داراى سه بخش است : شرح حال و احاديث مروى از او , اصحاب و راويان او .
علامه مجلسى همه توقيعات را در آخر جلد سيزدهم كتاب ارزشمندش بحارالانوار گردآورى نموده است .
اسامى نايبان خاص امام زمان :
اسامى نايبان خاص امام زمان عبارتند از :
ابوعمر عثمان بن سعيد ( م ) پس از او فرزندش محمد بن عثمان بن سعيد ( م 304 ) , بعد از او ابوالقاسم بن روح نوبختى ( م 326 ) و پس از او ابوالحسن على بن محمد سمرى ( م 329 ) .
در سال 329 با وفات محمد سمرى , غيبت كبراى امام زمان شروع شد كه تا كنون ادامه دارد . در اين دوره , شيعيان به نايبان عام او يعنى فقيهان در طول زمان تا اين عصر مراجعه مى كنند و پاسخ مورد نياز را از آنها دريافت مى دارند .
نياز بيشتر شيعه به اجتهاد در زمان غيبت كبرى :
در اين زمان , نياز شيعه در امر استنباط احكام حوادث واقعه رو به ازدياد گذاشت , زيرا نه دسترسى به امام داشته اند و نه به نايبان آنها و هر چه از زمان آنان دورتر شدند و تنوع پديده ها و رويدادها و مسائل نوين بيشتر مى شد , نياز آنان به اجتهاد بيشتر احساس مى گشت و طبيعتا دامنه اعمال آن براى شناخت احكام رويدادها گسترده تر مى شد .
البته اجتهاد در اوايل غيبت كبراى امام زمان , به دشوارى اجتهاد در زمانهاى بعد نبود , زيرا به دليل نزديكى فقيهان و عالمان به زمان امامان و دسترسى به اصول اربعمأة ( اصول چهارگانه ) يا به بخشى از آنها اجتهاد به آن اندازه كه در زمانهاى بعد به ابزار علمى نياز پيدا كرد , نيازمند نبوده است , زيرا در جهت شناخت عناصر استنباط و معانى لغوى الفاظ و شرعى آنها معمولا با مشكلات مهمى مواجه نمى شدند . ولى با گذشت زمان از غيبت كبرى , اجتهاد براى اهل اجتهاد مشكل تر شد كه عللى براى آن مى توان ذكر كرد , از آن جمله :
1 ـ پيدايش مسائل مستحدث در ابعاد زندگى مادى و معنوى .
2 ـ در دسترس نبودن اصول چهارگانه .
3 ـ از بين رفتن قراينى كه با برخى احاديث محفوف بود .
4 ـ از بين رفتن قراينى كه جهت صدور رابيان مى كرد .
5 ـ از بين رفتن قراينى كه مراد را مشخص مى كرد .
6 ـ ابهام در الفاظ عناصر خاصه استنباط از نظر معنا .
7 ـ آميخته شدن احاديث با احاديث جعل و ساختگى و تعارض بين آنها .
15 ـ فقهاى معروف عصر تابعين :
پيش از ورود در بحث بجاست مطلبى را يادآور شويم :
الف : آنچه از مجموع تعريفها در زمينه تابعين به دست مىآيد اين است كه تابعين همان گونه كه در صدر بحث به آن اشاره شد به كسانى اطلاق مى شود كه به گونه مستقيم , احكام دينى و وظايف شرعى خودشان را از اصحاب رسول خدا دريافت مى نمودند .
ب ـ عصر تابعين از قرن دوم آغاز شد , زيرا عصر صحابه در بين سال 90 هجرى تا سال 100 بكلى منقرض و عصر تابعين پديدار گرديد .
ابواسحاق شيرازى در طبقات الفقهاء از علامه واقدى نقل نموده كه گفت : (( در مدينه آخرين كسى كه از صحابه رسول خدا وفات نمود , سهل بن ساعدى ( م 91 ) و در كوفه عبدالله بن ابى اوفى ( م 86 ) و در بصره انس بن مالك ( م 91 يا 93 ) و در شام عبدالله يسر ( م 88 ) بود , و آنكه از همه بيشتر در عصر صحابه زندگى كرده است طفيل بن عامر ( كنانى ) بوده , زيرا او بعد از سال 100 هجرى وفات نمود .
مشهورترين فقهاى اين دوره ( زمان تابعين ) :
مشهورترين فقيهان در زمان تابعان عبارتند از :
در مكه : طاووس بن كيسان يمانى ( م 106 ) , و عبدالملك بن عبدالعزيز بن جريح ( م 150 ) , و عكرمه مولى بن عباس ( م 115 ) و عطاء بن ابى رياح ( م 115 ) و جز اينها كه براى پرهيز از طولانى شدن از ذكر آنها خوددارى مى نماييم .
در مدينه : عامر بن شراحيل ( م 104 ) و قاسم بن ابى بكر ( م 101 ) و يحيى بن يعمر عدوانى ( م 129 ) و ابان بن تغلب ( م 141 ) و عبيدالله بن عبدالله بن عقبه , و نيز جز اينها ,
ولى برخى از افراد مذكور علاوه بر مرجعيت در حديث , مقام افتاء را نيز داشته اند . مى توانيد در اين زمينه به قواعد التحديث ص 64 مراجعه كنيد .
در شام : شهر بن خوشب ( م 98 يا 112 ) مكحول بن ابى مسلم ( م . ( 113
در كوفه : شعبى ( م 107 ) و عامر بن شراحيل ( م 104 ) و سليمان بن مهران و علقمة بن مسعود , و ابراهيم بن يزيد نخعى ( م 95 ) و سعيد بن جبير ( م . ( 95
در بصره : جابربن يزيد ازدى ( م 106 ) محمد بن سيرين ( م 110 ) حسن بصرى ( م 110 ) و ربيع بن صبيح ( م 160 ) و عثمان بن بتى و قتادة بن دعامه ( م ( 118
در مصر : عمر و بن سلمه جرمى .
در بغداد : محمد بن مسلم ( م 150 ) و محمد بن حسن بن شيبانى ( م 179 ) و قاضى ابويوسف ( م . ( 282
در يمن : معمر بن راشد ( م 153 ) .
در خراسان و مرو : عبدالله بن مبارك ( م 181 ) .
در رى : جرير بن عبدالحميد ( م . ( 188
16 ـ فقهاى معروف زمان تابعان تابعين :
در زمان تابعان تابعين مشهورترين فقها عبارت بودند از :
مالك بن اسحاق ( م 179 ) در مدينه , سعيد بن ابى عروبه و حماد بن سلمه ( م 176 ) و ربيع بن صبيح ( م 160 ) و سعيد بن ابى عوانه در بصره , زياد البكائى ( م 185 ) و ابن عياش در كوفه , هشيم بن بشير در واسط , يونس بن عبدالرحمان و محمد بن ابى عمير ( م 217 ) و صفوان بن يحيى بجلى ( م 210 ) و احمد بن محمد بزنطى ( م 221 ) و ابوبصير ليث المرادى , حسن بن على وشاء و زرارة بن اعين ( م زمان امام هفتم ) و حسن بن محبوب سراد ( م 224 ) و احمد بن محمد بن عيسى اشعرى و بريد العجلى و على بن مهزيار اهوازى و جميل بن دراج و فضل بن شاذان نيشابورى ( م 260 ) و حسين بن سعيد اهوازى و حسن بن خالد برقى و حسن بن على بن فضال از اصحاب امام عسكرى ( ع ) و محمد بن مسعود عياشى ( م حدود 240 ) و احمد بن محمد بن برقى ( م 274 ) و صفوان بن يحيى و ابراهيم بن محمد ثقفى ( م 283 ) و سعيد بن ابى عروة ( م 156 ) و حماد بن عيسى ( م 209 ) و هشام بن حكم ( م 199 ) و حمادبن عثمان ( م 190 ) و نيز جز
اينها و براى پرهيز از طولانى شدن بر ذكر اينان بسنده مى كنيم .
17 ـ نويسندگان زمان تابعين و تابعان آنها :
در اواخر زمان تابعين و تابعان آنها , نويسندگان مشهور و معروف در حديث از فقها عبارتند از :
در مكه مكرمه : عبدالملك بن عبدالعزيز معروف به ابن جريح ( م 150 ) و سفيان بن عيينه ( م . ( 198
در مدينه منوره : محمد بن اسحاق ( م 151 ) و مالك بن انس اصبحى ( م 179 ) و سعيد بن عروه ( م 156 ) و عكرمة بن عمار ( م 159ق . (
در بغداد : محمد بن مسلم ( م 150 ) و قاضى ابويوسف ( م 182 ) و محمد بن حسن شيبانى ( م . ( 189
در واسط : هشيم بن بشير ( م . ( 188
در بصره : ربيع بن صبيح ( م 160 ) و حمادبن مسلمه ( م . ( 176
در كوفه : ابان بن تغلب ( م 141 ) و سفيان بن سعيد ثورى ( م 161 ) و هشام بن حكم ( م 199 ) . و حمادبن عثمان ( م 180 ) و عبدالمؤمن انصارى ( م 147 ) و محمد بن قيس بجلى ( م 151 ) و محمد بن مروان ذهلى ( م 161 ) و معاوية بن عمار ( م . ( 175
در مصر : ليث بن سعد ( م 175 ) پيشواى مذهب ليثى .
در شام : عبدالرحمان اوزاعى ( م 157 ) پيشواى مذهب اوزاعى .
در يمن : معمر بن راشد ( م ( 153
در خراسان : عبدالله بن مبارك ( م 181 )
در رى : جرير بن عبدالحميد ( م 188 ) . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه به كتاب مباحث فى تدوين السنة ( ص 148 ) مراجعه شود .
18 ـ منابع اجتهاد در زمان تابعين :
در زمان تابعين منابع اجتهاد و استنباط عبارت بود از :
1 ـ كتاب خدا كه همانند دوره اول از نظر همه دانشمندان اسلامى به عنوان نخستين منبع براى شناخت احكام به حساب مىآمد .
2 ـ سنت رسول الله , اعم از قول و فعل و تقرير او , اين منبع نيز از نظر همه دانشيان اسلامى مورد پذيرش بوده است .
3 ـ سنت امامان شيعه از نظر اماميه و سنت صحابه از نظر عالمان جامعه اهل سنت , زيرا شيعه بر اين اعتقاد است كه سنت امامان مانند سنت رسول خدا معتبر است , ولى اهل سنت معتقدند كه سنت صحابه از طرق كشف سنت رسول خداست . اين اختلاف اگر چه در اين زمينه بين آنان وجود دارد ولى در عين حال داراى هدف واحد و مشتركى هستند كه عبارت از رسيدن به سنت رسول خداست . البته با اين تفاوت كه اماميه بر اساس عصمت ائمه ( ع ) ثابت مى كنند كه سنت امامان ( قول و فعل و تقرير آنها ) همان سنت رسول خداست , ولى اهل سنت بر اساس وثاقت صحابه ثابت مى كنند كه سنت رسول خدا را از راه آنها به دست مىآورند .
4 ـ اجماع اصطلاحى از نظر عالمان اهل سنت فى حد نفسه و از نظر عالمان اماميه از جهت كشف آن از قول معصوم .
5 ـ عقل در مستقلات عقليه از نظر اماميه و به طور مطلق از نظر اهل سنت .
6 ـ قياس تشبيه و تمثيل تنها از نظر اصوليان جامعه اهل سنت , ولى از نظر اصوليان و اخباريان شيعه و نيز اخباريان جامعه اهل سنت ( مانند ظاهريه و احمد بن حنبل ) اعتبار ندارد و تنها در موقع ضرورت , احمد بن حنبل به آن عمل مى كرد و اما پيروان او مانند ابن تيمية بر طبق اين قياس مانند ابوحنيفه عمل مى كرد . او رساله اى درباره قياس تدوين نموده است .
7 ـ استحسان تنها از نظر برخى از اصوليان جامعه اهل سنت مانند ابوحنيفه و نيز مالك بن انس اصبحى اعتبار دارد , ولى از نظر عالمان شيعه و محمد بن ادريس و احمد بن حنبل اعتبار ندارد . بلى در مواقع ضرورت ابن حنبل مطابق آنها اظهار نظر مى كرد .
8 ـ قول صحابى تنها از نظر مالك و ابن حنبل و اما از نظر شافعى و ابوحنيفه اعتبار ندارد , و از نظر شيعه تنها در جايى كه دليل خاص دارد اعتبار دارد .
9 ـ عمل اهل مدينه تنها از نظر مالك بن انس اصبحى ـ و اما غير او آن را از منابع به گونه مستقل نشمرده اند . ابن قيم جوزى در اين زمينه بحثهايى را كه بين مالك و ليث بن سعد ( فقيه مصر و پيشواى مذهب ليثى ) واقع شده نقل كرده كه مالك , بر اين بينش بوده است كه عمل اهل مدينه معتبر بوده و حجيت دارد و حديثى را كه مورد
پذيرش اهل مدينه نبود نمى پذيرفت , ولى ليث بن سعد , اين نظريه را مورد نقد و اشكال قرار داد و گفت : مدينه اگر چه مركز مهاجرين و انصار بود ولى دسته هايى در آن بودند كه به اجتهاد از راه رأى عمل مى كردند .
10 ـ مصالح مرسله تنها از نظر مالك و اما غير از او اين را در زمان او به عنوان منبع نپذيرفته اند . ولى بعد از او برخى از عالمان به آن رو آوردند .
19 ـ آسان بودن اجتهاد در زمان تابعين :
در زمان تابعين , تفقه و اجتهاد براى شناخت احكام , اگر چه مانند زمان صحابه از سهولت و آسانى برخوردار نبوده است , ولى نسبت به زمانهاى بعد آسانتر بوده و اين بدين جهت بود كه فاصله زيادى بين آنها و اصحاب رسول اكرم در ميان نبوده است , ولى هر چه مسلمانان از زمان صحابه رسول خدا دورتر و از سوى ديگر رويدادها و مسائل مستحدث بتدريج بيشتر شده و عمل تفقه و اجتهاد پيچيده تر و مشكل گرديد .
20 ـ رويداد مهم در زمان تابعين :
در اوايل زمان تابعين , حكومت امويان رو به ضعف نهاد و روز به روز بر ضعف آن افزوده مى شد تا آنكه سرانجام در سال 132 هجرى جاى خود را به حكومت عباسيان داد .
21 ـ برخى از مظاهر حكومت عباسيان :
برخى از مشخصات و مظاهر حكومت عباسيان در زمان تابعين و تابعان آنها عبارتند از :
الف ـ آزادى مجتهدان در پرداختن به تفقه و اجتهاد و بدين جهت بحثهاى فقه اجتهادى از گسترش و تكامل چشمگيرى برخوردار گرديد .
ب ـ توسعه و گسترش نقل احاديث .
ج ـ پيدايش منابع جديد براى استنباط , مانند مصالح مرسله و قاعده استصلاح و سيره عمليه اهل مدينه و مذهب صحابى .
د ـ اختلاف بين فقيهان در ملاكها و مقياسهاى اجتهادى در مواردى كه داراى نص خاص نبود .
هـ عدم اتخاذ قانون و قاعده معينى در نزد دانشيان اهل سنت در مواردى كه
احاديث فقهى تعارض داشته اند .
و ـ تبلور يافتن معيارهاى خاص اجتهادى به صورت كامل در احاديث متعارضه نزد فقيهان اهل تشيع .
ز ـ معين شدن ملاكهاى خاص براى به كارگيرى اجتهاد .
22 ـ پيدايش مجموعه هاى اصولى در زمان تابعين و تابعان آنها :
در اين دوره مجموعه هاى اصولى در ابحاث اجتهادى پديد آمد كه شرح آنها تفصيل و مقام ديگرى مى طلبد .
23 ـ شدت يافتن نزاع بين مكتب رأى و مكتب حديث
در اين دوره نزاع بين مكتب رأى كه مركز آن عراق ( كوفه ) و مكتب حديث كه مركز آن حجاز ( مدينه ) بوده است شدت يافت .
اصحاب رأى كه اهل عراق بوده اند : پيروان ابوحنيفه نعمان بن ثابت و شاگردان او قاضى ابويوسف يعقوب بن ابراهيم كوفى ( م 182 ) و محمد بن حسن شيبانى ( م 189 ) و ابوهذيل زفربن هذيل بن قيس اصفهانى ( م 158 ) و حسن بن زياد لؤلؤى ( 204 ه ( بوده اند و اينان از نظر اينكه در مقام استنباط احكام حوادث واقعه توجه زيادى به قياس و اجتهاد از راه رأى داشته اند بر آنان اطلاق اصحاب رأى شده است .
و اصحاب حديث كه اهل حجاز بوده اند : پيروان مالك بن انس اصبحى ( م 179 ) و سفيان بن سعيد ثورى ( م 161 ) و احمد بن حنبل شيبانى ( م 241 ) و داود بن على ظاهرى اصفهانى ( م 370 ) و يزيدبن هارون و جرير بن عبداالله و وكيع بن جراح بوده اند و اينان چون در مقام استنباط احكام شرعى توجه زيادى به احاديث داشته اند بر آنان اطلاق اصحاب حديث شده است .
گويند ابوحنيفه بعد از استنباط و بيان حكم مى گفت (( هذا رأيى )) اين رأى من است . ولى مالك مى گفت (( هذا ما يقتضيه الحديث )) اين چيزى است كه حديث مقتضى آن است . و اين دو دسته اختلافات بسيارى در مسائل فقه اجتهادى دارند و نيز داراى مناظرات زيادى هستند و كتابهايى مخالف يكديگر تدوين نموده اند ( الايضاح و الملل و النحل ج 1 / ص 361 )
24 ـ پديدار شدن مجموعه هاى حديثى :
در اين دوره , مجموعه هاى حديثى تنها در خصوص احاديث نبوى پديد آمد .
گروهى از نويسندگان تابعان تابعين كتابهايى در خصوص احاديث رسول خدا تدوين نموده اند , از جمله آن كتابها عبارتند از :
جامع عبدالله بن وهب ( م 197 ه ) , مسند طيالسى ( م 204 ) , مسند عبيد الله كوفى ( م 213 ) , مسند عبدالله بن زبير ( م 219 ) , مصنف ابن شبيه ( م 235 ) , مسند اسحاق بن راهويه ( م 238 ) , مسند احمد بن حنبل ( م 241 ) , و نيز جز اينها كه در مصادر بيان گرديده است .
اين كتابها اگر چه تنها احاديث نبوى را مشتمل بود , ولى به گونه منقح و تبويب شده نبود , زيرا مشتمل بر همه احاديث منقول اعم از صحيح و ضعيف بوده است . و ديگر آنكه در مسندها احاديث را بر حسب اسناد و نام محمد ثانى كه آن را از پيامبر روايت كرده اند مانند مسند احمد بن حنبل گردآورى نموده اند .
در مصنفات حديث به ترتيب موضوعها مانند موطأ مالك جمع آورى شد .
تأليف و تصنيف بدين گونه ادامه داشت , تا آنكه دوره جديدى پيش آمد كه آن عبارت از تنقيح و گزيدن احاديث خاص در اين زمان بود كه كتابهاى ششگانه اهل سنت پديد آمد كه عبارتند از :
صحيح بخارى , محمد بن اسماعيل بخارى ( م 194 ـ 256 )
صحيح مسلم حجاج نيشابورى ( م 206 ـ 261 )
سنن محمد قزوينى معروف به ابن ماجه ( م ( 273
سنن ابوداود سليمان بن اشعث سجستانى ( م 275 ) محمد بن عيسى ترمذى ( م 275 يا 279 ) احمد بن شعيب نسائى ( م 302 يا ( 303
كتابهاى حديثى شيعه :
اما در نزد اماميه مجموعه هاى چهارگانه حديثى مهم آنها در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم پديد آمد كه عبارتند از :
كافى محمد بن يعقوب كلينى ( م ( 329
من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق ( م ( 381