8- پاداش بسيار؛ امام على عليه السلام پاداش انسان به گذشت را غير قابل سنجش مىداند و مىفرمايد:
«شَيْئَانِ لا يُوزَنُ ثَوابُهُما؛ الْعَفْوُ وَالْعَدْلُ» «1» پاداش دو چيز را نمىتوان سنجيد؛ گذشت و عدالت.
خلاصه درس انسانها بهطور معمول دچار اشتباه و خطا مىشوند و به همنوعان خود جفا مىكنند. اگر همه درصدد انتقامجويى برآيند و آزار و جفاى ديگرى را تلافى كنند، وضعيت نابهنجارى پيش مىآيد؛ امّا فضايل اخلاقى از جمله عفو و گذشت، مانع از پيش آمدن اين وضعيت مىشود. به همين دليل آن را يكى از ضرورتهاى زندگى اجتماعى برشمردهاند.
در آيات قرآن و روايات معصومين، بسيار از عفو و گذشت تمجيد شده و به مسلمانان رهنمود دادهاند كه اين خصلت زيبا را در خود تقويت كنند.
عفو و گذشت بايد جنبه تربيتى داشته باشد و اگر سبب جرأت بيشتر خطا كار شود، پسنديده نيست چنان كه جرم و جنايت و در جايى كه حقوق مردم پايمال مىگردد، قابل اغماض نيست. رهبران معصوم نيز اگر كسى نسبت به شخص آنان مرتكب خطا مىشد از او درمىگذشتند ولى مجرمان اجتماعى را حتماً مجازات مىكردند، عفو و مدارا، در بسيارى از موارد، به هم نزديكاند و گاه مدارا، نتيجه عفو است.
عفو الهى، نصرت خدا، طول عمر، دوام حكومت، از بين رفتن كينهها، عزت دنيا و آخرت، رهايى از دوزخ و پاداش بسيار، از آثار ارزنده عفو و بخشش است.
پرسش 1- ضرورت عفو و گذشت را توضيح دهيد.
2- يك آيه درباره عفو و گذشت ذكر كنيد.
3- آيا «عفو» مىتواند در همه موارد نتيجه مثبتى داشته باشد؟ حدّ و مرز آن كجاست؟
4- خلاصه داستان قبيله بنىمحزوم را بنويسيد.
5- به نظر شما «عفو» و «مدارا» چه ارتباطى با هم دارند؟
درس شانزدهم: رعايت حقوق ديگران مؤمن، تنها در برابر خدا مسؤول است و همه كارهايش با وزنه اخلاص سنجيده مىشود و بس و هرگز نبايد كمترين كارى را براى غير خدا انجام دهد. در مرحله اجراى فرمان خدا و مرزبندى قانون و جداسازى راه از بيراهه و پرهيز از ظلم و بيهودهكارى، رعايت حقوقى كه خدا و خرد- كه خود معيارى الهى است- تعيين مىكنند الزامى است.
اين حقوق به سه دسته: حقّ الله، حقّ النفس و حق الناس تقسيم مىشود و با توجه به اينكه عنوان درس به قسم سوّم اشاره دارد، بحث را پيرامون حقالناس پى مىگيريم:
اهميّت اداى حقوق مردم هيچ خردمندى در لزوم رعايت حقوق ديگران، ترديد نمىكند و بى شك، پرداخت حقوق مردم در همه زمينهها و به شكل عام و فراگير، از اصول شريعت اسلامى است و در سخنان رهبران اسلام با تعابير نغز و بلندى مورد تأكيد قرار گرفته است، از آن جمله:
1- ركن دين است: پرداخت حقوق مردم، با تديّن، رابطهاى مستقيم دارد، مؤمن حتماً بايد حقوق مردم را مراعات كند، در غير اين صورت يا ايمانش دروغين است و يا در حدّ پايينى قرار دارد؛ امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«الُمحَمَّدِيَّةُ السَّمْحَةُ اقامُ الصَّلاةِ وَ ايتاءُ الزَّكاةِ وَ صِيامُ شَهْرِ رَمَضانَ وَ حَجُّ الْبَيْتِ وَالطَّاعَةُ لِلْامامِ وَ اداءُ حُقُوقِ الْمُؤْمِنِ ...» «1» دين محمّدىِ آس اخلاق و تربيت اسلامى 137 درس هفدهم: ايثار ان، عبارت است از: بر پا داشتن نماز، دادن زكات، روزه ماه
رمضان، حجّ خانه خدا، اطاعت از امام و اداى حقوق مؤمن.
2- زمينه حقّ اللّه: عظمت و اهميت مراعات حقوق مردم زمينهساز اداى حقّالله است و در سخن امير مؤمنان عليه السلام، آمده است:
«جَعَلَ اللَّهُ سُبْحانَهُ حُقُوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَةً لِحُقُوقِهِ؛ فَمَنْ قامَ بِحُقُوقِ عِبادِاللَّهِ كانَ ذلِكَ مُؤَدِّياً الَى الْقِيامِ بِحُقُوقِ اللَّهِ» «1» خداوند سبحان، حقوق بندگانش را مقدمه حقوق خويش، قرار داده است؛ هر كس به [رعايت] حقوق بندگان خدا قيام كند، چنين كارى به رعايت حقوق الهى منجر مىگردد.
3- برترين عبادت است: پيشواى ششم مىفرمايد:
«ما عُبِدَاللَّهُ بِشَىْءٍ افْضَلَ مِنْ اداءِ حَقِّ الْمُؤْمِنِ» «2» خداوند، با چيزى برتر از اداى حق مؤمن، پرستش نشده است.
4- يكى از درجات توبه است: امير مؤمنان عليه السلام براى توبه واقعى شش درجه ترسيم مىكند كه دو درجه آن پرداخت حقوق مردم و حقوق خداست. «3» 5- سبب ورود به بهشت است: اداى حقوق يكى از اسباب ورود مؤمن به بهشت برين است و هر چه حقوق مردم را بهتر ادا كند از رفعت مقام و درجات بالاترى برخوردار خواهد بود. رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«... فَايُّهُمْ كانَ اشَدَّ لِلشّيعَةِ حُبّاً وَ لِحُقُوقِ اخْوانِهِمُ الْمُؤْمِنينَ اشَدَّ قَضاءً كانَتْ دَرَجاتُهُ فِى الْجِنانِ اعْلى ...» «4» هر يك از مؤمنان، كه بيشتر به شيعيان عشق بورزد و حقوق برادران مؤمنش را بهتر ادا كند، درجاتش در بهشت، بالاتر خواهد بود.
چگونگى اداى حقوق بديهى است كه احقاق حق ديگران به موارد خاص يا افراد بخصوصى منحصر نمىشود، بلكه بهطور عام و فراگير، هر صاحب حقّى را شامل مىشود؛ خُرد باشد يا كلان، غريبه باشد يا آشنا، مسلمان باشد يا نامسلمان، زن باشد يا مرد ... حتى در فرهنگ اسلام، حيوانات نيز حقوقى دارند كه رعايت آن بر مسلمانان لازم است. «1» واضح است كه هر گروهى، به تناسب ارتباطى كه با انسان دارد، از حقوق شايسته خويش برخوردار مىشود كه ممكن است با حقوق گروه ديگر تفاوت داشته باشد به طور مثال: همسر و والدين، هر يك حقوقى بر گردن انسان دارند كه برخى مشترك و برخى كاملًا متفاوت از يكديگر است، همچنين مؤمنان، حقوقى بر عهده يكديگر دارند كه بيگانگان از دين از آن محرومند، رهبر، حقوقى بر عهده ملّت دارد كه ديگر مسؤولان از چنان حقوقى بهرهمند نيستند و ... نتيجه اينكه تنوع و گوناگونى حقوق، سبب تعدّد راههاى احقاق و اداى آن مىشود.
رهنمودهاى امام سجّاد عليه السلام شايد بتوان گفت؛ ارزشمندترين گنجينهاى كه حقوق لازم و ضرورى را در خويش جمع كرده، سخنان گهربار امام گرانقدر، حضرت زينالعابدين عليه السلام است كه با نظمى دقيق و بيانى شيوا پنجاه حق ضرورى را تشريح كرده و شيفتگان حقيقت را از آبشخور عصمت، سيراب ساخته است و بر پيروان واقعى مكتب وحى ضرورى است كه اين رهنمودهاى حياتى را با جان و دل پذيرا شوند و در عمل به كار بندند. «2»
نكوهش پايمال كردن حقوق به همان نسبت كه در اسلام بر رعايت حقوق، پافشارى شده، ناديده انگاشتن حق مردم، با عناوين تكاندهندهاى، سخت، مورد نكوهش قرار گرفته است، از جمله:
1- گناه كبيره است؛ امام باقر عليه السلام ضمن شماره كردن گناهان كبيره مىفرمايد:
«وَ حَبْسُ الْحُقُوقِ مِنْ غَيْرِ عُسْرٍ» «1» نپرداختن حقوق مردم با وجود توانايى (گناه كبيره است.)
2- سبك شمردن دين است؛ رعايت حقوق مردم، با بسيارى از احكام دينى رابطه مستقيم دارد كه اگر كسى آنها را مراعات نكند در واقع، مسائل دينى را ناديده انگاشته است به همين دليل، حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد:
«مَنْ عَظَّمَ دينَ اللَّهَ عَظَّمَ حَقَّ اخْوانِهِ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِدينِهِ اسْتَخَفَّ بِاخْوانِهِ» «2» هر كس دين خدا را تعظيم كند، حقوق برادرانش را نيز، بزرگ دارد و هر كس دين او را سبك بشمارد، [حقوق] برادرانش را نيز سبك مىشمارد.
3- سبب خوارى است؛ امام صادق عليه السلام فرمود:
«تَرْكُ الْحُقُوقِ مَذَلَّةٌ» «3» پايمال كردن حقوق، سبب خوارى است.
4- بركت روزى را مىبرد؛ خداوند هرگز راضى نمىشود عدهاى سهلانگار يا بدانديش، حقوق بندگانش را به عمد پايمال كنند. از اين رو به نحوى آنان را گوشمالى مىدهد و بردن بركت از روزى آنها يك نوع آن است. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
«... مَنْ حَبَسَ عَنْ اخيهِ الْمُسْلِمِ شَيْئاً مِنْ حَقِّهِ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ بَرَكَةَ الرِّزْقِ الَّا انْ
يَتُوبَ» «1» هر كس چيزى از حقوق برادر مسلمانش را از او بازدارد، خداوند بركت روزى را بر او حرام مىكند مگر اينكه توبه كند.
5- در روز قيامت از آن بازخواست مىشود؛ رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«انَّ احَدَكُمْ لَيَدَعُ مِنْ حُقُوقِ اخيهِ شَيْئاً فَيُطالِبُهُ بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَيُقْضى لَهُ وَعَلَيْهِ» «2» همانا يكى از شما چيزى از حقوق برادرش را ترك مىكند و او حقش را در روز قيامت از وى طلب مىكند و در آنجا به نفع طلبكار و زيان بدهكار، حكم خواهد شد.
6- سبب ورود به دوزخ است؛ ضايع كننده حقوق مردم، در صورتى كه توبه نكند و بر كار زشت خويش اصرار ورزد، به دست خود سرنوشتش را تباه ساخته و فرجام خويش را در دوزخ قرار داده است؛ پيشواى ششم در اين باره مىفرمايد:
هر كس، مؤمنى را از حقش بازدارد، خداوند او را در روز قيامت، پانصد سال سر پا نگه مىدارد و در اين مدت، عرق [از بدن او] جريان دارد، سپس جارچى از سوى خداى بزرگ اعلام مىكند «اين ستمگرى است كه حق خدا را ادا نكرده است.» آن گاه مدت چهل سال ديگر توبيخ مىشود و در نهايت به دوزخ مىرود! «3»
خلاصه درس انسان نسبت به خود، خدا و مردم، حقوقى را بايد مراعات كند كه به «حق النفس، حق الله و حق الناس» موسوم است.
در شريعت مقدس اسلام، حق الناس از اهميت ويژهاى برخوردار است و با عبارتهاى زير از آن تمجيد شده است؛ فراتر از حق الله است، ركن دين است، برترين عبادت است، ثمره اخلاص و توحيد است، يكى از درجات توبه است و سبب ورود به بهشت است.
ارزندهترين اثر تبيين حقوق، سخنان امام سجاد عليه السلام در اين باره است كه به «رسالة الحقوق» معروف است.
پايمال كردن حقوق نيز با چنين عباراتى نكوهش شده است؛ گناه كبيره است، سبب خوارى است، بركت روزى را مىبرد، در روز قيامت مورد بازخواست قرار مىگيرد و سبب ورود به دوزخ مىشود.
پرسش 1- چند نمونه از «حقّ الناس» را نام ببريد.
2- برخى از ارزشهاى اداى حقوق را بنويسيد.
3- برخى از عواقب پايمال كردن حقوق را بنويسيد.
4- كدام امام، پايمال كردن حقوق را از گناهان كبيره شمرده است؟