بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 20


اهل اسلام به پيروى و تأسّى از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلم ) واجب است كه اهل خود را به نماز فرمان دهند و بدين كار وادار كنند .
4 - آيه 1 و 2 از سورهء مؤمنون * ( قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ) * .
از اين آيه وجوب نماز و خشوع در آن كه سرمايهء رستگارى و فلاح و نشانهء ايمانست استفاده گرديده است .
نوع دوم در زير اين عنوان پنج آيه كه بخصوص نمازهاى پنجگانه و اوقات آنها مربوط است با بيان چگونگى استفاده از آن آيات و طرز استدلال به آنها ياد گرديده است .
1 - آيهء 80 و 81 از سورهء بنى اسرائيل * ( أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِه نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً ) * از جمله هفت حكم كه از اين آيه مستفاد شده وجوب نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء است ( بناء بر اين كه مراد از « دلوك » وقت زوال باشد نه وقت غروب ) و از جمله توسعه و امتداد وقت اين چهار و هم اشاره به نماز صبح و هم اختصاص پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلم ) است به نماز شب .
2 - آيهء 116 از سورهء هود * ( وَأَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرِينَ ) * .
از اين آيه « توسعهء وقت » استفاده شده . « حسنات » در آيه به نمازهاى پنجگانه تفسير گرديده و در بيان اين كه حسنات چگونه سيئات را مىبرد و وجه آمده : يكى از باب لطف در ترك سيئات بمفاد * ( إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ ) * ديگر از باب تكفير و حبط خطيئات يعنى عدم مؤاخذه و عقاب بر گناهان سابقه .


صفحه 21


3 - آيهء 16 و 17 از سورهء روم * ( فَسُبْحانَ الله حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ وَلَه الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ ) * .
هنگامى كه بابن عباس گفته شده آيا از نمازهاى پنجگانه در قرآن يادى هست پاسخ داده است آرى و اين آيه را خوانده است * ( « تُمْسُونَ » ) * براى نماز مغرب و عشاء و * ( « تُصْبِحُونَ » ) * اشاره به نماز صبح و * ( « عَشِيًّا » ) * دليل نماز عصر و * ( « تُظْهِرُونَ » ) * مربوط به نماز ظهر است .
فاضل مقداد پس از اين كه از حسن بصرى اين مضمون را « اين سوره ( سورهء روم ) جز همين آيه اش كه مدنى است بقيه آن مكى است زيرا نمازهاى پنجگانه در مدينه واجب شده و در مكه دو ركعت دو ركعت واجب بوده است پس از هجرت به مدينه نماز سفرى به حال خود گذاشته شده و در نماز حضرى زيادت مشهور و معلوم به عمل آمده است »[1]نقل كرده چنين افاده كرده و اكثر اقوال ، بر خلاف گفتهء حسن است چه نمازها همه در مكه واجب گرديده است .
4 - آيهء 130 از سورهء طه * ( فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِها وَمِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى ) * .
از جمله امور مستفاد از اين آيه ، تعيين اوقات نمازها است كه مانند آيهء پيش به كلمهء « سبحان » و « تسبيح » از آن تعبير شده و هم افادهء توسعهء آن اوقات .
5 - آيهء 38 و 39 از سورهء « ق » * ( وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ - الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْه وَأَدْبارَ السُّجُودِ ) * .
به اين آيه نزديك است آخر آيهء 48 و 49 از سورهء « طور » * ( وَسَبِّحْ بِحَمْدِ ) *


[1]- در جلد اول در ذيل عنوان « نماز حضرى » چگونگى اين موضوع آورده شده است ، مراجعه شود .


صفحه 22


* ( رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْه وَإِدْبارَ النُّجُومِ ) * آيهء فوق كه دلالت بر وقت نماز از آن مستفاد است تعقيب و تسبيح و دعاء بعد از نماز ( يا دو ركعت نماز بعد از نماز مغرب يا يك ركعت نماز وتر يا مطلق نوافل بعد از فرائض بحسب اختلاف اقوال منقوله ) نيز از آن استفاده شده است .
نوع سيم در ذيل اين نوع كه در بارهء « قبله » است هشت آيه آورده شده است :
1 - آيهء 136 از سورهء بقره : * ( سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها ، قُلْ لِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * .
از اين آيه علاوه بر حكم « قبله » جواز « نسخ » و وقوع آن نيز استنباط گرديده است .
2 - آيهء 138 از سورهء بقره : * ( وَما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْه وَإِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى الله وَما كانَ الله لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ إِنَّ الله بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ ) * .
3 - آيهء 139 از سورهء بقره : * ( قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّه الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا الله بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ) * .


صفحه 23


4 - آيهء 140 از سورهء بقره : * ( وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ ) * .
5 - آيهء 144 از سورهء بقره : * ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ - الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَإِنَّه لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَمَا الله بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ) * .
6 - آيهء 145 از سورهء بقره : * ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ) * .
7 - آيهء 109 از سورهء بقره * ( وَلِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله إِنَّ الله واسِعٌ عَلِيمٌ ) * 8 - آيه 98 از سورهء مائده * ( جَعَلَ الله الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلائِدَ ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ الله يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ وَأَنَّ الله بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * براى هر يك از آيهء دوم كه تحت عنوان اين نوع ياد گشته تا آيهء هشتم فوائد و احكامى آورده شده كه از جمله در آيهء هفتم قولى است كه در آغاز اسلام پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) اختيار داشته و باصطلاح ، مخيّر بوده كه به صخره يا به كعبه نماز بگزارد پس از آن اين حكم به آيهء * ( « فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * منسوخ گرديده است .
و از جمله احكام كه به آيهء هشتم ارتباط دارد اينست كه هر گاه كسى امارات


صفحه 24


شناختن قبله را فاقد و در تشخيص آن متحير و سرگردان باشد به چهار سوى نماز بگزارد نمازش صحيح و درست است .
نوع چهارم تحت اين عنوان كه در بارهء ديگر مقدمات نماز است ، نه آيه آورده شده است :
1 - آيهء 25 از سورهء اعراف : * ( يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ ) *[1]* ( وَرِيشاً وَلِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ الله لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ) * 2 - آيهء 29 از همان سورهء اعراف * ( يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ) * از اين آيه كه ( بقول فاضل مقداد ) به اتفاق مفسران ، از « اخذ زينت » پوشاندن عورت اراده شده پنج حكم استفاده گرديده كه از آن جمله است وجوب ستر ( مربوط به نماز ) و عدم اسراف در اكل و شرب .
فاضل مقداد يكى از احكام مستفاد از آن را لزوم اكل و شرب به حد اعتدال و عدم اسراف در آن چه در غير ايام حج و چه در ايام حج دانسته از اين جهت كه نزول آيه در اين باره بوده كه بنى عامر در ايام حج طعام به اندازهء قوت مىخوردند و چربى هيچ نمىخوردند و مسلمين هم از ايشان پيروى كردند و گفتند ما به اين روش از ايشان شايسته تر هستيم پس آيه نازل شد * ( كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا . . ) * 3 - آيه 4 از سورهء مائده * ( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَما أُهِلَّ لِغَيْرِ الله بِه ) * از اين آيه به استناد اين كه اسناد « تحريم » بذات ميته و دم و جز اينها از امور ياد شده ، روا نيست پس بايد از باب « دلالت اقتضا » چيزى از قبيل « وجوه انتفاع » در تقدير گرفته شود و پوشيدن پوست « ميته » در نماز از وجوه انتفاعست پس ممنوع


[1]از سعيد بن جبير از ابن عباس چنين نقل شده « كان العرب يطوفون بالبيت عراة و يعللون ذلك بأنهم لا يطوفون في ثياب قد عصوا الله فيها فطافت امرأة و على فرجها خرقة او ستر و هى تقول : < شعر > اليوم يبدو بعضه او كله فمن راى شيئا فلا احله فنزلت الآية < / شعر > »


صفحه 25


و نامشروع است ( در مذاهب ميان پوست مدبوغ و غير آن اختلافست ) .
فاضل پنج فرع در اين مورد ذكر كرده كه از آن جمله است نجس بودن اين امور .
4 و 5 - آيهء 5 از سورهء نحل * ( وَالأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ وَمَنافِعُ وَمِنْها تَأْكُلُونَ ) * و آيهء 82 از همان سوره * ( وَالله جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَناً وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوافِها وَأَوْبارِها وَأَشْعارِها أَثاثاً وَمَتاعاً إِلى حِينٍ ) * .
از جمله سه امرى كه از آيه استنباط شده طهارت پشم و موى و كرك است هر چند از ميته باشد به شرطى كه چيده و قطع گردد نه اين كه از ريشه كشيده شود .
6 - آيهء 83 از سورهء نحل * ( وَالله جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً وَجَعَلَ لَكُمْ سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ كَذلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَه عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ ) * .
از جمله امور سه گانه كه از آيه استفاده شده جواز نماز است در جامه هاى پنبه‌اى و كتانى .
7 - آيهء 108 از سورهء بقره * ( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ الله أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه وَسَعى فِي خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِينَ ) * .
از جمله هفت فائده كه براى اين آيه ياد گشته حرمت تخريب مساجد است بهر وضعى كه بحسب عرف تخريب بشمار باشد خواه ويران ساختن ديوار باشد يا بردن فرش يا خاموش داشتن آن يا دائر كردن شغلهايى كه مانع عبادت و منافى با آن است .


صفحه 26


8 - آيهء 18 از سورهء توبه * ( إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ الله مَنْ آمَنَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا الله فَعَسى أُولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ) * .
از اين آيه حكم عمارت مسجد ( خواه به اصلاح و نظافت و فرش انداختن و روشن ساختن باشد و خواه به مشغول داشتن به عبادت و بر كنار ساختن از اعمال لهو و لعب و داد و فرياد و معركه گيرى ) استفاده شده است .
فاضل مقداد سه آيهء ديگر هم كه به مساجد مربوط است و در زير آورده مىشود بعنوان تبعيت از آيهء هشتم نه بعنوان استقلال در اينجا ياد كرده است .
اول آيهء 28 از سورهء اعراف * ( قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوه مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ ) * .
دوم - آيهء 87 از سورهء يونس * ( وَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى وَأَخِيه أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ) * .
سيم - آيهء 108 از سورهء توبه * ( وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَكُفْراً وَتَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ الله وَرَسُولَه مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى وَالله يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ لا تَقُمْ فِيه أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيه . . ) * 9 - آيهء 63 از سورهء مائده * ( وَإِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَلَعِباً . . ) *


صفحه 27


مراد از نداء در آيهء شريفه ، به اتفاق مفسران ، اذانست . پس مشروع بودن « اذان » از آيه استفاده شده و اذان ، اعم است از اذان شخص منفرد كه موجب تكميل نماز است و از اذان اعلامى كه بر مناره گفته مىشود و از اذان جماعت كه هم مكمل نماز و هم مفيد اعلامست .
نوع پنجم تحت اين عنوان كه در بارهء « مقارنات نماز » مىباشد نه آيه ياد گرديده است :
1 - آيهء 239 از سورهء بقره * ( . . وَقُومُوا لِلَّه قانِتِينَ ) * از جمله فوائد چهار - گانه كه از اين آيه استفاده شده وجوب « قيام » و وجوب « نيت » است در نماز ، چه كلمهء « للَّه » اشاره است بلزوم « نيت » .
2 - آيهء 111 از سورهء بنى اسرائيل * ( وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُنْ لَه شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَه وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْه تَكْبِيراً ) * .
3 - آيهء 3 از سورهء مدّثّر * ( وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ ) * .
از اين آيه وجوب گفتن لفظ « الله اكبر » در نماز استفاده شده است .
4 - اواسط آيهء 20 از سورهء مزمّل * ( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى ) * .
و نظير اين قسمت از آيه است قسمت ديگر از همان آيه در همان سوره * ( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْه ) * از اين دو آيه وجوب قرائت قدرى ( بطور اجمال ) از قرآن در نماز استفاده شده است .
5 - آيهء 76 از سورهء حج * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) * .