خلاصه درس «اخلاق» جمع «خُلق» است و به توانايىها و فضيلتهاى ناپيدايى گفته مىشود كه بابينش و بصيرت قابل درك است همچنين به عادت، سجيّت و سرشت نيز اطلاقمىشود.
منظور از اخلاق نظامى، آن دسته از فضايل اخلاقى است كه براى نظاميان، ضرورتى بيشتر دارد.
همچنين دورى از برخى رذايل اخلاقى كه پيراستگى از آنها براى نظاميان ارجحيت دارد.
آراستگى به فضايل ياد شده و پيراستگى از آن رذايل به چند دليل براى نظاميان بايسته است:
1- ايمان و اعتقاد مسلمانان ايجاب مىكند كه به ويژگىهاى نيكو مزيّن باشند و از زشتىهاى اخلاقى دورى گزينند؛ 2- نظاميان، مايه شوكت و عزّت ملك و ملّت اسلامىاند و در چنين جايگاهى بايد اخلاقشان نيكو باشد؛ 3- ويژگىهاى اخلاقى، تأثيرى مستقيم در عملكرد نظاميان دارد.
آيات، روايات و سيره رهبران معصوم، بر اهميت زيبايىهاى اخلاقى نظاميان تأكيد كرده، به آنان دستور مىدهد كه همواره از فضايل اخلاقى برخوردار و از رذايل، پاك باشند. همچنين، براى دوام و استمرار پايبندى به اين فضايل، آن را به شكل قانون و حقوق لازم الاجراى جنگى در آورده و پيروان خويش را به رعايت آن ملزم كرده است.
پرسش 1- مراد از اخلاق نظامى چيست؟
2- دو دليل براى ضرورت پرداختن به اخلاق نظامى بنويسيد.
3- ويژگىهاى اخلاقى چه تأثيرى بر عملكرد نظاميان دارد؟
4- به نظر شما چه رابطهاى ميان اخلاق نظاميان و فاجعههاى هيروشيما، حلبچه و ... وجود دارد؟
5- توصيههاى پيامبر صلى الله عليه و آله هنگام اعزام نيرو به جبهه چه بود؟
درس دوّم: كرامت و بزرگوارى «كرامت» و يا «بزرگوارى»، در لغت به معناى نفيس و عزيز شدن است و به اخلاق و كارهاى پسنديده نيز گفته مىشود «1» امام على- صلوات اللّه عليه- درباره آن مىفرمايد:
«الْكَرَمُ حُسْنُ السَّجِيَّةِ وَ اجْتِنابُ الدَّنِيَّةِ» «2» كرامت، نيك رفتارى و دورى از پستى است.
بنابراين، انسان بزرگوار كسى است كه سجاياى اخلاقى خويش را نيكو كند و از هرگونه پستى و زشتى بويژه گناه و معصيت، بپرهيزد. او هر چه در اين راه بيشتر بكوشد، بر عزت و بزرگوارى خويش مىافزايد.
ارزش كرامت كرامت از صفات جمال الهى است. و سفيران خدا و قرآن نيز بدان متّصف گشتهاند «3» و آفرينش آدمى نيز بر كرامت و بزرگوارى است؛ چنان كه قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنى آدَمَ ...» «4»
ما آدمى زادگان را گرامى داشتيم.
شهيد مطهرى (ره) در تفسير اين آيه مىنويسد:
مقصود اين نيست كه در يك معاشرتى كه با انسان داشتيم، او را احترام كرديم و بالادست موجودات ديگر نشانديم. مقصود اين است كه ما در خلقت و آفرينش او را مكرّم قرار داديم؛ يعنى اين كرامت و شرافت و بزرگوارى را در سرشت و آفرينش او قرار داديم. اين است كه انسان اگر خود را آن چنان كه هست، بيابد، كرامت و عزّت را مىيابد.» «1» پس، خميرمايه و گوهر ارزشمند كرامت در وجود آدمى نهفته است و او وظيفه دارد با جهتگيرى و عملكرد صحيح در زندگى از اين سرمايه گرانقدر پاسدارى كند و به هيچ وجه اجازه ندهد كه اين وديعه الهى خدشه دار شود. اميرمؤمنان- صلوات اللّه عليه- در سخنى حكيمانه مىفرمايد:
«اكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ وَ انْ ساقَتْكَ الَى الرَّغائِبِ فَانَّكَ لَنْ تَعْتاضَ بِما تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضاً» «2» نفس خويش را از هر زبونى و پستى منزّه دار هر چند تو را به نعمتهاى بىشمار رساند؛ زيرا هرگز برابر آنچه از نفس خويش مىدهى [صرف مىكنى] عوض نخواهى يافت! در اسلام، جايگاه و ارزش و كرامت انسان به اندازهاى است كه او بايد براى حفظ آن حتى زندگى مادى و جسم خاكى خويش را فدا سازد؛ چنان كه وقتى حضرت سيد الشهداء عليه السلام بر سر دو راهى مرگ يا ذلّت قرار گرفت، فرمود:
محال است كه ما ذلّت را بپذيريم. خدا، پيامبر، مؤمنان، دامنهاى پاك مادران و نفوس باغيرت چنين توقّعى از ما ندارند كه فرمانبردارى از افراد پست و زبون را برقتلگاه
كريمان و شريفان ترجيح دهيم. «1» ويژگىهاى كريمان كرامت، چلچراغى است كه شعاع آن بر گفتار و كردار كريمان پرتوافكنده، آنان را از ديگران ممتاز مىسازد. برخى از ويژگىهاى كريمان بدين قرار است:
1- خوش رويى: انسانهاى كريم و بزرگوار، همواره با رويى گشاده و تبسمى بر لب و صميميت با ديگران و به ويژه با همنشينان خويش، رو به رو مىشوند و ترشرويى و بدخلقى را خلاف مروّت و بزرگوارى مىدانند؛ چنان كه امام على عليه اخلاق نظامى 30 2 - توكل در عقيده ص : 30 السلام مىفرمايد:
«يُسْتَدَلُّ عَلى كَرَمِ الرَّجُلِ بِحُسْنِ بِشْرِهِ» «2» گشاده رويى، دليل بزرگوارى مرد است.
2- خيرخواهى: انسان كريم و بزرگوار، همواره به فكر نيكبختى ديگران است و مىكوشد تا خير و خوبى در جامعه افزون و از بدىها كاسته گردد. از اين رو، به همكارى و راهنمايى ديگران مىپردازد، حقايق را باز مىگويد و خيرخواه مردم است؛ چنان كه همان امام همام مىفرمايد:
«النَّصيحَةُ مِنْ اخْلاقِ الْكِرامِ» «3» خيرخواهى، از اخلاق بزرگواران است.
3- راستگويى: انسان بزرگوار، اساس رفتار و گفتار خويش را بر راستى و درستى بنا مىكند و هيچ گاه كرامت خويش را با كژى و دروغ خدشه دار نمىسازد، بلكه همواره، صداقت و درستى خويش را در قالب بزرگوارى بروز مىدهد؛ چنان كه همان حضرت مىفرمايد:
«انَّ الصَّادِقَ لَمُكَرَّمَ جَليلٌ وَ انَّ الْكاذِبَ لَمُهانٌ ذَليلٌ» «1» راستگو، بزرگوار و والا مقام است و دروغگو، فرومايه و خوار! 4- چشم پوشى: جزء پارهاى از جرايم كه از نظر قانون مستوجب كيفر است، بسيارى از خطاها و اشتباههاى انسانها قابل عفو و چشم پوشى است. تجربه نشان داده است كه پيگيرى و سماجت در پى جويى خطاهاى جزئى افراد، در بيشتر موارد، نتيجهاى معكوس مىدهد و آنان را به لجبازى و عكس العمل شديد وامى دارد. از اين رو، انسانهاى بزرگوار و كريم، همواره با برخورد حكيمانه، زمينه پشيمانى خطاكاران را فراهم مىكنند. امام بزرگواران اميرمؤمنان عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«اشْرَفُ اخْلاقِ الْكَريمِ، تَغافُلُهُ عَمَّا يَعْلَمُ» «2» بهترين ويژگى اخلاقى انسان بزرگوار بى اطلاع وانمود كردن خود از كارهاى بد ديگران است.
جلوههاى بزرگوارى بسيارى از ارزشهاى اخلاقى، علاوه بر اين كه خود يك فضيلت است، منشأ برخى فضايل ديگر نيز هست و كرامت از آن جمله است كه با شكوفايى و بارورى آن، شكوفههاى ديگر نيز به بار مىنشيند. برخى از اين جلوههاى زيبا را با سخنان گهر بار امام على عليه السلام بيان مىكنيم:
1- دورى از گناهان چنان كه در بيان معناى كرامت ذكر گشت، دورى از پستى، لازمه كرامت و بزرگوارى است و ارتكاب هر گناهى، بى گمان، پستى و زبونى است. بنابراين، انسان كريم، همواره مىكوشد كه از هر نوع گناهى بپرهيزد. از اين رو امام عليه السلام مىفرمايد:
«الْكَريمُ مَنْ تَجَنَّبَ الَمحارِمَ وَ تَنَزَّهَ عَنِ الْعُيُوبِ» «1» بزرگوار كسى است كه از گناهان دورى گزيند و از عيبها پيراسته گردد.
2- وفا به عهد و پيمان انسانهاى بزرگوار همواره براى عهد و پيمان خويش ارزش و اعتبار قائلند و هر گونه پيمان شكنى را خلاف شأن و شخصيت خود مىدانند، و از سوى ديگر، چون تهديد مىكنند، كمتر بدان جامه عمل مىپوشانند:
«الْكَريمُ اذا وَعَدَ وَفى وَ اذا تَوَعَّدَ عَفى» «2» بزرگوار به وعده خود عمل مىكند و از تهديد خود چشم مىپوشد.
3- سلوك انسانى بزرگواران هميشه ديگران را نيز به چشم كرامت مىنگرند نه با ديده حقارت. از اين رو، رفتار و كردار آنان، انسانى، عادلانه و دور از نخوت و ستم است. بخشى از اين رفتار انسانى در سخنان امام على عليه السلام چنين ترسيم شده است:
«الْكَريمُ يَعْفُو مَعَ الْقُدْرَةِ وَ يَعْدِلُ فىِ الْامْرَةِ وَ يَكُفُّ اسائَتَهُ وَ يَبْذُلُ احْسانَهُ» «3» انسان بزرگوار، با داشتن توانايى (از خطاى ديگران) درمىگذرد، در فرمان دادن، عدالت مىورزد، (به مردم) بدى نمىرساند. و خوبىهايش را به ديگران ارزانى مىكند.
4- بلند نظرى دنيا با همه وسعت و ناز و نعمتش، به تعبير قرآن بسيار اندك و بى ارزش است «4» و هرگز شايستگى ندارد كه همّ و غمّ آدمى را به خويش معطوف كند و هدف نهايى و آمال
و اعمال او گردد. به همين دليل، كريمان هيچ گاه، شخصيت و شرافت خويش را با دنيا سودا نمىكنند:
«مَنْ كَرُمَتْ نَفْسُهُ صَغُرَتِ الدُّنيا فى عَيْنِهِ» «1» هر كس به بزرگوارى رسد، دنيا در نظرش كوچك گردد.
هم از اين رو، كريمان، بذل و بخشش و دستگيرى از درماندگان و مستمندان را سر لوحه زندگى خويش قرار مىدهند و شيرينى زندگى را در شادى ديگران مىجويند و لذّت معنوى را بر هر لذتى ترجيح مىدهند، در حالى كه انسانهاى بى كرامت به چيزى جز كامجويى حيوانى نمىانديشند:
«لَذَّةُ الْكِرامِ فِى الْاطْعامِ وَ لَذَّةُ اللِّئامِ فِى الطَّعامِ» «2» بزرگواران از خوراندن و فرومايگان از خوردن لذّت مىبرند.
5- وجدان اخلاقى كريمان از سريره نيكو و اعتدال روانى برخوردارند و كرامت و شرافت آنان جانمايه پايبندى به اخلاق نيك مىگردد و اين تعهّد، همواره سبب كمال يابى و نيل به درجات بالاتر مىشود. امام متقيان عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«الْكَريمُ يَرى مَكارِمَ افْعالِهِ دَيْنًا عَلَيْهِ يَقْضيهِ» «3» بزرگوار، نيكوكارى را وامى بر عهده خويش مىداند كه بايد آن را ادا كند.
بنابر اين سخن حكيمانه، كرامت و شرافت آدمى، بسان نيرويى قوى دمادم او را به سوى مكارم و دورى از زشتىها وا مىدارد و افكار، كردار و گفتار او را زير نظر دارد و هر كارى را با معيار بزرگ منشى مىسنجد و درباره هر كارى كه با حيثيت و شرف او