ابن نديم هم بيشتر اشخاص اين طبقه را نام برده و تأليفات فقهى براى ايشان ياد كرده است .
از جمله پس از اين كه خصّاف را به نام احمد بن عمر بن مهير شيبانى و كنيهء ابو بكر ياد كرده اين مضمون را نوشته است :
« فقيهى فارض ، حاسب و به مذاهب اصحاب خود عالم بوده و مهتدى او را گرامى و مقدّم مىداشته ، خصّاف كتاب خود را در خراج براى مهتدى نوشته و چون مهتدى كشته شده خصّاف مورد نهب و غارت گرديده است و در اين غارت برخى از كتب او كه از آن جمله بوده است كتابى در مناسك از ميان رفته و ديگر كتب او بدين قرار بوده است : كتاب الحيل ، كتاب الوصايا ، كتاب الشّروط الكبير ، كتاب الشّروط الصّغير ، كتاب الرّضاع ، كتاب المحاضر و السّجّلات ، كتاب ادب القاضي ( كتاب الخراج للمهتدى ) كتاب النّفقات ، كتاب اقرار الورثة بعضهم لبعض ، كتاب العصير و احكامه و حسابه ، كتاب النّفقات على الاقارب ، كتاب احكام الوقوف و كتاب ذرع الكعبه و المسجد و القبر » و از جمله علىّ بن موسى قمى را ، پس از اين عنوان ، بدين مضمون ترجمه و آورده است :
« يكى از فقيهان مشهور عراق و از علماء فاضل صاحب تصانيف و كنيه اش ابو الحسن بوده است .
علىّ بن موسى كتب شافعى را مورد بحث و سخن قرار داد و بر آنها نقض كرده و از جمله تأليفات او است كتاب احكام القرآن ، كه كتابى است بزرگ ، و كتاب بعض ما خالف فيه الشّافعي و العراقيين فى احكام القرآن ، كتاب اثبات القياس و الاجتهاد و خبر الواحد »
< فهرس الموضوعات > 4 - از طبقه چهارم : قاضي أبو حازم و . . .
< / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 4 - طبقه چهارم :
1 - أبو حازم 2 - أبو سعيد < / فهرس الموضوعات > طبقه چهارم از اصحاب و شاگردان ابو حنيفه ابو اسحاق از طبقه چهارم از اصحاب و شاگردان ابو حنيفه بس دو كس را با ترجمه و تعريفى مختصر آورده است .
1 - ابو حازم .
2 - ابو سعيد .
در بارهء شخص نخست اين مضمون را گفته است :
« ابو حازم عبد الحميد بن عبد العزيز قاضى كه از اهل بصره بوده و از بكر قمى و شيوخ بصريّين علم گرفته و در شام و كوفه و كرخ از بغداد ولايت قضاء را يافته است » و در بارهء شخص دوم چنين گفته است :
« ابو سعيد احمد بن حسن بردعى[1]كه علم را از ابو على دقّاق و موسى بن نصر گرفته و استاد ابو الحسن كرخى و ابو طاهر دبّاس و ابو على طبرى بوده و با داود فقيه هنگامى كه از سفر حج ببغداد بر گشته در بغداد مناظره كرده است » ابن نديم هم در بارهء قاضى ابو حازم نظير گفته هاى ابو اسحاق را در باره اش گفته و او را « جليل القدر » خوانده و طحاوى و دبّاس را از شاگردان وى شمرده از تأليفات
[1]« البردعى بفتح الباء الموحدة و سكون الراء و فتح الدال المهملة و فى آخرها العين المهملة . هذه النسبة إلى بردعة و هى بلدة من اقصى بلاد اذربيجان ينسب إليها جماعة منهم ابو بكر محمد بن يحيى بن هلال البردعى و غيره » ( اللباب )
او « كتاب المحاضر و السّجلات » و « كتاب الفرائض » و « كتاب ادب القاضي » را نام برده و گفته است ابو الحسن كرخى ، ابو حازم را ملاقات كرده است .
و در بارهء ابو سعيد بردعى نوشته است :
« نام او احمد بن حسين و از فقيهان عراق و از كسانى است كه ابو الحسن كرخى از او چيز آموخته و در واقعهء قرمطيان هنگامى كه رهسپار حج بوده در گذشته است .
< فهرس الموضوعات > 5 - از طبقه پنجم : طحاوي ، كرخى و . . .
< / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > 5 - طبقه پنجم 1 - طحاوي < / فهرس الموضوعات > طبقه پنجم از شاگردان و اصحاب ابو حنيفه ابو اسحاق از طبقهء پنجم اشخاص زير را با ترجمه و تعريفى مختصر آورده است :
1 - « ابو جعفر احمد بن محمد بن سلامه طحاوى كه رياست اصحاب ابو حنيفه در مصر بوى منتهى شده . طحاوى علم را از ابو جعفر بن ابو عمران و از ابو حازم ، و غير اين دو ، فرا گرفته و نخست بمذهب شافعى بوده و نزد ابو ابراهيم مزنى مىآموخته و چون مزنى وى را گفته است « و الله لا جاء منك شىء » به خشم آمده و از نزد او به نزد ابو جعفر بن ابى عمران رفته و هنگامى كه كتاب مختصر خود را تأليف كرده گفته است « خداى بيامرزاد مزنى را كه اگر زنده مىبود سوگند خويش را كفّاره مىداد » و از مصنفات او است « اختلاف العلماء » و « الشّروط » و « احكام القرآن » و « معانى الآثار » « طحاوى به سال دويست و سى و هشت ( 238 ) متولَّد شده و در سال سيصد و بيست و يك ( 321 ) وفات يافته است » 2 - « ابو الحسن عبد الله بن حسن كرخى[1]كه به سال دويست و شصت ( 260 ) ولادت يافته و در سال سيصد و چهل ( 340 ) در گذشته است و رياست علم در اصحاب ابو حنيفه به او انتهاء پذيرفته . كرخى مردى پارسا بوده و ابو بكر احمد بن على رازى و
[1]فى « اللباب » : « و هو ( يعنى الكرخ ) عدة مواضع منها كرخ سامراء و منها كرخ بغداد و منها كرخ جدان ينسب اليه جماعة منهم ابو الحسن عبد اللَّه الحسين دلهم الفقيه الحنفى الكرخي سكن بغداد و له التصانيف المشهورة فى الفقه »
ابو بكر دامغانى و ابو على شاشى و ابو عبد الله بصرى و ابو القاسم على بن محمد تنوخى علم را از او گرفتهاند » 3 - ابو طاهر محمّد بن محمّد بن سفيان كه بيشتر فراگيرى علم او از قاضى ابو حازم بوده و قضاء شام را متولى شده است :
4 - ابو عمرو طبرى كه در بغداد تدريس مىكرده و از ابو الحسين كرخى علم مىآموخته و به سال سيصد و چهل ( 340 ) وفات يافته است . شرح جامعين از تصنيفات او است . » 5 - « ابو عبد الله بن ابو موسى ضرير كه توليت حكم در جانب شرقى بغداد با او بوده و پيش از وفات ابو الحسين كرخى ، در سال سيصد و سى و اندى در خانه مقتول يافته شده است .
ابن نديم ، در ترجمه طحاوى چنين گفته است :
« ابو جعفر احمد بن محمّد بن سلمة بن سلامة بن عبد الملك ازدى طحاوى كه از يكى از ديههاى مصر به نام « طحا » بوده و در سنّ هشتاد سالگى موهاى سياه و ريش او بر سفيدش غلبه داشته است .
طحاوى بر مذهب اهل عراق تفقّه مىداشته و در علم و زهد ، اوحد اهل زمان خود بوده و به قولى كتابى در نكاح ملك يمين كه در آن نكاح خادمه را اجازه و رخصت مىداده براى احمد بن طولون نوشته و به سال سيصد و بيست و دو ( 322 ) در گذشته است .
« از تأليفات او است كتاب الاختلاف بين الفقهاء و آن كتابى است بزرگ كه با تمام نرسيده و آن چه از آن نوشته و خارج شده در حدود هشتاد كتاب است به ترتيب كتب اختلاف ، متوالى و پشت سر هم و جز اين كتاب باز از كتابهاى طحاوى است كتاب الشّروط الكبير ، كتاب الشروط الصّغير ، كتاب المختصر الصّغير ، كتاب المختصر الكبير ، كتاب شرح الجامع الكبير ( تأليف محمد بن حسن ) ، كتاب شرح الجامع الصّغير كتاب المحاضر و السّجّلات ، كتاب الوصايا ، كتاب الفرائض ، كتاب شرح مشكل احاديث رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم ، قريب هزار برگ ، كتاب نقض ، كتاب المدلَّسين
على الكرابيس ، كتاب احكام القرآن ، كتاب شرح معانى الآثار ، كتاب العقيدة ، كتاب « التّسوية بين حدّثنا و اخبرنا » اين كتابى است كوچك » و در ترجمه كرخى اين مضمون را آورده است :
« ابو الحسن عبيد الله[1]بن حسن كرخى ، فقيه عراقى از كسانى است كه به او اشاره و از او علم ، اخذ مىشود و مبرّزان از فقيهان زمان بر او قرائت و از او استفاده مىكنند .
كرخى در عصر خود از همه برتر و بىگفتگو و بلا مدافع ، او حد زمان بود و در شعبان از سال سيصد و چهل ( 340 ) وفات يافت و از كتب او است كتاب المختصر فى الفقه و مسألة فى الاشربة و تحليل نبيذ التّمر »
[1]در طبقات الفقهاء و اللباب « عبد اللَّه » ضبط شده است .
طبقه ششم از اصحاب و شاگردان ابو حنيفه ابو اسحاق از طبقهء ششم اشخاص زير را ، كه به گفتهء او اصحاب ابو الحسن كرخى بودهاند ترجمه و تعريفى كوتاه آورده است :
1 - ابو على شافعى كه ابو الحسن كرخى هنگامى كه به مرض فلج دچار شده تدريس و فتوى را به او و به ابو بكر دامغانى واگذار كرده است . ابو على به سال سيصد و چهل و چهار ( 344 ) در گذشته است .
2 - ابو محمد بن عبدك بصرى كه شرح جامعين و « كتاب الاقتداء بعلىّ و عبد الله » را تصنيف كرده و به بصره رفته و در آنجا تدريس كرده و به سال سيصد و چهل و هفت ( 347 ) وفات يافته است .
3 - ابو عبد الله بن على بصرى كه رئيس معتزله بوده و به سال سيصد و شصت و نه ( 369 ) در گذشته است .
4 - ابو بكر بن شاهويه كه جامع ميان فقه و حساب بوده و به سال سيصد و شصت و يك ( 361 ) مرده است .
5 - ابو سهل زجّاجى كه نزد كرخى درس خوانده و به نيشابور برگشته و در آنجا وفات يافته است . ابو بكر رازى نزد زجاجى درس خوانده و از شاگردان او بوده است .
6 - ابو حسين ، قاضى الحرمين كه نزد ابو الحسن كرخى درس مىخوانده و بعد از آن به نزد ابو طاهر دبّاس انتقال يافته و منصب قضاء را در حرمين داشته و به نيشابور
برگشته و در آنجا در گذشته و فقيهان حنفى نيشابور از او و از ابو سهل زجّاجى فقه فرا گرفتهاند .
7 - ابو بكر احمد بن على رازى صاحب ابو الحسن كرخى كه به سال سيصد و پنج ( 305 ) متولد شده و در سال سيصد و هفتاد ( 370 ) وفات يافته و رياست علمى اصحاب ابو حنيفه در بغداد بوى منتهى شده است و فقيهان بغداد از وى علم گرفتهاند .
8 - ابو زكريا يحيى بن محمد ضرير بصرى كه هم از شاگردان كرخى بوده و از وى علم آموخته است .
ابن نديم دو كس از اشخاص فوق را نام برده :
1 - ابو بكر رازى 2 - ابو عبد الله بصرى در بارهء رازى تاريخ وفات او را همان سال 370 ياد كرده و از كتب او كتب زير را نام برده است : « كتاب شرح مختصر الطَّحاوى » « كتاب احكام القرآن » « كتاب شرح جامع الكبير لمحمد بن الحسن و « كتاب المناسك » .
و ابو عبد الله بصرى را يك بار در ذيل متكلَّمان معتزله تحت عنوان « البصرىّ المعروف بالجعل » به عبارت « و هو ابو عبد الله الحسين بن على بن ابراهيم المعروف بالكاغدى من اهل البصرة و مولده بها » آورده و او را در علم كلام بر مذهب ابو هاشم جبّايى ( عبد السّلام بن محمد ) شمرده و رياست اصحاب ابو هاشم را در عصر او به او منتهى دانسته و گفته است : « فاضل ، فقيه ، متكلَّم ، عالى الذّكر ، نبيه القدر ، عالم بمذهب ابو هاشم ، منتشر الذّكر در اصقاع و بلدان و بخصوص در خراسان بوده و بر مذاهب اهل عراق تفقّه مىداشته و بر ابو الحسن كرخى قرائت كرده است[1].
و بار ديگر او را در طىّ تعديد اصحاب ابو حنيفه بعنوان « ابو عبد الله بصرى » آورده و از تأليفات فقهى او كتاب شرح « مختصر » كرخى و « كتاب الاشربه و تحليل نبيذ التمر » و « كتاب تحريم المتعه » و « كتاب جواز الصّلاة بالفارسية » نام برده است
[1]ابن نديم چند كتاب هم از كتب كلامى بصرى را نام برده كه از آن جمله است « كتاب نقض كتاب الرازى فى انه لا يجوز ان يفعل اللَّه تعالى بعد ان كان غير فاعل » .