بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 94


4 - آيهء 35 ، از سورهء مائده * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا الله وَابْتَغُوا إِلَيْه الْوَسِيلَةَ وَجاهِدُوا فِي سَبِيلِه لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) * 5 - آيهء 125 ، از سورهء نحل * ( ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِه وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ) *[1]از اين آيه و آيهء 134 از سورهء طه * ( لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزى ) * چنين استفاده شده كه محاربه و مقاتله با كفار و بغاة جايز نيست مگر پس از دعوت به مجالس اسلام و اقامهء حجت بر ايشان پس واجب است پيش از آغاز جنگ و قتال براى دعوت بطريق حكمت ( برهان ) يا موعظهء حسنه ( خطابه ) يا جدال احسن ( جدل ) با رعايت استعداد افهام و عقول و افراد كه « أمرنا معاشر الانبياء ان نكلَّم الناس على قدر عقولهم » دست به كار شوند اگر از اين راه نشد آنگاه ناگزير به كار قتال پردازند .
6 - آيهء 106 ، از سورهء نحل * ( مَنْ كَفَرَ بِالله مِنْ بَعْدِ إِيمانِه إِلَّا مَنْ أُكْرِه وَقَلْبُه مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمانِ وَلكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ الله وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ) *


[1]فاضل مقداد گفته است علت تقديم خطابه ( موعظه حسنه ) بر جدل ( جدل احسن ) در اين آيه شريفه اينست كه چون انتفاع برندگان به خطابه غالب مردم مىباشند پس بيشترند از اين رو مقدم داشته شده يا اين كه « واو » افاده ترتيب نمىكند . در اين مورد در حاشيهء كنز العرفان مطلبى بدين مفاد نوشته‌ام .


صفحه 95


از جمله چهار فائده مذكور در ذيل آيه اينست كه به حكم اين آيه و آيهء 27 از سورهء آل عمران * ( لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ الله فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً ) * ( در برخى از قرائتها تقية ) تقيه جائز است .
چنان كه به گفتهء فاضل مقداد بخارى هم در باب « اكراه » از حسن بصرى نقل كرده كه « التقية إلى يوم القيمة » پس قسم مباح از سه قسم تقيه ( حرام در مورد قتل نفس ، واجب در غير مورد حرام و مباح با نظر گرفتن سبب نزول آيه كه در قضيهء عمار و كشته شدن سميه ما در او و ياسر پدرش براى عدم تقيه و نجات عمار براى تقيه بوده و پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) عمل او را تصويب فرموده است ) از اين آيه استفاده شده .
7 - آيهء 38 ، از سورهء انفال * ( قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الأَوَّلِينَ ) * در ذيل اين آيه دو حكم آورده شده يكى آمرزش حقوق الهى كفار پس از اين كه به اسلام وارد شوند دوم جواز قتل مرتد به شرائط مذكور در محل خود .
مقدس اردبيلى در كتاب « زبدة البيان فى آيات احكام القرآن » پس از اين كه قسمتى از آيات مربوط به قتال را در كتاب جهاد آورده و گفته است چون جهاد جز با امام روا نيست و در آن هنگام هم نيازى به معرفت احكام نخواهد بود از اين رو باقى آيات را از قبيل . . ( چند آيه بطور فهرست آورده است كه ما در اينجا به تفصيل نقل كرده‌ايم ) در اينجا نمىآوريم ليكن آياتى ديگر را كه با اين باب مناسب و بر فائده هايى بسيار مشتمل است مىآوريم و اين كتاب را به آوردن آنها به اتمام مىرسانيم شش آيه را كه غالب آنها را از پيش آورديم با تفصيلى زيادتر نسبت به احكام مستفاد از آنها آورده است . از جمله آيه 96 از سورهء نساء


صفحه 96


* ( . . إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ الله فَتَبَيَّنُوا . . ) * الآيه و آيهء 99 ، از سورهء نساء * ( إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصِيراً ) * و آيهء 56 از سورهء نحل * ( يا عِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي واسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ ) * و آيه 43 از سورهء عنكبوت * ( وَالَّذِينَ هاجَرُوا فِي الله مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَلأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ) * و آيهء * ( وَإِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا . . ) * الآية و آيهء * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ . . ) * الآيه .
مجموع آياتى كه در بارهء جهاد ، به ترتيب ، آورده شده 33 آيه است .


صفحه 97


8 - كتاب امر بمعروف و نهى از منكر[1]سه آيه در كنز العرفان در اين كتاب بطور استقلال آورده شده است :
1 - آيهء 110 از سورهء آل عمران * ( كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِالله ) * .
از جمله سه فائده مذكور در ذيل آيه اينست كه وجوب امر و نهى نسبت بمعروف و منكر بطور وجوب عينى است .
2 - آيهء 104 ، از سورهء آل عمران * ( وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) * .
مخالفين « وجوب عينى » از كلمهء « من » در اين آيه استفادهء « وجوب كفائى » كرده‌اند .
از جمله هفت فائده مذكور در ذيل اين آيه اينست كه امر و نهى از وظائف دانايانست و نسبت به نادانان و نامتعمدانست و گر نه نسبت به كسى كه از روى علم و قصد و اختيار مرتكب « منكر » شود امر و نهى جائز است نه واجب آن هم در صورتى كه بر اين كار ضررى نباشد و گر نه جائز هم نخواهد بود چنان كه در خبرى است « من علق سوطا او سيفا فلا يؤمر و لا ينهى » .


[1]يكى از مهمترين دستورهاى اجتماعى اسلام كه اگر به آن عمل شود بهترين نظم و كاملترين عدل در اجتماع حكومت مىكند همين امر بمعروف است به اين جهت در قرآن مجيد و هم روايات در باره اش تأكيد شده است از پيغمبر ( ص ) روايت است « لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنكر و الا تولى عليكم شراركم و يدعو خياركم فلا يستجاب لهم » و على ( ع ) در اين باره گفته است « هما خلقان من اخلاق اللَّه »


صفحه 98


3 - آيهء 41 از سورهء حج * ( الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ) * .
آياتى دال بر تدريج در عمل از آسان به دشوار و از قول بفعل مانند * ( فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما ) * كه بعد از آن * ( فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي ) * آورده شده و هم آياتى دال بر شدت و ضعف و تشكيك در وجوب مانند * ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ ) * و * ( قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ ) * نيز در اين مورد آورده و مورد استفاده شده است .
در زبدة البيان آياتى ديگر نيز در اين كتاب ياد گرديده است از قبيل آيهء 92 از سورهء نحل * ( إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ وَإِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَيَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) * و آيهء 139 از سورهء نساء * ( وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ الله يُكْفَرُ بِها وَيُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِه إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ الله جامِعُ الْمُنافِقِينَ وَالْكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً ) * .
مجموع آياتى كه در اين كتاب به آنها استناد شده پنج آيه است


صفحه 99


9 - كتاب مكاسب بحث در اين باب تحت دو قسم آورده شده است :
قسم اول اين قسم كه براى بحث از اكتساب بطور مطلق عنوان گرديده شش آيه در آن آورده شده است :
1 - آيات 19 و 20 و 21 ، از سورهء حجر * ( وَالأَرْضَ مَدَدْناها وَأَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ ، وَجَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ وَمَنْ لَسْتُمْ لَه بِرازِقِينَ ، وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ) * .
فاضل هفت فائده در ذيل آيه آورده است كه هيچ كدام جنبهء فقهى ندارد .
مقدس اردبيلى در ذيل آيه چنين افاده كرده است :
« در اين آيه دلالت است بر اقامهء سكنى در زمين مطلقا ، بلكه تصرف در آن مطلقا ، تا دليلى بر منع برسد . و دلالت است بر اين كه امور و اشياء موزونه يعنى آنها كه به قدر اقتضاء مصلحت ، اندازه و تقدير شده همه براى انسان است و همهء اين مخلوقات بر او مباح است مگر آن چه را عقل منع كند مانند سموم مضره يا شرع جلو گيرد مانند مرده و خون و غير اينها . . پس مخلوقات همه مباح است براى انسان و به حكم عقل و نقل ، اصل در همهء اشياء ، اباحه است .
2 - آيهء 10 ، از سورهء اعراف * ( وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ ) *


صفحه 100


* ( وَجَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ ) * .
از اين آيه همان استفاده مىشود كه از آيهء پيش .
3 - آيهء 168 ، از سورهء بقره * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً وَلا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّه لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ) * از جمله استفادات فقهى از اين آيه امكان استدلال به اباحهء اكل هر چيزيست كه در روى زمين است بر هر كس گر چه كافر باشد مگر آنجا كه دليلى از عقل يا نقل بر خلاف ديده شود پس اشياء غير مضره مباح و هم اعطاء ماكول به كفار جائز است .
و از جمله استفادات اينست كه متابعت شيطان بلكه بطور كبراى كلى پيروى از هر كس كه عداوتش آشكار باشد مانند دشمنان دين در هر امرى كه جواز آن شرعا معلوم نباشد حرام و ممنوع است .
4 - آيهء 81 ، از سورهء طه * ( كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَلا تَطْغَوْا فِيه فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْه غَضَبِي فَقَدْ هَوى ) * .
از اين آيه اباحهء تكسب و طلب رزق و حرمت طغيان و تجاوز از حدود مقرره و جهات مشروعه استفاده شده است .
5 - آيات 9 و 10 و 11 ، از سورهء ق * ( وَنَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِه جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيدِ ، وَالنَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ ، رِزْقاً لِلْعِبادِ وَأَحْيَيْنا بِه بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ ) * .


صفحه 101


از اين آيه نيز چون محصول بوستانها و محصول دشتها ( دانه هاى قابل درو مانند گندم و جو و برنج ) و محصول درختهاى بلند يا باردار خرما ، كه همه به واسطهء آب پر منفعت ( مبارك ) آسمانى روياندهء الهى بوده ، رزق بندگان قرار داده شده استفاده گرديده كه همهء اين اشياء به همهء وجوه انتفاع جز در موردى كه نهى و منعى وارد شده باشد بر همهء عباد مباح است .
6 - آيهء 15 ، از سورهء ملك * ( هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَكُلُوا مِنْ رِزْقِه وَإِلَيْه النُّشُورُ ) * .
بدين آيه استدلال شده بر جواز طلب رزق و كوشش در راه تحصيل معاش .
گفته‌اند پس از نزول آيهء * ( وَمَنْ يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ . . ) * الآيه مردانى از اصحاب به خانه نشستند و به عبادت پرداختند چون خبر به پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) رسيد ايشان را نكوهش كرد و گفت « انّي لأبغض الرّجل فاغرا فاه إلى ربّه يقول « اللهمّ ارزقنى » و يترك الطَّلب » و باز از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) روايت شده « الكادّ على عياله كالمجاهد فى سبيل الله » .
قسم دوم اين قسم براى بحث از اشيائى كه تكسب به آنها حرام است عنوان گرديده و شش آيه در ذيل آن مورد استناد و استفاده شده است :
1 - آيهء 55 ، از سورهء يوسف * ( قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ ) * .