از اهل فسا بوده و در ايّام منصور « صدقه جهبذه » و ابواب استخراج با او بوده . .
« عيسى بن أبان را تأليفاتى است از اين قبيل « كتاب الحج » ، « كتاب خبر الواحد » ، « كتاب الجامع » كتاب اثبات القياس و كتاب اجتهاد الرّأي » و از جمله در بارهء ابو سليمان جوزجانى گفته است :
« جوزجانى مردى دين دار ، با ورع ، فقيه و محدّث بوده و از محمد بن حسن شيبانى علم ، اخذ كرده و در درب اسد منزل داشته و كتب شيبانى بر او قرائت مىشده و از خطَّ حجازى خواندم كه مردى را در فتنهء امين ديده مىدويده و مردى ديگر با شمشير كشيده از دنبال او بانگ مىداده كه او را بگيريد آن مرد گرفته شده و دومى به او رسيده پس او را كشته است .
جوزجانى مردم را گفته است : آيا او را مىشناسيد گفتند : نه او و نه مقتول هيچ كدام را نمىشناسيم گفته است : پس با اين كه نمىشناختيد گرفتيد تا كشته شود آنگاه سوگند ياد كرده است كه با ايشان در يك جا ساكن نباشد و به « طاقات عكَّى » منتقل شده و تا فتنه خوابيده ساكن آنجا بوده و در آنجا كتب را از ابن بلخى سماع كرده . . و او را تأليفى نبوده و بس كتب محمد بن حسن را روايت كرده است » و از جمله در بارهء ابو عبد الله محمّد بن سماعهء تميمى چنين آورده است :
« ابن سماعه علم را از شيبانى فرا گرفته و فقيه بوده و كتابهائى تصنيف و اصولى در فقه داشته و به سال دويست و سى ( 230 ) در گذشته است .
« ابن سماعه در جانب غربى بغداد بقضاء پرداخته و از جمله تصنيفات او است كتاب ادب القاضي و كتاب المحاضر و السّجّلات و كتب محمد بن حسن شيبانى از او روايت شده است .
و از جمله در طى ترجمه محمد بن شجاع ثلجى آورده است كه چون اسحاق مصعبى به دستور خليفه وى را براى تصدّى شغل قضاء دعوت كرده وى چنين پاسخ داده
« شغل قضاء سه كس را شايسته است : كاسب مال ، طالب جاه و جوياى نام و مرا به هيچ كدام نيازى نيست زيرا مالم فراوان و جاهم عالى و نامم بلند است و از اهل علم و فقه آن اندازه به نزدم مىآيند كه مرا كافى است » به گفتهء ابن نديم از تأليفات او است « كتاب تصحيح الآثار الكبير » ، « كتاب النوادر » و « كتاب المضاربة » و به سال دويست و پنجاه و هفت ( 257 ) وفات يافته است .
طبقه سيم از اصحاب و شاگردان ابو حنيفه ابو اسحاق از طبقهء سيم از اصحاب ابو حنيفه اشخاص زير را با ترجمه و تعريفى مختصر آورده است .
1 - ابو بكر بن محمد بن عمرو الخصّاف صاحب الشروط و احكام الوقوف و ادب القاضي و الرّضاع و النّفقات .
2 - ابو عباس احمد بن محمد بن عيسى البرتى[1]قاضى كه كتب را از ابو سليمان جوزجانى روايت كرده و در يكى از دو طرف بغداد او و در طرف ديگر آن اسماعيل بن اسحاق شغل قضا را متصدّى بودهاند و ابو عباس بعد از آن شغل در زمان معتمد با لله خليفهء عباسى ، استعفاء داده و به عبادت مشغول شده تا مرگش در رسيده است .
3 - ابو جعفر احمد بن ابى عمران كه استاد ابو جعفر طحاوى بوده و علم را از محمد بن سماعه و بشر بن وليد گرفته و اصحاب ابو حنيفه را در زمان خود در مصر ، شيخ بوده و كتاب الحجيج را نوشته و به قولى ضرير و نابينا بوده است .
4 - علىّ بن موسى قمى كه كتابى در ردّ بر اصحاب شافعى نوشته است .
5 - ابو على دقّاق رازى كه بر موسى بن نصر رازى و ابو على استاد ابو سعيد بردعى قرائت و كتاب الحيض را تأليف كرده است .
[1]« البرتى بكسر الباء الموحدة و سكون الراء و فى آخرها التاء المثناة من فوق . هذه النسبة إلى برت و هى قرية بنواحى بغداد و المشهور بهذه النسبة ، القاضي ابو العباس احمد بن محمد بن عيسى البرتى و ابنه العباس بن احمد ، و غيرهما » ( اللباب ) .
ابن نديم هم بيشتر اشخاص اين طبقه را نام برده و تأليفات فقهى براى ايشان ياد كرده است .
از جمله پس از اين كه خصّاف را به نام احمد بن عمر بن مهير شيبانى و كنيهء ابو بكر ياد كرده اين مضمون را نوشته است :
« فقيهى فارض ، حاسب و به مذاهب اصحاب خود عالم بوده و مهتدى او را گرامى و مقدّم مىداشته ، خصّاف كتاب خود را در خراج براى مهتدى نوشته و چون مهتدى كشته شده خصّاف مورد نهب و غارت گرديده است و در اين غارت برخى از كتب او كه از آن جمله بوده است كتابى در مناسك از ميان رفته و ديگر كتب او بدين قرار بوده است : كتاب الحيل ، كتاب الوصايا ، كتاب الشّروط الكبير ، كتاب الشّروط الصّغير ، كتاب الرّضاع ، كتاب المحاضر و السّجّلات ، كتاب ادب القاضي ( كتاب الخراج للمهتدى ) كتاب النّفقات ، كتاب اقرار الورثة بعضهم لبعض ، كتاب العصير و احكامه و حسابه ، كتاب النّفقات على الاقارب ، كتاب احكام الوقوف و كتاب ذرع الكعبه و المسجد و القبر » و از جمله علىّ بن موسى قمى را ، پس از اين عنوان ، بدين مضمون ترجمه و آورده است :
« يكى از فقيهان مشهور عراق و از علماء فاضل صاحب تصانيف و كنيه اش ابو الحسن بوده است .
علىّ بن موسى كتب شافعى را مورد بحث و سخن قرار داد و بر آنها نقض كرده و از جمله تأليفات او است كتاب احكام القرآن ، كه كتابى است بزرگ ، و كتاب بعض ما خالف فيه الشّافعي و العراقيين فى احكام القرآن ، كتاب اثبات القياس و الاجتهاد و خبر الواحد »
< فهرس الموضوعات > 4 - از طبقه چهارم : قاضي أبو حازم و . . .
< / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 4 - طبقه چهارم :
1 - أبو حازم 2 - أبو سعيد < / فهرس الموضوعات > طبقه چهارم از اصحاب و شاگردان ابو حنيفه ابو اسحاق از طبقه چهارم از اصحاب و شاگردان ابو حنيفه بس دو كس را با ترجمه و تعريفى مختصر آورده است .
1 - ابو حازم .
2 - ابو سعيد .
در بارهء شخص نخست اين مضمون را گفته است :
« ابو حازم عبد الحميد بن عبد العزيز قاضى كه از اهل بصره بوده و از بكر قمى و شيوخ بصريّين علم گرفته و در شام و كوفه و كرخ از بغداد ولايت قضاء را يافته است » و در بارهء شخص دوم چنين گفته است :
« ابو سعيد احمد بن حسن بردعى[1]كه علم را از ابو على دقّاق و موسى بن نصر گرفته و استاد ابو الحسن كرخى و ابو طاهر دبّاس و ابو على طبرى بوده و با داود فقيه هنگامى كه از سفر حج ببغداد بر گشته در بغداد مناظره كرده است » ابن نديم هم در بارهء قاضى ابو حازم نظير گفته هاى ابو اسحاق را در باره اش گفته و او را « جليل القدر » خوانده و طحاوى و دبّاس را از شاگردان وى شمرده از تأليفات
[1]« البردعى بفتح الباء الموحدة و سكون الراء و فتح الدال المهملة و فى آخرها العين المهملة . هذه النسبة إلى بردعة و هى بلدة من اقصى بلاد اذربيجان ينسب إليها جماعة منهم ابو بكر محمد بن يحيى بن هلال البردعى و غيره » ( اللباب )
او « كتاب المحاضر و السّجلات » و « كتاب الفرائض » و « كتاب ادب القاضي » را نام برده و گفته است ابو الحسن كرخى ، ابو حازم را ملاقات كرده است .
و در بارهء ابو سعيد بردعى نوشته است :
« نام او احمد بن حسين و از فقيهان عراق و از كسانى است كه ابو الحسن كرخى از او چيز آموخته و در واقعهء قرمطيان هنگامى كه رهسپار حج بوده در گذشته است .
< فهرس الموضوعات > 5 - از طبقه پنجم : طحاوي ، كرخى و . . .
< / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 5 - طبقه پنجم 1 - طحاوي < / فهرس الموضوعات > طبقه پنجم از شاگردان و اصحاب ابو حنيفه ابو اسحاق از طبقهء پنجم اشخاص زير را با ترجمه و تعريفى مختصر آورده است :
1 - « ابو جعفر احمد بن محمد بن سلامه طحاوى كه رياست اصحاب ابو حنيفه در مصر بوى منتهى شده . طحاوى علم را از ابو جعفر بن ابو عمران و از ابو حازم ، و غير اين دو ، فرا گرفته و نخست بمذهب شافعى بوده و نزد ابو ابراهيم مزنى مىآموخته و چون مزنى وى را گفته است « و الله لا جاء منك شىء » به خشم آمده و از نزد او به نزد ابو جعفر بن ابى عمران رفته و هنگامى كه كتاب مختصر خود را تأليف كرده گفته است « خداى بيامرزاد مزنى را كه اگر زنده مىبود سوگند خويش را كفّاره مىداد » و از مصنفات او است « اختلاف العلماء » و « الشّروط » و « احكام القرآن » و « معانى الآثار » « طحاوى به سال دويست و سى و هشت ( 238 ) متولَّد شده و در سال سيصد و بيست و يك ( 321 ) وفات يافته است » 2 - « ابو الحسن عبد الله بن حسن كرخى[1]كه به سال دويست و شصت ( 260 ) ولادت يافته و در سال سيصد و چهل ( 340 ) در گذشته است و رياست علم در اصحاب ابو حنيفه به او انتهاء پذيرفته . كرخى مردى پارسا بوده و ابو بكر احمد بن على رازى و
[1]فى « اللباب » : « و هو ( يعنى الكرخ ) عدة مواضع منها كرخ سامراء و منها كرخ بغداد و منها كرخ جدان ينسب اليه جماعة منهم ابو الحسن عبد اللَّه الحسين دلهم الفقيه الحنفى الكرخي سكن بغداد و له التصانيف المشهورة فى الفقه »
ابو بكر دامغانى و ابو على شاشى و ابو عبد الله بصرى و ابو القاسم على بن محمد تنوخى علم را از او گرفتهاند » 3 - ابو طاهر محمّد بن محمّد بن سفيان كه بيشتر فراگيرى علم او از قاضى ابو حازم بوده و قضاء شام را متولى شده است :
4 - ابو عمرو طبرى كه در بغداد تدريس مىكرده و از ابو الحسين كرخى علم مىآموخته و به سال سيصد و چهل ( 340 ) وفات يافته است . شرح جامعين از تصنيفات او است . » 5 - « ابو عبد الله بن ابو موسى ضرير كه توليت حكم در جانب شرقى بغداد با او بوده و پيش از وفات ابو الحسين كرخى ، در سال سيصد و سى و اندى در خانه مقتول يافته شده است .
ابن نديم ، در ترجمه طحاوى چنين گفته است :
« ابو جعفر احمد بن محمّد بن سلمة بن سلامة بن عبد الملك ازدى طحاوى كه از يكى از ديههاى مصر به نام « طحا » بوده و در سنّ هشتاد سالگى موهاى سياه و ريش او بر سفيدش غلبه داشته است .
طحاوى بر مذهب اهل عراق تفقّه مىداشته و در علم و زهد ، اوحد اهل زمان خود بوده و به قولى كتابى در نكاح ملك يمين كه در آن نكاح خادمه را اجازه و رخصت مىداده براى احمد بن طولون نوشته و به سال سيصد و بيست و دو ( 322 ) در گذشته است .
« از تأليفات او است كتاب الاختلاف بين الفقهاء و آن كتابى است بزرگ كه با تمام نرسيده و آن چه از آن نوشته و خارج شده در حدود هشتاد كتاب است به ترتيب كتب اختلاف ، متوالى و پشت سر هم و جز اين كتاب باز از كتابهاى طحاوى است كتاب الشّروط الكبير ، كتاب الشروط الصّغير ، كتاب المختصر الصّغير ، كتاب المختصر الكبير ، كتاب شرح الجامع الكبير ( تأليف محمد بن حسن ) ، كتاب شرح الجامع الصّغير كتاب المحاضر و السّجّلات ، كتاب الوصايا ، كتاب الفرائض ، كتاب شرح مشكل احاديث رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم ، قريب هزار برگ ، كتاب نقض ، كتاب المدلَّسين