بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 295

الف ـ شهرت به فضل در دوران تحصيل ,

ب ـ توجه و عنايت خاص وحيد به او ,

ج ـ موقعيت و مقام اجتماعى و خانوادگى ,

د ـ شايستگيهاى فكرى و معنوى ,

استاد كل وحيد هنوز زنده بود كه بحرالعلوم تصدى زعامت شيعيان را آغاز كرد و نيز كرسى تدريس را به عهده گرفت , در مجلس درس وى صدها طالب علم شركت مى كردند . از ميان شاگردان او شخصيتهايى بزرگ برخاستند كه آنان نيز در تكامل و گسترش ابحاث اجتهادى نقش بسزايى داشته اند . بجاست نام برخى از آنها را در اينجا يادآور شويم :

شيخ احمد نراقى صاحب مستندالشيعه ( م ( 1245

شيخ محمد ابراهيم كلباسى اصفهانى , صاحب اشارة الاصول ( م ( 1261

شيخ محمد تقى اصفهانى , صاحب حاشيه معالم الاصول ( م ( 1248

شيخ مير على طباطبايى , صاحب رياض المسائل ( م ( 1231

سيد محمد جواد عاملى , صاحب مفتاح الكرامه ( م ( 1226

سيد محمد مجاهد , صاحب مفاتيح الاصول و مناهل ( م ( 1242

( براى آگاهى بيشتر در اين باره مراجعه كنيد به مقدمه جلد اول رجال بحرالعلوم , صفحه 67 ـ . ( 70

براى بحرالعلوم بيش از 30 تأليف در علوم مختلف در مقدمه كتاب رجالى او ذكر نموده اند و در آنها دو كتاب اصولى به چشم مى خورد : يكى الفوائد الاصوليه و دومى الدرة البهيه فى نظم بعض المسائل الاصوليه .

3 ـ شيخ جعفر كبير

مجتهد بزرگ شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء ( م 1228 ) نويسنده كتاب كشف الغطاء عن متهمات الشريعه الغراء , وى نيز از تلاميذ علامه وحيد بود و هنوز استادش در قيد حيات بود كه زمزمه جانشينى وى به جاى وحيد بهبهانى در امر تقليد آغاز گرديد .

استحضار او در هر مسائل اصولى و ابحاث اجتهادى زبانزد خاص و عام و در زمينه


صفحه 296

تكميل و گسترش ابحاث اصولى و فقه اجتهادى سهم زيادى نصيب او شد . صحت ارزش و اعتبار آثار او بيش از كسانى بود كه در اين زمينه سابقه داشتند , همچنين او قواعدى در كتاب خود مطرح كرد كه پيش از او ديده نشده است . و بهترين شاهد آن كتاب كشف الغطاء اوست كه هر كسى آن را مورد مطالعه قرار دهد اين نظر ما را تصديق مى كند . در اين كتاب قواعد و اساس اجتهاد و استنباط براى نسلهاى آينده به وديعت نهاده شده است .

مرحوم شيخ اعظم انصارى درباره او چنين گفته است : اگر فردى قواعد اصولى را كه شيخ در اول كشف الغطاء مطرح ساخته به اتفاق بداند از نظر من مجتهد است . اهميت ويژه اى كه شيخ انصارى در مكاسب براى مبانى اجتهادى شيخ جعفر قايل بوده است براى هيچ كس حتى براى اساتيد خود مانند صاحب جواهر و ديگران قايل نبوده است . لذا در مكاسب ديده مى شود كه از او به عنوان بعض اساطين , و از صاحب جواهر به بعض معاصرين تعبير مى كند . او هنگامى كه نظرات كاشف الغطاء را مطرح مى كند بسيار محتاطانه آنها را در مورد بررسى قرار مى دهد و سعى مى كند كه نظريه او را تأييد كند ولى در برابر آرا و نظرات صاحب جواهر اين گونه نيست .

و نيز غير از شيخ انصارى عالمان بزرگ ديگرى اهميت ويژه اى براى قواعد اجتهادى او قايلند كه براى ديگران چنين ويژگى را قايل نيستند . عالمان رجالى نيز مانند عالمان فقهى و اصولى آنگونه كه براى او در آثارشان اهميت قايلند براى ديگران قايل نيستند .

مرحوم شيخ عباس قمى در كتاب الكنى و الالقاب به نقل از شيخ نورى در مستدرك در وصفش مى گويد : او از آيات شگفت خداست كه انديشه ها از درك و زبانها از وصف وى قاصر است .

شيخ جعفر كبير علاوه بر اينكه در عصر خود از جهت تبحر در استخراج احكام الهى از پايه هاى اصلى استنباط بى نظير بود , در تدريس و بيان احكام نيز از جلوه خاصى برخوردار بود و بدين جهت از حوزه درس او بزرگانى مانند صاحب جواهر و حجة الاسلام شفتى صاحب مطالع الانوار و شيخ محمد ابراهيم كلباسى صاحب اشارة الاصول و سيد صدر الدين عاملى و شيخ محمد تقى اصفهانى صاحب حاشيه معالم برخاسته اند كه هر كدام در گسترش و تكامل فقه اجتهادى نقش عمده اى داشته اند .

همانگونه كه قبلا گفتيم استاد كل وحيد بهبهانى در اواخر عمر از مرجعيت


صفحه 297

كناره گيرى كرد و مردم را به مبرزترين شاگردش ارجاع داد , برخى از عالمان عصرش از كلام وحيد اينگونه برداشت نموده بودند كه مقصود او آية الله سيد على طباطبايى صاحب رياض المسائل خواهر زاده و داماد اوست , ولى برخى ديگر مقصود او را كاشف الغطاء دانسته اند و منشأ برداشت اول اين بود : زمانى كه براى او مسأله شرعى مطرح مى شد مى فرمود به آقا سيد على مراجعه كنيد . و ديگر فوق العادگى او در امر تدريس و تأليف بود كه بعضى او را در اين ابعاد او نوادر محسوب مى داشتند . و منشأ برداشت دوم ملاكات و ويژگيهايى بود كه در شيخ جعفر وجود داشت . بجاست برخى از ويژگيهاى او را يادآور شويم :

الف ـ شهرت فوق العاده ايشان به فضل و علم , به گونه اى كه در حوزه نجف اشرف مشار با لبنان بود و سر آمد تلاميذ وحيد بهبهانى به شمار مىآمد و اين شهرت هم اكنون نيز پس از گذشت دو قرن از رحلت او همچنان به قوت خود باقى است .

ب ـ گواهى وحيد بهبهانى به مراتب علمى و فقاهتى او در مناسبتهاى مختلف , پيش از اينكه از مرجعيت كناره گيرى كند .

ج ـ اعتقاد بحرالعلوم به علميت فراوان او , در مقدمه رجال بحرالعلوم صفحه 41 آمده است : بحرالعلوم بعد از وفات استاد كل وحيد , شيخ جعفر كبير را براى فتوا و تقليد تعيين نمود و در مناسبتهاى مختلف بر اين امر تأكيد فراوان داشته و حتى به تمام بستگانش دستور داد كه از شيخ جعفر تقليد نمايند و اين خود بيانگر نهايت اعتقاد وى به شيخ از نظر علمى و تقوا بوده است .

د : بعد از وفات وحيد , بحرالعلوم كارها را بين علماى مهم در نجف اشرف تقسيم كرد , بدين گونه كه براى تقليد و بيان احكام شرعى شيخ جعفر كبير را و براى امامت در نماز جماعت استاد بزرگ فقه و اصول شيخ حسين نجف را[1]و براى قضاوت شيخ شريف محى الدين را معين كرد و براى خود نيز تدريس و اداره شئون مسلمانان را در نظر گرفت .

يكى از ويژگيهاى مهم شيخ جعفر اين بود كه وى عالم بسيار شجاعى بود , نوشته اند كه اهالى نجف اشرف در هر پيش آمدى به او مراجعه مى كردند , از آن جمله محاصره نجف

[1]ـ اعتقاد بحرالعلوم به شيخ حسين نجف بيش از اندازه است . او و شيخ جعفر كبير و شريف محى الدين و بيشتر عالمان آن زمان نجف اشرف در نماز جماعت او در مسجد هندى شركت مى جستند و بحر العلوم آرزو مى كرد كه شيخ حسين نجف بر جنازه او نماز بخواند

.


صفحه 298

از طرف فرقه وهابيها بود . در برخى پيشآمدها شيخ شخصا سلاح پوشيد و با دشمن پيكار نمود , معروف است كه خانه شيخ مركز مهمات و اسلحه و نيز جايگاه مدافعان بوده است .

4 ـ سيد جواد عاملى

آية الله سيد جواد عاملى ( م 1226 ) از شاگردان وحيد بهبهانى و بحرالعلوم و كاشف الغطاء و شيخ حسين نجف بوده و در اين دوره در مباحث اجتهادى تلاش فراوانى مبذول داشت و در نتيجه از درخشندگى خاصى در حوزه هاى علميه برخوردار گرديد .

مجلس درس او از شكوه خاصى برخوردار بود . از ميان شاگردان او افراد برجسته اى همچون صاحب جواهر , سيد صدرالدين عاملى و شيخ محمد على هزار جريبى و . . . برخاستند كه هر كدام بخصوص صاحب جواهر در تكامل مبانى فقهى و مباحث اجتهادى نقش عمده اى داشته اند .

كتاب مهم فقهى او مفتاح الكرامه گواه زنده اى بر تبحر علمى و احاطه او بر آرا و اقوال مجتهدان است . او در اصول شرحى بر وافية الاصول فاضل تونى و حاشيه بر تهذيب الاصول علامه حلى و تعليقه اى بر كتاب معالم الاصول دارد .

ويژگيهاى سيد جواد عاملى را مى توان بدين شرح برشمرد :

الف ـ حافظه قوى . در اعلام الشيعه آمده است : زمانى كه وى در قم بود ميرزاى قمى براى آگاهى از اقوال و آراى فقيهان به او مراجعه مى كرد .

ب : شجاعت فوق العاده , هنگامى كه نجف اشرف مورد محاصره وهابيها قرار گرفت او از پيشگامان در مقام دفاع بود و در اين زمينه نيز رساله اى نوشته است .

ج : مقرر درسهاى سيد على طباطبايى و شيخ حسين نجف و كاشف الغطاء حوزويان مى دانند اين عنوان فقط براى كسى حاصل مى شود كه داراى حافظه و استعداد قوى باشد بخصوص آنكه در چند درس مقرر باشد .

5 ـ آية الله كاظمى

آية الله شيخ اسدالله دزفولى معروف به كاظمى , صاحب مقابس الانوار ( م 1234 ) و از تلاميذ مرحوم بحرالعلوم و كاشف الغطاء و سيد على طباطبايى است .


صفحه 299

اين اصولى بزرگ , گو اينكه با همه علم و هوش و انديشه قوى تأليف مبسوطى در علم اصول ندارد , ولى افراد برجسته اى از حوزه درسهاى فقهى و اصولى او بيرون آمدند , از آن جمله شيخ على كاشف الغطاء است كه استاد شيخ اعظم انصارى بوده است .

او در علم اصول , تنها رساله اى به نام كشف القناع عن وجوه حجية الاجماع دارد . اين كتاب بسيار با ارزش و سودمند بوده و همه طرق و مسالك و شيوه هاى قابل طرح درباره اجماع را مطرح كرده و حاوى فروع و مسائل گوناگونى در اين باب است و بدين جهت گفته شده كه بهترين كتاب در زمينه اجماع است .

در هر حال او يكى از نوابغ حوزه عصر خود به شمار مىآمد , تا آنجا كه برخى او را در رديف علامه حلى به حساب آورده اند .

6 ـ سيد محسن اعرجى

آية الله سيد محسن اعرجى ( م 1240 ) يكى از شاگردان مبرز استاد كل وحيد بهبهانى بود . محقق خوانسارى در روضات الجنات درباره ايشان مى نويسد : او از اعاظم روزگار خود به شمار مى رفت و در بحثهاى اصولى محقق بود و در ابحاث فقهى حق مطلب را به گونه شايسته ادا كرده است .

اعرجى بزرگانى را در مدرسه خود تربيت كرده است كه از آن جمله مى توان از سيد عبدالله شبر ( م 1322 ) شيخ محمد تقى اصفهانى ( م 1242 ) و حجة الاسلام شفتى ( م 1260 ) نام برد .

او در شرح بر الوافيه فى علم الاصول مولى عبدالله بن محمد بشروى خراسانى معروف به تونى داشت كه يكى از آن دو به گونه مختصر و ديگرى به گونه مفصل تدوين گرديده بود , اولى را به نام المحصول فى شرح وافية الاصول و دومى را به نام الوافى ناميد .

ميرزاى قمى در كتاب قوانين الاصول خود از كتاب المحصول وى نام برده است . او در فقه نيز كتابى به نام وسائل الشيعه دارد .

7 ـ ملا مهدى نراقى

آية الله ملامهدى نراقى كاشانى ( م 1209 ) از تلاميذ وحيد بهبهانى و شيخ يوسف


صفحه 300

بحرانى صاحب حدائق و حاج ملااسماعيل خواجويى بوده است . او داراى تأليفات زيادى است كه از جمله آنها تجريد الاصول است . اين كتاب اگر چه از نظر حجم كوچك , ولى از نظر محتوا و مضمون بسيار بزرگ است .

اين عالم جليل القدر علاوه بر مقام اجتهاد و مرجعيت داراى طبع شعر هم بوده و اشعار جالبى مى سروده است و اشعار او در دو كتاب به چاپ رسيده است . ملامهدى نراقى نخستين عالم بزرگى است كه بعد از وحيد بهبهانى وفات نمود .

8 ـ سيد على طباطبايى

آية الله سيد على طباطبايى ( م 1231 ) شاگرد و داماد و خواهرزاده وحيد بهبهانى , او داراى تأليفات گرانقدر از آن جمله رساله هايى در اصول است , ولى تأليف معروف او كتاب فقهى رياض المسائل است , كه شرح بر مختصر النافع محقق حلى است , اين كتاب از نظر تربيت و تنظيم در اين دوره بى نظير و نخستين كتابى است كه به شكل كامل به جامعه علمى آن عصر عرضه شده و از اين رو مورد شگفتى و استفاده عالمان اين دوره و دوره هاى بعد واقع شد و هنوز هم بعد از گذشتن دو دوره از اهميت آن كاسته نشده و مورد استفاده محققان و فقهاى بزرگ قرار دارد . در اينجا بجاست سخن صاحب جواهرالكلام را درباره آن نقل كنيم , وى در مقدمه آن كتاب گفته است :

(( من كتاب جواهر را به عنوان كتاب مورد مراجعه ديگران ننوشته , بلكه براى خودم به عنوان يادداشت نوشتم , چون در مسافرت مورد پرسش مسائل شرعى قرار مى گرفتم تصميم گرفتم كتابى كه به هنگام نياز مرجع مى باشد بنويسم , اگر قصد داشتم در فقه كتابى بنويسم به سبك رياض المسائل مير سيد على طباطبايى مى نوشتم . ((

در وصاياى شيخ اعظم انصارى به طلاب آمده است : كتاب رياض المسائل سيد على طباطبايى را مورد بحث و بررسى قرار دهيد زيرا شما را در نيل به اجتهاد كمك فراوان خواهد نمود .

9 ـ ميرزاى قمى

آية الله ملا ابوالقاسم گيلانى رشتى معروف به ميرزاى قمى ( م 1231 ) نويسنده كتاب مشهور قوانين الاصول . اين كتاب به مبانى اصول فقه تكامل بخشيد و به گونه


صفحه 301

چشمگيرى آنها را پايدار ساخت و در نوع خود از لحاظ جامعيت ترتيب و دسته بندى و تعبيرات , كم نظير و يا بى نظير است , از اين رو عالمان بسيارى بر آن حواشى نوشته و مورد تدريس قرار داده اند . او كتابهاى ديگرى نيز دارد كه دانشيان رجالى آنها را در كتابهايشان يادآور شده اند .

در اينجا يادآور مى شويم كه ميرزاى قمى داراى دو رساله بود : يكى شامل پاره اى از مسائل عبادات و معاملات , و ديگرى شامل همه ابواب فقه به نام جامع الشتات كه مجموعه اى از پرسشها و پاسخهاست . رساله اخير وى از بهترين رساله هاى فقهى است كه ساير رساله هاى پرسش و پاسخ را تحت الشعاع قرار داده است . اين رساله نمايانگر احاطه كامل او به دقايق فقه اجتهادى است . اين رساله از زمان تأليف آن تاكنون مورد نظر فقيهان بوده و به آن اهميت داده و مى دهند و اخير اين كتاب توسط انتشارات كيهان تجديد چاپ شده است .

10 ـ شريف العلماء مازندرانى :

محمد شريف بن حسن على معروف به شريف العلماء مازندرانى ( آملى ) ( م 1245 هـق ) او فقيهى بزرگ و اصولى نكته سنج و مدرس كم نظير در كربلا و از تلاميذ سيد على طباطبايى و سيد محمد مجاهد بوده است . اين اصولى بزرگ و جوان , گو اينكه در علم اصول و قواعد اجتهادى با همه تخصص و تبحرى كه داشت از خود كتابى به يادگار نگذاشته است , درس او در حوزه علميه كربلا در مباحث اجتهادى سرآمد همه درسها و از رونق و شكوه خاصى برخوردار بوده است . بنا به نقل صاحب تكمله امل الامل از شيخ محمد حسن آل يس كه از شاگردان شريف العلماء بود : (( هزار طالب علم در حوزه درس او شركت مى كردند كه در ميان آنها صدها نفر از علماى افاضل بودند . ((

از ميان شاگردان او مجتهدان برجسته اى در فقه و اصول پرورشى يافتند كه از آن جمله است : شيخ اعظم مرتضى انصارى , سعيدالعلماء مازندرانى ( بابلى ) و فاضل دربندى و سيد محمد شفيع جاپلقى و شيخ محمد حسن آل يس و مولى محمد مشهدى صاحب اصول الفقه و سيد ابراهيم قزوينى صاحب ضوابط الاصول كه وى مقرر درس شريف نيز شريف العلماء در اصول ترجيح مى دادند . بعد از رحلت استادش بيشتر از يك سال زنده نبود .


صفحه 302

در هر حال او يك كتاب مختصر در علم اصول ( مبحث الفاظ مسأله امر آمر با علم به انتفاء شرط آن ) دارد كه در كتابخانه مدرسه قزوينى در نجف اشرف موجود است . نقل شده كه از او پرسيدند چرا به تأليف كتابى جامع در اصول نمى پردازد , در پاسخ گفت : (( وقتم را به سه قسمت تقسيم نمودم : يك قسمت مربوط به تفكر و تحقيق در مبانى و اشكالات وارد بر آنها و قسمت ديگر مربوط به پاسخ به آن اشكالات و قسمت سوم مربوط به تدريس , بنابراين وقت خالى براى تأليف نمى ماند )) .

در اينجا تذكر يك نكته مناسب است و آن آغاز تدريس خارج است كه به ابتكار او انجام شده است .

نخستين عالم شيعه كه به گونه خارج تدريس كرد شريف العلماء آملى مازندرانى است و پيش از او معمول و رايج نبوده است . و منشأ اين شيوه او شيخ اعظم انصارى صاحب مكاسب و سعيد العلماء مازندرانى ( بابلى ) بوده اند[1], زيرا شيخ انصارى و سيدالعلماء كه هم مباحثه و از شاگردان ممتاز و برجسته شريف العلماء بوده اند در درس شريف زياد اشكال مى كردند و شريف هم پاسخ مى گفت و اين اشكال و پاسخ چون از روى كتابى نبوده , در نتيجه كم كم تدريس شريف العلماء كه از روى كتاب معالم بود از ميان رفت و از آن زمان به بعد ديگر عالمان درس را از خارج مى گفتند و تقرير مى كردند و نه از روى كتاب .

از آن پس در حوزه هاى علمى اماميه , پس از آنكه تلاميذ مراحل سطوح را مى گذراندند , مجتهدان براى آنها اصطلاحا درس خارج تدريس مى نمايند . در درسهاى خارج , علاوه بر متون علمى , از نظرات ديگر علما نيز استفاده شده و آنگاه به مطالب به طور مستقل از خارج مورد تحليل و بررسى و نقد قرار مى گيرد .

[1]ـ و نيز نخستين كسى كه ابحاث خارج را مانند خطيبان بر روى منبر مطرح مى كرده است شريف العلماء بود و كرسى درس او را شيخ اعظم انصارى خريدارى نمود . معروف است كه شيخ انصارى به نجار گفت منبرى براى درس آقا درست كند , در آن زمان چون سيد محمد مجاهد در بين مردم خيلى معروف بود و هنوز شريف العلماء آنقدر معروفيت نداشت نجار گمان برد براى تدريس او مى خواهد ولى شيخ به او گفت مقصودم از آقا , شريف العلماء مازندرانى است . در هر حال منبر براى درس ساخته شد و شريف العلماء بر كرسى رسمى تدريس نمود .