بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 176

مسأله 2185- تا وقتى خريدار وفروشنده از مجلس معامله متفرّق نشده‌اند مى‌توانند معامله را به هم بزنند و نيز اگر مشترى حيوانى را بخرد، تا سه روز حقّ به هم زدن معامله را دارد و همچنين اگر پول جنسى را كه نقد خريده تا سه روز ندهد وجنس را تحويل نگيرد، فروشنده مى‌تواند معامله را به هم بزند، ولى كسى كه مالى‌را صلح مى‌كند در اين سه صورت حقّ به هم زدن صلح را ندارد و در هشت صورت ديگر از موارد خيارات كه در احكام خريد وفروش گفته شد مى‌تواند صلح را به هم بزند.

مسأله 2186- اگر چيزى را كه به صلح گرفته معيوب باشد، مى‌تواند صلح را به هم بزند، ولى اگربخواهد تفاوت قيمت صحيح ومعيوب را بگيرد، بنابر احتياط اشكال دارد.

مسأله 2187- هرگاه مال خود را بكسى صلح نمايد و با او شرط كند كه بعد از مرگ من بايد چيزى را كه بتو صلح كردم وقف كنى، و او هم اين شرط را قبول كند، بايد به شرط عمل نمايد.

احكام اجاره‌

مسأله 2188- اجاره دهنده و كسى كه چيزى را اجاره مى‌كند بايد مكلّف وعاقل باشند وباختيار خودشان اجاره را انجام دهند و نيز بايد در مال خود حقّ تصرّف داشته باشند، پس سفيهى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مى‌كند چون حقّ ندارد در مال خود تصرّف نمايد اگر چيزى را اجاره كند يا اجاره دهد صحيح نيست، مگر ولىّ امضاء نمايد و همچنين ممنوع التصرّف از طرف حاكم شرع نشده باشد.

مسأله 2189- انسان مى‌تواند از طرف ديگرى وكيل شود و مال او را اجاره دهد.

مسأله 2190- اگر ولى يا قيّم بچه مال او را اجاره دهد، يا خود او را اجير ديگرى نمايد، اشكال ندارد و اگر مدّتى از زمان بالغ شدن او را جزء مدّت اجاره قرار دهد، بعد از آن كه بچه بالغ شد، مى‌تواند بقيه اجاره را به هم بزند، و همچنين هرگاه طورى بود


صفحه 177

كه اگر مقدارى از زمان بالغ بودن بچه را جزء مدت اجاره نمى‌كرد، برخلاف مصلحت بچه بود، مى‌تواند اجاره را به هم بزند.

مسأله 2191- بچه صغيرى كه ولىّ ندارد بدون اجازه مجتهد نمى‌توان اجير كرد و كسى كه به مجتهد دسترسى ندارد، مى‌تواند از چند نفر مؤمن كه عادل باشند، اجازه بگيرد و او را اجير نمايد.

مسأله 2192- اجاره دهنده ومستأجر لازم نيست صيغه عربى بخوانند، بلكه اگر مالك بكسى بگويد ملك خود را به تو اجاره دادم و او بگويد قبول كردم، اجاره صحيح است، و نيز اگر حرفى نزنند ومالك به قصد اين كه ملك را اجاره دهد آن را به مستأجر واگذار كند و او هم به قصد اجاره كردن بگيرد، اجاره صحيح مى‌باشد.

مسأله 2193- اگر انسان بدون صيغه خواندن بخواهد براى انجام عملى اجير شود، همين كه مشغول آن عمل شد، اجاره صحيح است.

مسأله 2194- كسى كه نمى‌تواند حرف بزند، اگر با اشاره بفهماند كه ملك را اجاره داده و يا اجاره كرده، صحيح است.

مسأله 2195- اگر خانه يا دكان يا اطاقى را اجاره كند وصاحب ملك با او شرط كند كه فقط خود او از آنها استفاده نمايد، مستأجر نمى‌تواند آن را بديگرى اجاره دهد، و اگر شرط نكند مى‌تواند آن را به ديگران اجاره دهد در صورتى كه قرائن دالّ بر استفاده خوداو نباشد، ولى اگر بخواهد بزيادتر مقدارى كه اجاره كرده آن را اجاره دهد بايد در آن، كارى مانند تعمير وسفيدكارى انجام داده باشد، يا بغير جنسى كه اجاره كرده آن را اجاره دهد مثلًا اگر با پول اجاره كرده به گندم يا چيز ديگر اجاره دهد.

مسأله 2196- اگر اجير با انسان شرط كند كه فقط براى خود انسان كار كند، نمى‌شود او را به ديگرى اجاره داد و اگر شرط نكند، چنانكه او را به چيزى كه اجرت او قرار داده‌اجاره دهد، بايد زيادتر نگيرد و اگر به چيز ديگرى اجاره دهد، مى‌تواند زيادتر بگيرد.

مسأله 2197- اگر غير خانه ودكان واطاق واجير، چيز ديگر مثلًا زمين را اجاره‌


صفحه 178

كند ومالك با او شرط نكند كه فقط خودش از آن استفاده نمايد، اگرچه بيشتر از مقدارى كه اجاره كرده آن را اجاره دهد اشكال ندارد.

مسأله 2198- اگر خانه يا دكانى را مثلًا يكساله به صد تومان اجاره كند و از نصف آن خودش استفاده نمايد مى‌تواند نصف ديگر را به صد تومان اجاره دهد ولى اگر بخواهد نصف آن را بزيادتر از مقدارى كه اجاره كرده، مثلًا به صد وبيست تومان اجاره دهد، بايد در آن كارى مانند تعمير انجام داده باشد يا بغير جنسى كه اجاره كرده اجاره دهد.

شرائط مالى كه آنرا اجاره مى‌دهند

مسأله 2199- مالى كه اجاره مى‌دهند چند شرط دارد: اوّل- آن كه معيّن باشد، پس اگر بگويد يكى از خانه‌هاى خود را اجاره دادم درست نيست؛ دوم- آن كه مستأجر آن را ببيند، يا كسى كه آن را اجاره مى‌دهد طورى خصوصيّات آن را بگويد كه كاملًا معلوم باشد؛ سوم- تحويل دادن ممكن باشد، پس اجاره دادن اسبى كه فرار كرده باطل است، در صورتى كه مستأجر نتواند از او استفاده كند؛ چهارم- آن كه آن مال به واسطه استفاده كردن از بين نرود، پس اجاره دادن نان وميوه و خوردنى‌هاى ديگر صحيح نيست مگر منفعت عقلائى داشته باشد مثل تزيين مجلس با آنها؛ پنجم- استفاده‌اى كه مال را براى آن اجاره داده‌اند ممكن باشد، پس اجاره دادن زمين براى زراعت در صورتى كه آب باران كفايت آن را نكند و از آب نهر هم مشروب نشود، صحيح نيست؛ ششم- چيزى را كه اجاره مى‌دهد مال خود او باشد و اگر مال كس ديگرى را اجاره دهد در صورتى صحيح است كه صاحبش رضايت دهد.

مسأله 2200- اجاره دادن درخت براى آن كه از ميوه‌اش استفاده كنند جائز است.

مسأله 2201- زن مى‌تواند براى آن كه از شيرش استفاده كنند اجير شود ولازم نيست از شوهرش اجازه بگيرد، ولى اگر به واسطه شير دادن، حقّ شوهر از بين برود،


صفحه 179

بدون اجازه او نمى‌تواند اجير شود.

شرائط استفاده‌اى كه مال را براى آن اجاره مى‌دهند

مسأله 2202- استفاده‌اى كه مال را براى آن اجاره مى‌دهند چهار شرط دارد: اوّل- آن كه حلال باشد، بنابراين اجاره دادن دكان براى مشروب فروشى يا نگهدارى شراب وكرايه دادن حيوان براى حمل ونقل شراب باطل است؛ دوم- پول دادن براى آن استفاده در نظر مردم بيهوده نباشد؛ سوم- اگر چيزى را كه اجاره مى‌دهند چند استفاده دارد، استفاده‌اى كه مستأجر بايد از آن ببرد معيّن نمايند مثلًا اگر حيوانى را كه سوارى مى‌دهد وبار مى‌برد اجاره دهند، بايد در موقع اجاره، معيّن كنند كه سوارى يا باربرى آن، مال مستأجر است يا همه استفاده‌هاى آن براى‌مستأجر باشد؛ چهارم- مدّت استفاده را معيّن نمايند و اگر مدّت معلوم نباشد ولى عمل را معيّن كنند مثلًا با خيّاط قرار بگذارند كه لباس معيّنى را بطور مخصوصى بدوزد كافى است مگر آنكه زمان براى شخص مهم باشد.

مسأله 2203- اگر ابتداى مدّت اجاره را معيّن نكنند، ابتداى آن بعد از خواندن صيغه اجاره است.

مسأله 2204- اگر خانه‌اى مثلًا يكساله اجاره دهند وابتداى آن را يك ماه بعد از خواندن صيغه قرار دهند، اجاره صحيح است اگرچه موقعى كه صيغه مى‌خوانند خانه در اجاره ديگرى باشد.

مسأله 2205- اگر مدّت اجاره را معلوم نكند و بگويد هروقت در خانه نشستى اجاره آن، ماهى ده تومان است اجاره صحيح نيست.

مسأله 2206- اگر به مستأجر بگويد خانه را ماهى ده تومان به تو اجاره داده‌ام، اجاره باطل است و اگر بگويد خانه را يك ماهه به ده تومان اجاره داده‌ام و بعد از آن هم هر قدر بنشينى اجاره ماهى ده تومان است، در صورتى كه ابتداى مدت اجاره را معيّن‌


صفحه 180

كنند يا ابتداى آن معلوم باشد، اجاره ماه اوّل صحيح است.

مسأله 2207- خانه‌اى را كه غريب وزوّار در آن منزل مى‌كنند ومعلوم نيست چقدر در آن مى‌مانند، اگر قرار بگذارند كه مثلًا شبى يك تومان بدهند وصاحب خانه راضى شود، استفاده از آن خانه اشكال ندارد، ولى چون مدّت اجاره را معلوم نكرده‌اند او را اجاره نمى‌گويند ولذا صاحبخانه هر وقت بخواهد مى‌تواند آنان را بيرون كند.

مسائل متفرّقه اجاره‌

مسأله 2208- مالى را كه مستأجر بابت اجاره مى‌دهد بايد معلوم باشد، پس اگر از چيزهائى است كه مثل گندم با وزن معامله مى‌كنند بايد وزن آن معلوم و اگر از چيزهائى است كه مثل تخم مرغ با شماره معامله مى‌كنند، بايد شماره آن معيّن باشد و اگر مثل اسب وگوسفند است، بايد اجاره دهنده آن را ببيند يا مستأجر خصوصيّات آن را به او بگويد.

مسأله 2209- اگر زمينى رابراى زراعت جو، يا گندم اجاره دهد ومال الاجاره را جو يا گندم كه معيّن شده بوزن يا به كيل از همان زمين قرار دهد اجاره صحيح نيست.

مسأله 2210- كسى كه چيزى را اجاره داده، تا آن چيز را تحويل ندهد، حقّ ندارد اجاره آن را مطالبه كند و نيز اگر براى انجام عملى اجير شده باشد پيش ازانجام عمل حقّ مطالبه اجرت را ندارد مگر در مواردى كه معمول است مانند نماز و روزه قضاء.

مسأله 2211- هرگاه چيزى را كه اجاره داده تحويل دهد، اگرچه مستأجر تحويل نگيرد، يا تحويل بگيرد و تا آخر مدّت اجاره از آن استفاده نكند، بايد مال الاجاره آن را بدهد.

مسأله 2212- اگر انسان اجير شود كه در روز معيّنى كارى را انجام دهد و در آن روز براى انجام آن كار حاضر شود، كسى كه او را اجير كرده اگرچه آن كار را به او


صفحه 181

مراجعه نكند، بايد اجرت او را بدهد مثلًا خيّاطى را در روز معيّنى براى دوختن لباسى اجير نمايد وخيّاط در آن روز آماده كار باشد، اگرچه پارچه را به او ندهد كه بدوزد، بايد اجرتش را بدهد چه خيّاط بيكار باشد، چه براى خودش يا ديگرى كار كند.

مسأله 2213- اگر بعد از تمام شدن مدّت اجاره معلوم شود كه اجاره باطل بوده، مستأجر بايد مال الاجاره را به مقدار معمول به صاحب ملك بدهد مثلًا اگر خانه‌اى را يكساله به صد تومان اجاره كند بعد بفهمد اجاره باطل بوده چنانچه اجاره آن خانه معمولًا پنجاه تومان است بايد پنجاه تومان را بدهد، اگر دويست تومان است بايد دويست تومان را بپردازد و نيز اگر بعد از گذشتن مقدارى از مدّت اجاره معلوم شود كه باطل بوده، بايد اجاره آن مدّت را به مقدار معمول به صاحب ملك بدهد.

مسأله 2214- اگر چيزى را كه اجاره كرده از بين برود، چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى نكرده و در استفاده آن زياده‌روى ننموده ضامن نيست و نيز اگر مثلًا پارچه‌اى را كه به خيّاط داده از بين برود در صورتى كه خيّاط زياده‌روى نكرده و در نگهدارى آنهم كوتاهى نكرده باشد، نبايد عوض آن را بدهد.

مسأله 2215- هرگاه صنعتگر چيزى را كه گرفته ضايع كند، ضامن است.

مسأله 2216- اگر قصّاب سر حيوانى را ببرد و آن را حرام كند چه مزد گرفته باشد، چه مجانى سر بريده باشد، بايد قيمت آن را به صاحبش بدهد.

مسأله 2217- اگر حيوانى را اجاره كند ومعيّن نمايد چقدر بار بر آن بگذارد، چنانچه بيشتر از آن مقدار بار كند و آن حيوان بميرد يا معيوب شود، ضامن است، و نيز اگر مقدار بار را معيّن نكرده باشد وبيشتر از معمول بار كند وحيوان تلف شود يا معيوب گردد، ضامن مى‌باشد و بايد در هردو صورت براى مقدار زيادى، اجرت معمول را بدهد.

مسأله 2218- اگر حيوانى را براى بردن بار شكستنى اجاره دهد چنانچه آن حيوان بلغزد، يا رم كند وبار را بشكند، صاحب حيوان ضامن نيست، ولى اگر به واسطه زدن و مانند آن كارى كند كه حيوان زمين بخورد وبار را بشكند، ضامن است.


صفحه 182

مسأله 2219- اگر كسى بچه‌اى را با اجازه ولىّ ختنه كند وضررى به آن برسد، يا بميرد چنانچه بيشتر از معمول بريده باشد، ضامن است و اگر بيشتر از معمول نبريده باشد، ضامن نيست.

مسأله 2220- اگر دكتر به دست خود دوا بدهد و در معالجه خطا كند و به مريض ضررى برسد يا بميرد، دكتر ضامن است ولى اگر درد و دواى مريض را به او بگويد، يا فقط بگويد فلان دوا براى فلان مرض فائده دارد و به واسطه خوردن دوا ضررى به مريض برسد يا بميرد، ضامن نيست.

مسأله 2221- هرگاه دكتر به مريض يا ولىّ او بگويد كه اگر ضررى به مريض برسد ضامن نباشد، در صورتى كه دقّت و احتياط خود را بكند و به مريض ضررى برسد يا بميرد، دكتر ضامن نيست.

مسأله 2222- مستأجر و كسى كه چيزى را اجاره داده با رضايت يكديگر مى‌توانند معامله را به هم بزنند و نيز اگر در اجاره شرط كنند كه هردو يا يكى از آنان حقّ به هم زدن معامله را داشته باشند، مى‌توانند مطابق قرارداد، اجاره را به هم بزنند.

مسأله 2223- اگر اجاره دهنده يا مستأجر بفهمد كه مغبون شده است، چنانچه در موقع خواندن صيغه ملتفت نباشد كه مغبون است، مى‌تواند اجاره را به هم بزند ولى اگر در صيغه اجاره شرط كند كه اگر مغبون هم باشد، حقّ به هم زدن اجاره را نداشته باشد، نمى‌تواند اجاره را به هم بزند.

مسأله 2224- اگر چيزى را اجاره دهد و پيش از آن كه تحويل دهد كسى آن را غصب نمايد، مستأجر مى‌تواند اجاره را به هم بزند وچيزى را كه به اجاره دهنده داده پس بگيرد، يا اجاره را به هم نزند واجاره مدّتى را كه در تصرّف غصب كننده بوده بميزان معمول از او بگيرد، پس اگر حيوانى را يك ماهه به ده تومان اجاره نمايد و كسى آن را ده روز غصب كند واجاره معمولى ده روز آن پانزده تومان باشد، مى‌تواند پانزده تومان را از غصب كننده بگيرد.

مسأله 2225- اگر چيزى را كه اجاره كرده تحويل بگيرد و بعد ديگرى آن را


صفحه 183

غصب كند نمى‌تواند اجاره را به هم بزند، وفقط حق دارد كرايه آن چيز را به مقدار معمول از غصب كننده بگيرد.

مسأله 2226- اگر پيش از آن كه مدّت اجاره تمام شود، ملك را به مستأجر بفروشد، اجاره به هم نمى‌خورد ومستأجر بايد مال الاجاره را بفروشنده بدهد و همچنين است اگر آن را به ديگرى بفروشد ومشترى علم باجاره دادن او داشته باشد.

مسأله 2227- اگر پيش از ابتداى مدّت اجاره، ملك به طورى خراب شود كه هيچ قابل استفاده نباشد، يا قابل استفاده‌اى كه شرط كرده‌اند نباشد، اجاره باطل مى‌شود و پولى كه مستأجر به صاحب ملك داده به او بر مى‌گردد، بلكه اگر طورى باشد كه بتواند استفاده مختصرى هم از آن ببرد، مى‌تواند اجاره را به هم بزند و اگر مدّتى استفاده كرده، اجرة المثل آن را بدهد.

مسأله 2228- اگر ملكى را اجاره كند، بعد از گذشتن مقدارى از مدّت اجاره به طورى خراب شود كه هيچ قابل استفاده نباشد، يا قابل استفاده‌اى كه شرط كرده‌اند نباشد، اجاره مدّتى كه باقى مانده، باطل مى‌شود و اگر استفاده مختصرى هم بتواند از آن ببرد، مى‌تواند اجاره مدّت باقيمانده را به هم بزند.

مسأله 2229- اگر خانه‌اى را كه مثلًا دو اطاق دارد اجاره دهد ويك اطاق آن خراب شود، چنانچه فوراً آن را بسازد وهيچ مقدار از استفاده آن از بين نرود اجاره آن باطل نمى‌شود ومستأجر هم نمى‌تواند اجاره را به هم بزند ولى وقوعش بعيد است كه بتواند فوراً تغيير نمايد كه هيچ مقدار از استفاده آن از بين نرود ولذا بنظر مى‌رسد اجاره نسبت به آن باطل باشد و در باقيمانده مى‌تواند اجاره را، مستأجر به هم بزند و هم چنين اگر ساختن آن به قدرى طول بكشد كه مقدارى از استفاده مستأجر از بين برود، اجاره به آن مقدار باطل مى‌شود ومستأجر مى‌تواند اجاره باقيمانده را به هم بزند.

مسأله 2230- اگر اجاره دهنده و يا مستأجر بميرد، اجاره باطل نمى‌شود. ولى اگر خانه مال اجاره دهنده نباشد، مثلًا ديگرى وصيّت كرده باشد كه تا او زنده است‌