مقدمه آراستگى به فضايل اخلاقى و پيراستگى از رذايل، گامى است به سوى كمال انسانى.
هر كس در هر موقعيت و صنفى، موظّف است اين راه را طى كند و هر چه انسان، در كسب خوبىها و دورى از زشتىها بيشتر تلاش كند، به اين قلّه كمال نزديكتر خواهد شد.
انسانها از نظر روحيه، ايمان و عقيده، اثرپذيرى از اجتماع، فرهنگهاى گوناگون و ...
يكسان نيستند. برخى زمينه كسب كمالاتى را دارند كه برخى ديگر ندارند. ممكن است گروهى در معرض ابتلا به برخى رذيل اخلاقى قرار گيرند كه گروه ديگر در معرض آن قرار نگيرند؛ مثلًا آن اندازه كه يك مأمور بانك در معرض اختلاس است، يك معلّم نيست.
نتيجه اين كه گر چه همه انسانها موظّف به كسب فضايل و پيراسته شدن از رذايلاند، ولى موقعيت اقشار گوناگون جامعه ايجاب مىكند كه به برخى از فضايل بيشتر اهميت دهند و از برخى رذايل بيشتر دورى جويند و مىتوان ادّعا كرد كه علاوه بر «اخلاق عمومى»، «اخلاق صنفى» نيز از جايگاهى خاصّ برخوردار است و اصناف گوناگون: بايستى از اخلاق صنفى خويش نيز آگاهى يابند و به آن پايبند باشند.
آنچه پيش روى شماست، تلاشى است براى تحكيم مبانى اخلاقى در ميان عزيزان پاسدار. مراد از «اخلاق نظامى» آن دسته از ويژگىهاى اخلاقيى است كه بيشتر براى
نظاميان مطرح است و بايد از آنها آگاهى داشته، بدان متخلّق شوند و يا از آنها دورى گزينند، هر چند همه عناوين مورد بحث، عام و فراگير است و آگاهى از آنها تا حدودى براى اقشار ديگر جامعه نيز لازم است.
پژوهشكده تحقيقات اسلامى
درس اوّل: كلّيات تبيين واژهها اخلاق «خُلق» و «خَلق» در اصل به يك معناست، گر چه «خَلق» به شكل ظاهرى و صورت- كه با چشم ديده مىشود- گفته مىشود و خُلق به توانايىها و فضيلتهاى ناپيدايى كه با بينش و بصيرت قابل درك است. «خُلق»، مرادف «خُلُق» نيز هست و برعادت، سجيّت و سرشت نيز اطلاق مىشود. جمع آن، «اخلاق» است و «علم اخلاق» يكى از شاخههاى «حكمت عملى» است كه بدان، «حكمت خُلقيه» نيز مىگويند. «1» اخلاق نظامى هر يك از فضايل اخلاقى، نشان از درجهاى از كمال انسانى است كه همه مردم بايد بدان آراسته باشند؛ چنان كه پيراستگى از رذايل اخلاقى نيز چنين است. ضرورت آراستگى به خوبىها و پيراستگى از زشتىها، امرى فراگير است. در اين ميان، هيچ كس، مستثنا نيست گر چه ممكن است همه مردم مجال كسب هر فضيلتى را نيابند. به عنوان مثال، سخاوت براى انسان، يك فضيلت است، خواه ثروتمند باشد خواه نيازمند. ولى ثروتمند مىتواند چنين فضيلتى را در خود به وجود آورد در حالى كه شخص نيازمند مجال چنين كارى را كمتر مىيابد.
حال اگر بگوييم كه سخاوت، بيشتر از آن ثروتمندان است، سخن به گزاف نگفتهايم در عين اين كه آن را از فقيران نيز سلب نكردهايم. همچنين اگر بگوييم حلم، صفت دانشمندان است، عفت و پاكدامنى، زيبنده زنان است، منظور اين است كه چنين صفتى در عين فراگيرى، براى چنين صنفى، ضرورىتر و زيبندهتر است. از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودهاند:
«الْعَدْلُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْامَراءِ احْسَنُ، السَّخاءُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْاغْنِياءِ احْسَنُ الْوَرَعُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْعُلَماءِ احْسَنُ، الصَّبْرُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الْفُقَراءِ احْسَنُ الَّتْوبَةُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الشَّبابِ احْسَنُ، الْحَياءُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى النِّساءِ احْسَنُ.» «1» دادگرى [براى همه كس] نيكوست، ولى براى حاكمان نيكوتر است. سخاوت نيكوست، ولى براى ثروتمندان نيكوتر است. ورع نيكوست، ولى براى عالمان نيكوتر است.
بردبارى نيكوست، ولى براى فقيران نيكوتر است. توبه نيكوست، ولى براى جوانان نيكوتر است، و حيا نيكوست ولى براى زنان نيكوتر است.
اميرمؤمنان- صلوات اللّه عليه- نيز مىفرمايد:
«زينَةُ الشَّريفِ التَّواضُعُ» «2» فروتنى، براى انسان شريف، زينت است.
از اين دو حديث شريف استفاده مىشود كه برخى از فضايل اخلاقى، براى صنف و گروهى از مردم، ضرورىتر است؛ چنانكه از مفهوم آن نيز مىتوان دريافت كه دورى جستن از برخى رذايل، براى بعضى افراد ضرورىتر است.
با توجه به آنچه ياد شد، نتيجه مىگيريم كه مراد از «اخلاق نظامى»، آن دسته از فضايل اخلاقى است كه براى نظاميان، ضرورتى بيشتر دارد و هر كس كه در اين صنف قرار دارد، بايستى به آن آراسته گردد. همچنين عبارت است از دورى از برخى رذايل، كه
پيراستگى از آنها براى نظاميان ارجحيت دارد.
ضرورت اخلاق نظامى با توجه به مكتبى بودن ارتش اسلام، بويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، كه اساس آن بر ايمان و تقوا نهاده شده، بايد گفت كه تخلّق به اخلاق نيكو، از ضروريات و لوازم اين تشكيلات است؛ چرا كه به تعبير قرآن:
«الَّذينَ امَنُوا يُقاتِلُونَ فى سَبيلِ اللَّهِ ...» «1» كسانى كه ايمان آوردهاند، در راه خدا مىجنگند.
چون كسى مؤمن و مجاهد در راه خدا باشد، ناگزير بايد اخلاق در رفتارش، صبغه ايمان و رنگ خدايى داشته باشد؛ زيرا ميان ايمان به خدا و سجاياى اخلاقى، پيوندى ناگسستنى است و بخشى از ايمان را اخلاق نيكو تشكيل مىدهد و با نبود يا كمبود آن، ايمان كامل نخواهد بود.
از سوى ديگر، به تعبير اميرمؤمنان عليه السلام، نظاميان زينت حاكم اسلامى و مظهر عزّت و اقتدار اسلامند كه بسان دژى نفوذناپذير، ضمن حفظ امنيت كشور، به ملك و ملّت، قوام مىبخشند و جز با وجود آنان، حكومتى پايدار نخواهد ماند. «2» چنين جايگاه ارزشمندى مىطلبد كه نظاميان همواره از زشتىهاى اخلاقى به دور باشند و همه كارها و حالاتشان، مزيّن به صفات نيكو باشد.
ديگر آن كه ويژگىهاى اخلاقى در حرفه نظامىگرى داراى تأثير بسيار است كه اگر آن ويژگىها نيك و زيبا باشد، عملكرد فرد را پسنديده و حتّى مقدّس مىسازد، و اگر نكوهيده باشد، عملكرد او را ناپسند و زشت مىكند؛ به عنوان مثال اميرمؤمنان- صلوات اللّه عليه- سردار فاتحى است كه حدود يك چهارم عمر خويش را در راه خدا جهاد كرده است، ولى هرگز دست به جنايت جنگى نزده و حتّى در جنگ اندكى هم نلغزيده است و
عملكرد نظامى او همواره تحت الشعاع اخلاق نيكوى او قرار داشته و چنين امتيازى، حتى دشمنان او را نيز به شگفت در آورده است.
در جنگ احزاب، آن حضرت، قهرمان نامى عرب- عمرو بن عبدود- را به قتل رسانيد، ولى لباس، زره و لوازم انفرادى او را تصاحب نكرد با اين كه چنين كارى در آن زمان رسم رايج بود. شخصى به امام گفت: «چرا زره مقتول خويش را برنداشتى كه ارزش آن سه هزار درهم است؟» فرمود: «حيا مانع چنين كارى شد.» پس از ساعتى كه خواهر عمرو بر جنازه برادر حاضر شد، هيچ ابراز ناراحتى نكرد و گفت: «قاتل برادرم، انسانى بزرگوار بوده است!» «1» به عكس، وجود رذايل اخلاقى در افراد نظامى، سبب فاجعه و جنايت مىگردد و بايد گفت كه بيشترين جنايت هايى كه در جنگهاى بشرى رخ داده، ريشه در ويژگىهاى زشت نظاميان و فرماندهانشان داشته است؛ به عنوان مثال نقل است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله افرادى را در اختيار خالد بن وليد قرار داد و به او مأموريت داد تا به قبيله «جذيمة بن عامر» برود و زكات اموالشان را گرد آورد. اين قبيله، پيش از اسلام با قبيله خالد، در حال نزاع و درگيرى بود كه عموى خالد نيز در اين ميان به قتل رسيده بود. به محض رو به رو شدن خالد با افراد قبيله جذيمه، عداوت و كينه توزى او نسبت به جذيمه سبب شد تا دستور كشتار و غارت قبيله را صادر كند و انسانيت و مأموريت را زير پا گذارد و به جاى انجام دستور پيامبر صلى الله عليه و آله مرتكب جنايت شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله با شنيدن خبر اين جنايت هولانگيز، گريست و فرمود: «خدايا من از عمل خالد در پيشگاه تو بيزارى مىجويم.» سپس به اميرمؤمنان- صلوات اللّه عليه- مأموريت داد تا به قبيله جزيمه رفته، خسارتهاى جانى و مالى آنان را جبران كند. «2» معاويه پس از تسلط بر خلافت، «بُسر بن ارطاة» را به حجاز فرستاد تا شيعيان على عليه السلام را قلع و قمع كند. او بنا به دستور معاويه عمل كرد. چون به مكّه رسيد، والى وقت، عبيداللّه بن عباس، را كه از زمان اميرمؤمنان عليه السلام به اين مقام منصوب شده بود،
نيافت و دستور داد تا دو كودك خردسال عبيداللهّ او را سر ببرند. «1» فاجعههايى چون بمب باران هيروشيما و ناكازاكى و كشتار صور و صيدا، صبرا و شتيلا، حلبچه، بوسنى و ... همه نشان دهنده تأثير سوء رذايل اخلاقى در حرفه نظامىگرى است.
پس، فضايل و رذايل اخلاقى تأثيرى مستقيم در حرفه نظامىگرى دارد و نظاميان علاوه بر متخلّق بودن به عموم فضايل و دورى از همه رذايل، بايد نسبت به فضايل و رذايلى كه ارتباط بيشترى با حرفه آنان دارد حسّاستر باشند، به خوبىهاى اخلاقى بيشتر پايبند گردند و از زشتىهاى آن، بيشتر دورى گزينند.
تأكيد اسلام بر اخلاق نظامى آيات و روايات متعدّد و سيره رهبران اسلام به صراحت بر لزوم وجود اخلاق حسنه در نظاميان تأكيد مىكند. چنان كه در بيشتر آياتى كه دستور و آداب جهاد مطرح شده، قيد «فى سبيل اللّه» به چشم مىخورد، به گونهاى كه چنين برداشت مىشود جهاد بدون اين ويژگى نمىتواند اسلامى و مشروع باشد. مفهوم اين «قيد»، چيزى جز اخلاص نيّت نيست كه آن يك ويژگى اخلاقى است.
تهى بودن از روحيه تجاوز و كشورگشايى و كشتار بى هدف نيز از اصول جهاد اسلامى است كه حتى در حق خونخوارترين دشمنان اسلام نيز بايد مراعات شود؛ چنانكه در قرآن مجيد مىخوانيم:
«وَقَاتِلُوا فى سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ» «2» و در راه خدا، با كسانى كه با شما مىجنگند، نبرد كنيد و تجاوز نكنيد كه خدا متجاوزان را دوست ندارد.
و در آيهاى ديگر بر پايمردى و ياد خدا- كه دو مقوله اخلاقى اند- تأكيد
كرده، مىفرمايد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» «1» اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه [در ميدان نبرد] با گروهى رو به رو شديد، ثابت قدم باشيد و خدا را فراوان ياد كنيد تا رستگار شويد.
سيره و سخن رهبران معصوم نيز چنين بوده است. امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
هرگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، رزمندگان را به جبهه اعزام مىكرد، فرمانده آنان را برمىگزيد و كنار خود مىنشاند. سپس رو به افراد كرده، مىفرمود: «با نام خدا، در راه خدا و بر آيين پيامبر خدا حركت كنيد، پيمان شكنى نكنيد، خيانت نكنيد، كشتگان را مُثله نكنيد، درختان را جز در مواقع اضطرار قطع نكنيد و كهنسالان و كودكان و زنان را نكشيد.» «2» اميرمؤمنان- صلوات اللّه عليه- نيز در جنگ جمل به نيروهاى تحت امرش چنين توصيه مىكند:
«لا تَقْتُلُوا الْاسَراءَ وَ لا تَجْهَزُوا عَلى جَريحٍ وَ لا تُتْبِعُوا مُوَلِّيًا وَ مَنْ الْقى سِلاحَهُ فَهُوَ امِنٌ وَ مَنْ اغْلَقَ بابَهُ فَهُوَ امِنٌ» «3» اسيران را نكشيد، به مجروحان تير خلاص نزنيد و فرارى را تعقيب نكنيد. هر كس سلاحش را بر زمين مىگذارد. و آن كه در خانهاش را مىبندد، در امان است.
اسلام براى تثبيت اين ويژگىهاى نيكو، آنها را در قالب قوانين لازم الاجرا ارائه كرده و بسيارى را جزو قوانين و حقوق جنگى قرار داده و پيروان خويش را به رعايت آنها ملزم كرده است. «4» در دروس آينده، گوشهاى از اخلاق نظامى ترسيم خواهد شد.