4 - كتاب زكات آيات مربوط به زكات به اعتبار اين كه بحث در اين باره به اقسامى انقسام مىيابد تحت عنوان سه قسم ياد و آيات متعلق بهر قسمى زير عنوان آن قسم ، استيفاء شده است بدين قرار :
قسم اول تحت اين قسم كه در بارهء وجوب و محل آن عنوان گرديده 4 آيه آورده شده است :
1 - آيهء 177 ، از سورهء بقره * ( لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّه ذَوِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقابِ وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ) * .
در اين آيه شش امر مورد توجه و عنايت شده كه از جمله است دادن زكات .
2 - آيهء 6 و 7 ، از سورهء حم سجده * ( وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ ، الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ ) * .
از اين آيه استفاده شده كه دادن زكات بر كافر هم وجوب دارد نهايت امر ، اداء در حال كفر صحيح نيست چون اخلاص ندارد قوله تعالى : * ( وَما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِالله وَبِرَسُولِه ) * و چون به اسلام در آيد به حكم الإسلام يجبّ ما قبله از او ساقط مىشود .[1]3 - آيهء 34 و 35 ، از سورهء توبه * ( وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ الله فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ، يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ ) * .
از اين آيه وجوب زكات در زر و سيم ( به شرائط مقرره كه مورد اختلاف است ) استفاده شده و از جمله چهار فائده مذكوره در ذيل اين آيه اينست كه « كنز » عبارتست از جمع مال براى نگهدارى آن خواه در روى زمين باشد يا در زير آن .
4 - آيهء 19 ، از سورهء و الذّاريات * ( وَفِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ) * .
اين آيه را بعضى بر وجوب زكات « تجارت » دليل قرار دادهاند .
[1]اين طور گفته شده است و ليكن پوشيده نيست كه پرسش از فائدهء وجوب در حال كفر باقى مىماند چه در آن حال به واسطهء عدم اخلاص ، ادائش صحيح نيست و پس از اسلام هم كه نسبت به پيش ، تكليف اداء ساقط شده است مگر اين كه گفته شود فائدهء وجوب همان صحت عقاب است . تأمل شود .
قسم دوم تحت اين قسم كه در بارهء گرفتن زكات و دادن آن به مستحقانست شش آيه آورده شده است :
1 - آيهء 103 ، از سورهء توبه * ( خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِها وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَالله سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) * .
از جمله 7 حكم ، كه در ذيل اين آيه آورده شده ، اينست كه بر امام واجب است صدقه را اخذ كند و هم بر زكات دهنده واجبست كه از ابتدا و بىمطالبه زكات را به نزد امام حمل كند ليكن مشهور اينست كه خود او مىتواند متصدى انفاق و صرف به مستحقان گردد و مستحب است كه به نزد امام حمل كند و اگر امام مطالبه كند حمل آن وجوب مىيابد و از جمله احكام مستفاد اينست كه زكات به عين تعلق مىيابد ، نه به ذمه ، .
2 - آيهء 104 ، از سورهء توبه * ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه وَيَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَأَنَّ الله هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ) * .
3 - آيهء 267 از سورهء بقره * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الأَرْضِ وَلا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْه تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيه إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيه وَاعْلَمُوا أَنَّ الله غَنِيٌّ حَمِيدٌ ) * .
از اين آيه استدلال بر استحباب زكات تجارت ، كه از علماء عامه قائل بوجوب آن شدهاند ، ممكن شمرده شده است و هم ممكن شمرده شده است استدلال
بر استحباب زكات در معادن و آن چه از زمين بيرون آورده مىشود جز سبزيها و جز آن چه به اجماع از حكم خارج شده .
4 - آيهء 39 ، از سورهء روم * ( وَما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِيدُونَ وَجْه الله فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ ) * .
به اين آيه هم بر وجوب نيت و خلوص آن در زكات استدلال شده است .
5 - آيهء 60 ، از سورهء توبه * ( إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكِينِ وَالْعامِلِينَ عَلَيْها وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقابِ وَالْغارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ الله وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ الله وَالله عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) * .
در اين آيه مصارف هشتگانه زكات تعيين شده بدين قرار :
1 - فقراء .
2 - مساكين اختلاف شده كه اين دو را يك معنى است يا هر يك را معنى ديگر است مخصوص به آن و در عقيدهء دوم هم اختلاف است در معنى خاص بهر يك بر اقوالى متعدد و متكثر ، يكى از آن اقوال كه در روايتى هم وارد شده اينست الفقير ، الَّذي لا يسأل و المسكين اجهد منه و البائس اجهد منهما .
3 - عاملان ( كسانى كه در راه جبايت و جمع زكات كار مىكنند ) .
4 - مؤلفة قلوبهم ( اشراف از كفار هر قوم كه به وسيلهء زكات از ايشان دل جويى به عمل آيد و به سود اسلام و بر قتال كفار استعانت و استمداد شوند يا بعلاوه . . ) 5 - رقاب ( بندگانى كه قرارداد مكاتبه بستهاند ، يا خريدارى بندگانى كه در نزد موالى خود به سختى دچارند ) .
6 - وامداران ( كه وام آنان براى نفقهء واجب يا مستحب يا معاش مباح بوده نه براى خرج در راه معصيت ) .
7 - در راه خدا ( خصوص جهاد چنان كه شيخ طوسى و شافعى و مالك و بو حنيفه گفتهاند يا حج نيز چنان كه احمد بر آن رفته يا هر امرى كه صلاح مسلمين در آن باشد از قبيل حج و ساختن پل و آب انبار و مانند اينها چنان كه اكثر اصحاب ما بر آن رفتهاند ) .
8 - ابن سبيل ، كسى كه در غربت درمانده شده است ، گر چه در شهر خود دارنده و غنى باشد .
بر اين اصول ، فروعى متفرع است كه در كتب فقهى و كتب مربوطه بايد طرح و بحث شود ، و هم براى تغيير اسلوب كه در چهار مصرف اول بلفظ « لام » آورده شده و در چهار اخير بلفظ « من » وجوهى ذكر شده چنان كه در « لام » هم اختلاف شده كه افادهء تمليك مىكند ( شافعى بر اين عقيده است و در نتيجه بايد زكات بر هر هشت صنف انبساط يابد و به حكم جمع به حد اقل از هر صنف كه سه تن است بايد داده شود ) يا افادهء بيان مصرف مىكند ( چنان كه مالك و بو حنيفه و جمعى ديگر گفتهاند و بنا بر اين اگر همه زكات بيكى از اين اصناف داده شود كافى است ) .
6 - آيهء 271 ، از سورهء بقره * ( إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِنْ تُخْفُوها وَتُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ وَالله بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ) * .
يكى از احكام مستفاد از آيه جواز تصدى شخص است دادن زكات مال خود را به مستحقان گر چه دادن به امام كه او به مستحق برساند مستحب است .
قسم سيم تحت اين قسم كه در بارهء امور متفرع و تابع اخراج ، عنوان گرديده پنج آيه آورده شده است :
1 - آيهء 272 ، از سورهء بقره * ( وَما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلأَنْفُسِكُمْ وَما تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْه الله وَما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ ) * .
يكى از سه حكم كه در ذيل اين آيه آورده شده نهى از رياء و طلب سمعه است در انفاق و امر به اخلاص و ابتغاء وجه خدا است .
2 - آيهء 273 ، از سورهء بقره * ( لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ الله لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ الله بِه عَلِيمٌ ) * .
اين آيه به قولى در بارهء اصحاب صفّه وارد شده و ايشان قريب چهار صد تن بودند از مهاجران قريش كه نه مالى در مدينه داشتند و نه خويشان و عشائرى .
در صفّهء مسجد سكنى گزيده بودند و شبها به آموختن قرآن اشتغال داشتند و روزها به چيدن هسته و چون سريّهاى از جانب پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) براى جنگ معين و مبعوث مىشد آنان نيز به قصد جهاد با آن سريه خارج مىشدند . هر يك از اهل مدينه كه زيادى در رزق و روزى مىداشت شب براى ايشان مىبرد .
بهر حال از اين آيه استحباب اعطاء به اهل تجمل و تعفف استفاده شده است .
3 - آيهء 215 ، از سورهء بقره * ( يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ ) *
* ( مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ الله بِه عَلِيمٌ ) * .
گفتهاند عمرو بن جموح كه پير مردى ثروتمند بوده از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) پرسيده است كه « چه تصدق دهم و به كه بدهم ؟ » اين آيه در پاسخ او نزول يافته است .
از اين آيه استحباب تقديم اقرباء بر غير ايشان در انفاق استفاده شده است .
4 - آيهء 219 ، از سورهء بقره * ( وَيَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ) * .
گفتهاند سائل در اين آيه نيز عمرو بن جموح بوده است . روايتى در معنى « عفو » از حضرت صادق ( عليه السّلام ) به اين عبارت « انّ العفو هو الوسط من غير إسراف و لا إقتار » و از حضرت باقر ( عليه السّلام ) بدين عبارت « ما فضّل عن قوت السّنة » اقوالى ديگر نيز در بارهء معنى « عفو » هست كه همان توسط در انفاق و نهى از تبذير و اسراف را مىرساند .
اين آيه كه بر انفاق مقدار زائد از قوت سال ، از مكاسب ، دلالت داشته و قبل از نزول آيهء صدقات معمول بوده به آيهء صدقات منسوخ گشته است . استحباب اين انفاق را هم اختصاص به موردى دادهاند كه به توسعه بر خود و اهل و عيال صدمه وارد نيايد و گر نه به كراهت محكومست بلكه اگر انفاق موجب اين باشد كه خود يا عيالش نادار و ناچار گردند ، به حرمت محكوم است به استناد روايات مخصوصهء باب و هم به استناد اضرار كه عقلا و شرعا به حكم « لا ضرر و لا ضرار في الاسلام » نيز ممنوع است .
فاضل مقداد اين روايت را آورده كه مردى نزد پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) آمد و كله خودى را كه در يكى از جنگها بدست آورده و زرين بود به پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) داد
و گفت اين را از من بعنوان صدقه بگير پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) از او رو برگرداند . از جانب ديگر آمد باز پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) از او اعراض كرد . بار سيم از جانبى ديگر آمد اين بار هم پيغمبر از وى رو برگرداند . پس از آن به حال غضب فرمود بده ، آن را گرفت :
و به سختى به دور افكند كه اگر بوى رسيده بود جراحت مىرساند آنگاه گفت :
« يجيء احدكم بماله كلَّه يتصدّق به و يجلس يتكفّف النّاس ، إنّما الصّدقة عن ظهر غنى » .
5 - آيهء 264 ، از سورهء بقره * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأَذى كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَه رِئاءَ النَّاسِ وَلا يُؤْمِنُ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُه كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْه تُرابٌ فَأَصابَه وابِلٌ فَتَرَكَه صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَالله لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ) * .
از اين آيه حكم منت و اذيت و رئاء كه همه كاشف از عدم ايمان و هر يك به وجهى كاشف از عدم اخلاص است استفاده شده .
6 - آيات 14 و 15 ، از سورهء اعلى * ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّه فَصَلَّى ) * .
گفتهاند مراد از اين آيه دادن زكات فطر و خواندن نماز عيد است .
مجموع آيات كه در كتاب زكات بدانها استناد شده شش آيه است .