بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 59

به آب به وسيله انگشتر يا چوب آب مى‌ايستاد. آقا خليل گفت بعدها كه ما از پدر پرسيديم كه آن مسئله و قدرتى كه به شما داده بودند هست. فرمودند خير چون بس كه بر دوشم سنگينى مى‌كرد قادر به تحملش نبودم همان يك دهم آن قدر ثقيل بود كه از حضرت خواسته بودند كه آن را برداند (به قول خودشان تحويل دادند).

خاطره حجةالاسلام والمسلمين راشد يزدى‌

حضرت آيةاللَّه مرتضى حائرى از دار دنيا مى‌روند، ايشان فرزند حاج شيخ عبدالكريم حائرى مؤسس حوزه علميه بود.

حضرت آيةاللَّه مرعشى نجفى چنين فرمودند: آقاى حائرى از دنيا رفت، شب اول قبرش نماز ليلةالدفن خواندم و يك سوره ياسين هم قرائت نمودم. بعد از چند روز به خوابم آمد، پرسيدم آقاى حائرى اوضاع چطور است؟ چون يادم بود كه از دنيا رفته‌اند، گفت: وقتى از بسيارى مسايل گذشتيم و بدن‌مان را وارد قبر كردند روح من مثل اين‌كه لباسى را از تن درآورى از بدنم جدا شد، به طورى كه بدنم را مى‌ديدم در حالت بهت و حيرت نشسته بودم.

ناگهان متوجه شدم از طرف پايين پايم صدايى بلند شد كه نگاه كردم ديدم دو نفر كه همه وجودشان آتش است به سمت من مى‌آمدند چشم‌هايشان تشخيص داده نمى‌شد ولى مى‌فهميدم كه دو نفر هستند. ترس وجودم را فرا گرفت. در همان جا در حالت‌


صفحه 60

بى‌كسى و غربت به خدا توجه كردم. در اين هنگام متوجه صدايى از بالاى سرم شدم. ديدم نورى به طرف من مى‌آيد. هر چه اين نور بيشتر به طرف من مى‌آمد آن دو نفر آتشين به طرف عقب مى‌رفتند. اين كار ادامه داشت تا حدى كه از آن دو نفر اثرى نماند.

بالاى سرم آقايى نورانى را ديدم كه تبسمى به لب داشت. گفت:

آقاى حائرى ترسيدى؟ گفتم آقا بله چه ترسى! شما چه كسى هستيد، آقا فرمودند: من على‌بن موسى‌الرضا عليه السلام هستم، آقاى حائرى شما 38 مرتبه به زيارت من آمدند 38 بار به بازديدت مى‌آيم اين اولينش است. 37 بار ديگر نيز مى‌آيم.

نقل شده است آقاى حائرى در آخرين سفرشان به مشهد حضرت رضا عليه السلام را در خواب يا ... ديده. كه به ايشان فرموده بودند تو ديگر نيا، اكنون نوبت آمدن من نزد تو است. از همين موضوع، دريافته بود كه عمرش به پايان رسيده است.

خاطرات آيةاللَّه بهجت (ره)

آيةاللَّه بهجت (ره) مى‌فرمودند: زيارت امام رضا عليه السلام بالاتر است، چرا كه به زيارت امام حسين عليه السلام بسيارى از مسلمانان مى‌روند. ولى به زيارت حضرت امام رضا عليه السلام فقط شيعيان اثنى عشرى مى‌آيند.

خيلى‌ها از حضرت امام رضا عليه السلام سؤال كردند و خواستند و جواب شنيديد، در نجف، در كربلا، در مشهد مقدس،


صفحه 61

كسى مادرش را به كول مى‌گرفت و به حرم مى‌برد. چيزهاى عجيبى را مى‌ديد!

ملتفت باشيد! معتقد باشيد!

شفا دادن الى ماشاءالله؛ يكى از معاودين عراقى غدّه‌اى داشت و مى‌بايستى مورد عمل جراحى قرار مى‌گرفت. خطرناك بود از آقا خواستم او را شفا بدهد. شب در خواب ديدم حضرت معصومه عليه السلام را كه فرمودند: «غده خوب مى‌شود احتياج به عمل ندارد».

همه زيارت نامه‌ها مورد تأييد هستند. زيارت جامعه كبيره را بخوانيد. زيارت امين اللَّه مهم است. قلب شما بخواند با زبان قلب خود بخوانيد. لازم نيست حوائج خودمان را در محضر امام عليه السلام بشمريم. حضرت عليه السلام مى‌دانند! مبالغه در دعاها نكنيد! زيارت قلبى باشد. امام رضا عليه السلام به كسى فرمودند «از بعضى گريه‌ها ناراحت هستم»!

يكى از بزرگان مى‌گفت: من به دو چيز اميدواريم:

اولًا، قرآن را با كسالت نخوانده‌ام، بعضى قرآن را آن چنان مى‌خوانند كه گويى شاهنامه مى‌خوانند. قرآن كريم موجودى است شبيه عترت.

ثانياً، در مجلس عزادارى حضرت سيدالشهداء گريه كرده‌ام.

حضرت آيةاللَّه العظمى بروجردى (قدس سره) مبتلا به چشم درد شدند، فرمودند در روز عاشورا مقدارى از گل پيشانى‌


صفحه 62

عزاداران امام‌حسين عليه السلام را در چشمان خود كردم، ديگر در عمرم چشم درد نشدم و از عينك هم استفاده نكردم!

پس از حادثه بمب‌گذارى در حرم مطهر، حضرت رضا عليه السلام حضرت عليه السلام به خواب كسى آمدند سؤال شد «در آن زمان شما كجا بوديد؟» فرمودند: «كربلا بودم»! اين جمله دو معنى دارد:

معنى اول؛ اينكه حضرت رضا عليه السلام آن روز به كربلا رفته بودند.

معنى دوم؛ يعنى اين حادثه در كربلا هم تكرار شده است.

دشمنان به صحن امام حسين عليه السلام ريختند و ضريح را خراب كردند و در آنجا آتش روشن كردند!

كسى وارد حرم حضرت رضا عليه السلام شد، متوجه شد سيدى نورانى در جلوى او مشغول خواندن زيارت نامه مى‌باشد، به آن سيد نزديك شد و متوجه شد كه ايشان اسامى معصومين عليهما السلام را يك يك با سلام ذكر مى‌فرمايند. هنگامى كه به نام مبارك امام زمان (عج) رسيدند سكوت كردند! آن كس متوجه شد كه آن سيد بزرگوار خود مولايمان امام زمان (عج) مى‌باشد.

زمانى كه در قم با رفقا به امام‌زاده‌اى در خارج از شهر رفتيم تا آب و هوايى بخوريم، يكى از دوستان خيلى خسته شد.

از كسى از همراهان خواست كه با توسل وسيله‌اى را درخواست كند. در همان جا آن كس به امام زمان (عج) متوسل شد و از حضرت چنين خواست «يا صاحب الزمان! يك وسيله‌اى‌


صفحه 63

بفرست تا او سوار شود!» همان جا وسيله‌اى فوراً حاضر شد و ما را سوار كردند و بردند!

در همين حرم حضرت رضا عليه السلام چه كراماتى مشاهده شده است. كسى در رؤيا ديد كه به حرم حضرت رضا عليه السلام مشرف شده است. او متوجه شد كه گنبد حرم شكافته است و حضرت عيسى و حضرت مريم عليه السلام از آنجا وارد حرم شدند، تختى گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا عليه السلام را زيارت كردند.

روز بعد آن دو كس در بيدارى به حرم مشرف گرديد. ناگهان متوجه شد حرم كاملًا خلوت مى‌باشد! حضرت عيسى و حضرت مريم عليه السلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختى نشستند و حضرت رضا عليه السلام را زيارت كردند. زيارت‌نامه مى‌خواندند. همين زيارت نامه از همان بالاى گنبد برگشتند. دوباره وضع عادى شد و قيل و قال شروع گرديد. حال آيا حضرت رضا عليه السلام وفات كرده است؟

حرف آخر اينكه عمل كنيم به هر چه مى‌دانيم. احتياط كنيم بر آنچه خوب نمى‌دانيم. با عصاى احتياط حركت كنيم.


صفحه 64

بيانى كوتاه در شناخت حضرت معصومه عليها السلام‌

نسب حضرت معصومه عليها السلام‌

* نام حضرت معصومه عليها السلام «فاطمه كبرى‌» بود؛ زيرا حضرت كاظم عليه السلام سه دختر به نام فاطمه داشتند و حضرت معصومه عليها السلام بزرگتر از آنها بود.

* مادر آن حضرت بانوى بزرگوارى به نام «نجمه» خاتون بود.

* لقب «معصومه» را امام رضا عليها السلام بر ايشان نهاد.

* در شرافت نسب حضرت معصومه عليها السلام همين بس كه ايشان دختر امام، خواهر امام و عمه امام هستند و همگى اين ائمه به علاوه امام باقر و امام صادق عليهما السلام در جلالت شأن ايشان، روايت دارند. آن حضرت از معدود امام‌زادگانى است كه پنج معصوم در عظمت شأن او سخن گفته‌اند.

درست است كه روايات متعدّد و فراوانى در شأن شهر قم و اهالى آن وارد شده. ولى به طور مسلّم اهميت و مقام حضرت معصومه عليها السلام به اين جهت نيست كه در قم مدفون گرديده‌اند؛


صفحه 65

بلكه در ميان فضائلى كه قم داشت مهمترين فضيلت اين است كه حضرت معصومه عليها السلام را در خود جاى داد.[1]

* با توجه به اين‌كه حضرت معصومه عليها السلام در سال 201 ه. ق رحلت كردند عمر شريف حضرت حدود 28 سال بود.

امام رضا عليه السلام و حضرت معصومه عليها السلام‌

* در ميان حدود 37 فرزند حضرت كاظم عليه السلام فقط امام رضا عليه السلام و حضرت معصومه عليها السلام از يك مادر، آن هم بانوى بزرگوارى چون نجمه خاتون متولد شدند.

* امام رضا عليه السلام 25 سال بزرگتر از حضرت معصومه عليها السلام بودند؛ زيرا آن حضرت در سال 148 ه. ق به دنيا آمدند و حضرت معصومه عليها السلام در سال 173 ه. ق.

* حضرت معصومه عليها السلام 21 سال تحت سرپرستى امام رضا عليه السلام بودند؛ زيرا امام كاظم عليه السلام در سال 179 ه. ق به دستور هارون زندانى گشت و حضرت معصومه عليها السلام در آن زمان 6 ساله بودند و تا زمان هجرت امام رضا عليه السلام- سال 200 ه. ق- تحت كفالت حضرت بودند.

* امام رضا عليه السلام دو سال بعد از حضرت معصومه عليها السلام شهيد شدند.

[1]. تعداد 444 امامزاده بزرگوار در قم مدفونند حتى در جوار مرقد حضرت معصومه عليها السلام دختران مكرّمه امام جواد عليه السلام آرميده‌اند، اگر صرف اين مسئله و اهميت قم موجب آن همه تمجيد مى‌گشت لازم بود در شأن اين بزرگواران هم مطلبى بيان مى‌شد.


صفحه 66

رحلت حضرت معصومه عليها السلام‌

حضرت معصومه عليها السلام در مسير سفر از مدينه به خراسان در شهر ساوه بيمار شدند واز همراهان خويش تقاضا نمودند كه ايشان را به شهر قم ببرند.

سبب بيمارى آن حضرت طبق نقل برخى از مورّخان غم و اندوه فراوانى بود كه در اثر حمله دشمنان خاندان امامت به كاروان ايشان و شهادت برادران و مجروح ساختن جمع زيادى از همراهان بود. در اين حمله برادران حضرت كه پنج تن به نام‌هاى هارون، فضل، جعفر، قاسم و زيد بودند. همگى به شهادت رسيده و برادرزادگان و ساير ياران كه 23 تن بودند همگى مجروح يا كشته شدند و حضرت معصومه با ديدن پيكرهاى پاره پاره و غرق به خون عزيزان خود در هاله‌اى از غم و اندوه فرو رفت و اين مسئله موجب بيمارى ايشان گشت.

طبق نقلى نيز بعد از آن حمله، دشمنان در غذاى حضرت سمّ ريختند و آن سمّ موجب بيمارى و مسموم شدن و در نهايت شهادت ايشان بعد از 17 روز گرديد.[1]

پس از انتقال به قم و وفات حضرت معصومه عليها السلام پيكر مطهر ايشان را غسل داده، كفن كردند و به محل حرم فعلى آوردند تا به خاك بسپارند. زمينى كه هم اكنون مرقد مطهر حضرت معصومه عليها السلام و صحن و سراى آن حضرت در آن جاى دارد،

[1]. قيام سادات علوى، ص 166.