بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 31

اصبغ بن نباته مى‌گويد: شنيدم اميرمؤمنان 7 روى منبر سه مرتبه فرمود:

«يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ وَ اللَّهِ لَلرِّبَا فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ أَخْفَى مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا:

اى تجار! اى كسبه! اول مسئله بعد كسب و كار، اول مسئله و فقه بعد كسب و كار؛ زيرا به خدا قسم ربا در اين امت مخفى‌تر از صداى پاى مورچه روى سنگ صاف است».[1]

مقصود اين است كه اگر كسى مسائل خريد و فروش را نداند، بدون آن كه بخواهد گرفتار گناه بزرگ رباخوارى مى‌شود. از امام جواد7نقل شده است:

مَن عَمِلَ عَلى غَيرِ عِلْمٍ افْسَدَ اكْثَرَ مِمّا يصْلِحُ.

هر كس بدون آگاهى از مسائل مربوط به موضوعى، در آن گام نهد، آنچه خراب مى‌كند بيشتر از چيزى است كه به دست مى‌آورد.[2]امام صادق7فرمودند:

«مَنْ أَرَادَ التِّجَارَةَ فَلْيَتَفَقَّهْ فِي دِينِهِ لِيَعْلَمَ بِذَلِكَ مَا يَحِلُّ لَهُ مِمَّا يَحْرُمُ عَلَيْهِ وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فِي دِينِهِ ثُمَّ اتَّجَرَ تَوَرَّطَ الشُّبُهَاتِ؛[3]

هر كس تصميم دارد به تجارت و كسب و كار بپردازد، نخست بايد مسائل و احكام فقهى آن را ياد بگيرد تا حرام‌ها و حلال‌ها را تشخيص دهد و هركس بدون يادگيرى مسائل شرعى به كسب و كار مشغول شود، گرفتار گناه و ناهنجارى‌ها نخواهد شد.

نقل شده است كه حضرت اميرمؤمنان مى‌فرمود:

«لَا يَقْعُدَنَّ فِي السُّوقِ إِلَّا مَنْ يَعْقِلُ الشِّرَاءَ وَ الْبَيْعَ.[4]

نبايد كسى وارد ميدان كار رود، مگر آن كه احكام و آداب خريد و فروش را بداند.»

امام صادق7از حضرت على7نقل كرده‌اند:

[1]. وسائل، 17، ص 381.

[2]. كافى، ج 6، ص 44.

[3]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 283.

[4]. تهذيب، ج 7، ص 5.


صفحه 32

«مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ عِلْمٍ ارْتَطَمَ فِي الرِّبَا ثُمَّ ارْتَطَمَ.[1]

هر كس بدون علم و آگاهى به مسائل شرعى به تجارت بپردازد در ورطه رباخوارى خواهد افتاد.»

گاهى افراد بزرگ‌تر، يك جوان يا نوجوان ناآگاه به مسائل شرعى و دينى را در مغازه خود مى‌گذارند و او ممكن است به دليل ناآشنايى با مسائل شرعى، دچار خلاف‌هايى شود و كسب و كار وى را خراب و زندگى او را دچار حرام سازد.

گماشتن شاگرد ناآگاه به مسائل، مى‌تواند پيامدهاى ناگوارى در پى داشته باشد.

بنابراين بايسته است كه افراد، نخست مسائل شرعى معامله، كار و كاسبى و تجارت را بياموزند، آن‌گاه وارد كار شوند تا همه چيز را به حرام آلوده نكنند.

* غش:

يكى ديگر از آفت‌هاى كسب و كار، غشّ در معامله است كه در احاديث به شدت از آن نهى شده است.

غش؛ يعنى خيانت و اين معناى جامعى است كه شامل: كلاه‌بردارى، تقلب، جعل‌سند، جعل‌امضا، دادن چك بدون محل و ساير راه‌هاى شيطانى مى‌شود كه متأسفانه عده‌اى از مردم به آن گرفتار هستند. بسيارى از دعاوى حقوقى و مالى كه وقت گران‌بهاى دستگاه قضايى را مى‌گيرند از همين مقوله است.

تأسيس شركت‌هاى به اصطلاح مضاربه‌اى و ناگهان فرار و اعلان ورشكستگى دروغين، فروختن زمين و يا خانه يا ملك ديگرى و خانواده‌اى را به بدبختى كشاندن، درست كردن مشكل واهى و بى مورد براى فردى، جنس بد را با جنس خوب مخلوط كردن و به جاى جنس خوب يا خارجى و درجه يك فروختن، ظاهر جنس را مرغوب و باطن و ته آن را نامرغوب قرار دادن، روى جعبه جنس درجه يك ريختن و ته جعبه يا گونى را جنس نامرغوب ريختن، ظاهرخانه را رنگ زدن و عيب‌هاى آن را پوشاندن‌

[1]. وسائل، ج 17، ص 381.


صفحه 33

كه مشترى چشمش بگيرد و خلاصه تمام كارهاى غيرواقعى، ظاهرسازى‌ها، گول زدن و فريفتن ديگران از مصاديق غش و خيانت در معامله است كه كسب و كار را حرام و آلوده مى‌كند.

اين حيله‌ها بيمارى خطرناك و زشتى است كه در شأن مسلمان و بازار مسلمانان نيست. بعضى بيگانگان از مسلمانان پيشى گرفته و در معاملات خود كمتر كلاه‌بردارى و خيانت در قراردادها مى‌كنند؛ ولى جاى تأسف است كه بازارمسلمانان از اين بيمارى در امان نيست با اين كه اسلام به شدت با آن مخالف است. اكنون به بخشى از احاديث در اين باره توجه كنيد.

1/ رسول خدا6فرمودند:

«مَنْ غَشَّ مُسْلِماً فِي شِرَاءٍ أَوْ بَيْعٍ فَلَيْسَ مِنَّا وَ يُحْشَرُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ الْيَهُودِ لِأَنَّهُمْ أَغَشُّ الْخَلْقِ لِلْمُسْلِمِين.[1]

هركس در خريد و فروش در حق مسلمانى خيانت كند از ما نيست و روزقيامت با يهود محشور مى‌شود؛ چون يهوديان از هركس بيشتر به مسلمانان خيانت كرده‌اند.»

2/ همچنين فرمودند:

«مَنْ بَاتَ وَ فِي قَلْبِهِ غِشٌّ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ بَاتَ فِي سَخَطِ اللَّهِ وَ أَصْبَحَ كَذَلِكَ حَتَّى يَتُوب.

هركس بخوابد و در دل، قصد خيانت به برادر مسلمانش را داشته باشد مورد غضب خداوند است، مگر وقتى كه توبه كند.»[2]

3/ امام رضا7از رسول خدا6نقل مى‌كند كه فرمودند:

«لَيْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً أَوْ ضَرَّهُ أَوْ مَاكَرَهُ.[3]

[1]. من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 13.

[2]. وسائل، ج 17، ص 283.

[3]. همان.


صفحه 34

هر كس در حق مسلمانى خيانت كند، يا به او زيانى وارد سازد، يا به او نيرنگ زند از ما نيست.»

4/ حضرت اميرالمؤمنين على7فرمود:

«الْمُؤْمِنُ لَا يَغُشُّ أَخَاهُ وَ لَا يَخُونُهُ وَ لَا يَخْذُلُهُ وَ لَا يَتَّهِمُهُ (وَ لَا يَقُولُ لَهُ أَنَا مِنْكَ بَرِي‌ء.[1]

مؤمن در حق برادر مؤمن خود تقلب نمى‌كند، خيانت نمى‌كند، او را خوار نمى‌سازد، او را متهم نمى‌كند و نمى‌گويد من از تو بيزارم.»

5/ موسى‌بن‌بكير مى‌گويد: خدمت امام رضا7بودم، ديدم مقدارى دينار (سكه) نزد حضرت است، آن‌گاه يكى از آن‌ها را خوب نگاه كرد و دريافت كه آن تقلبى است، سپس آن را شكست و فرمود:

أَلْقِهِ فِي الْبَالُوعَةِ حَتَّى لَا يُبَاعَ شَيْ‌ءٌ فِيهِ غِشٌّ[2]

اين را در جاه بينداز تا مبادا چيزى كه در آن غش و تقلب است، در بازار رد و بدل شود.

پول تقلبى يكى از گرفتارى‌هاى روز دنيا است. اسكناس يا هر چيز تقلبى ديگر ارزش مالى و مادى ندارد و اگر در مقام داد وستد از آن استفاده شود ازمصاديق غش در معامله به شمار مى‌رود و حرام است و اگر كسى چيزى در برابرش بگيرد، مال او نمى‌شود.

6/ شخص آرد فروشى حضور امام صادق7رسيد، گويا در كار خود تقلب مى‌كرده است! حضرت به او فرمود:

«إِيَّاكَ وَ الْغِشَّ فَإِنَّ مَنْ غَشَّ غُشَّ فِي مَالِهِ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ غُشَّ فِي أَهْلِهِ.[3]

[1]. مستدرك، ج 9، ص 82.

[2]. وسائل، ج 17، ص 280.

[3]. همان، ص 281.


صفحه 35

از تقلب و خيانت دورى كن؛ زيرا هر كس در حق ديگران خيانت كند به مالش خيانت مى‌شود و اگر مال نداشته باشد به اهل و ناموسش خيانت مى‌شود!»

دقت در حديث فوق و پيامدهاى بدى كه غش در حق مردم دارد، كافى است كه انسان را از اين كار بازدارد. نانوايى كه آرد دولتى را كه حق مردم است به قيمت آزاد به دامداران مى‌فروشد بايد بيشتر به فكر قيامت خود باشد تا امروز خود.

7/ همان‌گونه كه زياد كردن نور روى جنس و آن را عالى و زيبا در چشم مشترى نشان دادن درست نيست، فروش جنس در تاريكى نيز به گونه‌اى كه مشترى نتواندجنس را خوب ملاحظه كند، اشكال دارد.

هشام بن حكم مى‌گويد: من در تاريكى ميوه مى‌فروختم، امام موسى‌بن جفعر7مرا ديد و فرمود:

«يَا هِشَامُ إِنَّ الْبَيْعَ فِي الظِّلِّ غِشٌّ وَ إِنَّ الْغِشَّ لَا يَحِلُّ.[1]

اى هشام! فروختن جنس در تاريكى غش است و غش، حلال نيست.»

8/ يكى از انواع غش‌ها كه از ديرزمان مرسوم بوده، آب در شير كردن است ورسول خدا6اين كار را نهى كرده‌اند؛ زيرا غش و خيانت است.[2]

9/ يكى ديگر از انواع غش‌هاى رايج اين است كه جنس‌هاى پست و درجه پايين را ته جعبه و جنس‌هاى خوب را روى جعبه مى‌گذارند و مشترى به اين وسيله گول مى‌خورد. اين كار نيز خيانت است.

رسول خدا6در بازار مدينه به مردى برخورد كرد كه گندم مى‌فروخت.

حضرت فرمود: گندم خوبى دارى! قيمت آن چقدر است؟ آن‌گاه خداوند وحى كرد كه زيرآن را نگاه كن! حضرت دست بردند و نگاه كردند و متوجه شدند ته آن جنس بد ريخته است. حضرت فرمودند:

مَا أَرَاكَ إِلَّا وَ قَدْ جَمَعْتَ خِيَانَةً وَ غِشّاً لِلْمُسْلِمِينَ.[3]

[1]. كافى، ج 5، ص 160.

[2]. همان.

[3]. وسائل، ج 17، ص 282.


صفحه 36

مى‌بينم كه در اين كار در حق مسلمانان، غش و خيانت كرده‌اى!

حضرت در مورد ديگرى به يك خواربارفروش فرمود:

يا صاحِبَ الطَّعامِ اسْفَلُ هذا مثلُ اعلاهِ؟ مَن غَشَّ الْمُسلِمينَ فَلَيسَ مِنْهُم.[1]

اى خواربارفروش! آيا زير اين كالا همانند روى آن است؟ هركس به مسلمانان خيانت كند مسلمان نيست.

10/ نقل شده است كه حضرت على7وارد بازار شد و به صنف قصاب فرمود:

يَا مَعْشَرَ اللَّحَّامِينَ مَنْ نَفَخَ مِنْكُمْ فِي اللَّحْمِ فَلَيْسَ مِنَّا.[2]

اى گوشت‌فروشان! هركس در گوشت بدمد و آن را چاق نشان دهد از ما نيست.

آب روى جنس ريختن و آن را مرطوب و سنگين ساختن از همين باب است!

از امام صادق7سؤال شد: شخصى دو جنس دارد، هر دو مثل هم و داراى يك قيمت، آيا مى‌تواند آن‌ها را با هم مخلوط كند و بفروشد؟ حضرت فرمود: خير، اين كار غش در حق مسلمانان است، مگر اين‌كه به خريدار بگويد.[3]

رسول خدا6فرمودند:

«مَنْ غَشَّ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ نَزَعَ اللَّهُ عَنْهُ بَرَكَةَ رِزْقِهِ وَ أَفْسَدَ عَلَيْهِ مَعِيشَتَهُ وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ.[4]

هركس در حق برادر مسلمانش نيرنگ كند، خداوند بركت را از روزى‌اش برمى‌دارد، زندگى را بر او تباه مى‌كند و او را به خودش وامى‌گذارد.»

بنابراين شايسته است كه مسلمانان در همه كارها به ويژه در بازار و در امرخريد و فروش مراقب باشند كه تقلب نكنند، سر يكديگر كلاه نگذارند، حق همديگر را به باطل نخورند و بازار مسلمانان را اصلاح نمايند. اين كار در درازمدت به اعتبار بازار مى‌افزايد و بدبينى، سوءظن و بى‌اعتمادى مشترى را كاهش مى‌دهد و سرانجام به نفع‌

[1]. كنز العمال، ج 4، ص 60.

[2]. بحار، ج 100، ص 103.

[3]. كافى، ج 5، ص 183.

[4]. بحار، ج 73، ص 364.


صفحه 37

بازار خواهد بود.

بزرگ‌ترين خيانت‌

اميرالمؤمنين7براى يكى از فرمانداران خود نوشت:

«إِنَّ أَعْظَمَ الْخِيَانَةِ خِيَانَةُ الْأُمَّةِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ.

به راستى كه بزرگ‌ترين خيانت، خيانت در حق امت اسلام و زشت‌ترين غشّ، فريب پيشوايان است.»[1]

كسانى كه جنس سهميه‌اى مى‌آورند و موظف هستند عادلانه توزيع كنند، مواظب باشند در حق مردم خيانت نكنند، به دوستان وفاميل‌هاى خود زودتر خبر ندهند كه حق مردم ضايع شود. جواب حق مردم را دادن، در صحراى محشر و از عهده حقوق مردم بيرون آمدن دشوار است؛ از اين رو لازم است بازاريان محترم ظاهر و باطن جنس را در معرض ديد مشترى بگذارند و جنس خوب و بد را با هم مخلوط نكنند، و با روحيه قناعت‌پذيرى و انصاف، بركت وخير و عافيت را از خالق و رازق بخواهند و مردم را شريك خالق ندانند و برخدا توكل كنند نه دست مردم.

از جمله آفت‌هاى بازار كسب و كار، احتكار و سوء استفاده از كمبود اجناس در جامعه است.

تاجرى كه به تعهدهاى اخلاقى و وجدان انسانى پاى‌بند نباشد و ثروت‌اندوزى و عشق به ثروت‌هاى بادآورده و سودهاى كلان يك‌شبه، چشم و عقل و وجدان انسانى او را كور كرده باشد، خيلى راحت دست به احتكار اجناس مورد نياز جامعه مى‌زند و با شايعه در جامعه، كمبود مصنوعى ايجاد مى‌كند. حرص در مردم ايجاد مى‌كند تا به خريد روى آورند و او نيز با سوء استفاده از كمبود واقعى يا مصنوعى و نياز خريداران، قيمت را بالا برده، جنس را چند برابرقيمت واقعى، عرضه مى‌كند. اين افراد، گناه گران فروشى و احتكار را براى خود ثبت مى‌كنند.

[1]. نهج البلاغه، نامه 26.


صفحه 38

اين كار صرف‌نظر از مسئله شرعى و عذاب الهى، يك عمل ضدانسانى و ضداخلاقى است. اگر كسى دين هم نداشته باشد و تنها اخلاق اجتماعى و وجدان بيدارداشته باشد بايد زشتى آن را درك كند و به اين كار دست نزند. زيان رساندن به همنوع خود و پول‌دار شدن به قيمت اشك چشم كودكان يك خانواده، ثروت‌اندوزى شيرينى نيست. اين پول، خير و بركت نخواهد داشت و سرانجام، آتشى خواهد شد كه بنيان زندگى، عمر و خوشبختى گيرنده آن را مى‌سوزاند؛ البته اين‌گونه سودجويى‌ها مخصوص بازار نيست و ممكن است در هر صنفى وجود داشته باشد؛ مثلًا ممكن است رانندگان ماشين‌هاى سرويس بين شهرى متوجه شوند كه مسافر زياد و ماشين كم است و كرايه خود را دو برابر بيشتر كنند و از پريشانى مسافر، سرما، برف، تعطيلى و ... سوء استفاده كنند، اين عمل نيز شبيه احتكار است.

* احتكار وسيله نقليه، احتكار دارو، حتى احتكار علم و دانش و آنچه نياز جامعه باشد، در گناه و زشتى فرقى ندارند.

امام صادق7از رسول خدا6نقل مى‌كند كه حضرت فرمودند:

«الْجَالِبُ مَرْزُوقٌ وَ الْمُحْتَكِرُ مَلْعُونٌ[1]

كسى كه ارزاق مردم را مى‌آورد و در اختيار مصرف‌كننده قرار مى‌دهد روزى مى‌خورد و كارش بركت دارد؛ ولى محتكر، نفرين شده و ملعون است.»

همچنين از آن حضرت نقل شده است كه فرمودند:

«جايى را در جهنم ديدم كه در غليان بود، از جبرئيل پرسيدم: اين وادى پرآتش براى كيست؟ گفت: براى سه گروه: احتكار كننده، مشروب‌خوار و واسطه‌گران فحشا.[2]

ايشان در حديث ديگرى فرمودند:

«كسى كه طعامى را چهل روز به قصد گران شدن نگه‌دارد، اگر پس از فروش تمام‌

[1]. وسائل، ج 17، ص 424.

[2]. همان، ص 426.