بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 88

مساجد باشد و مسجدها را رونق بخشيد و نيز موظف به پخش اذان از راديو، تلويزيون، مساجد مى‌باشد. همچننى ترتيب و تنظيم برنامه حجّ و احياى آن، به صورت يك نيروى عظيم الهى در برابر كفر و استكبار، از وظايف دولت اسلامى است و بايد در سياست داخلى خود جايگاه ويژه‌اى برايش در نظر گيرد. دولت اسلامى بايد جامعه را از تظاهر به روزه خوارى، پاك نموده و در معابر عمومى و ديد مردم، از آن جلوگيرى نمايد و در خارج از كشور اسلامى و در ممالك كفر و شرك نيز بايد، اسلام را تبليغ كرده، آنان را به اسلام و به كارگرفتن قوانين فردى و اجتماعى آن دعوت نمايد.
ب- وظيفه امّت اسلامى‌ چنان كه بيان شد، ترويج و آميختن زندگى مسلمانان با شعاير اسلامى و الهى در مرحله اول، وظيفه حكومت اسلامى و علماى دين است ودر مرحله بعد، وظيفه فرد فرد امت اسلامى است كه شعارهاى الهى را حافظ نموده، آنها را با زندگى فردى و اجتماعى خود بياميزند، به عبارت ديگر، ايجاد زمينه رواج و احياى شعاير اسلامى، وظيفه دولت است مسؤولين كشور بايد زمينه را مساعد كنند، با اين شعارها در جامعه اعمال و احيا شود و در مقابل، امت اسلامى نيز بايد در زنده نگه داشتن آنها بكوشند.
اين امر به اندازه‌اى مهمّ است كه در فقه اسلام نيستند، سكونت واقامت كنند و در صورت تمكّن، هجرت ازچنين مكانى واجب است. «1» علاوه بر اين، قرآن مجيد، تظيم شعاير اسلامى را نشانه با تقوا بودن دل‌ها دانسته مى‌فرمايد:
«ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرِ اللَّهِ فَانَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلوُبِ» «2»


صفحه 89

آرى كسانى كه شعاير خدا را بززگ مى‌شمارند، اين كار نشان دهنده تقواى دلهايشان مى‌باشد.



صفحه 90

پرسش‌ 1- شعاير يعنى چه؟ و منظور از شعاير اسلام را توضيح دهيد.
2- برخى از شعاير مهم اسلام را نام ببريد.
3- وظيفه دولت اسلامى در مورد احياى شعاير اسلامى چيست؟
4- وظيفه امّت اسلامى درباره احياى شعاير اسلام چيست؟
5- آيه‌اى درباره تعظيم شعاير الهى بنويسيد.



صفحه 91

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 92

رعايت حقوق ديگران‌ خداوند متعال، خود «حق» است و آفرينش نيز بر اساس «حق» صورت پذيرفته، دينش نيز دين حقّ است و پيامبرش را هم به حق فرستاده است. «1» بر اين اساس، انسان در يك نظام كاملًا به حق آفريده شده و داد و ستدهاى فكرى و عملى او و ارتباطش با خدا، خود و ساير پديده‌ها بايد بر محور حقّ قرار گيرد، به باطل نگرايد، ياوه نگويد، بيهوده كارى نكند و از محور حق منحرف نگردد چرا كه آن سوى حق، جز گمراهى، حيوانى، از دست دادن سرمايه زندگى و نگون بختى نخواهد بود؛ «... فَما ذ اخلاق فرماندهى و مديريت 97 نكوهش پايمال كردن حقوق ص : 96 َا بَعْدَ الْحَقِّ الَّا الضَّلالُ » «2» بعد از حق، چه چيزى جز گمراهى است؟
انواع حقوق‌ مؤمن، تنها در برابر خدا مسؤول است و همه كارهايش با عقربه اخلاص به سوى خدا جهتگيرى مى‌شود و بس و هرگز نبايد كمترين كارى‌را براى غير خدا انجام دهد. در مرحله اجراى فرمان خدا ومرزبندى قانون و جداسازى راه بيراهه و پرهيز از ظلم و بيهوده كارى، رعايت حقوقى كه خدا و خرد تعيين مى‌كنند الزامى است. اين حقوق به سه‌


صفحه 93

دسته: حقّ الله، حقّ النفس، و حق الناس تقسيم مى‌شود و با توجه به اينكه عنوان درس به قسم سوّم اشاره دارد، بحث را پيرامون حق الناس پى مى‌گيريم:
اهميت اداى حقوق‌ هيچ خردمندى در لزوم رعايت حقوق ديگران، ترديد نمى‌كند وبى شك، پرداخت حقوق مردم در همه زمينه‌ها و به شكل عام و فراگير، از اصول شريعت اسلامى است و در سخنان رهبران اسلام با تعابير نغز و بلندى مورد تأكيد قرار گرفته است، از آن جمله:
1- ركن دين است: پرداخت حقوق مردم، با تديّن، رابطه‌اى مستقيم دارد، مؤمن حتماً بايد حقوق مرد را مراعات كند، در غير اين صورت يا ايمانش دروغين است و يا در حدّ پايين قرار دارد؛ امام صادق عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«المحدية السمحة اقام الصلاة و ايتاء الزكاة و صيام شهر رمضان و حج البيت و الطاعة للامام و اداء حقوق المزمن ...» «1» دين محمّدى آسان، عبارت است از: بر پا داشتن نماز، دادن زكات، روزه ماه رمضان، حج خانه خدا، اطاعت از امام و اداى حقوق مؤمن.
2- فراتر از حق الله: عظمت و اهميت مراعات حقوق مردم از مرز حقّ الله نيز فراتر رفته و در سخن امير مؤمنان عليه السلام، مقدّم بر آن شمرده شده است:
«جعل الله سبحانه حقوق عباده مقدمة لحقوقه؛ فمن قام بحقوق عبادالله كان ذلك مؤديا الى القيام بحقوق الله» «2» خداوند سبحان، حقوق بندگانش را بر حقوق خويش، مقدم داشته است؛ هر كس به [رعايت‌] حقوق بندگان خدا قيام كند، چنين كارى به رعايت حقوق الهى منجر مى‌گردد.
3- برترين عبادت است: پيشواى ششم مى‌فرمايد:



صفحه 94

ما عبدالله بشى‌ءٍ افضل من اداء حق المؤمن» «1» خداوند، با چيزى برتر از اداى حق مؤمن، پرستش نشده است.
4- فلسفه حكومت اسلامى است: امام على عليه السلام پيرامون پذيرش رهبرى و ولايت امّت اسلامى مى‌فرمايد:
«اللهم انك تعلم انى لم ارد الامرة و لا علو الملك و الرياسة و انما اردت القيام بحدودك و الاداء لشرعك و وضع الامور فى مواضعها و توفير الحقوق على اهلها ...» «2» خداوندا تو مى‌دانى كه من، آهنگ امارت و قرارگرفتن بر مسند پادشاهى و رياست را ندارم بلكه آرمانم، اقدام به [اجراى‌] حدود تو، اجراى [قوانين‌] دين تو، سامان دادن كارها در جاى خويش و پرداخت حقوق حقوقداران است.
5- ثمره اخلاص و توحيد است: همان حضرت مى‌فرمايد:
«انَّ اللَّهَ شَدَّ بِالْاخْلاصِ وَ التَّوْحيدِ حُقوُقَ الْمُسْلِمينَ» «3» خداوند به سبب اخلاص وتوحيد، حقوق مسلمانان را محكم كرده است.
6- يكى از درجات توبه است: امير مؤمنان عليه السلام براى توبه واقعى شش درجه ترسيم مى‌كند كه دو درجه آن پرداخت حقوق مردم و حقوق خداست. «4» 7- سبب ورود به بهشت است: اداى حقوق يكى از اسباب ورود مؤمن به بهشت برين است و هر چه حقوق مردم را بهتر ادا كند از رفعت مقام و درجات بالاترى برخوردار خواهد بود. رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
«فَانَّهُمْ كانَ اشَدُّ لِلشعَةِ حُباً لِحُقوُقِ اخْوانِهِمْ المُؤْمِنينَ اشَدَّ قَضاءً كانَتْ دَرَجاتُهُ‌


صفحه 95

فِى الْجِنانِ اعْلى‌ » «1» هر يك از مؤمنان كه بيشتر به شيعيان عشق بورزد، و حقوق برادران مؤمنش را بهتر ادا كند، درجاتش در بهشت بالاتر خواهد بود.
كاربرد عملى رعايت حقوق‌ كمتر روزى بر انسان مى‌گذرد كه در آن با حقوق ديگران، سرو كار نداشته باشد، اين ديگران، ممكن است همسر، والدين و فرزندان، خويشان و همسايگان، يا همكيشان و همنوعان و يا اماء، رهبر، معلّم و باشند كه هر گروه به نوعى در تكوين شخصيت انسان، تغذيه، تربيت، تعالى، روح، رفع مشكلات، سلامت و حفاظت، رهيافت به زندگى سالم و سعادت او نقش حياتى داشته و دارند و هر يك از اين رهگذر، ذى حق بر انسان مى‌شوند و استحقاق آنان، او را موظّف مى‌كند كه زحمات آنان را قدر بداند و در حد توان خويش، آن را جبران نمايد.
از سوى ديگر، عقل و قانون خدا حكم مى‌كند كه انسان، حرمت و حدود تمام كسانى را كه با آنان سر و كار دارند مراعات كند و هرگز به حريم ديگران تجاوز ننمايد، اين دستور مهمّ اسلامى حتى در مسائل بظاهر ساده‌اى چون رعايت نوبت ديگران در صف اتوبوس، نماز جماعت، هنگام رانندگى، حريم خانه و مزرعه و مانند آن، كاربرد دارد تا چه رسد به حقوق بيشمارى كه در مورد جان، مال و ناموس مردم، اشغال پستهاى حساس اجتماعى، هزينه بيت المال، موضعگيرى سياسى و غيره پديد مى‌آيد و حدّ و مرز هر يك در جاى خويش معين گشته و لازم الاجراست.
چگونگى اداى حقوق‌