بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 57

سرش ديده مى‌شد، با مشك و عنبر خود را خوشبو مى‌ساخت، گاهى هم با «عود» و «غاليه» خود را معطر مى‌كرد.[1]

خرج كردن در اين راه بسيار پسنديده است و اسراف هم به حساب نمى‌آيد. به روايت امام صادق7:

«كانَ رَسُولُ اللَّهِ يُنْفِقُ عَلَى الطّيبِ اكثَرَ مِمّا يُنْفِقُ عَلَى الطَّعامِ».[2]

پيامبر خدا، بيش از آنچه كه براى خوراكى و طعام خرج كند، در راه عطريات خرج مى‌كرد.

اين است اخلاق پيامبرانه! چه عيب دارد كه بخشى از مخارج روزانه مسلمانان را، هزينه‌هاى بهداشتى و تميزى و آراستگى و خوشبويى آنان تشكيل دهد؟! امام صادق7مى‌فرمايد:

«ما انْفَقْتَ فِى الطّيبِ فَلَيسَ بِسَرَفٍ».[3]

آنچه در راه عطريات خرج كنى، اسراف نيست.

پيامبر خدا6هر گاه از كوچه و گذرگاهى مى‌گذشت، پس از عبورش، آنان كه از آن مسير مى‌گذشتند، از رايحه خوش بر جاى مانده مى‌دانستند كه پيامبر از اين كوچه گذشته است! هر گاه عطرى به او عرضه مى‌شد، از آن استفاده‌

[1]- مكارم الاخلاق، طبرسى، ص 34.

[2]- بحار الانوار، ج 16، ص 248.

[3]- مكارم الاخلاق، ص 41.


صفحه 58

مى‌كرد و مى‌فرمود: بوى آن خوش است، سنگينى هم ندارد! و استفاده از بوى خوش را هميشه دوست داشت و از آن لذّت مى‌برد.[1]

به فرموده امام صادق7رسول خدا هر جمعه عطر مى‌زد و خود را خوشبو مى‌ساخت و اگر عطرياتى هم در اختيار نداشت روسرى بعضى از همسرانش را آب پاشيده بر سر و روى خود مى‌كشيد تا خوشبو گردد.

«كانَ رَسولُ اللَّهِ يَتَطَيّبُ فى كُلِّ جُمْعَةٍ فَاذا لَم يَجِد اخَذَ بَعْضَ خُمُرِ نِسائِهِ فَرَشَّهُ بِالماءِ وَيمَسَحُ بِهِ».[2]

3- بهداشت بدن‌

استحمام كردن، شستشو، نظافت بدن و زدودن موهاى آن از عوامل تأمين سلامتى و نظافت و از نشانه‌هاى آراستگى است. گرفتن ناخن، چيدن موى شارب، زدودن موهاى زير بغل نيز از همين نمونه‌هاست.

پيامبر اكرم جمعه به جمعه موهاى زائد بدن را مى‌زدود، ناخن هايش را مى‌گرفت شاربش را كوتاه مى‌كرد.[3]

به روايت امام صادق7:

[1]- بحار الانوار، ج 16، ص 249.

[2]- مكارم الاخلاق، ص 41.

[3]- سنن النبى، علامه طباطبايى، ص 94.


صفحه 59

«و كان6يُقَلِّمُ اظفارَهُ وَيَقُصُّ شارِبَهُ يَومَ الجمعَةِ قبلَ انْ يَخْرُجَ الى الصَّلاةِ».[1]

آن حضرت روز جمعه پيش از آنكه براى برپايى نماز جمعه از خانه بيرون رود، ناخن هايش رامى چيد و شارب خود را كوتاه مى‌كرد.

چيدن ناخن و كوتاه كردن مو به بهداشت آن كمك مى‌كند. پيامبر اكرم6به اين نظافت حتى در مسافرت‌ها هم‌توجّه داشت و هر گاه به سفر مى‌رفت پيوسته پنج چيز را با خود داشت: آينه، سرمه دان، شانه، مسواك، و قيچى.[2]هر گاه سر و صورت خود را مى‌شست. موهاى خويش را با «سدر» شستشو مى‌داد.[3]

آن حضرت علاقه داشت كه بر موى سر و صورت خود روغن‌هاى خوشبو كننده بزند، حتى به ابروها و شارب هم مى‌زد. در سفره‌ها هيچگاه شيشه روغن و سرمه دان و قيچى و مسواك و شانه را از خود دور نمى‌ساخت.[4]

4- مسواك‌

رسول خدا6اهميت فراوانى به مسواك مى‌داد.

[1]- سنن النبى، علامه طباطبايى، ص 106.

[2]- همان، ص 109.

[3]- بحار الانوار، ج 16، ص 247.

[4]- مكارم الاخلاق، ص 35.


صفحه 60

دندان‌هايش پيوسته برّاق و سفيد بود و امت خويش را هم به مسواك زدن دستور مى‌داد. هر گاه مى‌خوابيد، مسواك را بالاى سر خود مى‌گذاشت. قبل از خواب مسواك مى‌زد.

وقتى از خواب بيدار مى‌شد مسواك مى‌زد.[1]

اين نكته بهداشتى توصيه خدا به آن حضرت بود.

مى‌فرمود: آن قدر (از سوى خداوند) به مسواك فرمان داده شدم كه ترسيدم بر من واجب شود.[2]نسبت به امت خويش‌نيزفرموده است كه: اگر نبود كه بر امتم دشوار سازم آنان را امر مى‌كردم كه با هر نماز مسواك بزنند. مى‌فرمود:[3]

مسواك هم پاكيزه كننده دهان، هم موجب رضاى الهى است و از سنت‌هاى مؤكدى است كه خداوند قرار داده است.[4]

مجموعه آن‌چه در چهره و موى سر و صورت و لباس و دهان و دندان و بوى بدن و زيبايى ظاهرى مطرح شد، سنت «تجمل» و آراستگى است كه در زندگى‌نامه حضرت رسول6ديده مى‌شود.

امت محمد6نيز چه در مقابل امت‌ها و ملت‌ها و پيروان اديان ديگر و چه به عنوان الگوى تأثيرگذار بر

[1]- بحار الانوار، ج 16، ص 253.

[2]- همان.

[3]- سفينة البحار، محدّث قمى، ج 1، ص 674.

[4]- همان، ص 675.


صفحه 61

ديگران، به اسوه‌اى همچون پيامبر خدا6مى‌نگرند كه رفتار اجتماعى‌اش با مردم و نحوه معاشرت او در جامعه، به نحوى بود كه محبوب دل‌ها شده بود و مردم از مصاحبت و هم سخنى و انس با آن حضرت لذت مى‌بردند.

نظم و بهداشت و پاكيزگى ره آورد غرب و اروپائيان نيست، بلكه متن دستورهاى دينى و سنت‌هاى اسلامى است و بالاترين آن در وجود نازنين رسول مكرم تجلى يافته بود، آن هم با شرايط آن روزگار و كمبود آب و وسايل و امكانات.


صفحه 62

8 لباس و پوشش‌

لباس، براى پوشاندن بدن و حفظ آن از سرما و گرما و آلودگى و مايه آبرو و آراستگى انسان است، نه وسيله تفاخر و تجمل. «ساده پوشى» به عنوان يكى از مظاهر ساده زيستى و رهايى از تعلّقات مادى است. پيامبر اكرم6اين گونه به زندگى و دنيا مى‌نگريست و اين گونه نيز مى‌زيست و هرگز ارزش را در «لباس» نمى‌ديد. سعدى گويد:

تن آدمى شريف است به جان آدميت‌

نه همين لباس زيباست نشان آدميت‌

به نمونه‌هايى از سيره حضرت رسول6در مورد پوشيدن جامه، جنس لباس، رنگ و اندازه و تعداد و نحوه پوشيدن پيراهن و كفش و كلاه و عمامه و ردا و ..... اشاره مى‌كنيم:


صفحه 63

1- جنس و رنگ لباس‌

رسول خدا6هم به سلامت و عافيت جسمى، هم به سادگى و هم به نوع سالم‌تر پارچه لباس توجه داشت. لباس پنبه‌اى مورد علاقه آن حضرت بود. على7مى‌فرمايد:

«لباس‌هاى پنبه‌اى بپوشيد، چرا كه آن لباس پيامبر خداست».[1]

آن حضرت هم لباس بُرد يمانى مى‌پوشيد، هم جُبّه‌اى پشمين و خشن از پنبه و كتان‌[2]و مى‌فرمود: پنج چيز را تا زنده‌ام ترك نمى‌كنم، يكى هم پوشيدن لباس پشمى.[3]

رنگ سبز، رنگ مورد پسند پيامبر6براى لباس بود.[4]بيشتر جامه‌هاى پيامبر سفيد بود و مى‌فرمود: لباس سفيد را بر زندگانتان بپوشانيد و مردگانتان را هم با پارچه سفيد كفن كنيد.[5]

رنگ سرخ، رنگى بود كه پيامبر خدا6براى لباس آن را نمى‌پسنديد.[6]

[1]-« البسوا الثّيابِ القطنِ فانّها لباسُ رسول اللَّه( سنن النبى، ص 126).

[2]- بحار الانوار، ج 16، ص 227.

[3]- مكارم الاخلاق، ص 115.

[4]- كان يُعجِبه الثيابُ الخُضر،( سنن النبى، ص 120).

[5]- ألبسوها احياءكم و كفّنوا فيها موتاكم،( سنن النبى، ص 120، محجة البيضاء، ج 4، ص 140).

[6]- سنن النبى، ص 133.


صفحه 64

رسول خدا6نمونه اعلاى تميزى و آراستگى بود. در لباس پوشيدن نيز به اين نكته توجه داشت و در مورد نظافت جامه مى‌فرمود:

«مَنِ اتَّخَذَ ثَوباً فَليُنَظِّفْهُ».[1]هر كسى لباسى تهيه مى‌كند و مى‌پوشد آن را تميز كند.

لباس سفيد خودبه خود طورى است كه چرك و آلودگى آن زودتر معلوم مى‌شود و انسان مقيّد به سنّت نبوى نظافت، به شستن و تميز كردن آن روى مى‌آورد. به علاوه انبساط خاطر و باز شدن روحيه نيز از فوايد پوشيدن لباس روشن و سفيد است.

2- اندازه و كيفيت‌

جامه‌اى كه انسان را مغرور كند يا متكبر و خود برتر بينى آورد، ناپسند است. مقيد بودن به نوع خاصّى از جامه نيز اسارت آور است.

رسول خدا6هر گاه لباس تازه مى‌پوشيد خدا را شكر و سپاس مى‌گفت و جامه قبلى را به مسكين مى‌داد:

«كانَ مِنْ فِعْلِهِ اذا لَبِسَ الثَّوبَ الجديدَ حَمِدَاللَّه».[2]

[1]- مكارم الاخلاق، ص 103.

[2]- بحار الانوار، ج 16، ص 251، مكارم الاخلاق، ص 36.