بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 279

مباحث و شيوه هاى استدلالى آنها را تكامل و گسترش بخشد , و در اين زمينه موفقيتهاى بسيارى نصيب او شد و كتابهاى ارزشمندى از خود به يادگار گذاشت كه پيوسته تا اين زمان مورد استفاده فقيهان و عالمان بوده است . از كتابهاى اصولى اوست :

الف ـ المعارج فى اصول الفقه .

ب ـ نهج الوصول الى معرفة الاصول .

ابن داود شاگرد او در شمار تأليفات او از اصول الفقه نام مى برد . كتابهاى اصولى وى از مشهورترين كتابهاى اصولى شيعه بوده است . مزاياى تحقيقات و بررسيهاى علمى دقيق و شيوه هاى جالب استدلالى او باعث شد كه به محقق على الاطلاق مشهور شود .

2 ـ يحيى بن سعيد هذلى ( م 690 ) : او نيز به سهم خويش در تكامل و گسترش استدلال در ابحاث اصولى و فقه اجتهادى كوشيد , و در فضل و بزرگوارى او همين بس كه كتاب بسيار گرانقدرى به نام المدخل فى اصول الفقه تنظيم و تأليف نمود كه مورد استفاده عالمان و دانشوران قرار گرفت .

3 ـ ابومنصور جمال الدين حسن بن سعيد بن سديدالدين يوسف بن على بن مطهر حلى , مشهور به علامه حلى ( م 726 ) , وى به بركت استعداد و ذوق و نبوغ خارق العاده خود و امتياز برخوردارى از استادى بزرگ چون محقق حلى ( دايى بزرگوارش ) و نيز به سبب تلاشهاى مداوم خويش , توانست سهم بسيارى در تكامل گسترش استدلال در ابحاث اصولى و فقه اجتهادى داشته و بحثهاى گسترده و مستدلى را مطرح كند و به نقد و تحليلهاى تازه اى در آنها بپردازد .

او در اين زمينه كتابهاى متنوع و گرانقدرى را با شيوه هاى نوين و جالب تأليف كرده كه از آن جمله است : تهذيب طريق الوصول الى علم الاصول , مبادى الوصول الى علم الاصول , النكت البديعه فى تحرير الذريعه , نهايه الوصول الى علم الاصول , منتهى الوصول الى علمى الكلام و الاصول , نهج الوصول الى علم الاصول , غاية الوصول و ايضاح السبل فى شرح مختصر منتهى الوصول و السئول .

در اهميت علمى علامه حلى همين بس كه از زمان او تا زمان شهيد ثانى يعنى در قرن هشتم و نهم و مقدارى از قرن دهم بيشتر تأليفات وى در ابحاث اجتهادى مدار بحث و تدريس بوده است . مزاياى تحقيقات نوين اجتهادى او باعث شد كه به علامه على الاطلاق مشهور شود .


صفحه 280

در ميان كتابهاى اصولى ياد شده آنكه در حوزه هاى آن زمان از جايگاه خاصى

برخوردار بود و توجه عالمان بزرگ را به خود جلب كرد , كتاب تهذيب الوصول الى علم الاصول بوده است . اين كتاب به جهت دارا بودن امتيازاتى از قبيل عبارات جالب , ايجاز در كلام و متانت در تعبير و ترتيب نوين , مورد توجه خاص و استفاده عالمان زمان خود قرار گرفت , از اين رو دانشمندان و فرزانگان شرحها و تعليقه ها و حواشى بر آن نوشته اند . بجاست اسامى برخى از آنها را در اينجا يادآور شويم :

ـ جمال الدين عبدالله حسينى جرجانى , كه به نقل رياض العلماء از تلاميذ محقق كركى و به نقل بعضى ديگر , از معاصران وى بوده و شرح خود را به سال 929 نوشته است .

ـ سيد عميدالدين عبدالمطلب بن محمد حسينى حلى , شاگرد و خواهرزاده علامه , شرح او بر تهذيب الاصول , منية اللبيب نام دارد .

ـ ضياء الدين عبدالله بن محمد بن على بن اعرج حسينى , معروف به ضيايى , خواهر زاده علامه .

ـ ابوطالب محمد بن حسن ( فرزند علامه ) مشهور به فخر المحققين ( م 771 )

شرح او بر كتاب ياد شده غاية السئول فى شرح تهذيب الاصول نام دارد .

ـ جمال الدين محمد بن مكى ( م 786 ) معروف به شهيد اول , او ميان دو شرح عميدى و ضيايى بر تهذيب الاصول را جمع كرد و در كتابى گردآورى نموده است .

4 ـ جمال الدين مقداد بن عبدالله سيورى حلى ( م 828 ) , او نيز به سهم خود در اين زمينه تأليف دارد و در مقدمه التنقيح الرائع لمختصر الشرايع كه اخيرا چاپ شده مذكور است .

5 ـ زين الدين جباعى عاملى معروف به شهيد دوم ( م 966 ) و نيز به شيوه هاى فقه اجتهادى تكامل بخشيد , در كتابهاى تراجم در شمار تأليفات او اصول الفقه نيز ياد شده است .

6 ـ حاجبى , او نيز كتابى در اصول فقه به نام مختصر دارد كه در طى چند قرن اخير مورد استفاده بوده است و دانشمندان بر آن حواشى و تعليقات نوشته و سالها از كتابهاى درسى محسوب مى شده است .

7 ـ ابومنصور جمال الدين حسن بن زين الدين ( م 1011 ) فرزند شهيد ثانى , او نيز


صفحه 281

در زمينه اصول الفقه كتاب معالم الاصول را نوشته كه داراى ويژگيهايى است از جمله : ترتيب , تنظيم , دقت مطالب , تلخيص مسائل , جمع بين اقوال موافق و مخالف , ذكر دلايل اقوال , بيان رسا و عبارات شيوا و بدون ابهام و پيچيدگى . لذا اين كتاب مورد شگفتى عالمان آن زمان و پس از آن قرار گرفته و تاكنون اعتبار و ارزش خود را از دست نداده و همواره مورد عنايت محققان و مدرسان در زمانهاى گوناگون قرار گرفته است . كتابهاى اصولى پس از آن هم با همه دقت و تحقيق و ذوق و سليقه هاى به كار رفته نتوانسته اند جاى آن را بگيرند .

در قرون اخير , عده زيادى از اصوليان به شرح و تعليقه و حاشيه بر آن پرداخته اند كه از جمله آنهاست : عالم بزرگوار محمد بن حسن شيروانى ( م 1098 ) و محقق آقا حسين خوانسارى ( م 1098 ) و مولى محمد صالح مازندرانى ( م 1086 ) و آية الله سيد جمال الدين خوانسارى نجل سيد حسين خوانسارى ( م 1125 ) و آية الله سيد على طباطبايى ( م 1231 ) و آية الله سيد محمد مجاهد ( م 1242 ) و استاد كل وحيد بهبهانى ( م 1205 ) مشهور است كه او داراى حواشى زيادى بر معالم است . و البته جز اينها حواشى ديگرى موجود است ولى بهترين حواشى از نظر دقت و تحقيق , هداية المسترشدين , اثر علامه محمد تقى اصفهانى ( م 1248 ) است .

8 ـ علامه و نابغه بزرگ شيخ محمد بن حسين بن عبدالصمد , معروف به شيخ بهايى ( م 1031 ) او نيز از محققان بنام است و آثار گرانسنگى در علوم مختلف از خود بجا نهاده و در زمينه اصول فقه , كتابى به نام زبدة الاصول تأليف كرده است .

9 ـ علامه عبدالله بن محمد بشروى خراسانى , معروف به تونى ( م 1071 ) نيز در زمينه ابحاث اجتهادى كتابى تأليف نموده به نام الوافيه فى علم الاصول , اين كتاب چون داراى اسلوب جالبى بود بدين جهت مورد توجه عالمان زمان خود قرار گرفت و بر آن شرحها نوشته اند , بجاست اسامى بعضى از آنها را ياد آور شويم :

سيد صدر الدين قمى , سيد جواد عاملى ( صاحب مفتاح الكرامه ) , سيد محمد مهدى بحرالعلوم و سيد محسن اعرجى .

10 ـ علامه سيد جمال الدين , فرزند آية الله السيد حسين خوانسارى ( 1125 ) در اين زمينه كتابى به عنوان تعليقه بر شرح مختصر عضدى نوشته است . شيخ اعظم انصارى در كتاب گرانقدر رسائل مى گويد : او در بعضى افكار و انديشه هاى اصول بر


صفحه 282

ديگران پيشى داشت . و نيز جز اينها كه نيازى به ذكر آنها نيست .

برخى نظرات و فتاواى ابن ادريس :

ابن ادريس فتاوى و نظرات ويژه اى داشته است , از جمله :

1 ـ عدم حجيت خبر واحد

2 ـ عدم بطلان روزه با سرفروبردن در آب .

3 ـ عدم طهارت غير شيعه .

4 ـ نجس بودن و لدالزنا اگر چه شيعه باشد .

5 ـ جواز ابتدا از اسفل در شستن اعضاى وضو ( سيد مرتضى نيز قابل به اين مطلب است . (

6 ـ مهمان در ماه رمضان بايد هم خود فطره بپردازد و هم ميزبان .

7 ـ معتبر نبودن فقر در سيد براى گرفتن خمس .

8 ـ باطل نشدن روزه به قى اگر چه عمدى باشد و واجب نشدن كفاره .

9 ـ وجوب نفقه زن صغيره بر شوهرش اگر چه وطى او جايز نباشد .

10 ـ حرمت ابدى نشدن زن صغيره در صورتى كه با او وطى كرده باشد .

11 ـ وجوب تمكين بر زن اگر چه شوهر نتواند مهريه اش را بپردازد .

12 ـ جواز تعيين مطلقه به قرعه در طلاق يكى از زنان خود و اختيار كردن زن پنجم پيش از تعيين مطلقه .

13 ـ صحيح نبودن اعتكاف مگر در مسجدالحرام و مسجدالنبى و مسجد كوفه و مسجد مدائن ( رسالتان مجموعتان , ص ( 82

14 ـ استحباب روزه اعتكاف در سفر ( كتاب مبسوط . (

15 ـ واجب نبودن زكات در مال كودك و ديوانه .

16 ـ نجس شدن آب چاه با ملاقات نجاست چه تغيير بكند و چه نكند .

17 ـ ثابت نشدن رباء در معدود و اختصاص حكم آن به مكيل و موزون .

18 ـ تحقق احرام عمره و حج تنها به نيت و تلبيه .

19 ـ جواز مسح محل مرطوب در وضو .

( براى آگاهى بيشتر مراجعه شود به روضات الجنات ج 6 / ص 289 و مختلف علامه )


صفحه 283

نتايج مفيد كار ابن ادريس :

اكنون بجاست نتايج مفيد و سازنده كار عظيم ابن ادريس را در اينجا يادآور شويم :

1 ـ گسترش استدلال در ابحاث اجتهادى .

2 ـ بسته شدن باب تقليد و باز شدن مجدد باب اجتهاد .

3 ـ بازنگرى در انديشه هاى شيخ طوسى .

4 ـ محكوم شدن خودباختگى در برابر آراى افراد بزرگ . عالمان پيش از او در مقام بيان احكام , بر آراى بزرگان بسنده مى كردند به گونه اى كه وحشت داشتند حرفى بر خلاف آنان بگويند , در اين هنگام ابن ادريس اين خودباختگى به گونه عملى را محكوم ساخت و براى شيوه اجتهاد صحيح طرح واقعى و مطلوب را ارائه داد .

5 ـ پيدايش استدلال به عقل[1], گرچه به كارگيرى عقل در استنباط در دوره سوم از ادوار اجتهاد توسط ابن عقيل عمانى و ابن جنيد اسكافى انجام شد , ولى استدلال به آن در كتاب ابن ادريس به گونه صريح و در دامنه وسيع به كار گرفته شد و در كتابهاى پيش از او استدلال به عقل به چشم نمى خورد , و همانگونه كه از كلام وى در السرائر روشن مى شود او فقيهان زمان خود را به استناد به دليل عقلى فراخوانده است , بنابراين فقه اجتهادى با تلاش ابن ادريس پا به مرحله جديدى نهاد .

آثار ابن ادريس :

عالمان شيعه و سنى , ابن ادريس را صاحب تصنيفات و تأليفات بسيارى دانسته اند , از جمله آنان : ابن داوود در كتاب رجال خود ( ص 489 ) مى گويد : او داراى تأليف زيادى بوده است .

ذهبى مى نويسد : او آثارى در اصول و فروع داشته است . ( سير اعلام النبلاءج 21 / ص 332 ) . بخشى از مؤلفات او عبارتند از :

1 ـ كتاب السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى : اين كتاب داراى مزايايى به شرح زير است :

[1]ـ درباره پيدايش استدلال به عقل و نيز حدود حجيت و كارآيى آن از ديدگاه مذاهب اسلامى نگارنده به گونه مفصل مورد بحث و بررسى قرار داده و نظر خود را بيان داشته ام و ابحاث آن در كتاب منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى در منبع چهارم كه عقل است درج گرديده است .


صفحه 284

الف ـ اشتمال بر ابواب فقه .

ب ـ ابداع و ابتكار در دسته بندى مباحث و ترتيب آنها .

ج ـ دور بودن از ايجاز مخل و اطناب ممل .

د ـ شيوه نگارش جالب و روان .

اين كتاب مورد توجه خاص عالمان و فقيهان قرار گرفته , از اين رو شروحى بر آن نوشته شده است , و مدتها جزو كتابهاى درسى حوزه هاى علميه بوده و پس از قرنها هنوز اهميت خود را از دست نداده است . ابن ادريس اين كتاب را بنا بر آنچه كه از كتاب صلح و مواريث آن برداشته مى شود در خلال سالهاى 587 ـ 588 تأليف نموده و او در آن وقت بيش از 30 سال نداشته است . اين كتاب بارها به چاپ رسيده است .

2 ـ تعليقات او بر تبيان شيخ طوسى . به گفته شيخ حر عاملى , اين كتاب مشتمل بر حواشى و نظرات مخالف او با آراى شيخ طوسى بوده است .

3 ـ منتخب تبيان شيخ طوسى : اين كتاب در سال 1409 در قم نشر يافته است .

4 ـ مسائل ابن ادريس .

5 ـ رساله در معناى ناصب .

6 ـ خلاصه الاستدلال فى المواسعه و المضابعه .

7 ـ مناسك

براى آگاهى بيشتر در اين زمينه مى توانيد به كتاب الذريعه ( ج 20 / ص 330 ) و ريحانة الادب ( ج 5 / ص 246 ) و رياض العلماء ( ج 5 / ص 33 ) الوافى بالوفيات ج 2 / ص 183 ) مراجعه كنيد .

اساتيد ابن ادريس :

ابن ادريس اساتيد بزرگى را درك كرده و از آنها دانشهاى گوناگونى آموخته است , بجاست برخى از آنان را يادآور شويم :

1 ـ سيد ابوالمكارم حمزة بن على بن زهره حسينى حلبى ( صاحب كتاب الغنيه . (

2 ـ شيخ عماد محمد بن ابوالقاسم طبرى .

3 ـ شيخ هبة الله سوراوى ( در بعضى از كتب تراجم جديد اسم او شيخ حسين بن رطبه سوراوى آمده است . (


صفحه 285

4 ـ سيد عزالدين شرفشاه بن محمد حسينى .

5 ـ شريف ابوالحسن على بن ابراهيم علوى عريضى .

6 ـ شيخ ابوعلى طوسى ( فرزند شيخ طوسى (

7 ـ شيخ الياس بن ابراهيم حائرى .

8 ـ شيخ عربى بن مسافر عبادى .

9 ـ شيخ حسين بن رطبه .

شاگردان ابن ادريس

ابن ادريس در سنين جوانى در امر تدريس , يگانه استاد عصر خود شد و در مجلس درس او در حله عالمان بزرگ شركت مى كردند . در بين شاگردان او شخصيتهاى كم نظيرى وجود داشتند كه برخى از معروفترين آنها را در اينجا يادآور مى شويم :

1 ـ سيد محمد بن عبدالله بن زهره حسينى حلبى

2 ـ شيخ نجيب الدين ابوابراهيم محمد بن نماحلى

3 ـ احمد بن مسعود اسدى حلى

4 ـ شيخ جعفر بن نما

5 ـ شيخ ابوالحسن على بن يحيى بن على خياط

6 ـ ابوعلى فخار بن معد بن فخار موسوى حائرى

7 ـ حسن بن يحيى بن سعيد حلى

اينان نيز به شيوه ابن ادريس در ابحاث اجتهادى استمرار بخشيده و در تكامل و گسترش فقه اجتهادى از استاد خود پيروى نموده اند .

ابن ادريس از ديدگاه عالمان اهل سنت :

اكنون برخى از سخنان عالمان اهل سنت را درباره ابن ادريس مىآوريم :

علامه احمد بن على معروف به ابن حجر عسقلانى ( م 852 ) در كتاب لسان الميزان ( ج 5 / ص ( 65 مى نويسد : محمد بن ادريس عجلى حلى از فقهاى شيعه و از عالمان بزرگ آنهاست , او داراى تصانيفى در فقه اماميه است و در عصر وى شيعه , دانشمندى مانند او را نداشته است .


صفحه 286

ابوالفضل عبدالرزاق بن احمد بن محمد بن شيبانى حنبلى معروف به ابن فوطى ( م 723 ) در كتاب خود تلخيص مجمع الاداب فى معجم الالقاب مى نويسد : فخرالدين ابوعبدالله محمد بن ادريس از فاضلان و فقيهان شيعه و از عالمان به اصول شريعت بوده است .

محقق بزرگ صلاح الدين خليل بن ايبك معروف به صفدى ( م 764 ) در كتاب الوافى بالوفيات ( ج 2 / ص 183 ) مى نويسد : ابن ادريس از عالمان رافضه بوده و در عصر خود در فقه نظير نداشته است .

ابن ادريس در نظر علماى شيعه :

علامه مجلسى در كتاب بحارالانوار ( ج 1 , ص 163 ) او را ستوده و با القابى مانند : فاضل و ثقه و علامه توصيف نموده است .

محقق خوانسارى در كتاب گرانقدر روضات الجنات ( ج 6 / ص 279 ) مى نويسد : فضيلت ابن ادريس و مقام و مرتبه والاى او را در شيعه نمى توان انكار كرد , و نظر وى در يك مسأله ( عدم حجيت خبر واحد ) باعث طعن بر او نمى شود و چه بسا از امثال او اشتباهات واضحى ديده شده است . بخصوص در مثل همين مسأله ( عمل به خبر واحد ) و خيلى از متأخران كه اين طعن را بر او روا داشته اند به بسيارى از اقوال او عمل كرده اند , مى توان از محقق و علامه نام برد . شيخ حر آملى ( م 1104 ) در كتاب امل الامل ( ج 2 / 243 ) مى نويسد : بزرگان متأخر بسيار از او تجليل نموده اند و كتاب سرائرش را با آنچه از مؤلفات و اصول متقدمين در آخر آن نقل كرده مورد اعتماد قرار داده اند .

وى در ادامه سخن مى گويد : علامه حلى و ساير علما , اقوال او را در كتابهاى استدلالى خود نقل نموده و بيشتر آنها را پذيرفته اند .

محقق خوانسارى در روضات الجنات ( ج 6 / ص ( 274 مى نويسد : ابن ادريس حبر كامل محقق علامه , افتخار ملت و دين بوده است .

محدث نورى در مستدرك الوسائل ( ج 3 / ص 481 ) مى نويسد . . . عالمان بزرگ در اجازات و تراجم خود به مقام والاى او در علم و فهم و تحقيق و فقاهت اذعان و اعتماد دارند .

سيد محسن امين در اعيان الشيعه ( ج 4 / ص 120 ) مى نويسد : ابن ادريس از فقيهان