرى مىشود و بس و هرگز نبايد كمترين كارىرا براى غير خدا انجام دهد. در مرحله اجراى فرمان خدا ومرزبندى قانون و جداسازى راه بيراهه و پرهيز از ظلم و بيهوده كارى، رعايت حقوقى كه خدا و خرد تعيين مىكنند الزامى است. اين حقوق به سه
دسته: حقّ الله، حقّ النفس، و حق الناس تقسيم مىشود و با توجه به اينكه عنوان درس به قسم سوّم اشاره دارد، بحث را پيرامون حق الناس پى مىگيريم:
اهميت اداى حقوق هيچ خردمندى در لزوم رعايت حقوق ديگران، ترديد نمىكند وبى شك، پرداخت حقوق مردم در همه زمينهها و به شكل عام و فراگير، از اصول شريعت اسلامى است و در سخنان رهبران اسلام با تعابير نغز و بلندى مورد تأكيد قرار گرفته است، از آن جمله:
1- ركن دين است: پرداخت حقوق مردم، با تديّن، رابطهاى مستقيم دارد، مؤمن حتماً بايد حقوق مرد را مراعات كند، در غير اين صورت يا ايمانش دروغين است و يا در حدّ پايين قرار دارد؛ امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«المحدية السمحة اقام الصلاة و ايتاء الزكاة و صيام شهر رمضان و حج البيت و الطاعة للامام و اداء حقوق المزمن ...» «1» دين محمّدى آسان، عبارت است از: بر پا داشتن نماز، دادن زكات، روزه ماه رمضان، حج خانه خدا، اطاعت از امام و اداى حقوق مؤمن.
2- فراتر از حق الله: عظمت و اهميت مراعات حقوق مردم از مرز حقّ الله نيز فراتر رفته و در سخن امير مؤمنان عليه السلام، مقدّم بر آن شمرده شده است:
«جعل الله سبحانه حقوق عباده مقدمة لحقوقه؛ فمن قام بحقوق عبادالله كان ذلك مؤديا الى القيام بحقوق الله» «2» خداوند سبحان، حقوق بندگانش را بر حقوق خويش، مقدم داشته است؛ هر كس به [رعايت] حقوق بندگان خدا قيام كند، چنين كارى به رعايت حقوق الهى منجر مىگردد.
3- برترين عبادت است: پيشواى ششم مىفرمايد: