ج 6- اگر مقصّر نبوده ضامن نيست و تسلّط او به صورت امانى است مگر اينكه شرط كرده باشد كه به هر صورت اين كالا را مىرساند و ضمانت كرده باشد كه در اين صورت ضامن است.
ضمان در مالكيّت
س 1- گاوى كه آبستن بوده قصابى آن را براى صاحب مال كشتار نموده است حقّ الزحمه قصاب پوست و كلّه پاچه است گوشت خالص مال صاحب گاو است بفرمائيد گوسالهاى كه در شكم گاو است از آن كيست؟
ج 1- گوساله در شكم گاو ذبح شده مال صاحب گاو است.
س 2- شخصى در زمين كس ديگرى درخت دارد آن درخت را قطع مىكنند ولى از ريشه آن درخت نهالى مىرويد و درخت مىشود حال آن درخت از ريشه روئيده مال صاحب اصلى درخت مىباشد يا صاحب زمين؟
ج 2- اگر مالك درخت از درخت خود اعراض نكرده باشد آنچه كه روئيده مىشود متعلّق به صاحب درخت است.
س 3- شخصى درختى در زمين خود غرس مىكند و ريشه آن به زمين شخصى ديگرى مىرسد و از آن نهال مىرويد آيا آن نهال از آن صاحب زمين مىشود يا از آن صاحب درخت است؟
ج 3- تعلّق به صاحب درخت دارد.
قيمت گذارى مال تلف شده
س 1- اگر مال كسى را انسان تلف كند و ضامن شد، آيا قيمت فعلى را ضامن است يا يوم التلف را؟
ج 1- قيمت يوم التلف را ضامن است مگر آن كه تا يوم الاداء قيمت ترقّى پيدا كند، كه بايد مصالحه كند.
ضمان در مورد بيمار
س 1- اگر طبيب طبق درخواست بيمار دارويى را تجويز نمايد و بدينوسيله صدمهاى به بيمار وارد شود، ضامن كيست؟
ج 1- ضامن، خود مريض است در صورتى كه طبيب علم به اضرار دارو به او نداشته باشد.
س 2- پزشك از خانمى سئوال مىكند، حامله هستى زن مىگويد: نه در حالى كه حامله است با فرض آن كه دانستن پزشك از وضعيت اين خانم از طريق آزمايشات هم امكان پذير است لكن به گفته زن اكتفا كرده و آمپولى نوشته كه زن سقط جنين نموده، مسئول چه كسى است؟
ج 2- خود زن ضامن است.
س 3- در بعضى از موارد براى معالجه بيمار بايد رضايت بگيرند تا ضمان متوجّه دكتر نشود، حالا اگر وضعيت بيمار يا مصدوم طورى بود كه پزشك بايد فوراً آن را عمل جرّاحى كند و اين كار را كرد امّا مصدوم از بين رفت، آيا پزشك كه بدون اذن چنين كارى، كرده ضامن است؟
ج 3- در صورتى كه مهلت براى استيذان نيست و تشخيص داده شد كه بايد سريعاً عمل جرّاحى شود و تفريطى هم در كار نباشد، پزشك ضامن نيست.
س 4- شخصى كه مرض مسرى دارد، آيا مىتواند در اجتماعات و اماكن حاضر شود يا خير؟ و اگر حاضر شد و فردى مبتلا به مرض او شد، آيا ضمان مىآيد و در صورت موت آيا ديه بر او واجب مىشود؟
ج 4- با علم به مسرى بودن، شركتش در جائى كه بداند موجب سرايت مىشود، خالى از حرمت نيست ولى اثبات ضمان و ديه بدين واسطه محلّ اشكال است ولى اگر با ورثه آن تصالح كند بسيار خوب است
س 5- در حين عمل جرّاحى، برق قطع مىشود فلذا بيمار مىميرد، چه كسى ضامن است؟
ج 5- چون قتل به فرد معيّنى مستند نمىشود كسى ضامن نيست مگر آن كه كسى برق را مخصوصاً قطع كرده باشد، كه او ضامن است.
س 6- چند سال قبل اينجانب با تيغ سر كسى را تراشيده بودم سرش خونى شده بود حالا به آن دسترسى ندارم آيا اينجانب ضامن هستم يا خير؟
ج 6- معمولًا افراد در هنگام اصلاح سر، آريشگر را ابراء ذمّه مىكنند و لذا شما ضامن نيستيد.
متفرّقات ضمان
س 1- استفاده از آئينه ماشينى كه در كنار خيابان پارك شده و يا ساعتى كه به ديوار مغازه نصب شده، در حالى كه نمىدانيم صاحبش راضى است يا خير چه صورت دارد؟
ج 1- در اينگونه موضوعات صدق تصرّف در مال مردم نمىكند و لذا احتياجى به تحصيل رضايت ندارد.
س 2- آيا يك ملّت حقّ مالكيّت بر سرزمين خود را دارد و آيا در صورت تجاوز سايرين مىتوانند غاصبين را بيرون كنند و اگر در دست فرزندان غاصبين باشند چطور؟
ج 2- هر ملّتى كه از نظر اسلام داراى حقوقى هستند، حقّ دفاع دارند و مىتوانند متجاوزين را دفع كنند حتّى اگر در دست فرزندان آنها باشد.
س 3- كارگرى در كارخانه دستش بوسيله دستگاه قطع شد آيا كارفرما ضامن است؟
ج 3- در صورتى كه اهمال كارى به خود كارگر برگردد كارفرما ضامن نيست، امّا اگر اشكال از دستگاه باشد كارفرما ضامن است.
س 4- مسافرى بعد از رسيدن به مقصد با راننده در ميزان كرايه اختلاف دارد راننده مىگويد 100 تومان و مسافر مىگويد 50 تومان، تكليف چيست؟
ج 4- خوب است از اوّل قرار بگذارند، در غير اين صورت بايد رضايت صاحب ماشين تأمين شود تا جائى كه مستلزم غرر و ضرر فاحش نشود و الّا مىتوان به اجرة المثل بازگشت نمود.
س 5- درختى كه ريشه و شاخه آن باعث اذيّت همسايگان شود تكليف چيست؟
ج 5- به صاحبش تذكّر داده شود تا رفع مزاحمت گردد و اگر نپذيرفت در صورتىكه خوف فتنه نباشد مىتواند خود اقدام كند و الّا به محاكم شرعى مراجعه گردد.
س 6- در تصادفات رانندگى، گرفتن وجه نقد در ازاى خسارات وارده چه حكمى دارد؟
ج 6- گرفتن پول در صورتى كه گيرنده واقعاً مقصّر نباشد مانعى ندارد.
س 7- به علّت خرابى آسفالت خيابان و كوتاهى شهردارى تصادف رخ مىدهد و موجب خسارت جانى يا مالى مىشود، چه كسى ضامن است؟
ج 7- ملاك در ضمانت، عرفاً صدق استناد تلف به فرد يا نهاد است چه بسا به خود شخص نسبت داده مىشود و گاهى هم به فردى كه ايجاد چنين وضعى را نموده است.
س 8- در كتب اماميّه آمده غصب حرام است ولى انتفاع مال الغير حلال است، مثل انتفاع نور چراغى كه از پنجره به بيرون مىتابد، حال آيا معيار، غصب است يا
انتفاع مال الغير و ملاك هر كدام از اين دو، آيا عرف است يا روايات؟
ج 8- چون ملاك در صدق غصب، تصرّف است و انتفاع از نور چراغ يا سايه ديوار و امثال آن عرفاً، صدق تصرّف در مال الغير نمىكند پس جايز است و ملاك در صدق تصرّف در مال غير، عرف است.
س 9- آيا مىتوان در ضمان شرط ضمّ ذمّه به ذمّه نمود نه نقل ذمّه؟
ج 9- در ضمان ضمّ ذمّه به ذمّه نيست بلكه نقل ذمّه به ذمّه است مگر در موارد مخصوص.
س 10- در سطح شهر تلفن كارتى وجود دارد كه بعضيها كارى مىكنند كه اين تلفن كارتى پول ردّ نمىكند چه حكمى دارد؟
ج 10- جايز نيست و موجب ضمان است.
س 11- در كُشتى و نظائر آن اگر يك طرف آسيب ببيند ضامن است؟
ج 11- چون خود اقدام مىكنند، طرف مقابل ضامن نيست مگر آنكه ضربهاى غير متعارف و خلاف شئون آن ورزش انجام شود.
احكام كفالت
مسأله 2338- كفالت آن است كه انسان ضامن شود كه هر وقت طلبكار بدهكار را خواست به دست او بدهد يا كسى را كه لازم است حضور پيدا كند در مجلس حكم او را حاضر نمايد و به كسى كه اينطور ضامن مىشود، كفيل مىگويند.
مسأله 2339- كفالت در صورتى صحيح است كه كفيل به هر فعلى يا لفظىاگرچه عربى نباشد به طلبكار بفهماند كه من ضامنم هر وقت بدهكار خود را بخواهى به دست تو بدهم وطلبكار هم قبول نمايد.
مسأله 2340- كفيل بايد مكلّف وعاقل باشد و او را در كفالت مجبور نكرده باشند وبتواند كسى را كه كفيل او شده حاضر نمايد.
مسأله 2341- يكى از پنج چيز، كفالت را به هم مىزند: اوّل- كفيل، بدهكار را به دست طلبكار بدهد؛ دوم- طلب طلبكار داده شود؛ سوم- طلبكار از طلب خود بگذرد؛ چهارم- بدهكار يا كفيل بميرد؛ پنجم- طلبكار كفيل را از كفالت آزاد كند.
مسأله 2342- اگر كسى بزور بدهكار را از دست طلبكار رها كند، چنانچه طلبكار دسترسى به او نداشته باشد، كسى كه بدهكار را رها كرده، بايد او را به دست طلبكار بدهد يا بدهى او را به طلبكار بپردازد.
احكام وديعه (امانت)
مسأله 2343- اگر انسان مال خود را به كسى بدهد و بگويد نزد تو امانت باشد و او هم قبول كند يا بدون اين كه حرفى بزنند به صاحب مال بفهماند كه مال را براىنگهدارى به او مىدهد و او هم به قصد نگهدارى كردن بگيرد، بايد به احكام وديعه وامانتدارى كه بعداً گفته مىشود عمل نمايد.
مسأله 2344- امانت دار و كسى كه مال را امانت مىگذارد، بايد هر دو بالغ و عاقل باشند، پس اگر انسان مالى را پيش بچه يا ديوانه امانت بگذارد يا ديوانه وبچه مالى را پيش كسى امانت بگذارد صحيح نيست مگر آن كه با اذن ولىّ باشد.
مسأله 2345- اگر از بچه يا ديوانه چيزى را بطور امانت قبول كند بايد آن را به صاحبش بدهد و اگر آن چيز مال خود بچه يا ديوانه است، به ولىّ او برساند و چنانچه در رساندن مال به آنان كوتاهى كند وتلف شود، بايد عوض آن رابدهد.
مسأله 2346- كسى كه نمىتواند امانت را نگهدارى نمايد نبايد قبول كند مگر اين كه امانتگذار با دانستن حال او امانت بگذارد.
مسأله 2347- اگر انسان به صاحب مال بفهماند كه براى نگهدارى مال او حاضر نيست، چنانچه او مال را بگذارد وبرود و آن مال تلف شود، كسى كه امانت را قبول نكرده ضامن نيست، ولى احتياط مستحبّ آن است كه اگر ممكن باشد آن را نگهدارى نمايد.
مسأله 2348- كسى كه چيزى را امانت مىگذارد، هر وقت بخواهد مىتواند آن را پس بگيرد و كسى هم كه امانت را قبول مىكند، هر وقت بخواهد مىتواند آن را به
صاحبش برگرداند.
مسأله 2349- اگر انسان از نگهدارى امانت منصرف شود و وديعه را به هم بزند بايد در صورت امكان هرچه زودتر مال را به صاحب آن يا وكيل يا ولىّ صاحبش برساند، يا به آنان خبر دهد كه به نگهدارى حاضر نيست و اگر بدون عذر مال را به آنان نرساند وخبر هم ندهد، چنانچه مال تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.
مسأله 2350- كسى كه امانت را قبول مىكند، اگر براى آن، جاى مناسبى ندارد بايد جاى مناسب تهيّه نمايد وطورى آن را نگهدارى كند كه مردم نگويند در امانت خيانت كرده و در نگهدارى آن كوتاهى نموده است و اگر در جايى كه مناسب نيست بگذارد وتلف شود، بايد عوض آن را بدهد.
مسأله 2351- كسى كه امانت را قبول مىكند، اگر در نگهدارى آن كوتاهى نكند وتعدّى يعنى زيادهروى هم ننمايد واتّفاقاً آن مال تلف شود، ضامن نيست ولى اگر آن را در جايى بگذارد كه گمان مىرود ظالمى بفهمد يا در جايى بگذارد كه ايمن از فهميدن ظالم نيست هرچند گمان بفهميدن ظالم نرود و آن را ببرد، چنانچه تلف شود بايد عوض آن را به صاحبش بدهد.
مسأله 2352- اگر صاحب مال براى نگهدارى مال خود جايى را معيّن كند و به كسى كه امانت را قبول كرده بگويد كه بايد مال را در اينجا حفظ كنى و اگر احتمال بدهى كه از بين برود، نبايد آن را به جاى ديگر ببرى، چنانچه امانتدار احتمال دهد كه در آنجا از بين برود وبداند چون آنجا در نظر صاحب مال براى حفظ بهتر بوده گفته است كه نبايد از آنجا بيرون ببرى، نمىتواند آن را به جاى ديگر ببرد و اگر به جاى ديگر ببرد و تلف شود ضامن است و همچنين اگر نداند به چه جهت گفته كه به جاى ديگر نبر، چنانچه به جاى ديگر ببرد و تلف شود واجب است كه عوض آن را بدهد.
مسأله 2353- اگر صاحب مال براى نگهدارى مال خود جايى را معيّن كند ولى به كسى كه امانت را قبول كرده نگويد كه آن را به جاى ديگر نبرد، چنانچه امانتدار احتمال دهد كه در آنجا از بين برود، مىتواند آن را به جاى ديگرىكه مال در آنجا