خداوند در اين باره فرمود :﴿لقد من الله على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين )). ( آل عمران , ( 164
البته گاهى آن حضرت برخى از مسلمانان را براى شناخت احكام و رفع نيازها به بعضى از اصحاب آگاه به مسائل , احاله داده و آنان با مراجعه به اصحاب , پاسخ خود را دريافت مى كردند . گاهى حضرتش نيز برخى از اصحاب خويش را به پاره اى از مناطق مسلمان نشين گسيل مى داشت تا مردم آن مناطق , احكام الهى را از او دريافت نمايند . در اين زمينه به عنوان نمونه از اعزام معاذ بن جبل به يمن مى توان نام برد .
با توجه به آنچه گفتيم , دست و بال مسلمانان در زمان حيات رسول خدا در فراگرفتن احكام شريعت به گونه كامل باز بوده و در اين مقام هيچگاه به مشكل مهمى دچار نمى شدند . زيرا مستقيما يا از زبان رسول خدا و يا از زبان كسى كه او معين مى كرد , احكام الهى و وظايف دينى و قوانين را دريافت مى كردند , و بدون هيچ ترديد و اختلافى , به عنوان حكم خدا بر طبق آن عمل مى كردند .
ولى پس از وفات رسول خدا ( ص ) كه مسلمانان از رسيدن به خدمت او براى دريافت احكام محروم گرديدند , تاريخ نمايانگر اين است كه كثيرى از مسلمانان بدين منظور به قاريان و عالمان از اصحاب در مدينه مراجعه مى كردند و آنان مطابق آنچه از رسول خدا شنيده بودند , پاسخ مى دادند . و هر گاه حكمى را حضرت نشنيده بودند , از راه اجتهاد پاسخ مى گفتند . با اين حساب , مرجع احكام بعد از وفات رسول خدا , عالمان مدينه بوده اند .
فقيهان در مدينه : اكنون بجاست عالمان و فقيهان مدينه را به ترتيب يادآور شويم . از آن جمله :
ابوذر غفارى ( م 31 يا 32 هق (
زيدبن ثابت ( م 56 ه . ق (
عبدالله بن عمر ( م ( 73
و بنابر اين آنچه كه ابواسحاق شيرازى در طبقات الفقهاء مى گويد : آنان هفت تن بوده اند كه به فقهاى سبعه معروفند و عبارتند از :
1 ـ عروة بن زبير ( 74 يا 99 م (
2 ـ سعيد بن مسيب مخزومى ( م 91 يا 92 )
3 ـ ابوبكر بن عبدالرحمان مخزومى ( م ( 94
4 ـ سليمان بن يسار ( م 94 يا 100 يا ( 107
5 ـ عبيدالله بن عتبه , ( م 98 يا ( 99
6 ـ خارجة بن زيد ( م ( 99
7 ـ قاسم بن محمد بن ابى بكر ( م 110 )
آنان در فقه اجتهادى داراى آرا و نظراتى بوده اند كه از اهميت خاصى بر خوردار بوده است و البته اكثر آراى آنها به ما نرسيده , زيرا همه آنها در يك سال ( سال ( 94 وفات نموده اند و آن سال را ( سنة الفقها ) ناميده اند . لازم به ذكر است كه همه آنها از تلاميذ زيدبن ثابت و عبدالله بن عمر بوده , و نيز از بنيانگذاران مدرسه حديث بوده اند و مسئول اين مدرسه و مكتب , سعيدبن مسيب بوده است . فقهاى ديگرى كه شهرت بسزايى نداشته اند عبارتند از :
محمد بن على بن ابى طالب معروف به ابن حنيفه ( م 72 يا 73 يا 80 يا 83 )
ابو سلمة عبد الرحمان بن عوف زهرى ( م 94 يا ( 104
حسن بن محمد حنيفه ( م حدود ( 100
ابوعمر و سالم بن عبدالله ( م 106 يا 108 )
محمد بن مسلم ( م 123 يا 124 يا ( 125
عبدالله بن زكوان ( م 130 يا ( 131
ربيعة بن ابى عبدالرحمان , معروف به ربيعة الرأى ( م ( 136
محمد بن عبدالرحمان معروف به ابن ابى ذؤيب قرشى ( م 158 يا ( 159
عبدالعزيز عبدالله , معروف به ماجشون ( م ( 160
عبدالله , معروف به ابن ابى سيره قرشى ( م ( 172
كثير بن فرقد ( م ( . . .
مالك بن انس اصبحى ( م ( 179
سهل بن ساعدى ( م ( 91
سهل بن سعد ( م ( 91
ابان بن عثمان
و نيز جز اينها كه براى پرهيز از طولانى شدن از ذكر آنها خوددارى مى شود . در اين زمينه به كتابهاى رجالى اهل سنت مراجعه كنيد .
در بلاد ديگر نيز اصحاب رسول خدا مرجع احكام بودند . بعد از رحلت پيامبر , گروهى از اصحاب و يارانش براى تعليم قرآن و احكام به بلاد دور و نزديك هجرت نموده و مردم در موقع نياز , به آنها مراجعه مى كردند و آنان نيز مطابق كتاب خدا احكام را بيان مى نمودند و هرگاه حكم مسأله اى را در آن نمى يافتند , مطابق سنت بيان مى كردند و هر زمان كه در آن نيز نمى يافتند , اجتهاد نموده , حكم آن را بيان مى داشتند . با اين حساب مرجع احكام در مسائل شرعى در بلاد ديگر مانند : مكه , كوفه , بغداد , بصره , يمن , مصر , قيروان , اندلس , نيشابور , خراسان و . . . فقيهان از اصحاب بوده اند .
فقيهان در مكه : فقيهانى كه در مكه مرجع براى بيان احكام بوده اند عبارتند از :
عبدالله بن عباس ( م ( 68
مجاهد بن جبير ( م 100 يا 102 يا ( 104
ابوعبدالله عكرمه ( م 105 )
عطاء بن ابى رياح ( م 114 )
عبدالله بن ابى مليكه ( م ( 119
عمر بن دينار ( م ( 126
عبدالله بن ابى نجيح , معروف به ابويسار ( م ( 139
عبدالملك بن عبدالعزيز بن جريح ( م ( 150
مسلم بن خالد بن سعيد زنجى ( م 179 و يا 180 ) و نيز جز اينها كه نيازى به بيان آنها نيست .
فقيهان در كوفه : فقيهانى كه در كوفه تصدى فتوا را داشتند سه دسته بودند :
دسته اول كه از درخشندگى خاصى برخوردار بوده اند عبارتند از :
عبدالله بن قيس اشعرى ( م 42 يا 52 ) ,
علقمة بن قيس بن عبدالله ( م 62 يا 65 ) ,
مسروق بن اجدع همدانى ( م 62 يا 63 يا 64 ) ,
عبيدة بن عمرو سلماسى مرادى ( م 72 يا 73 يا 92 ) ,
اسود بن يزيد قيس نخعى ( م 74 يا ( 75
شريح بن حارث قاضى ( م 78 , 80 يا 120 ) ,
عبدالله بن ابى اوفى ( م ( 82
و ابراهيم بن يزيد نخعى . آنان از بنيانگذاران مدرسه رأى و از تلاميذ عبدالله بن مسعود بوده اند , مسئول اين مكتب و مدرسه , ابراهيم بن يزيد نخعى بوده است .
دسته دوم : سعيد بن جبير ( م 94 يا ( 96
ابراهيم بن يزيد نخعى ( م 95 ـ 96 ) ,
اسود بن يزيد نخعى ( م 95 ) ,
عامر بن شراحيل , معروف به شعبى ( م 103 يا 104 يا 105 يا 106 يا 107 ) ,
حكم بن عيينه ( م 115 ) ,
حبيب بن ابى ثابت ( م 117 ) ,
حماد بن ابى سليمان ( م 120 ) ,
عبدالله بن شبرمه ( م 144 ) ,
محمد بن عبدالرحمان بن ابى ليلا ( م 148 ) , كه خود پيشواى مذهب بود .
دسته سوم : ابوحنيفه پيشواى مذهب حنفى ( م 150 ) ,
حسن بن صالح ( م 149 ) ,
سفيان بن سعيد ثورى ( 61 يا 62 ) پيشواى مذهب ثورى ,
شريك بن عبدالله همدانى ( م 177 ) .
فقيهان در بغداد : سلمان فارسى ( م 36 هـق ) ,
محمد بن ادريس شافعى ( م 204 ) , پيشواى مذهب شافعى در مذهب قديم ,
احمد بن حنبل شيبانى ( م 241 ) , پيشواى مذهب حنبلى ,
ابراهيم بن خالد كلبى , معروف به ابوثور ( م 246 ) پيشواى مذهب كلبى ,
داود ظاهرى اصفهانى ( م 270 ) پيشواى مذهب ظاهرى ,
محمد بن جرير طبرى ( م 310 ) پيشواى مذهب طبرى ,
ابوعبيده قاسم بن سلام .
فقها در شام و جزيره : ابواسحاق , طبقات فقيهان تابعين را در شام يادآور شده و از طبقه نخستين آنها دو فرد را نام برده است :
ابوادريس عائذ الله بن عبدالله خولانى ( م 80 ) ,
شهربن حوشب اشعرى ( 98 يا 112 ) , ولى برخى از عالمان اهل سنت : عبدالله يسر ( م 88 ) و وائلة بن اسقع عبدالرحمن اشعرى ( م 78 ) را يادآور شدند . پس از آنان بيان احكام به افراد ديگرى انتقال يافت , از جمله :
ابوعبدالله مكحول بن عبدالله شامى كابلى ( م 112 ـ 118 ) ,
ابوايوب سليمان بن اشدق ( م 119 ) ,
ميمون بن مهران ( م 117 ) ,
يحيى بن يحيى غسانى ( م 135 ) ,
ابوالهذيل محمد بن وليد زبيدى ( م 148 ) ,
عبدالرحمان اوزاعى ( م 157 ) پيشواى مذهب اوزاعى ,
ابومحمد ابوسعيد بن عبدالعزيز تنوخى ( م ( 166
عبدالله بن مبارك ( م 181 يا 182 ) ,
وليد بن مسلم ( م . ( 194
فقيهان در بصره : در طبقات ابواسحاق شيرازى آمده است :
جابربن يزيد ازدى ( م 93 يا 103 ) ,
رفيع بن مهران رياحى بصرى ( 93 يا 106 ) ,
عبدالله بن زيد ازدى ( م 106 يا 107 ) ,
ابوبكر محمد مولى انس بن مالك معروف به ابن سيرين ( م 110 ) ,
حسن بصرى ( م 110 ) ,
انس بن مالك ( م 91 يا 93 ) ,
ابوالاسود دوئلى ( م 69 ) ,
ابوالخطاب قتادة بن دعامه سدوسى ( م 117 ) ,
ابوبكر ايوب بن تميميه سختيانى ( م . ( 131
فقها در يمن : طاوس بن كيسان يمانى ( م 106 ) ,
وهب بن منيه ( م 110 يا 114 يا 116 ) ,
معمر بن راشد ( م 153 ) ,
و عبدالرزاق ( م 212 ) . براى آگاهى بيشتر به طبقات فقهاى يمن مراجعه كنيد .
فقيهان در مصر : عبدالله بن مسعود ( م 32 ) ,
عبدالله بن عمر بن عاص ( م 65 ) ,
مرثد بن عبدالله يزنى ( م 90 ) ,
ليث بن سعد ( م 175 ) پيشواى مذهب ليثى ,
ابورجا , يزيد بن ابوحبيب .
فقيهان در اندلس : يحيى بن يحيى ,
عبدالملك بن حبيب و نيز جز اينها .
فقيهان در قيروان : سحنون بن سعيد ,
سعيد بن محمد محمد حداد و نيز غير اينها .
فقيهان در خراسان : در كتاب طبقات الفقها آمده است :
عطاء بن ابومسلم خراسانى ( م 135 ) ,
ضحاك بن مزاحم هلالى ( م . ( 102
فقيهان نيشابور : اسحاق بن محمد حنظلى مروزى , معروف به ابن راهويه ( م 238 ) پيشواى مذهب راهويه و نيز غير از اوفقهاى ديگر .
فقيهان در نواحى اردن : معاذ بن جبل ( م 17 يا 18 ) و نيز بعضى ديگر .
فقيهان در فلسطين : عبدالله بن عمرو , و ابوابى و نيز غير اينها .
فقيه در افريقا : رويفع بن ثابت .
فقيه باديه : مسلمة بن اكوع .
تذكر اينكه : برخى از اسامى مذكور در مقالات پيشين ذكر شد و ليكن براى كامل شدن مطلب نيز در اينجا از اسامى آنها يادى به عمل آمد .
مراجعه مردم در زمان صحابه و تابعين به فقها :
در زمان صحابه و ياران رسول خدا ( ص ) كه دوره دوم از ادوار اجتهاد محسوب مى شود , امر به همين منوال ادامه داشت تا آنكه عصر صحابه كه نزديك به يك قرن به طول انجاميد منقضى شد , و جمعى ديگر از مسلمانان به نام (( اماميه )) براى اخذ احكام به اوصياى رسول خدا مراجعه مى نمودند .
پس از عصر صحابه , زمان پيروان ( تابعين ) آنها كه دوره دوم از ادوار اجتهاد محسوب است آغاز شد . در اين زمان مسلمانان هر شهر و ديار , به عالمان و فقيهان آن شهر براى دريافت احكام مراجعه مى كردند و نيازهاى دينى خود را بر طرف مى ساختند .
نبودن مذاهب در عصر صحابه و تابعين :
در عصر صحابه و تابعين , مرجع و پيشوايى به عنوان شخص معين , و پديده اى به عنوان مذهب كه مردم از آن تبعيت كنند , نبوده است .
ابن قيم جوزى در اعلام الموقعين ( ج 2 / ص 208 ) مى نويسد : (( ما بر اين اعتقاديم
كه در زمان صحابه و تابعين فردى وجود نداشت كه شخص خاصى را مورد نظر قرار داده و همه آرا و نظرات ديگران را ترك كرده باشد . (( .
شاه ولى الله حنفى معروف به دهلوى مى گويد : (( مردم در قرن اول و دوم بر تقليد از مذهب معينى اتفاق نظر نداشته و احكام و وظايف دينى خود را از پدران و يا از علما كه داراى نيروى استنباط در همه مسائل و يا بعضى از آنها بوده اند مى گرفتند و هر گاه نياز به استفتاء داشته اند از هر عالم و صاحب فتوايى مى پرسيدند , بدون اينكه شخص خاصى را در نظر داشته باشند )) .
كمال الدين ابن همام در التحرير نيز به اين مطلب تصريح دارد .
كوتاه سخن اينكه : آنچه از مجموع سخنان محققان به دست مىآيد اين است كه در زمان صحابه و تابعين كه دوره اول و دوم از ادوار اجتهاد است , اسمى از مذاهبى كه بعدها به وجود آمد در بين نبوده و حتى به ذهن احدى از مسلمانان هم چنين چيزى خطور نمى كرد تا چه رسد به اينكه فردى به آن معتقد باشد يا آنكه خود را به آن منسوب بداند .
بنابراين در زمان مذكور چيزى به عنوان مذاهب خاص و معين كه مورد توجه همه ويا گروهى باشد در ميان نبوده است , بلى مذهب فردى در زمان صحابه وجود داشت , مانند : مذهب عبدالله بن عباس و عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عمر و . . . ولى آنها داراى پيروانى نبوده اند , پس تنها مى توان گفت : در آن زمان بذرهاى مذاهب افشانده شد , ولى مذهب جمعى وجود نداشت .
27 ـ زمان پيدايش مذاهب :
در اواخر ايام تابعين و اوايل تابعان تابعين , افرادى مرجع و پاسخگوى احكام بودند , از آن جمله :
نعمان بن ثابت , معروف به ابوحنيفه ( م 150 ) ,
محمد بن عبدالرحمن , معروف به ابن ابى ليلا ( م 148 ) ,
سفيان بن سعيد ثورى ( م 161 ) ,
ابن شبرمه ( م 144 ) , در كوفه ,
عبدالملك بن عبدالعزيز معروف به ابن جريح ( م 150 ) ,