تقوا سفارش مىكرد، آن گاه عموم لشكريان را. سپس مىفرمود: به نام خدا و در راه خدا بجنگيد. با هر كس كه كافر است بجنگيد ولى نيرنگ نزنيد، خيانت نكنيد، كشتهها را مُثله نكنيد.[1]به كودكان و صومعهنشينان كارى نداشته باشيد، درخت خرما را قطع نكنيد و آن را به آب غرق نكنيد و درختان ميوهدار را قطع نكنيد، زراعتها را آتش نزنيد، چه مىدانيد شايد به آنها نياز پيدا كرديد، چهارپايان حلال گوشت را پى نكنيد، مگر آنچه به خوردن آن ناچار شديد، وقتى با دشمن مسلمانان روبه رو شديد، آنان را به يكى از سه چيز فرا خوانيد: مسلمان شدن، جزيه دادن، دست از جنگ كشيدن، اگر هر كدام را پذيرفتند از آنان بپذيريد و دست از آنان برداريد.[2]
11- گاهى پردهاى بر در اتاق پيامبر6بود كه نقش و نگار داشت. به يكى از همسرانش مىفرمود: «اين را از جلوى چشم من دور كن. چون وقتى به آن مىنگرم به ياد دنيا و زينتها و زرق و برق آن مىافتم». اين گونه با دل و جان از دنيا روى گردان بود و ياد دنيا را از دل خود ميرانده بود و دوست داشت كه زينت دنيا از چشمش هم دور باشد، تا دنيا را تن پوش خود نسازد و قرارگاه خود نداند.[3]
[1]- مثله، بريدن گوش و دماغ و لب كشته را گويند.
[2]- سنن النبى، ص 85.
[3]- نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه 160.
12- هر گاه ميان دو كار مخيّر مىشد، آنچه را كه سختتر بود انتخاب مىكرد. هرگز به نفع خود اقدام به انتقام گرفتن نكرد، مگر آنكه حريمهاى الهى هتك مىشد، آن وقت خشم او براى خدا بود.[1]
«هنگام شدتهاى ميدان جنگ و در بحبوحه نبرد، رسول خدا6خاندان خود را جلو مىفرستاد تا به وسيله آنان حرارت و سوزش شمشيرها و نيزهها را از اصحابش نگه دارد. عبيده بن حارث در جنگ بدر شهيد شد و حضرت حمزه در احد به شهادت رسيد و جعفر در جنگ موته شربت شهادت نوشيد و ديگرانى هم بودند كه شهادت طلب بودند ...».[2]
امير مؤمنان7فرموده است: هر گاه در ميدان كارزار، جنگ شدّت مىگرفت، ما در پناه رسول خدا6قرار مىگرفتيم، هيچ كس از ما هم چون آن حضرت به دشمن نزديكتر نبود.[3]
*** خدايا! توفيقمان ده كه در اخلاق و رفتار فردى و اجتماعى به پيامبر اعظم و رسول مكرم6اقتدا كنيم و از آن الگوى كمال، ادب و آداب زيستن بياموزيم. «آمين»
[1]- بحار الانوار، ج 16، ص 237.
[2]- نهج البلاغه، صبحى صالح، نامه 9.
[3]- همان، كلمات قصار( غريب الكلام، شماره 9)، قبل از حكمت 261 ق.
منابع كتاب
1- قرآن كريم
2- نهج البلاغه
3- بحارالانوار، علامه مجلسى، مؤسسة الوفاء، بيروت.
4- الحجّ والعمرة في الكتاب والسنّة، محمّدىرىشهرى، دار الحديث، قم.
5- سفينة البحار، محدث قمى، انتشارات فراهانى، تهران.
6- سنن النبى، علامه طباطبايى، كتاب فروشى اسلاميه، تهران.
7- غرر الحكم، آمدى، چاپ دانشگاه تهران.
8- المحاسن، محمد بن خالد برقى، دارالكتب الاسلاميه، ايران.
9- المحجّة البيضاء، فيض كاشانى، انتشارات جامعه مدرسين، قم.
10- مكارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسى، مؤسسة الاعلمى، بيروت.
11- مناقب، ابن شهر اشوب، انتشارات علامه، قم (جلد 1).
12- نهج الفصاحه، گردآورى ابوالقاسم پاينده، جاويدان، تهران.