بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 335

قوت ده و اگر ختم كار او بر سعادت شهادت خواهد بود، بعد از آن كن كه دشمن را بقتل نيست كرده باشد!

(22) امر اللّه بالثّبات عند اللّقاء، و الصّبر، و الطّاعة لولىّ الامر، و ترك التّنازع و ذكر اللّه. و وعد من فعل ذلك ان يكون معه، و من كان معه فلا غالب له. ترجمه: خدا بثبات فرمود در جنگ، و صبر و طاعت خداوندگار، و ترك تنازع، و ياد خدا كردن. و وعده داد كسى را كه چنين كند بدانكه خدا با او باشد، و هر كه خدا با او بود برو غلبه نكنند.

(23) تثبّتوا! تسلموا. و لا تعجلوا! فتندموا. ترجمه: ثبات نماييد! تا سلامت يابيد. و تعجيل مكنيد! كه پشيمان شويد.

(24) انواع الشّجاعة خمسة: سبعيّة، كمن اقدم لثوران غضبه و بهيميّة، كمن اقدم فى طلب مشتهاه و تجربيّة، كمن حارب مرارا، فظفر، فاقدم وثوقا بالظّفر و جهاديّة، كمن اقدم ذبّا عن الدّين و حكميّة، و هى ما يكون على الوجه الّذى ينبغى، متوسّطا بين طرفى الافراط و التّفريط. ترجمه: انواع شجاعت پنجست:

سبعى، چنانكه كسى در جوشش غضب اقدام نمايد و بهيمى چنانكه كسى در طلب شهوت اقدام كند و تجربى چنانكه كسى بارها تجربه كرده باشد، و ظفر يافته، پس اعتماد كند بر آن، و اقدام كند و جهادى، چنانكه كسى بجهت دفع دشمنان از دين اقدام كند و حكمى، و آن چنان بود كه بر وجهى كه بايد اقدام كند، نه آميخته بتهور، و نه مايل ببددلى، بل ميان هردو.


صفحه 336

(25) الشّجاعة على نوعين: شجاع عند ورود الآفة، و نزول البليّة و شجاع فى المباطشة. [فان اجتمعا فى الملك، فهو اهيب فيهما و ان عدم نوع المباطشة،] ففى النّوع الآخر كفاية[1].

ترجمه: شجاعت دو نوع است: يكى آنكه بنزديك رسيدن آفت و حادثه بود، و در وقت نزول بلا و ديگر آنچه مباطشه و مصارعت باشد. پس اگر هر دو [در] پادشاه جمع‌[2]آيد، در هر دو صاحب هيبت بود و اگر نوع مباطشه نداشته باشد، نوع ديگر او را كفايت بود در كارها.

(26) سئل حكيم: اىّ شيى‌ء ازين بالنّاس؟ قال: امّا العلماء، فلزوم السّيرة المرتضاة و امّا الشّجاع، فالظّفر، و العفو بعد الظّفر.

ترجمه: از حكيمى پرسيدند كه: چه چيز مردم را آراسته دارد؟ گفت: علما را بر سيرت پسنديده رفتن، و شجاعان را ظفر و عفو بعد از ظفر.

(27) الملك يطلب خلاص الكلّ، لا خلاص نفسه و المحارب يطلب بقاء نفسه، لا بقاء الكلّ. ترجمه: پادشاه خواهد كه همه خلاص يابند، تا خود را خلاص دهد و مبارز خواهد كه بقا يابد تا بسبب او ديگران بقا يابند. درين تفضيل شجاعت است بر ملك.

[1]در السعادة و الاسعاد عامرى (ص 109) آمده است: و قال افلاطن: الشجاعة نوعان: نوع عند ورود الافة، و نوع عند المباطشة. فان اجتمعا، فهو افضل و ان عدم نوع المباطشة، كان فى الاخر كفاية- متن ما بگواهى ترجمه آن گويا طورى ديگر بايد باشد و كم دارد و از روى اين كتاب و ترجمه تا اندازه‌اى درست شد.

[2]اصل: خرح.


صفحه 337

جستجوترجمهخلاصه سازیاعراب گذاری

(28) لا ينبغى ان يشوب النّجدة بغى، و لا الحلم حقد. لا تخافوا الموت! فانّ مرارته فى خوفه. ترجمه: بايد كه با دليرى ستم نياميزد، و با حلم كينه. از مرگ مترسيد! كه تلخى او در ترس اوست.

(29) بنيت الدّنيا على اربعة اركان، تصلح بامور اربعة:

بنيت على الرّغبة، و الشّهوة، و الغذاء، و منع البيضة فتستصلح الرّغبة بالقصد، و الشّهوة بالعفّة، و الغذاء بالمسكنة، و منع البيضة بالنّجدة. ترجمه: دنيا را بر چهار ركن نهاده‌اند، و اين چهار بچهار چيز باصلاح آيد: بر رغبت، و شهوت، و غذا، و منع كردن از بيضه، يعنى: از حريم ملك و رغبت بميانه زيستن باصلاح آيد، و شهوت بعفت، و غذا بدرويشى، يعنى كه اگر احتياج بيكديگر نبودى غذا مهيا نشدى، و منع از بيضه و حريم بدليرى و شجاعت.

(30) قيل لفيلسوف: انّ ابنك قتل فى حرب كذا. فقال: ذاك لنسبة منّى. فاتى‌[1]آخر و قال: لم يقتل‌[2]،


صفحه 338

جستجوترجمهخلاصه سازیاعراب گذاری

(31) اجمع فى شجاعتك بين بدار لا[1]حدّة فيه، و ريث لا غفلة معه! تفز منها بالحظّ الاوفر. ترجمه: در شجاعت جمع كن ميان شتابى بى‌حدت و تهور، و ميان درنگى بى‌غفلت و تهاون! تا حظ وافرتر يافته باشى از شجاعت.

(32) قال الاسكندر لقوّاده: اذا ظهرتم على اعدائكم، فنادوا رجالكم، باحسن اسمائهم! فقد رايت رجلا فى وقعة «


صفحه 339

جستجوترجمهخلاصه سازیاعراب گذاری

را گفت: چون محاربت دشمنان روى دهد، مردمان خود را بنامهاى نيكوتر خوانيد! كه من مردى را ديدم در حرب «دارا»


صفحه 340

و قولى كلّما جشأت و جاشت‌

مكانك تحمدى او تستر يحيى‌[1]

و فى الجبن عار و فى الاقدام مكرمة

و من يفرّ فلا ينجوا من القدر

[1]اين سه بيت در نسخه ما پر است از غلط و از روى شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد (جزو 8 در شرح«ومن كلام له ع فى حث اصحابه على القتال: فقدموا الدارع و اخزوا الحاسر ... انهم لن يزولوا عن مواقفهم دون طعن دراك ... چاپ 1304 تهران 1: 430) آنها را درست كردم. بيتها از عمرو بن الاطنابه است. در معجم الشعراء مرزبانى چاپ قاهره 1354 ص 204 هم آمده است.


صفحه 341

جستجوترجمهخلاصه سازیاعراب گذاری

الباب الثانى و الثلثون فى العفّة و قمع الشهوات‌

الآيات (1)زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ، ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا، وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ‌.

ترجمه: در دل مردمان آراسته گردانيده‌اند از زنان و پسران و ستوران و كشت‌زارها، اينست متاع زندگانى دنيا، و بنزديك خداى است بازگشتن نيك.

(2)وَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيماً.


صفحه 342

(4)الَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ، وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ‌. ترجمه: كفار از دنيا تمتع ميگيرند و ميخورند چنانكه چهارپايان خورند، آتش جايگاه ايشانست.

(5)ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ‌.