پرسش 1- شعاير يعنى چه؟ و منظور از شعاير اسلام را توضيح دهيد.
2- برخى از شعاير مهم اسلام را نام ببريد.
3- وظيفه دولت اسلامى در مورد احياى شعاير اسلامى چيست؟
4- وظيفه امّت اسلامى درباره احياى شعاير اسلام چيست؟
5- آيهاى درباره تعظيم شعاير الهى بنويسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
رعايت حقوق ديگران خداوند متعال، خود «حق» است و آفرينش نيز بر اساس «حق» صورت پذيرفته، دينش نيز دين حقّ است و پيامبرش را هم به حق فرستاده است. «1» بر اين اساس، انسان در يك نظام كاملًا به حق آفريده شده و داد و ستدهاى فكرى و عملى او و ارتباطش با خدا، خود و ساير پديدهها بايد بر محور حقّ قرار گيرد، به باطل نگرايد، ياوه نگويد، بيهوده كارى نكند و از محور حق منحرف نگردد چرا كه آن سوى حق، جز گمراهى، حيوانى، از دست دادن سرمايه زندگى و نگون بختى نخواهد بود؛ «... فَما ذ اخلاق فرماندهى و مديريت 97 نكوهش پايمال كردن حقوق ص : 96 َا بَعْدَ الْحَقِّ الَّا الضَّلالُ » «2» بعد از حق، چه چيزى جز گمراهى است؟
انواع حقوق مؤمن، تنها در برابر خدا مسؤول است و همه كارهايش با عقربه اخلاص به سوى خدا جهتگيرى مىشود و بس و هرگز نبايد كمترين كارىرا براى غير خدا انجام دهد. در مرحله اجراى فرمان خدا ومرزبندى قانون و جداسازى راه بيراهه و پرهيز از ظلم و بيهوده كارى، رعايت حقوقى كه خدا و خرد تعيين مىكنند الزامى است. اين حقوق به سه
دسته: حقّ الله، حقّ النفس، و حق الناس تقسيم مىشود و با توجه به اينكه عنوان درس به قسم سوّم اشاره دارد، بحث را پيرامون حق الناس پى مىگيريم:
اهميت اداى حقوق هيچ خردمندى در لزوم رعايت حقوق ديگران، ترديد نمىكند وبى شك، پرداخت حقوق مردم در همه زمينهها و به شكل عام و فراگير، از اصول شريعت اسلامى است و در سخنان رهبران اسلام با تعابير نغز و بلندى مورد تأكيد قرار گرفته است، از آن جمله:
1- ركن دين است: پرداخت حقوق مردم، با تديّن، رابطهاى مستقيم دارد، مؤمن حتماً بايد حقوق مرد را مراعات كند، در غير اين صورت يا ايمانش دروغين است و يا در حدّ پايين قرار دارد؛ امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«المحدية السمحة اقام الصلاة و ايتاء الزكاة و صيام شهر رمضان و حج البيت و الطاعة للامام و اداء حقوق المزمن ...» «1» دين محمّدى آسان، عبارت است از: بر پا داشتن نماز، دادن زكات، روزه ماه رمضان، حج خانه خدا، اطاعت از امام و اداى حقوق مؤمن.
2- فراتر از حق الله: عظمت و اهميت مراعات حقوق مردم از مرز حقّ الله نيز فراتر رفته و در سخن امير مؤمنان عليه السلام، مقدّم بر آن شمرده شده است:
«جعل الله سبحانه حقوق عباده مقدمة لحقوقه؛ فمن قام بحقوق عبادالله كان ذلك مؤديا الى القيام بحقوق الله» «2» خداوند سبحان، حقوق بندگانش را بر حقوق خويش، مقدم داشته است؛ هر كس به [رعايت] حقوق بندگان خدا قيام كند، چنين كارى به رعايت حقوق الهى منجر مىگردد.
3- برترين عبادت است: پيشواى ششم مىفرمايد:
ما عبدالله بشىءٍ افضل من اداء حق المؤمن» «1» خداوند، با چيزى برتر از اداى حق مؤمن، پرستش نشده است.
4- فلسفه حكومت اسلامى است: امام على عليه السلام پيرامون پذيرش رهبرى و ولايت امّت اسلامى مىفرمايد:
«اللهم انك تعلم انى لم ارد الامرة و لا علو الملك و الرياسة و انما اردت القيام بحدودك و الاداء لشرعك و وضع الامور فى مواضعها و توفير الحقوق على اهلها ...» «2» خداوندا تو مىدانى كه من، آهنگ امارت و قرارگرفتن بر مسند پادشاهى و رياست را ندارم بلكه آرمانم، اقدام به [اجراى] حدود تو، اجراى [قوانين] دين تو، سامان دادن كارها در جاى خويش و پرداخت حقوق حقوقداران است.
5- ثمره اخلاص و توحيد است: همان حضرت مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ شَدَّ بِالْاخْلاصِ وَ التَّوْحيدِ حُقوُقَ الْمُسْلِمينَ» «3» خداوند به سبب اخلاص وتوحيد، حقوق مسلمانان را محكم كرده است.
6- يكى از درجات توبه است: امير مؤمنان عليه السلام براى توبه واقعى شش درجه ترسيم مىكند كه دو درجه آن پرداخت حقوق مردم و حقوق خداست. «4» 7- سبب ورود به بهشت است: اداى حقوق يكى از اسباب ورود مؤمن به بهشت برين است و هر چه حقوق مردم را بهتر ادا كند از رفعت مقام و درجات بالاترى برخوردار خواهد بود. رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«فَانَّهُمْ كانَ اشَدُّ لِلشعَةِ حُباً لِحُقوُقِ اخْوانِهِمْ المُؤْمِنينَ اشَدَّ قَضاءً كانَتْ دَرَجاتُهُ
فِى الْجِنانِ اعْلى » «1» هر يك از مؤمنان كه بيشتر به شيعيان عشق بورزد، و حقوق برادران مؤمنش را بهتر ادا كند، درجاتش در بهشت بالاتر خواهد بود.
كاربرد عملى رعايت حقوق كمتر روزى بر انسان مىگذرد كه در آن با حقوق ديگران، سرو كار نداشته باشد، اين ديگران، ممكن است همسر، والدين و فرزندان، خويشان و همسايگان، يا همكيشان و همنوعان و يا اماء، رهبر، معلّم و باشند كه هر گروه به نوعى در تكوين شخصيت انسان، تغذيه، تربيت، تعالى، روح، رفع مشكلات، سلامت و حفاظت، رهيافت به زندگى سالم و سعادت او نقش حياتى داشته و دارند و هر يك از اين رهگذر، ذى حق بر انسان مىشوند و استحقاق آنان، او را موظّف مىكند كه زحمات آنان را قدر بداند و در حد توان خويش، آن را جبران نمايد.
از سوى ديگر، عقل و قانون خدا حكم مىكند كه انسان، حرمت و حدود تمام كسانى را كه با آنان سر و كار دارند مراعات كند و هرگز به حريم ديگران تجاوز ننمايد، اين دستور مهمّ اسلامى حتى در مسائل بظاهر سادهاى چون رعايت نوبت ديگران در صف اتوبوس، نماز جماعت، هنگام رانندگى، حريم خانه و مزرعه و مانند آن، كاربرد دارد تا چه رسد به حقوق بيشمارى كه در مورد جان، مال و ناموس مردم، اشغال پستهاى حساس اجتماعى، هزينه بيت المال، موضعگيرى سياسى و غيره پديد مىآيد و حدّ و مرز هر يك در جاى خويش معين گشته و لازم الاجراست.
چگونگى اداى حقوق
بديهى است كه احقاق حق ديگران به موارد خاص يا افراد بخصوصى منحصر نمىشود، بلكه به طور عام و فراگير، هر ذى حقّى را شامل مىشود؛ خرد باشد يا كلان، غريبه باشد يا اشنا، مسلمان باشد يا غير مسلمان، زن باشد يا مرد حتى در فرهنگ اسلام، حيوانات نيز حقوقى دارند كه رعايت آن بر مسلمانان لازم است. «1» واضح است كه هر گروهى، به تناسب ارتباطى كه با انسان دارد، از حقوق شايسته خويش برخوردار مىشود كه ممكن است با حقوق گروه ديگر تفاوت داشته باشد به طور مثال: همسر و والدين، هر يك حقوقى بر گردن انسان دارند كه برخى مشترك و برخى كاملًا متفاوت از يكديگر است، همچنين مؤمنان، حقوقى بر عهده يكديگر دارند كه بيگانگان از دين از آن محرومند، رهبر، حقوقى بر عهده ملّت دارد كه ديگر مسؤولان از چنان حقوقى بهرهمند نيستند و نتيجه اينكه تنوع و گوناگونى حقوق، سبب تعدّد راههاى احقاق و اداى آن مىشود.
رهنمودهاى امام سجّاد عليه السلام شايد بتوان گفت؛ ارزشمندترين گنجينهاى كه حقوق لازم و ضرورى را در خويش جمع كرده، سخنان گهربار امام گرانقدر، حضرت زين العابدين عليه السلام است كه با نظمى دقيق و بيانى شيوا پنجاه حق ضرورى را تشريح كرده و شفتگان حقيقت را از آبشخور عصمت، سيراب ساخته است و بر پيروان واقعى مكتب وحى ضرورى است كه اين رهنمودهاى حياتى را با جان و دل پذيرا شوند و در عمل به كار بندند. «2» نكوهش پايمال كردن حقوق به همان نسبت كه در اسلام بر رعايت حقوق، پافشارى شده، ناديده انگاشتن حق مردم، با عناوين تكان دهندهاى سخت، مورد نكوهش قرار گرفته است، از جمله:
1- گناه كبيره است: امام باقر عليه السلام ضمن شماره كردن گناهان كبيره مىفرمايد، «وَ حَبْسُ الْحُقوقِ مِنْ غَيْرِ عُسْرٍ» «1» نپرداختن حقوق مردم با وجود توانايى «گناه كبيره است.» 2- سبك شمردن دين است؛ رعايت حقوق با بسيارى از احكام دين رابطه مستقيم دارد كه اگر كسى آنها را مراعات نكند در واقع، مسائل دينى را ناديده انگاشته است. به همين دليل، حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد:
من عظم دين الله عظم حق اخوانه و من استخف بدينه استخف باخوانه» «2» هر كس دين خدا را تعظيم كند، حقوق برادران را نيز، بزرگ دارد و هر كس دين او را سبك بشمارد، [حقوق] برادرانش را نيز سبك مىشمارد.
3- سبب خوارى است؛ امام صادق عليه السلام فرمود:
«تَرَكُ الْحُقُوقِ مَذَلَّةٌ» «3» پايمال كردن حقوق، سبب خوارى است.
4- بركت روزى را مىبرد؛ به قول معروف «خداوند در جاى حقّى نشسته است» و هرگز راضى نمىشود عدهاى سهل انگار يا بد انديش، حقوق بندگانش را به عمد پايمال كنند. از اين رو به نحوى آنان را گوشمالى مىدهد و بردن بركت از روزى آنها يك نوع آن است. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
«مَنْ حَبَسَ عَنْ اخهِ الْمُسْلِمِ شَيئاً مِنْ حَقِّهِ حَرَّمَ اللَّهُ علَلَيْهِ بَرَكَةَ الرِّزْقِ الَّا انْ يَتوُبَ» «4» هر كس چيزى از حقوق برادر مسلمانش را از او باز دارد، خداوند بركت روزى را بر او حرام مىكند، مگر اينكه توبه كند.
5- در روز قيامت از آن بازخواست مىش اخلاق فرماندهى و مديريت 104 حيطه كاربرد ص : 102 ود؛ رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: