بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 39

تجديد عهد و پيمان‌

«زيارت» در شيعه، عبادتى است داراى ابعاد بسيار: انسان را در مسير «اللَّه» حركت مى‌دهد و توجه او را به ذات اقدسش بسيار مى‌كند؛ او را هم رنگ و پيرو معصومان قرار مى‌دهد؛ روح و روانش را از زنگار گناهان و آلودگى‌ها پاك مى‌كند و خلوص و طهارت را جانشين آن مى‌سازد. همچنين او را در جهت كارهاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى راهنمايى مى‌كند و از همه مهم‌تر راه و روشن چگونه زيستن را به او مى‌آموزد. پس زائر بايد در محضر ائمه عليهم السلام تعهد نمايد كه دست به زشتى گناه نيالايد و پيمان ببندد كه بنده راستين خدا و پيرو واقعى آنان باشد.

اذن دخول‌

آيةاللَّه بهجت در اين زمينه مى‌فرمايد:

«زيارت شما قلبى باشد. در موقع ورود، اذن دخول بخواهيد، اگر حال داشتيد به حرم برويد. هنگامى كه از حضرت رضا عليه السلام اذن دخول مى‌طلبيد. مى‌گوييد:«أ أدخلُ يا حجّةاللَّه؟»؛ «اى حجت خدا:

آيا وارد شوم؟» به قلبتان مراجعه كنيد و ببينيد آيا تحولى در آن به وجود آمده و تغيير يافته است يا نه؟ اگر تغيير حال در شما بود، حضرت عليه السلام به شما اجازه داده است.

اذن دخول حضرت سيدالشهدا عليه السلام گريه است؛ اگر اشك آمد، امام حسين عليه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شويد. اگر حال داشتيد،


صفحه 40

به حرم وارد شويد، اگر هيچ تغييرى در دل شما به وجود نيامد و ديديد حالتان مساعد نيست، بهتر است به كار مستحبى ديگر بپردازيد. سه روز، روزه بگيريد و غسل كنيد و بعد به حرم برويد و دوباره از آن حضرت اجازه ورود بخواهيد».

آيةاللَّه بيدآبادى نيز مى‌نويسد:

«تا زمانى‌كه شوق و ميل باطنى، به زيارت و دعا دارى، در حرم باش و زمانى كه ميل تو، به سستى گراييد؛ بلافاصله از حرم خارج شو كه ذكر نگفتن بهتر است از ذكرى كه با غفلت و بى‌توجهى به محتواى ذكر همراه باشد»[1].

«در حرم مطهّر براى پدر و مادرت و نيز كسانى كه حقى بر تو دارند (مانند بزرگان دين واساتيد و خويشاوندان و دوستان) دعا و طلب رحمت نماى»[2].

ادب و تشرّف‌

تشرف امام خمينى به حرم مطهّر اميرالمؤمنين عليه السلام با آن آداب خاص و زيارت حضرت نيز شايان توجه است. با كمال ادب و متانت، اذن دخول مى‌خواندند؛ سپس از طرف پايين پا وارد حرم مى‌شدند و مقيد بودند كه از بالاى سر مطهر حضرت امير عليه السلام عبور نكنند و هنگامى كه مقابل ضريح مطهّر مى‌رسيدند،

[1]. پيام حوزه، شماره 6.

[2]. همان.


صفحه 41

زيارت «امين‌اللَّه» يا زيارت ديگرى را با نهايت اخلاص مى‌خواندند، بعد دوباره به طرف پايين پا بر مى‌گشتند و در گوشه‌اى از حرم نشسته، نماز، زيارت و دعا مى‌خواندند.

باز دو ركعت نماز مى‌خواندند و سپس برمى‌خاستند و با رعايت آداب و اخلاص تمام، از حرم مطهر خارج مى‌شدند. در ايام زيارتى و جمعه‌ها برنامه منظّمى براى دعا و نيايش و نماز و قرآن داشتند كه اگر كار يك نفر فقط همين باشد، نمى‌تواند به اين منظّمى برنامه عبادتش را اجرا كند[1].

مرحوم آقاى املايى، نقل مى‌كرد:

«روزى در حرم مطهّر حضرت امام حسين عليه السلام، امام خمينى را ديدم كه در ميان انبوه زائران گير كرده‌اند و نمى‌توانند قدمى به پيش بگذارند؛ جلو دويدم و با كنار زدن مردم راه را براى ايشان باز كردم. امام با اعتراض و ناراحتى مرا از اين كار منع كردند؛ ولى من بى‌توجه، به كار خود ادامه دادم ناگهان متوجه شدم كه امام از مسيرى كه من براى ايشان باز كرده‌ام، نيامده و تغيير مسير داده‌اند و در لابه‌لاى جمعيت به راه خود ادامه مى‌دهند»[2].

[1]. همان، ج 4، ص 12.

[2]. همان، ص 172 و 173.


صفحه 42

احترام به زائر

حضرت آيةاللَّه ميرزا جواد آقا تهرانى مى‌گويد:

از تهران با اتوبوس عازم مشهد بودم ... مسافر جوانى كه كنار من نشسته بود خوابش گرفت و كم كم سرش را روى شانه من گذاشت و به خواب ناز رفت. چند دقيقه‌اى اين وضع را تحمّل نمودم، امّا ديدم خيلى خسته هستم و هر طورى شده بايد خودم را كنترل كنم كه مبادا خوابم ببرد! حتّى مراقب بودم كه چُرت هم نزنم بالاخره تا صبح نخوابيدم و حتى چرت هم نزدم و آن شخص جوان الحمدللَّه تا مشهد خوابيد و من تمام شب را بيدار بودم و تا صبح محافظ او بودم و شانه‌ام را به همان صورت كه او خوابيده بود نگه داشتم كه مبادا به سبب تكان دادن شانه، او از خواب بيدار شود و موجب اذيتش شود[1].

[1]. خاطراتى از آيينه اخلاق، ص 39.


صفحه 43

بيانى كوتاه در شناخت حضرت ثامن‌الحجج عليه السلام‌

امام هشتم شيعيان حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام در يازدهم ذيعقده سال 148 هجرى در مدينه منوّره متولد شدند.

پدر بزرگوارشان حضرت موسى بن جعفر عليه السلام و مادر گراميش «تكتم» نجمه نام داشتند.

نام آن حضرت «على» و كينه‌اش «ابوالحسن» و به «رضا» ملقب بودند.

پس از شهادت پدرشان در سن 35 سالگى به امامت و زعامت نايل آمدند و ناخداى كشتى نجات بشر شدند تا آن را از امواج سهمگين و پرخطر بى‌عدالتى‌هاى عباسيان به ساحل آرام قسط و عدل هدايت كنند.

دوران بيست ساله امامت ايشان همزمان با خلافت سه خليفه عباسى بوده، ده سال نخست خلافت هارون‌الرشيد و پنج سال بعد، خلافت محمدامين فرزند هارون و پنج سال پايانى در خلافت مأمون گذشت.

مأمون در خراسان براى خاموش كردن نارضايتى طرفداران‌


صفحه 44

امام عليه السلام و برجسته كردن روحيات علمى و معنوى دربار خود، و همچنين نشان دادن اقبال امام عليه السلام به دنيا تصميم گرفت تا حضرت را به مرو دعوت نمايد.

امام رضا عليه السلام ابتدا نپذيرفتند اما پس از تهديد و اجبار پذيرفته و سپس كنار قبر منور رسول اكرم صلى الله عليه و آله رفتند و با اهل‌بيت خود وداع كردند و از طريق بصره، خرمشهر، اهواز، اراك، قم، رى و نيشابور در دهم شوال سال 201 هجرى قمرى به مرو وارد شدند.

بيش از دو سال در خراسان نبودند كه در روز جمعه آخر صفر سال 203 هجرى قمرى به دستور مأمون توسط زهر مسموم و شهيد شدند.

فضليت زيارت ثامن الحجج عليه السلام‌

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله‌

به زودى پاره‌اى از تن من در زمين خراسان دفن مى‌شود.

مؤمنى او را زيارت نمى‌كند جز اين‌كه خداوند بهشت را بر او واجب مى‌كند و پيكرش را بر آتش حرام مى‌گرداند.[1]

امام صادق عليه السلام‌

«هر كس امام رضا عليه السلام را زيارت كند گويا رسول خدا صلى الله عليه و آله را زيارت كرده است».[2]

[1]. سفينة البحار، ج 3، ص 492.

[2]. وسايل‌الشيعه، ج 10، ص 434.


صفحه 45

امام رضا عليه السلام‌

«ان زوار قبرى لاكرم الوفود على الله يوم القيامه و ما من مؤمن يزورنى فتصيب وجهه قطره من الماء الا حرم الله تعاليل جسده على النار»[1]؛ «زائران قبر من هنگام بار يافتن به ميهمانى خداوند روز قيامت از همه گرامى‌تر خواهند بود و هيچ مؤمنى نيست كه زيارت كند مرا و قطره اشكى (سختى آب و هوا و باران) بر صورتش بغلطد مگر اين‌كه خداى تعالى تن او را بر آتش حرام نمايد».

«من زارنى و هو يعرف ما اوجب الله تعالى من حقى و طاعتى فانا و آبائى شفعاوه يوم القيامه، و من كنا شفعاوه نجا»[2]؛ «هر كه مرا زيارت كند، در حالى كه حق و طاعت مرا كه خدا بر او واجب كرده بشناسد، من و پدرانم در روز قيامت شفيع او هستيم، و هر كه ما شفيع وى باشيم نجات يابد».

«من زارنى على بعد دارى و مزارى اتيته يوم القيامه فى ثلاثه مواطن حتى اخلطه من اهوالها. اذا تطايرت الكتب يمينا و شمالا، و عندالصراط، و عند الميزان»[3]؛ «كسى كه با دورى راه مزارم‌

[1]. شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 248، بيروت: مؤسسه اعلمى.

[2]. وسايل‌الشيعه، ج 5، ص 436.

[3]. وسايل‌الشيعه، ج 10، ص 433.


صفحه 46

به زيارت من بيايد، روز قيامت در سه جا نزد او خواهم آمد و او را از بيم گرفتارى آن موقف‌ها رهايى خواهم بخشيد: هنگام دادن نامه عمل به دست راست و چپ، نزد صراط، نزد ميزان».

«.... و من هذه البقعه روضه من رياض الجنه و مختلف الملائكه لايزال فوج ينزل من السماء و فوج تصعد الى ان ينفخ فى الصور»[1]؛ «اين بارگاه بوستانى از بهشت است و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهى از ملائكه فرود مى‌آيند و گروهى بالا مى‌روند تا وقتى كه در صور دميده شود».

- عبدالسلام‌بن صالح هروى از امام رضا عليه السلام نقل مى‌كند كه فرمودند: «روزگار سپرى نمى‌شود مگر اين‌كه طوس محل آمد و شد شيعيان و زائرانم مى‌گردد. بدان هركس مرا در طوس كه دور از وطنم است زيارت كند روز قيامت با من است و هم‌رتبه من، در حالى كه گناهانش آمرزيده شود».[2]

- ابونصر بزنطى گويد در نوشته‌اى از ابوالحسن الرضا عليه السلام خواندم: «به شيعيان من ابلاغ كن همانا زيارت من نزد خدا برابر هزار حج است». راوى گويد: به حضرت جواد عليه السلام عرض كردم هزار حج است؟

حضرت فرمودند: «آرى. به خدا سوگند هزار هزار (يك ميليون) حج است اما براى كسى كه با عرفان به حقش او را زيارت كند».[3]

[1]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 99، ص 44.

[2]. وسائل الشيعه، ج 10، ص 438.

[3]. كامل الزيارات، ص 306.