بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 817


از اهل فسا بوده و در ايّام منصور « صدقه جهبذه » و ابواب استخراج با او بوده . .
« عيسى بن أبان را تأليفاتى است از اين قبيل « كتاب الحج » ، « كتاب خبر الواحد » ، « كتاب الجامع » كتاب اثبات القياس و كتاب اجتهاد الرّأي » و از جمله در بارهء ابو سليمان جوزجانى گفته است :
« جوزجانى مردى دين دار ، با ورع ، فقيه و محدّث بوده و از محمد بن حسن شيبانى علم ، اخذ كرده و در درب اسد منزل داشته و كتب شيبانى بر او قرائت مىشده و از خطَّ حجازى خواندم كه مردى را در فتنهء امين ديده مىدويده و مردى ديگر با شمشير كشيده از دنبال او بانگ مىداده كه او را بگيريد آن مرد گرفته شده و دومى به او رسيده پس او را كشته است .
جوزجانى مردم را گفته است : آيا او را مىشناسيد گفتند : نه او و نه مقتول هيچ كدام را نمىشناسيم گفته است : پس با اين كه نمىشناختيد گرفتيد تا كشته شود آنگاه سوگند ياد كرده است كه با ايشان در يك جا ساكن نباشد و به « طاقات عكَّى » منتقل شده و تا فتنه خوابيده ساكن آنجا بوده و در آنجا كتب را از ابن بلخى سماع كرده . . و او را تأليفى نبوده و بس كتب محمد بن حسن را روايت كرده است » و از جمله در بارهء ابو عبد الله محمّد بن سماعهء تميمى چنين آورده است :
« ابن سماعه علم را از شيبانى فرا گرفته و فقيه بوده و كتابهائى تصنيف و اصولى در فقه داشته و به سال دويست و سى ( 230 ) در گذشته است .
« ابن سماعه در جانب غربى بغداد بقضاء پرداخته و از جمله تصنيفات او است كتاب ادب القاضي و كتاب المحاضر و السّجّلات و كتب محمد بن حسن شيبانى از او روايت شده است .
و از جمله در طى ترجمه محمد بن شجاع ثلجى آورده است كه چون اسحاق مصعبى به دستور خليفه وى را براى تصدّى شغل قضاء دعوت كرده وى چنين پاسخ داده


صفحه 818


« شغل قضاء سه كس را شايسته است : كاسب مال ، طالب جاه و جوياى نام و مرا به هيچ كدام نيازى نيست زيرا مالم فراوان و جاهم عالى و نامم بلند است و از اهل علم و فقه آن اندازه به نزدم مىآيند كه مرا كافى است » به گفتهء ابن نديم از تأليفات او است « كتاب تصحيح الآثار الكبير » ، « كتاب النوادر » و « كتاب المضاربة » و به سال دويست و پنجاه و هفت ( 257 ) وفات يافته است .


صفحه 819


طبقه سيم از اصحاب و شاگردان ابو حنيفه ابو اسحاق از طبقهء سيم از اصحاب ابو حنيفه اشخاص زير را با ترجمه و تعريفى مختصر آورده است .
1 - ابو بكر بن محمد بن عمرو الخصّاف صاحب الشروط و احكام الوقوف و ادب القاضي و الرّضاع و النّفقات .
2 - ابو عباس احمد بن محمد بن عيسى البرتى[1]قاضى كه كتب را از ابو سليمان جوزجانى روايت كرده و در يكى از دو طرف بغداد او و در طرف ديگر آن اسماعيل بن اسحاق شغل قضا را متصدّى بوده‌اند و ابو عباس بعد از آن شغل در زمان معتمد با لله خليفهء عباسى ، استعفاء داده و به عبادت مشغول شده تا مرگش در رسيده است .
3 - ابو جعفر احمد بن ابى عمران كه استاد ابو جعفر طحاوى بوده و علم را از محمد بن سماعه و بشر بن وليد گرفته و اصحاب ابو حنيفه را در زمان خود در مصر ، شيخ بوده و كتاب الحجيج را نوشته و به قولى ضرير و نابينا بوده است .
4 - علىّ بن موسى قمى كه كتابى در ردّ بر اصحاب شافعى نوشته است .
5 - ابو على دقّاق رازى كه بر موسى بن نصر رازى و ابو على استاد ابو سعيد بردعى قرائت و كتاب الحيض را تأليف كرده است .


[1]« البرتى بكسر الباء الموحدة و سكون الراء و فى آخرها التاء المثناة من فوق . هذه النسبة إلى برت و هى قرية بنواحى بغداد و المشهور بهذه النسبة ، القاضي ابو العباس احمد بن محمد بن عيسى البرتى و ابنه العباس بن احمد ، و غيرهما » ( اللباب ) .


صفحه 820


ابن نديم هم بيشتر اشخاص اين طبقه را نام برده و تأليفات فقهى براى ايشان ياد كرده است .
از جمله پس از اين كه خصّاف را به نام احمد بن عمر بن مهير شيبانى و كنيهء ابو بكر ياد كرده اين مضمون را نوشته است :
« فقيهى فارض ، حاسب و به مذاهب اصحاب خود عالم بوده و مهتدى او را گرامى و مقدّم مىداشته ، خصّاف كتاب خود را در خراج براى مهتدى نوشته و چون مهتدى كشته شده خصّاف مورد نهب و غارت گرديده است و در اين غارت برخى از كتب او كه از آن جمله بوده است كتابى در مناسك از ميان رفته و ديگر كتب او بدين قرار بوده است : كتاب الحيل ، كتاب الوصايا ، كتاب الشّروط الكبير ، كتاب الشّروط الصّغير ، كتاب الرّضاع ، كتاب المحاضر و السّجّلات ، كتاب ادب القاضي ( كتاب الخراج للمهتدى ) كتاب النّفقات ، كتاب اقرار الورثة بعضهم لبعض ، كتاب العصير و احكامه و حسابه ، كتاب النّفقات على الاقارب ، كتاب احكام الوقوف و كتاب ذرع الكعبه و المسجد و القبر » و از جمله علىّ بن موسى قمى را ، پس از اين عنوان ، بدين مضمون ترجمه و آورده است :
« يكى از فقيهان مشهور عراق و از علماء فاضل صاحب تصانيف و كنيه اش ابو الحسن بوده است .
علىّ بن موسى كتب شافعى را مورد بحث و سخن قرار داد و بر آنها نقض كرده و از جمله تأليفات او است كتاب احكام القرآن ، كه كتابى است بزرگ ، و كتاب بعض ما خالف فيه الشّافعي و العراقيين فى احكام القرآن ، كتاب اثبات القياس و الاجتهاد و خبر الواحد »


صفحه 821


< فهرس الموضوعات > 4 - از طبقه چهارم : قاضي أبو حازم و . . .
< / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 4 - طبقه چهارم :
1 - أبو حازم 2 - أبو سعيد < / فهرس الموضوعات > طبقه چهارم از اصحاب و شاگردان ابو حنيفه ابو اسحاق از طبقه چهارم از اصحاب و شاگردان ابو حنيفه بس دو كس را با ترجمه و تعريفى مختصر آورده است .
1 - ابو حازم .
2 - ابو سعيد .
در بارهء شخص نخست اين مضمون را گفته است :
« ابو حازم عبد الحميد بن عبد العزيز قاضى كه از اهل بصره بوده و از بكر قمى و شيوخ بصريّين علم گرفته و در شام و كوفه و كرخ از بغداد ولايت قضاء را يافته است » و در بارهء شخص دوم چنين گفته است :
« ابو سعيد احمد بن حسن بردعى[1]كه علم را از ابو على دقّاق و موسى بن نصر گرفته و استاد ابو الحسن كرخى و ابو طاهر دبّاس و ابو على طبرى بوده و با داود فقيه هنگامى كه از سفر حج ببغداد بر گشته در بغداد مناظره كرده است » ابن نديم هم در بارهء قاضى ابو حازم نظير گفته هاى ابو اسحاق را در باره اش گفته و او را « جليل القدر » خوانده و طحاوى و دبّاس را از شاگردان وى شمرده از تأليفات


[1]« البردعى بفتح الباء الموحدة و سكون الراء و فتح الدال المهملة و فى آخرها العين المهملة . هذه النسبة إلى بردعة و هى بلدة من اقصى بلاد اذربيجان ينسب إليها جماعة منهم ابو بكر محمد بن يحيى بن هلال البردعى و غيره » ( اللباب )


صفحه 822


او « كتاب المحاضر و السّجلات » و « كتاب الفرائض » و « كتاب ادب القاضي » را نام برده و گفته است ابو الحسن كرخى ، ابو حازم را ملاقات كرده است .
و در بارهء ابو سعيد بردعى نوشته است :
« نام او احمد بن حسين و از فقيهان عراق و از كسانى است كه ابو الحسن كرخى از او چيز آموخته و در واقعهء قرمطيان هنگامى كه رهسپار حج بوده در گذشته است .


صفحه 823


< فهرس الموضوعات > 5 - از طبقه پنجم : طحاوي ، كرخى و . . .
< / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 5 - طبقه پنجم 1 - طحاوي < / فهرس الموضوعات > طبقه پنجم از شاگردان و اصحاب ابو حنيفه ابو اسحاق از طبقهء پنجم اشخاص زير را با ترجمه و تعريفى مختصر آورده است :
1 - « ابو جعفر احمد بن محمد بن سلامه طحاوى كه رياست اصحاب ابو حنيفه در مصر بوى منتهى شده . طحاوى علم را از ابو جعفر بن ابو عمران و از ابو حازم ، و غير اين دو ، فرا گرفته و نخست بمذهب شافعى بوده و نزد ابو ابراهيم مزنى مىآموخته و چون مزنى وى را گفته است « و الله لا جاء منك شىء » به خشم آمده و از نزد او به نزد ابو جعفر بن ابى عمران رفته و هنگامى كه كتاب مختصر خود را تأليف كرده گفته است « خداى بيامرزاد مزنى را كه اگر زنده مىبود سوگند خويش را كفّاره مىداد » و از مصنفات او است « اختلاف العلماء » و « الشّروط » و « احكام القرآن » و « معانى الآثار » « طحاوى به سال دويست و سى و هشت ( 238 ) متولَّد شده و در سال سيصد و بيست و يك ( 321 ) وفات يافته است » 2 - « ابو الحسن عبد الله بن حسن كرخى[1]كه به سال دويست و شصت ( 260 ) ولادت يافته و در سال سيصد و چهل ( 340 ) در گذشته است و رياست علم در اصحاب ابو حنيفه به او انتهاء پذيرفته . كرخى مردى پارسا بوده و ابو بكر احمد بن على رازى و


[1]فى « اللباب » : « و هو ( يعنى الكرخ ) عدة مواضع منها كرخ سامراء و منها كرخ بغداد و منها كرخ جدان ينسب اليه جماعة منهم ابو الحسن عبد اللَّه الحسين دلهم الفقيه الحنفى الكرخي سكن بغداد و له التصانيف المشهورة فى الفقه »


صفحه 824


ابو بكر دامغانى و ابو على شاشى و ابو عبد الله بصرى و ابو القاسم على بن محمد تنوخى علم را از او گرفته‌اند » 3 - ابو طاهر محمّد بن محمّد بن سفيان كه بيشتر فراگيرى علم او از قاضى ابو حازم بوده و قضاء شام را متولى شده است :
4 - ابو عمرو طبرى كه در بغداد تدريس مىكرده و از ابو الحسين كرخى علم مىآموخته و به سال سيصد و چهل ( 340 ) وفات يافته است . شرح جامعين از تصنيفات او است . » 5 - « ابو عبد الله بن ابو موسى ضرير كه توليت حكم در جانب شرقى بغداد با او بوده و پيش از وفات ابو الحسين كرخى ، در سال سيصد و سى و اندى در خانه مقتول يافته شده است .
ابن نديم ، در ترجمه طحاوى چنين گفته است :
« ابو جعفر احمد بن محمّد بن سلمة بن سلامة بن عبد الملك ازدى طحاوى كه از يكى از ديههاى مصر به نام « طحا » بوده و در سنّ هشتاد سالگى موهاى سياه و ريش او بر سفيدش غلبه داشته است .
طحاوى بر مذهب اهل عراق تفقّه مىداشته و در علم و زهد ، اوحد اهل زمان خود بوده و به قولى كتابى در نكاح ملك يمين كه در آن نكاح خادمه را اجازه و رخصت مىداده براى احمد بن طولون نوشته و به سال سيصد و بيست و دو ( 322 ) در گذشته است .
« از تأليفات او است كتاب الاختلاف بين الفقهاء و آن كتابى است بزرگ كه با تمام نرسيده و آن چه از آن نوشته و خارج شده در حدود هشتاد كتاب است به ترتيب كتب اختلاف ، متوالى و پشت سر هم و جز اين كتاب باز از كتابهاى طحاوى است كتاب الشّروط الكبير ، كتاب الشروط الصّغير ، كتاب المختصر الصّغير ، كتاب المختصر الكبير ، كتاب شرح الجامع الكبير ( تأليف محمد بن حسن ) ، كتاب شرح الجامع الصّغير كتاب المحاضر و السّجّلات ، كتاب الوصايا ، كتاب الفرائض ، كتاب شرح مشكل احاديث رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم ، قريب هزار برگ ، كتاب نقض ، كتاب المدلَّسين