بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 787


( 310 ) وفات يافته است . وى حديث را از شيوخى فاضل مانند محمد بن حميد رازى و ابو جريح و ابو كريب و هنّاد بن سرى و عباد بن يعقوب و عبيد الله بن اسماعيل هبّارى و اسماعيل بن موسى و عمران بن موسى قزاز و بشر بن معاذ عقدى گرفته .
« و فقه را از داود بن على و فقه شافعى را از ربيع بن سليمان در مصر و از حسن بن محمد زعفرانى در بغداد و فقه مالك را از يونس بن عبد الاعلى و از پسران عبد الحكم : محمد و عبد الرحمن و سعد ، و از برادر زاده وهب و فقه اهل عراق را از ابو مقاتل در رى .
« طبرى اسانيد ؟ ؟ ؟ عاليه را در مصر و شام و عراق و كوفه و بصره و رى گرفته و در همهء علوم و فنون دست داشته مانند علم قرآن و فقه . . » « و او را در فقه مذهبى است كه براى خود برگزيده و در آن كتبى زياد تصنيف كرده مانند كتاب « اللَّطيف » كه محتويست بر عدّه كتبى به همان روش كه فقيهان را در كتب مبسوط خود متداول و معمول است و كتاب . . و كتاب تاريخ . . اين كتاب را برخى مختصر و اسانيد آن را حذف كرده‌اند از آن جمله است محمد بن سليمان هاشمى و مردى از اهل موصل به نام ابو الحسن شبشاطى معلَّم و مردى ديگر به نام سليل بن احمد و برخى هم از سال سيصد و دو ( 302 ) كه سال آخر تاريخ طبرى است تا زمان ما بر آن افزوده است ليكن بر اين الحاق و اضافه اعتمادى نيست چه نويسندگان آنها نه اهل علم بوده‌اند و نه از درباريان و منتسبان به دولت . .


صفحه 788


< فهرس الموضوعات > 19 - طبقات و كتبي به اين عنوان :
1 - طبقات رجال علوم متنوّعه < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 16 - عنوان طبقات و طبقات شاگردان صاحبان مذاهب :
1 - طبقات معاريف اصحاب أبو حنيفه :
1 - معاريف طبقه يكم :
1 - قاضي أبو يوسف 2 - زفر 3 - شيباني 4 - حفص < / فهرس الموضوعات > 16 عنوان طبقات و كتبى به اين عنوان دانشمندان اسلامى كه در بسيارى از علوم تحقيقات و ابتكاراتى خاص به خود داشته و علومى بسيار را خود مؤسس و مبتكر يا كاشف و جامع شده از همان قرون اوّليه اسلامى در پيرامن مناسبات و توابع علوم نيز ، بويژه در علوم اسلامى خود ، كارهايى ابداع و ابتكار كرده‌اند .
از آن جمله اين كه در بارهء مؤسسان و زمام داران و مروّجان و محقّقان و حافظان و صاحبان آنها به تعريف پرداخته و تراجم احوال ايشان را ياد و توصيف كرده‌اند و در اين كار علاوه بر توجّه به چگونگى وضع و حال افراد به طبقه بندى ايشان ، بحسب مقام علمى يا بحسب تاريخ و زمان حيات هم توجه و كتابهايى مختصر يا مفصّل تحت عنوان « طبقات » تأليف كرده و براى استفادهء اعقاب به ميراث نهاده‌اند .
پس كتابهايى بعنوان « طبقات الرّواة »[1]، « طبقات الصّحابة و التابعين »[2]،


[1]چنان كه در « كشف الظنون » آورده شده « خليفة بن خياط و مسلم بن حجاج ، صاحب صحيح ، و هم محمد بن سعد زهرى بصرى بدين عنوان كتاب نوشته‌اند ليكن كتاب زهرى بصرى ( متوفى به سال 230 ) كه در پانزده مجلد است از همهء آن چه در اين باب تأليف شده اعظم است »
[2]تأليف ابو عبد اللَّه محمد بن سعد زهرى بصرى كاتب واقدى ( متوفى به سال 230 ) به گفتهء چلپى نخست مفصل نوشته ( 15 مجلد ) بعد آن را مختصر كرده .


صفحه 789


« طبقات الفقهاء و المحدّثين »[1]، « طبقات الفقهاء »[2]، « طبقات المحدّثين »[3]، « طبقات التّابعين »[4]، « طبقات القرّاء »[5]، « طبقات الادباء »[6]، « طبقات الاصوليّين »[7]، « طبقات البيانيّين »[8]، « طبقات الشّعراء »[9]، « طبقات الصّوفيّه »[10]، « طبقات الحكماء »[11]« طبقات المفسّرين »[12]، « طبقات المعتزلة »[13]، « طبقات النّحاة »[14]، « طبقات الاطبّاء »[15]


[1]تأليف هيثم بن عدى ( متوفى به سال 207 ) در چهار مجلد ( كشف الظنون چلپى )
[2]تأليف ابو اسحاق شيرازى ( ابراهيم بن على بن يوسف فيروزآبادى متوفى به سال 476 ) پيش از ابو اسحاق و در زمان او و بعد از او هم كتابهايى تحت اين عنوان نوشته شده .
[3]يكى از آنها تأليف ابو القاسم مسلمة بن قاسم اندلسى ( متوفى به سال 353 ) بوده است .
[4]تأليف ابن نجار ( متوفى به سال 643 ) .
[5]اقدم آنها تأليف ابو عمرو عثمان دانى ( متوفى به سال 444 ) بوده است .
[6]معجم الادباء ياقوت حموى يكى از تأليفات در اين زمينه است .
[7]تأليف جلال الدين عبد الرحمن سيوطى ( متوفى به سال 911 ه . ق )
[8]تأليف جلال الدين سيوطى .
[9]يكى از آنها تأليف ابو محمد عبد اللَّه بن مسلم معروف به ابن قتيبه ( متوفى به سال 276 ) بوده است .
[10]اقدم آنها تأليف محمد بن على حكيم ترمذى ( متوفى به سال 255 ) بوده است .
[11]اقدم آنها به نام « صوان الحكم » تأليف قاضى صاعد قرطبى ( متوفى به سال 250 ) بوده است .
[12]جلال الدين سيوطى تأليفى ناتمام داشته و مولى محمد بن على داود مالكى ( متوفى به سال 945 ) تأليفى تمام .
[13]تأليف قاضى عبد الجبار همدانى استرآبادى ( متوفى به سال 415 )
[14]نخستين كسى كه در اين باب تأليف كرده ابو العباس محمد بن يزيد ، مبرد نحوى ( متوفى به سال 285 ) بوده است و كتاب او مخصوص به نحات بصره .
[15]اقدم در اين باب كتاب ابن جلجل اندلسى است ( از سال 372 به بعد وفات يافته ) و اشهر كتاب موفق الدين احمد بن قاسم بن ابى اصيبعه ( متوفى به سال 668 ) است .


صفحه 790


< فهرس الموضوعات > 2 - طبقات هر يك از مذاهب فقهي < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 3 - نخستين كتاب « طبقات » در مذهب حنفي < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 4 - نخستين كتاب طبقات در مذهب شافعي < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 5 - تأليفات سه گانه سبكي در طبقات مذهب شافعي < / فهرس الموضوعات > و جز اينها از علوم اسلامى و غير اسلامى نوشته شده و حتى در بارهء هر مذهبى هم اين كار به تكرار انجام يافته و چندين كتاب بعنوان « طبقات حنفيّه » و « شافعيّه » و ديگر مذاهب تأليف گرديده است .
كاتب چلپى در كشف الظنون ذيل « طبقات الحنفيّه » پس از اين كه اين مضمون را نوشته است : « نخستين كسى كه در اين باب به تصنيف پرداخته شيخ عبد القادر بن محمد فرشى ( متوفى به سال 775 ) صاحب « الجواهر المضيئة فى طبقات الحنفيّه » است چنان كه خود او در خطبه كتاب خويش گفته است : هيچ كس را نديدم كه طبقات اصحاب ما را كه گروهى بىشمارند جمع كرده باشد . . » تعداد زيادى از آن چه در اين باب نوشته و تأليف شده و نام برده است كه آخر آنها به نام « طبقات السّنيه فى تراجم الحنفيّه » و تأليف آن به سال 993 بوده است .
و در ذيل « طبقات الشافعيّه » از طبقات ميانگين[1]قاضى تاج الدين عبد الوهاب بن سبكى ( متوفى به سال 771 ) نقل كرده كه ، بطور خلاصه ، چنين افاده كرده است :
« كتابى مبسوط و مفصل و جامع در اين باب نوشتيم . . و در اين باب با فحص و بحث شديدى كه داشتم كتابى كه شفا بخش عليل باشد نديدم .
« نخستين كتاب در اين باب بحسب آن چه به من رسيده تصنيف امام ابو حفص عمر بن على مطوّعى محدّث اديب متوفى به سال است پس از آن ، امام ابو الطَّيب سهل بن محمد بن سليمان صعلوكى متوفى به سال 404 است كه آن را به نام « المذهب فى ذكر شيوخ المذهب » ناميده و ، منتخبى از آن ، كه فوائدش بسيار و فرائدش بىشمار است ، و امام حافظ ابو عمرو بن صلاح متوفى به سال 643 آن را انتخاب كرده من واقف شده‌ام . از آن پس قاضى ابو الطيّب طاهر بن عبد الله طبرى متوفّى به سال 405 مختصرى در مولد شافعى كه در آخرش جماعتى از اصحاب را بر شمرده تأليف كرده است . بعد از آن امام كبير ابو عاصم محمّد بن احمد عبادى متوفّى به سال 458 تأليف


[1]سبكى سه كتاب بعنوان طبقات شافعى نوشته است .


صفحه 791


كرده و غرائب و فوائد در آن آورده جز اين كه در ترجمهء اشخاص سخت به اختصار رفته و بسا كه به نام شخص اكتفا كرده است .
« سپس امام شيخ الاسلام ابو اسحاق ابراهيم بن على شيرازى متوفى به سال 476 مختصر خود را در اين باب تأليف كرده و بعد از وى خلقى بسيار آمده‌اند كه در مختصر او يادى از ايشان نيست . بعد از آن ، بنقل از سمعانى ، و ابن صلاح ، حافظ ابو محمّد عبد الله بن يوسف گرگانى متوفّى به سال 489 تأليف كرده ليكن من خودم آن را نديده‌ام بعد از آن قاضى ابو محمد عبد الوهاب بن محمد شيرازى متوفّى به سال 500 تاريخ الفقهاء نوشته كه باز هم من آن را نديده‌ام . بعد محدث ابو الحسن على بن ابى القاسم بيهقى معروف به « ابن فندق » متوفى به سال 656 كتابى در اين باب به نام « وسائل الالمعىّ فى فضائل اصحاب الشافعىّ » تأليف كرده كه آن را نيز نديده‌ام . . » چلپى همين طور از سبكى مؤلَّفات اين باب را تا سال 644 نقل كرده آنگاه خود كاتب چلپى ادامه داده و گفته است :
« پس از آن قاضى تاج الدين بن سبكى متوفى به سال 771 در اين باب سه كتاب بزرگ و كوچك و ميانه تأليف كرده كه جامعترين كتابهاى تأليف شده در اين باب و چنان است كه خود او گفته « . . اميدوارم كه فقيه نامى را در كتابهاى متداول امروز نيابد مگر اين كه در اين طبقات موجود باشد و ببيند » . . » پس چند كتاب ديگر را تا سال 780 ، از نوع كتب « طبقات شافعيّه » كاتب چلپى ياد كرده است ، و در ذيل عنوان « طبقات المالكيّة » تنها تأليف برهان الدين ابراهيم بن على بن محمد مدنى متوفّى به سال 799 را كه به نام « الدّيباج المذهّب فى علماء المذهب » ناميده شده و آن را قاضى عياض بن موسى يحصبى ، تذييلى به نام « ترتيب المدارك » و قرافى تذييلى به نام « توشيح الدّيباج » نوشته‌اند ياد كرده است . و در ذيل « طبقات الحنبليّة » كتابى به همين نام تأليف قاضى ابو حسين محمد بن محمّد بن حسين ابو يعلى حنبلى فرّاء ( شهيد به سال 526 ) را ياد كرده و گفته است .
« اين كتاب را بر شش طبقه ترتيب داده كه دو طبقه نخست به ترتيب حروف


صفحه 792


معجم و چهار طبقه بعد به ترتيب عمر و وفات است و به سال 512 خاتمه يافته است .
چند تن از علماء حنبلى بر آن تذييل نوشته‌اند كه آخرين ايشان ، تا زمان كاتب چلپى ، ابن مفلح قاضى حنبلى متوفى به سال 803 بوده است .
به نظر چنان مىرسد كه مناسب است در اين اوراق از اصحاب مذاهب مزبوره هم يادى به ميان آيد تا چنان كه اصل مذاهب و مؤسسان و امامان آنها دانسته و شناخته شده اصحاب و مروّجان آنان نيز تا حدّى دانسته و شناخته گردند .
پس در اين كار هم كتاب « طبقات الفقهاء » ابو اسحاق شيرازى را كه مختصر و جامع مذاهب ياد شدهء در اين اوراق است مورد استفاده قرار داده و اصحاب مذاهب مزبوره را به ترتيب زير از آن كتاب ياد مىكنم :
1 - اصحاب ابو حنيفه .
2 - اصحاب مالك 3 - اصحاب شافعى 4 - اصحاب احمد حنبل 5 - اصحاب داود بن على اصفهانى 6 - اصحاب محمّد بن جرير طبرى


صفحه 793


1 اصحاب و شاگردان ابو حنيفه ابو اسحاق شيرازى در كتاب « طبقات الفقهاء » بزرگان اصحاب ابو حنيفه را كه تا زمان او ( بعد از سال چهار صد قمرى ) وجود يافته و به مذاهب او گرويده و پرچمدار آن مذهب بشمار رفته و هر كدام از ايشان در زمان خويش به شهرت رسيده‌اند تحت عنوان « و امّا ابو حنيفة ، رحمه الله تعالى ، فقد انتقل فقهه إلى جماعة من اصحابه منهم . . » در هفت طبقه ياد كرده و نزديك پنجاه كس از اكابر و مشاهير آنان را در طىّ اين هفت طبقه نام برده است[1].
در اين اوراق كسانى را كه ابو اسحاق آورده ، به همان ترتيب ، و در حدود ترجمهء آن چه وى گفته ، ياد مىگردند و چند كس از مقدّمان ايشان كه شهرتى بيشتر و آثارى زيادتر در فقه مىداشته‌اند بيشتر مورد معرفى قرار مىگيرد .
از طبقهء نخست ، اشخاص زير را نام برده است :
1 - ابو يوسف ، يعقوب بن ابراهيم ، قاضى مشهور .
2 - ابو هذيل ، زفر بن هذيل عنبرى .


[1]ابن نديم ، استادان و هم عدهء بسيارى از شاگردان و اصحاب ابو حنيفه را ، در فن دوم از مقالهء ششم كتاب « الفهرست » تحت عنوان « فى اخبار العلماء و اسماء ما صنفوه من الكتب ، فى اخبار ابى حنيفه و اصحابه العراقيين ، اصحاب الرأي » بى اين كه طبقه بندى كرده باشد آورده است .


صفحه 794


3 - ابو سليمان ، داود بن نصر طائى ، كه نخست از اصحاب و مروّجان ابو حنيفه بوده و از آن پس زهد و انزوا بر وى چيره گشته و به سال يك صد و شصت ( 160 ) و به قولى يك صد و شصت و پنج ( 165 ) در كوفه وفات يافته است .
4 - ابو عبد الله ، محمّد بن حسن شيبانى .
5 - حسن بن زياد لؤلؤى[1]كه به سال يك صد و هشتاد و چهار ( 184 ) وفات يافته و يحيى بن آدم در باره اش گفته كه : « كسى را فقيهتر از لؤلؤى نديده است » لؤلؤى شغل قضاء را مىداشته و از آن استعفاء داده است .
6 - يوسف بن خالد سمتى[2].
7 - ابو اسماعيل ، حمّاد بن ابو حنيفه 8 - حفص بن غياث ( عبد الله بن مبارك از شاگردان و اصحاب اين حفص بوده ليكن از مذهب او برگشته و او را ترك گفته است ) .
از اين طبقه چهار شخص زير كه مشهورترند و آثار ايشان بيشتر است مناسب مىنمايد كه بيشتر در بارهء ايشان سخن به ميان آيد :
1 - ابو يوسف . 2 - زفر 3 - شيبانى 4 - حفص بن غياث


[1]ابن نديم كنيهء حسن را ابو على آورده كه گفته است : « حسن از كسانى است كه بىواسطه از خود ابو حنيفه شنيده و فقه آموخته و مردى فاضل و به مذاهب و آراء فقهى ابو حنيفه عارف بوده و به سال دويست و چهار ( 204 ) وفات يافته و به گفتهء طحاوى ، كتاب « المجرد لأبي حنيفة » بروايت او است ، و كتاب « ادب القاضي » و « كتاب الخصال » و « كتاب معانى الايمان » و « كتاب النفقات » و « كتاب الخراج » و « كتاب الفرائض » و « كتاب الوصايا » هم تأليف داشته است .
[2]« بفتح سين و سكون ميم و در آخرش تاء دو نقطه ، اين نسبت به سمت ( هيئت ) است و جماعتى به اين نسبت شهرت يافته‌اند كه از ايشانست ابن خالد يوسف بن خالد بن عمر سمتى متوفى به سال يك صد و هشتاد و هفت ( 187 ) كه او را بخاطر ريش و هيئت وى سمتى گفته‌اند » ( اللباب )