ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي
تألیف
جناتی ، محمدابراهیم ، 1312 -
ناشر
مؤسسه كيهان
چاپ اول : تابستان 1372 ـ سه هزار نسخه
پيش گفتار
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة على رسوله الامين و السلام على اهل بيته الطاهرين .
اجتهاد از آغاز پيدايش در مدينه منوره پيشرفتهاى زيادى كرده و در ازمنه گوناگون مراحل و دوره هاى متعددى را پشت سر گذاشته است .
نگارنده ادوار اجتهاد را به هشت دوره تقسيم كرده كه چنين تقسيمى براى اجتهاد تا كنون سابقه نداشته است . به خواست خداوند متعال اين ادوار را به ترتيب يادآور مى شويم .
پيش از بيان مراحل و ادوار اجتهاد بجا و مناسب ديدم مطالبى را كه با موضوع بحث مرتبط است به عنوان مقدمه يادآور شوم :
1 ـ معناى لغوى واژه اجتهاد .
2 ـ واژه اجتهاد به معناى لغوى در سخنان رسول خدا .
3 ـ واژه اجتهاد به معناى لغوى در سخنان بعضى از اصحاب .
4 ـ واژه اجتهاد در كلمات امامان ( عليهم السلام . (
5 ـ معناى اصطلاحى واژه اجتهاد .
6 ـ تفاوت بين دو واژه جهاد و اجتهاد .
7 ـ معناى لغوى و اصطلاحى واژه استنباط .
8 ـ منابع اجتهاد .
9 ـ دو تعبير متفاوت از اجتهاد بين فقهاى مذاهب اسلامى .
10 ـ معنا و تعريف واژه رأى .
11 ـ مناسبت قياس با رأى .
12 ـ معانى رأى در اصطلاح علمى .
13 ـ انواع اجتهاد به معناى مثبت آن در اصطلاح شيعه .
14 ـ تعيين اجتهاد مورد بحث .
15 ـ انواع اجتهاد در اصطلاح اهل سنت .
16 ـ آراء انديشمندان در حكم اجتهاد .
17 ـ بيان دو نظريه كسانى كه اجتهاد را (( واجب كفائى )) مى دانند .
18 ـ نقش اجتهاد در فقه .
19 ـ عوامل تكاملى اجتهاد در ادوار گوناگون .
20 ـ تذكر يك مطلب .
معناى لغوى واژه اجتهاد :
واژه اجتهاد از ماده جهد ( به ضم جيم ) اخذ شده و جهد عبارت است از به كارگيرى تلاش و سعى در انجام كار , و اين معنا از سخنان همه لغت شناسان استفاده مى شود . اينك به چند نمونه از كلمات آنها در اين زمينه اشاره مى كنيم :
علامه ابن اثير مى گويد : (( اجتهاد عبارت است از سعى و كوشش در جهت جستجو و طلب امرى .[1]و باز همو مى گويد : لفظ ( جهد ) در احاديث اسلامى بسيار به كار رفته , جهد ( به ضم جيم ) به معناى به كارگيرى تمام توان است و جهد ( به فتح جيم ) به معناى مشقت و سختى است[2](( .
علامه ابن منظور مصرى مى نويسد : (( جهد و جهد به معناى طاقت و توان است و گفته شده جهد به معناى مشقت و سختى و جهد به معناى طاقت و توان است )) .[3]سپس اين عبارت را از فزاء نقل مى كند : (( جهد در آيه مباركه والذين لايجدون الا جهدهم[4]به
[1]و 2 ـ نهاية ج 1 ص 219 .
[3]ـ لسان العرب ج 3 ص 133 .
[4]ـ سوره توبه آيه . 79
معناى طاقت و توان است ))[1]و در همان كتاب آمده است : (( اجتهاد و تجاهد به معناى بذل طاقت و توان است ))[2]و در حديث معاذ ذكر شده است : (( اجتهد رأيى . . . )) كه به معناى كوشش و تلاش در طلب چيزى است .
سعيد خورى مى گويد : (( اجتهاد بذل تلاش و كوشش در انجام كارى است كه مستلزم تحمل دشوارى باشد , مثلا مى گويى : (( زيد اجتهد فى حمل الحجر )) يعنى زيد براى برداشتن سنگ تلاش و كوشش نمود . ولى نمى گويى : (( اجتهد فى حمل الخردله (( يعنى براى برداشتن دانه خردل سعى و تلاش خود را به كار برد . ))[3]و باز او مى گويد : (( جهد ( مصدر جهد ) به معناى طاقت آمده است , گفته مى شود : افرغ جهده (( به كار گرفت طاقت و توانش را )) و به معناى مشقت نيز آمده است , گفته مى شود : (( افرغ جهده اصاب جهدا با مشقت و سختى روبرو گشت و جهد به معناى طاقت است[4](( .
در المنجد آمده است : (( اجتهد فى الامر : جد و بذل و سعه )) يعنى كوشش و توان خود را در تحصيل امرى به كار گرفت .
استاد احمد فيومى مى نويسد : (( جهد در لغت اهل حجاز و جهد در لغت غير اهل حجاز به معناى بذل طاقت و توان است و گفته شده جهد به معناى طاقت و جهد به معناى مشقت است . ))[5]و باز همو مى گويد : (( اجتهد فى الامر : بذل وسعه و طاقته فى طلبه ليبلغ مجهوده و يصل الى نهايته ))[6]اجتهاد در يك امر يعنى سعى و كوشش و توان خود را در طلب كارى به كار گرفت تا به آنچه مى جسته نائل شود و آن را كاملا به چنگ آورد .
علامه طريحى مى نويسد : (( در حديث آمده : افضل الصدقة جهد المقل )) .[7]بهترين صدقه آن است كه در حال تهى دستى و كم مايگى صورت پذيرد .
و نيز او مى گويد : (( و اجتهد بيمينه اى بذل وسعه فى اليمين و بالغ فيها . ))[8]يعنى براى سوگند خود نهايت كوشش و تلاش را انجام داد . و باز مى گويد : اجتهاد مبالغه و تأكيد در سعى و كوشش است[9].
[1]ـ لسان العرب ج 3 ص . 133
[2]ـ لسان العرب ج 3 ص . 135
[3]و 4 ـ اقرب المواردج 1 ص 144
[5]و 6 ـ مصباح المنير ج 1 ص 135
[7]و 8 و 9 ـ مجمع البحرين ج 3 ص 32
ابن ابى ذرعة از ماوردى نقل مى كند : (( معناى لغوى اجتهاد عبارت است از بذل و كوشش در انجام كارى كه در آن مشقت و سختى است و اين بر گرفته از جهاد نفس و قبول رنج و تعب در دستيابى به مراد و مطلوب است . ((
2 ـ واژه اجتهاد به معناى لغوى آن در سخنان پيامبر ( ص )
واژه اجتهاد در بسيارى از سخنان پيامبر اكرم ( ص ) به همان معناى لغوى آمده است كه براى نمونه برخى از آنها را يادآور مى شويم :
1 ـ (( صلوا على واجتهدوا فى الدعاء[1](( بر من درود فرستيد و در دعا تلاش و كوشش كنيد . ( سنن نسائى باب امر بر صلوات بر پيامبر ( ص ((
2 ـ (( اما السجود فاجتهدوا فى الدعا فقمين ان يستجاب لكم[2](( به هنگام سجده در دعا كردن اصرار و كوشش ورزيد چرا كه سزاوار است ( در سجده دعاى شما ) مستجاب شود .
3 ـ (( فضل العالم على المجتهد مأة درجة ))[3]عالم بر مجتهد صد مرتبه برترى دارد . ( مجتهد در اين روايت به معناى عابدى است كه در امر عبادت سعى و كوشش مى كند (
4 ـ (( و اذا حكم الحاكم فاجتهد فاصاب فله اجران و اذا حكم فاجتهد فله اجر ))[4]اگر حكم حاكم مطابق واقع باشد بعد از سعى و كوشش داراى دو اجر و اگر مطابق نباشد داراى اجر واحد است .
5 ـ (( اجتهد و افكل ميسر لما خلق ))[5]تمام توانتان را به كار گيريد زيرا هر كس بدانچه ساختار آفرينش اوست برسد .
3 ـ واژه اجتهاد به معناى لغوى آن
در كلام بعضى از صحابه و نزديكان پيامبر اكرم ( ص (
1 ـ از عايشه نقل شد كه گفت : (( كان رسول الله يجتهد فى العشر الا واخر ما لا يجتهد
[1]ـ سنن نسائى ج 1 ص 90 و مسند احمدج 1 ص 199
[2]ـ صحيح مسلم بن حجاج كتاب صلاة حديث 207 و مسند احمد ص 219
[3]ـ مقدمه سنن دارمى ج 1 ص 100
[4]ـ الاحكام فى اصول الاحكام سيف الدين آمدى ج 3 ص 170
[5]ـ صحيح مسلم بن حجاج نيشابورى ج 5 ص 131 و صحيح بخارى به شرح علامه عينى ج 25 ص 67
فى غيره )) .[1]رسول خدا ( ص ) در دهه آخر رمضان چنان سعى و كوشش ( در عبادت ( مى نمود كه از ايام ديگر ممتاز بود .
2 ـ از طلحة بن عبيدالله : (( عن رجلين على عهد رسول الله كان احدهما اشد اجتهادا من الاخر فغرى المجتهد منهما فاستشهد . . . ))[2]. دو مرد در زمان رسول خدا حضور داشتند كه سعى و كوشش يكى از آنها بيشتر از ديگرى بود . آنكه سعى و كوشش بيشترى داشت در جنگ شركت كرد و شهيد شد . . .
3 ـ از ابوسعيد خدرى : (( كان رسول الله اذا حلف و اجتهد فى اليمين . . . ))[3]هنگامى كه رسول خدا قسم ياد مى كرد در انجام كارى كه بدان قسم ياد كرده بود كوشش بسيار مبذول مى داشت .
محقق اسماعيل بن حماد جوهرى مى نويسد :[4](( الجهد و الجهد : الطاقة و قرء :
والذين لا يجدون الا جهدهم و جهدهم قال الفراء الجهد بالضم الطاقة و الجهد بالفتح من قولك : اجهد جهدك فى هذا الامر اى ابلغ غايتك و لا يقال اجهد جهدك , و الجهد المشقة يقال جهد دابته و أجهدها , اذا حمل عليها فى السير فوق طاقتها و جهد الرجل فى كذا اى جد فيه و بالغ . . . و الاجتهاد و التجاهد بذل الوسع و الجهود . ((
جهد و جهد به معناى توان است . كلمه (( جهدهم )) در آيه : (( و الذين لايجدون الا جهدهم )) با فتحه و ضمه قرائت گرديد . فراء گفته است : جهد به معناى طاقت و توان است و جهد در آنجا كه مى گوئى : اجهد جهدك فى هذا الامر , يعنى آنچه نيرو و توان دارى به كارگير كه در اين مورد (( اجهد جهدك )) گفته نمى شود . معناى ديگر جهد , رنج و مشقت است , زمانى كه شخصى مركب خود را بيش از توانش بار كند عرب درباره او مى گويد : جهد دابته و اجهدها , و نيز زمانى كه فردى در كارش جدى باشد عرب به او مى گويد : جهد الرجل فى كذا . . . اجتهاد و تجاهد به كارگيرى همه تلاش و توان و نيرو است .
استاد خليل احمد فراهيدى مى گويد :[5](( الجهد بلوغك غاية الامر الذى لانألوا عن
[1]ـ صحيح مسلم بن حجاج كتاب اعتكاف حديث 8 و سنن ابن ماجه كتاب صوم حديث 1767
[2]ـ سنن ابن ماجة كتاب رؤيا حديث 3925 و مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 163
[3]ـ مسند احمد بن حنبل ج 3 ص 33 و 148
[4]ـ صحاح اللغة ج 1 ص 457
[5]ـ كتاب العين 386 / 3
الجهد فيه و الجهد شىء قليل يعيش به العقل على جهة العيش )) . جهد به كارگرفتن تمام توان و نيرو است براى بدست آوردن هدف و مقصود و جهد چيز اندكى است كه از راه عقل براى زندگى به كار گرفته مى شود .
احمد بن فارس بن زكريا[1]معناى اصلى ماده جهد را رنج و مشقت گرفته است و معانى ديگر را بر اثر مناسبت آنها با اين ريشه پديدار دانسته است .
در اين زمينه مى نويسد : (( الجيم و الهاء و الدال اصله المشقة ثم يحمل عليه مايقاربه . ((
ولى احمد فيومى نويسنده كتاب مصباح المنير نظرى بر خلاف نظر احمد بن فارس در اين زمينه دارد , زيرا او طاقت و وسع را اصل در معناى جهد دانسته است و اين كه جهد با ضمه به معناى طاقت و جهد با فتحه به معناى مشقت باشد به عنوان گفته اى نقل كرده است و شاهد بر اين كلام او است كه ما آن را تحت عنوان ( معناى لغوى واژه اجتهاد ) بيان نموده ايم .
او در كتاب ياد شده نهايت و غايت را از معانى جهد با فتحه دانسته , و بر اين اساس اجتهاد را چنين معنى نموده است : (( و اجتهد فى الامر : بذل وسعه و طاقته فى طلبه يبلغ مجهوده و يصل الى نهايته . ((
راغب اصفهانى[2]جهد با فتحه به معناى مشقت , و جهد با ضمه را به معناى وسع گرفته است و اجتهاد را به اخذ النفس ببذل الطاقة و تحمل المشقه معنا كرده است , و نيز جز اينها از لغت شناسان كه نيازى به بيان آنها نيست .
4 ـ در خبر عبدالله بن ابى در غزوه بنى المصطلق : (( فاجتهد بيمينه ما فعل ))[3]در سوگند خويش اصرار ورزيده كه آن عمل را انجام نداده است .
5 ـ در پرسش ام حارثه از رسول خدا آمده است : (( ان كان فى الجنة صبرت و ان كان فى غير ذلك اجتهدت فى البكا )) .[4]اگر فرزندم در بهشت جا داشته باشد صبر مى كنم و اگر در جاى ديگرى باشد سعى و كوشش بر گريه مى نمايم .
[1]ـ معجم المقاييس ج 1 ص 486
[2]ـ مفردات فى غريب القرآن ماده جهد
[3]ـ صحيح بخارى ج 3 ص 136
[4]ـ صحيح بخارى كتاب جهادج 2 ص 93 و مسند احمدج 3 ص 260 و 283
بيان نتيجه
در يك جمع بندى به اين نتيجه مى رسيم كه عالمان و دانشيان اهل لغت اگر چه در اصل معناى حقيقى جهد و جهد اختلاف دارند , ولى بين آنان در معناى واژه اجتهاد اختلاف نظرى به چشم نمى خورد زيرا معنى اجتهاد در ظاهر كلام آنان عبارت است از به كارگيرى سعى و كوشش به قدر توان در كارى كه دست يازيدن به آن آسان نباشد و رنج و مشقت را براى دست يابى به مقصود به همراه دارد , حال اين فرق و تفاوتى نمى كند كه اجتهاد مشتق از ماده جهد و يا از جهد باشد , اين گفتار درست و مورد پذيرش همه عالمان اصولى مى باشد , زيرا بذل كوشش و تلاش خالى از مشقت و سختى نيست و معمولا با يكديگر ملازمت دارند .
بنابر اين تعريف نظريه دو اصولى بزرگ , شيخ حسن عاملى جباعى[1]و آخوند خراسانى[2]پيرامون اين واژه كه فرموده اند : (( اجتهاد در لغت به معناى تحمل مشقت و سختى در امرى است )) و نيز ديگرانى كه همين معنا را گفته اند نا تمام و قابل مناقشه است
4 ـ واژه اجتهاد به معناى لغوى آن در كلام امامان ( ع )
در بيانات اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) نيز كلمه اجتهاد به معناى لغوى آن به كار رفته است كه به سه نمونه اشاره مى شود :
1 ـ امام على ( ع ) در نهج البلاغه فرمود : (( و عليكم بالجد و الاجتهاد و التأهب و الاستعداد والتزود فى المنزل الزاد )) . بر شما باد كه تلاش و كوشش كنيد و آماده باشيد و از منزلگه ( دنيا ) توشه برگيريد .
و فرمود : (( انه ليس على الامام الا ما حمل من امر ربه : الابلاغ فى الموعظة و الاجتهاد فى النصيحة و الاحياء للسنة و اقامة الحدود على مستحقيها و اصدار السهمان على اهلها[3]: (( .
[1]ـ معالم الاصول ص 232
[2]ـ كفاية الاصول ج 2 ص 420
[3]ـ نهج البلاغة خطبه 105