بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 137

درس هفدهم: ايثار «ايثار» در لغت به معناى برگزيدن، ديگران را بر خويش مقدّم داشتن و مانند آن است «1» و در قرآن كريم نيز به معناى لغوى به كار رفته است. چنان كه مى‌فرمايد:
«بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيوةَ الدُّنْيا» «2» آرى، شما زندگى اين جهان را برمى‌گزينيد.
ايثار در اصطلاح عبارت است از: بخشش مال به كسى، با وجود احتياج [خود] به آن. «3» اين معانى بيشتر در مقدم داشتن ديگران در امور مالى يا مقدم داشتن خواسته ديگران، صدق مى‌كند، ولى آنچه در امور نظامى مطرح است چيزى بيش از اينهاست و گذشت از جان، مال، مقام، شخصيت و مانند آن را نيز شامل مى‌شود؛ بدين معنا كه يك انسان مكتبى در راه اعتلاى پايگاه اسلام و پايدارى در راه اقامه شعاير دينى و برافراشتن پرچم توحيد، با تمام امكانات خود تلاش كرده، از بذل جا اخلاق و تربيت اسلامى 143 فوايد ايثار ص : 142 ن و مال خويش در راه هدف مقدّس بويژه در مصاف با دشمن در ميدان نبرد دريغ نكند.
اهميّت ايثار در آيات و روايات‌ قرآن كريم با بيان شواهد و نمونه‌ها، ايثار را در ابعاد مختلف ستوده است، از جمله:
درباره ايثار جانى حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:



صفحه 138

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرى‌ نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» «1» و بعضى از مردم براى به دست آوردن خشنودى خدا جان خويش را فدا مى‌كنند.
و در جاى ديگر ايثار مالى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را چنين مى‌ستايد:
«وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‌ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اسيراً» «2» غذاى خويش را با آنكه آن را دوست دارند، به مسكين و يتيم و اسير مى‌خورانند.
همچنين از «انصار»- كه در حال فقر، از برادران مهاجر خود، با تقسيم اموال و خانه‌هاى خويش پذيرايى كردند و آنان را بر خود مقدّم داشتند- اين‌گونه تمجيد مى‌كند:
«وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‌ انْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ» «3» ديگران را بر خود مقدم مى‌دارند، هر چند خود، فقير و نيازمند باشند.
در روايات معصومين عليهم السلام نيز ايثار به عنوان «خوى و خصلت ابرار و برگزيدگان الهى، نيكوترين احسان و عالى‌ترين مرتبه ايمان» شمرده شده است، چنان كه امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«الْايثارُ سَجِيَّةُ الْابْرارِ وَ شيمَةُ الْاخْيارِ» «4» ايثار خوى نيكوكاران و شيوه نيكان است.
در جاى ديگر فرمود:
«الْايثارُ احْسَنُ الْاحْسانِ وَ اعْلى‌ مَراتِبِ الْايمانِ» «5» ايثار نيكوترين احسان و بالاترين مراتب ايمان است.



صفحه 139

همان‌گونه كه ذكر شد، در امور نظامى بيشتر ايثار جانى مطرح است. كسى كه جان بر كف از اسلام و مرزهاى اسلامى دفاع مى‌كند، خود را به آب و آتش مى‌زند و چه بسا خون پاكش در راه پاسدارى از اسلام و ارزش‌هاى اسلامى ريخته مى‌شود، بالاترين درجه ايثار را داشته و محبوب‌ترين مقام را نزد خدا دارد؛ چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره ارزش خون‌هاى پاك شهيدان راه خدا مى‌فرمايد:
«ما مِنْ قَطْرَةٍ احَبُّ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ» «1» هيچ قطره‌اى در پيشگاه خداوند، محبوب‌تر از قطره خونى كه در راه خدا ريخته مى‌شود، نيست.
همچنين ارزش ايثار و پاسدارى از مرزهاى اسلامى را اين‌گونه بيان مى‌كند:
«رِباطُ يَوْمٍ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيا وَ ما عَلَيْها» «2» يك روز مرزدارى در راه خدا از دنيا و آنچه در آن است، بهتر مى‌باشد.
اقسام ايثار الف- ايثار مثبت‌ 1- مقدم داشتن ديگران بر خود، هر چند به چيز اندك، در روايات اسلامى امرى پسنديده شمرده شده است. «3» كسى كه ديگران را به آسانى بر خود مقدم داشته و خود را براى آسايش ديگران به رنج مى‌اندازد، در صورتى كه ايثار او سبب ناراحتى و فشار بر فرزندان خودش نشود و نظام زندگى‌اش را به خطر نيفكند، ايثار مثبت است.
2- مقدم داشتن خواست الهى بر هواى نفس «4» نظير كار حضرت يوسف عليه السلام كه با


صفحه 140

مقدم داشتن خواست خدا، آبروى خود را حفظ كرد و زندان را بر ارتكاب معصيت ترجيح داد و فرمود:
«رَبِّ السِّجْنُ احَبُّ الَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنى‌ الَيْهِ» «1» پروردگارا! زندان براى من دوست‌داشتنى‌تر از چيزى است كه زنان مرا بدان مى‌خوانند.
امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند بزرگ مى‌فرمايد:
به عزت و جلال و شرف و بلندى مقامم سوگند كه هيچ بنده مؤمنى خواست مرا بر خواست خود، در يكى از امور دنيا برنگزيند، جز آنكه بى‌نيازى را در وجودش قرار دهم و همّتش را متوجه آخرت سازم و آسمان‌ها و زمين را عهده‌دار روزى‌اش گردانم و خودم برايش پشت سَرِ تجارت هر تاجرى هستم. «2» 3- روح سلحشورى، فداكارى و از خودگذشتگى كه سربازان اسلام براى اعتلاى كلمه حق و آيين توحيدى از خود نشان مى‌دهند، از موارد ايثار مثبت است. قرآن كريم نيز ايثارگران را كه از همه چيز دنيا گذشته، جان بر كف به ميدان نبرد مى‌شتابند، با بيان «... فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ اجْراً عَظيماً» «3» ستوده و كارشان را يك معامله الهى مى‌داند. «4» نيروهاى نظامى و انتظامى بايد در تشكيلات خود طورى باشند كه در صحنه‌هاى مختلف، ايثار، كرامت انسانى و گوهرهاى نفسانى خود را آشكار كرده و به پاسدارى و سربازى خويش، ارزش واقعى ببخشند و زبان حالشان به اسلام و مسلمانان چنين باشد:
به ايثار، مردان، سبق برده‌اند نه شب زنده‌داران دل مرده‌اند «5»


صفحه 141

4- ترجيح حق بر باطل گر چه به ضرر انسان باشد، يكى ديگر از جنبه‌هاى مثبت ايثار است. امام صادق عليه السلام فرمود:
«انَّ مِنْ حَقيقَةِ الْايمانِ انْ تُؤْثِرَ الْحَقَّ وَ انْ ضَرَّكَ عَلَى الْباطِلِ وَ انْ نَفَعَكَ ...» «1» از حقيقت ايمان، آن است كه حق را- گر چه به زيان توست- بر باطل- گرچه به سود توست- ترجيح دهى.
ب- ايثار منفى‌ 1- فداكارى و گذشتن از جان و مال و ... در جبهه باطل يكى از جنبه‌هاى منفى ايثار است: گمراهانِ باطل‌گرا نيز ممكن است در راه تقويت باطل، ثروت خويش را صرف كنند و حتى از جان هم مايه بگذارند و از ديگران نيز پيشى گيرند، ولى چنين ايثارى نه‌تنها غير معقول و نادرست است، بلكه مايه حسرت و ندامت نيز مى‌گردد. قرآن مجيد از اين واقعيت چنين ياد مى‌كند:
«انَّ الَّذينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ امْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ...» «2» كافران اموالشان را خرج مى‌كنند تا مردم را از راه خدا بازدارند. اموالشان را خرج خواهند كرد ولى حسرت خواهند برد.
2- گزينش دنيا و ترجيح مظاهر آن بر آخرت نيز ايثار منفى است. قرآن كريم در نكوهش چنين كارى مى‌فرمايد:
«فَامَّا مَنْ طَغى‌ وَ آثَرَ الْحَيوةَ الدُّنْيا فَانَّ الْجَحيمَ هِىَ الْمَأْوى‌» «3» هر كه طغيان كند و زندگى اين جهانى را برگزيند، دوزخ جايگاه اوست.



صفحه 142

3- ايثار بى‌مورد؛ اگر ايثار سبب ناراحتى و فشار بر فرزندان انسان گردد و نظام خانوادگى‌اش را به‌خطر افكند، ايثار منفى است و در صورتى كه هيچ يك از اينها تحقق نيابد ايثار بهترين راه است. «1» قرآن كريم مى‌فرمايد:
«وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً الى‌ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» «2» نه دست خويش را (از روى بخل) به گردن ببند و نه به سخاوت يكباره بگشاى كه ملامت شده و حسرت‌زده خواهى نشست.
4- گزينش هواى نفس بر خواست الهى؛ كه موارد آن براى افراد مختلف است.
فوايد ايثار ايثار مثبت، نتايج زيبا و گرانقدرى در پى دارد كه برخى از آنها بدين شرح است:
1- بروز گوهرهاى انسانى؛ در صحنه‌هاى ايثار، جوهره واقعى، كرامت نفس، پاكيزگى، صفا و بلندى مرتبه انسانهاى بزرگوار آشكار مى‌شود و به تعبير امير مؤمنان عليه السلام؛ «عِنْدَ الْايثارِ عَلَى النَّفْسِ تَتَبَيَّنُ جَواهِرُ الْكُرَماءِ» هنگام ايثار، گوهرهاى (شرافت و بلندى مرتبه) كريمان آشكار مى‌شود.
از حذيفه عدوى چنين نقل شده است:
روز جنگ «يرموك»» با خود آبى برداشتم تا پسر عمويم را كه در بيابان، تشنه افتاده بود، سيراب سازم. هنگامى به او رسيدم كه هنوز رمقى در بدن داشت، خواستم به او آب بدهم كه فرياد ناله‌اى از پشت سر شنيدم. پسر عمويم به جاى نوشيدن آب با وجود تشنگى شديد ناشى از نبرد و خونريزى زياد و حالت احتضار، اشاره كرد كه آب‌


صفحه 143

را براى آن مجروح ببرم. بر بالين او رفتم، ديدم هشام بن العاص است. خواستم به او آب بدهم، ناله ديگرى برآمد. او نيز اشاره به مجروح سوّم كرد. چون نزد اخلاق و تربيت اسلامى 148 پيامدهاى پيمان‌شكنى ص : 148 سوّمين رسيدم، جان داده بود. به سوى هشام برگشتم اما ديدم روح او نيز پرواز كرده است. به سوى پسر عمويم بازگشتم. ديدم او هم از دنيا رفته است. گفتم: سبحان الله! از اين ايثار! «1» 2- زبونى و شكست دشمن؛ ايثار و فداكارى در مصاف با دشمن موجب زبونى و درماندگى دشمن مى‌شود.
جنگ بدر نزديك به پايان بود. دشمن زبون و درمانده با دادن تلفات بسيار از صحنه پيكار مى‌گريخت. فرماندهان آنان، گيج و مبهوت بودند كه در اين لحظات حسّاس، چه ترفندى به كار گيرند تا رسوايى بيشتر نصيبشان نشود. يكى از فرماندهان سپاه كفر به نام «طليحة بن خويلد» وقتى فرار مفتضحانه نيروهاى تحت امر خود را مشاهده كرد، پيش رفت و گفت: واى بر شما! چه چيزى باعث فرار شما شده است؟ مردى گفت:
راز قضيه اين است كه هر يك از ما كه در حال فرار است، دوست دارد همسنگرش پيش از او كشته شود و خودش جان سالم به در برد؛ در حالى كه ما با گروهى رو به رو هستيم كه همگى دوست دارند، پيش از همرزمان خود، مرگ را در آغوش گيرند. «2» 3- سَرْوَرى و سرافرازى؛ امير مؤمنان عليه السلام از ايثار به عنوان برترين عبادت و بزرگ‌ترين مايه سرورى ياد كرده «3» و نيز مى‌فرمايد:
«بِالْايثارِ عَلى‌ نَفْسِكَ تَمْلِكُ الرِّقابَ» «4» با ايثار (و مقدم داشتن ديگران) بر خود، مالك گردنها مى‌شوى (مردم مطيع و فرمانبردار تو مى‌شوند).



صفحه 144

خلاصه درس‌ ايثار به معناى مقدّم داشتن ديگران بر خويش است كه در امور نظامى و دفاعى، بذل جان و مال در راه هدف مقدّس مكتبى معنا مى‌دهد و در قرآن و روايات بسيار مورد ستايش قرار گرفته است؛ از جمله؛ امير مؤمنان عليه السلام و انصار به عنوان الگوهاى ايثار معرفى شده‌اند و در روايات نيز از ايثار با عناوينى چون؛ نيكوترين احسان و عالى‌ترين مرتبه ايمان، مورد تمجيد قرار گرفته است.
ايثار به دو قسم مثبت و منفى تقسيم مى‌شود؛ منظور از ايثار مثبت، مقدم داشتن ديگران بر خود در امور مالى و در راه مشروع است، همچنين مقدم داشتن خواست الهى بر هواى نفس، ديگر فداكارى و از جان گذشتگى در راه اعتلاى اسلام و چهارم، ترجيح و مقدم داشتن حق بر باطل.
كارهاى خلاف رضاى خدا، مانند فداكارى و هزينه ثروت در راه باطل، مقدم داشتن دنيا بر آخرت و گزينش هواى نفس بر خواست خدا، در مقابل ايثار مثبت هستند.
بروز گوهرهاى انسانى، زبونى و شكست دشمن و سرافرازى از آثار ارزشمند ايثار است.
پرسش‌ 1- معناى ايثار را بنويسيد.
2- كدام آيه قرآن از ايثار انصار تمجيد كرده است؟
3- جلوه‌هاى ايثار مثبت را بنويسيد.
4- نمودهاى ايثار منفى كدام است؟