بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 17


4 - آيهء 76 و 77 و 78 از سورهء واقعه * ( إِنَّه لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّه إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ) * از اين آيه ، حكم حرمت مسّ كتابت قرآن مجيد ( بلكه به عقيدهء منقول از شافعى حواشى آن نيز ) براى كسى كه با طهارت نباشد و هم حرمت قرائت جنب و حائض همهء قرآن يا خصوص سوره هاى عزائم آن را ( با اختلاف مذاهب در اين موضوع ) استفاده گرديده است .
5 - آخر آيهء 109 از سورهء توبه * ( فِيه رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَالله يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ) * از اين آيه ، حكم طهارت از نجاسات استفاده گرديده و دور نباشد ، چنان كه فاضل مقداد ، توجه كرده و گفته است بر استحباب محافظت بر طهارت نيز اشعار داشته باشد .
6 - آخر آيهء 50 از سورهء فرقان * ( وَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً ) * از اين آيه علاوه بر حكم طهارت ذاتى آب حكم مطهّر بودن آن نيز استفاده شده است .
7 - وسط آيهء 11 از سورهء انفال * ( وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِه وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ ) * از راه « امتنان » مستفاد از اين آيه بر اين استدلال شده كه تنها آبست ، از همهء مايعات ، كه طهارت از حدث و خبث به آن حاصل مىگردد .
و هم به كلمهء « رجز » كه در لغت بمعنى نجاست و بحسب يكى از سه قول كه در تفسير آيه گفته شده مراد از آن جنابت است بر نجس بودن « منى » استدلال گرديده است .
8 - آيهء 222 از سورهء بقره * ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً ) *


صفحه 18


* ( فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ وَلا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ الله ، إِنَّ الله يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ - الْمُتَطَهِّرِينَ ) * .
از اين آيه شش حكم استفاده شده كه از آن جمله است نجس بودن حيض و موجب شدن آن براى غسل و وجوب اعتزال از زنان در آن حال .
9 - اول آيه 28 از سورهء توبه * ( إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا - الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا ) * از اين آيه چهار حكم استفاده شده كه از جمله است : نجس العين بودن مشركان و ممنوع بودن آنها از دخول در مسجد الحرام .
10 - آيه 92 از سورهء مائده * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنْصابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوه لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) * .
از اين آيه علاوه بر حكم حرمت خمر و قمار بر حكم نجاست خمر نيز استدلال شده است .
11 - آيهء 4 و 5 از سورهء مدّثّر * ( وَثِيابَكَ فَطَهِّرْ وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ ) * از اين آيه احكامى چند از قبيل « وجوب غيرى » تطهير استفاده شده است .
12 - اول آيه 118 از سورهء بقره * ( وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ . . ) * .
« كلمات » را در آيه عبارت از ده امر زير دانسته‌اند : پنج در قسمت سر و آنها عبارت است از مضمضه و استنشاق و فرق و چيدن شارب و مسواك كشيدن . و پنج ديگر در قسمت بدن و آنها عبارت است از : ختان و ستردن موى عانه و گرفتن ناخن


صفحه 19


< فهرس الموضوعات > 2 - كتاب صلوة شامل هشت نوع :
< / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 1 - مطلق نماز - مبني بر چهار آيه < / فهرس الموضوعات > و ستردن موى زير بغل و استنجاء .
آنگاه به ضميمهء آيهء شريفه * ( وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ ) * و نظائر آن كه بر پيروى از ملت ابراهيم دلالت دارد حكم اين امور از آيهء فوق بدست آمده است .
2 - كتاب صلاة آياتى كه بصلوة ارتباط دارد به اعتبار انواع نماز و مقدمات و مقارنات و سائر شئون و جهات آن بهشت نوع ، طبقه بندى شده و تحت هر نوع ، آياتى كه به آن نوع ارتباط دارد تعديد و احكام مستفاد از آن تحقيق گرديده است .
نوع اول در ذيل اين عنوان چهار آيه كه در بارهء مطلق نماز نزول يافته آورده شده است .
1 - آخر آيهء 104 از سورهء نساء * ( إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً ) * .
از اين آيه چهار حكم استفاده شده . از آن جمله است : وجوب محدود بودن نماز بحدود و شرائط و اوقات .
2 - آيهء 239 و 240 از سورهء بقره * ( حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلاةِ - الْوُسْطى وَقُومُوا لِلَّه قانِتِينَ فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالًا أَوْ رُكْباناً فَإِذا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا الله كَما عَلَّمَكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ ) * از جمله هفت حكم كه مستفاد از اين آيه دانسته شده وجوب محافظت است بر نمازها و وجوب نمازهاى نه گانه و وجوب قيام در نماز و مشروع بودن قنوت و جواز صلاة است به حال راه رفتن و سوار بودن در حال خوف .
3 - آيهء 122 از سورهء طه * ( وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْها لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى ) * .
از جمله پنج فائده كه در ذيل اين آيه از آن استفاده و آورده شده اينست كه بر


صفحه 20


اهل اسلام به پيروى و تأسّى از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلم ) واجب است كه اهل خود را به نماز فرمان دهند و بدين كار وادار كنند .
4 - آيه 1 و 2 از سورهء مؤمنون * ( قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ) * .
از اين آيه وجوب نماز و خشوع در آن كه سرمايهء رستگارى و فلاح و نشانهء ايمانست استفاده گرديده است .
نوع دوم در زير اين عنوان پنج آيه كه بخصوص نمازهاى پنجگانه و اوقات آنها مربوط است با بيان چگونگى استفاده از آن آيات و طرز استدلال به آنها ياد گرديده است .
1 - آيهء 80 و 81 از سورهء بنى اسرائيل * ( أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِه نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً ) * از جمله هفت حكم كه از اين آيه مستفاد شده وجوب نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء است ( بناء بر اين كه مراد از « دلوك » وقت زوال باشد نه وقت غروب ) و از جمله توسعه و امتداد وقت اين چهار و هم اشاره به نماز صبح و هم اختصاص پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلم ) است به نماز شب .
2 - آيهء 116 از سورهء هود * ( وَأَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرِينَ ) * .
از اين آيه « توسعهء وقت » استفاده شده . « حسنات » در آيه به نمازهاى پنجگانه تفسير گرديده و در بيان اين كه حسنات چگونه سيئات را مىبرد و وجه آمده : يكى از باب لطف در ترك سيئات بمفاد * ( إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ ) * ديگر از باب تكفير و حبط خطيئات يعنى عدم مؤاخذه و عقاب بر گناهان سابقه .


صفحه 21


3 - آيهء 16 و 17 از سورهء روم * ( فَسُبْحانَ الله حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ وَلَه الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ ) * .
هنگامى كه بابن عباس گفته شده آيا از نمازهاى پنجگانه در قرآن يادى هست پاسخ داده است آرى و اين آيه را خوانده است * ( « تُمْسُونَ » ) * براى نماز مغرب و عشاء و * ( « تُصْبِحُونَ » ) * اشاره به نماز صبح و * ( « عَشِيًّا » ) * دليل نماز عصر و * ( « تُظْهِرُونَ » ) * مربوط به نماز ظهر است .
فاضل مقداد پس از اين كه از حسن بصرى اين مضمون را « اين سوره ( سورهء روم ) جز همين آيه اش كه مدنى است بقيه آن مكى است زيرا نمازهاى پنجگانه در مدينه واجب شده و در مكه دو ركعت دو ركعت واجب بوده است پس از هجرت به مدينه نماز سفرى به حال خود گذاشته شده و در نماز حضرى زيادت مشهور و معلوم به عمل آمده است »[1]نقل كرده چنين افاده كرده و اكثر اقوال ، بر خلاف گفتهء حسن است چه نمازها همه در مكه واجب گرديده است .
4 - آيهء 130 از سورهء طه * ( فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِها وَمِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى ) * .
از جمله امور مستفاد از اين آيه ، تعيين اوقات نمازها است كه مانند آيهء پيش به كلمهء « سبحان » و « تسبيح » از آن تعبير شده و هم افادهء توسعهء آن اوقات .
5 - آيهء 38 و 39 از سورهء « ق » * ( وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ - الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْه وَأَدْبارَ السُّجُودِ ) * .
به اين آيه نزديك است آخر آيهء 48 و 49 از سورهء « طور » * ( وَسَبِّحْ بِحَمْدِ ) *


[1]- در جلد اول در ذيل عنوان « نماز حضرى » چگونگى اين موضوع آورده شده است ، مراجعه شود .


صفحه 22


* ( رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْه وَإِدْبارَ النُّجُومِ ) * آيهء فوق كه دلالت بر وقت نماز از آن مستفاد است تعقيب و تسبيح و دعاء بعد از نماز ( يا دو ركعت نماز بعد از نماز مغرب يا يك ركعت نماز وتر يا مطلق نوافل بعد از فرائض بحسب اختلاف اقوال منقوله ) نيز از آن استفاده شده است .
نوع سيم در ذيل اين نوع كه در بارهء « قبله » است هشت آيه آورده شده است :
1 - آيهء 136 از سورهء بقره : * ( سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها ، قُلْ لِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * .
از اين آيه علاوه بر حكم « قبله » جواز « نسخ » و وقوع آن نيز استنباط گرديده است .
2 - آيهء 138 از سورهء بقره : * ( وَما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْه وَإِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى الله وَما كانَ الله لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ إِنَّ الله بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ ) * .
3 - آيهء 139 از سورهء بقره : * ( قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّه الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا الله بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ) * .


صفحه 23


4 - آيهء 140 از سورهء بقره : * ( وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ ) * .
5 - آيهء 144 از سورهء بقره : * ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ - الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَإِنَّه لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَمَا الله بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ) * .
6 - آيهء 145 از سورهء بقره : * ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ) * .
7 - آيهء 109 از سورهء بقره * ( وَلِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله إِنَّ الله واسِعٌ عَلِيمٌ ) * 8 - آيه 98 از سورهء مائده * ( جَعَلَ الله الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلائِدَ ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ الله يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ وَأَنَّ الله بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * براى هر يك از آيهء دوم كه تحت عنوان اين نوع ياد گشته تا آيهء هشتم فوائد و احكامى آورده شده كه از جمله در آيهء هفتم قولى است كه در آغاز اسلام پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) اختيار داشته و باصطلاح ، مخيّر بوده كه به صخره يا به كعبه نماز بگزارد پس از آن اين حكم به آيهء * ( « فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * منسوخ گرديده است .
و از جمله احكام كه به آيهء هشتم ارتباط دارد اينست كه هر گاه كسى امارات


صفحه 24


شناختن قبله را فاقد و در تشخيص آن متحير و سرگردان باشد به چهار سوى نماز بگزارد نمازش صحيح و درست است .
نوع چهارم تحت اين عنوان كه در بارهء ديگر مقدمات نماز است ، نه آيه آورده شده است :
1 - آيهء 25 از سورهء اعراف : * ( يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ ) *[1]* ( وَرِيشاً وَلِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ الله لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ) * 2 - آيهء 29 از همان سورهء اعراف * ( يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ) * از اين آيه كه ( بقول فاضل مقداد ) به اتفاق مفسران ، از « اخذ زينت » پوشاندن عورت اراده شده پنج حكم استفاده گرديده كه از آن جمله است وجوب ستر ( مربوط به نماز ) و عدم اسراف در اكل و شرب .
فاضل مقداد يكى از احكام مستفاد از آن را لزوم اكل و شرب به حد اعتدال و عدم اسراف در آن چه در غير ايام حج و چه در ايام حج دانسته از اين جهت كه نزول آيه در اين باره بوده كه بنى عامر در ايام حج طعام به اندازهء قوت مىخوردند و چربى هيچ نمىخوردند و مسلمين هم از ايشان پيروى كردند و گفتند ما به اين روش از ايشان شايسته تر هستيم پس آيه نازل شد * ( كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا . . ) * 3 - آيه 4 از سورهء مائده * ( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَما أُهِلَّ لِغَيْرِ الله بِه ) * از اين آيه به استناد اين كه اسناد « تحريم » بذات ميته و دم و جز اينها از امور ياد شده ، روا نيست پس بايد از باب « دلالت اقتضا » چيزى از قبيل « وجوه انتفاع » در تقدير گرفته شود و پوشيدن پوست « ميته » در نماز از وجوه انتفاعست پس ممنوع


[1]از سعيد بن جبير از ابن عباس چنين نقل شده « كان العرب يطوفون بالبيت عراة و يعللون ذلك بأنهم لا يطوفون في ثياب قد عصوا الله فيها فطافت امرأة و على فرجها خرقة او ستر و هى تقول : < شعر > اليوم يبدو بعضه او كله فمن راى شيئا فلا احله فنزلت الآية < / شعر > »