بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 861


در بغداد شده و مردى پارسا و تنگدست بوده و در آداب قضاء كتابى نيكو نوشته .
بو سعيد به سال دويست و چهل و چهار ( 244 ) متولَّد شده و در سال سيصد و بيست و هشت ( 328 ) در گذشته است .
و ابو بكر محمد بن عبد الله صيرفى[1]كه در اصول فقه و ديگر علوم ، تصنيف داشته و به سال سيصد و سى و سه ( 333 ) وفات يافته است .
و ابو عباس ، احمد معروف به ابن القاصّ طبرى كه صاحب ابن سريج و از ائمهء اصحاب شافعى و داراى تصنيفات بسيار بوده كه از جمله است « المفتاح » و « ادب القاضي » و « المواقيت » و « التّلخيص » كتاب التلخيص ابن قاصّ را ابو عبد الله ختن اسماعيلى شرح كرده و گفته است در بارهء آن به گفته شاعر تمثّل مىجويم :
< شعر > عقم النّساء فما يلدن شبيهه انّ النّساء بمثله لعقيم < / شعر > فقيهان طبرستان ، فقه را از ابن القاصّ گرفته‌اند . ابن قاص به سال سيصد و سى و پنج در طرسوس وفات يافته است .
و ابو بكر محمد بن على بن اسماعيل قفال شاشى[2]كه نزد ابو العباس بن سريج


[1]« بفتح الصاد و سكون الياء آخر الحروف و فتح الراء و فى آخرها فاء ، هذه نسبة معروفة لمن يبيع الذهب و هم الصيارفة . نسب هذه النسبة جماعة منهم ابو بكر محمد بن عبد اللَّه الفقيه الشافعي ، المعروف بالصيرفي بغدادى . له تصانيف فى اصول الفقه و كان فهما عالما و كانت وفاته فى ربيع الاخر من سنة ثلاثين و ثلاثمائة » ( اللباب )
[2]ابن اثير در « اللباب » چنين آورده است « بفتح شين معجمه و بعد از الف باز هم شين ، نسبت است بشاش كه شهرى است در وراء نهر سيحون ، گروهى از علماء از آن شهرند كه از آن گروه است امام ابو بكر محمد بن على اسماعيل قفال شاشى يكى از پيشوايان و امامان جهان در تفسير و حديث و فقه و لغت شاشى به سال دويست و نود و يك ( 291 ) متولد شده و به سال سيصد و شصت و شش ( 266 ) در گذشته و او فقيه مشهور شافعى است » و در ذيل لغت « القفّال » چنين آورده است : « بفتح قاف و تشديد فاء و بعد از الف ، لام ، نسبت است به سازنده قفل و به اين نسبت شهرت يافته است امام ابو بكر محمد بن على بن اسماعيل قفال شاشى از اهل شاش كه امام عصر خود بوده ( بلا منازع ) فقيهى اصولى ، لغوى ، محدث و شاعر بوده كه در شرق و غير بلند آوازه و به نام است و او را تصانيفى است مشهور . به خراسان و عراق و شام و حجاز و ثغور مسافرت داشته و به سال سيصد و شصت و پنج ( 365 ) وفات يافته است » اين ضبط در وفات با آن چه از ابو اسحاق و از خود ابن اثير نقل شده مغايرت دارد .


صفحه 862


درس خوانده و خود در علم امام شده و مصنفاتى دارد كه هيچ كس مانند آنها را ندارد و او نخستين كسى است از فقيهان كه در بارهء « جدل حسن » تصنيف كرده و كتاب در اصول فقه دارد و شرح الرساله هم از اوست و فقه شافعى در ما وراء النهر به وسيلهء او نشر يافته است . قفال شاشى در سال سيصد و سى و شش ( 336 ) در گذشته است .
و ابو اسحاق ابراهيم بن احمد مروزى كه صاحب ابو العباس بوده و رياست علمى در بغداد بوى منتهى گشته و در اصول تصنيف كرده و بر المختصر شرح نوشته و ائمه از او علم فرا گرفته‌اند و فقه از اصحاب او در بلاد نشر يافته و بمصر رفته و در آنجا به سال سيصد و چهل ( 340 ) در گذشته است .
و قاضى ابو على بن ابو هريرهء بغدادى كه نزد ابو العباس بن سريج و بعد نزد ابو اسحاق درس خواندن و در بغداد تدريس و كتاب مزنى را شرح كرده و به سال سيصد و چهل و پنج ( 345 ) وفات يافته است .
و ابو الحسين احمد بن محمّد معروف به ابن قطَّان بغدادى كه ، به گفته ابو اسحاق آخرين كس است از اصحاب ابو العباس بن سريج ابن قطان در بغداد تدريس داشته و علماء ، فقه را از او گرفته‌اند . وى به سال سيصد و پنجاه و نه ( 359 ) در گذشته است .
و ابو بكر عبد الله بن محمّد بن زياد بن و اصل بن ميمون نيشابورى كه در بغداد ساكن و مردى زاهد بوده و ميان فقه و حديث جمع كرده و حافظه‌اى قوى داشته كه دار قطنى گفته است : « ما رأيت احفظ منه » و همو گفته است :


صفحه 863


« در مجلسى بوديم كه گروهى از حفّاظ به مذاكره مىبودند مردى از فقيهان آمد و از حاضران پرسيد كه حديث پيغمبر ( ص ) : « جعلت لي الارض مسجدا و جعلت تربتها لنا طهورا » راويش كيست ؟ حاضران گفتند : اين حديث را فلان و فلان روايت كرده‌اند . مرد فقيه گفت : مرادم اين لفظ است . هيچ يك از حاضران جوابى نداشت و نداد پس گفتند جز ابو بكر نيشابورى كسى را نداريم كه بداند پس برخاستند و به نزد او رفتند و از وى اين لفظ را پرسيدند گفت : « حدّثنا فلان عن فلان . . و حديث را از حفظ سوق داد و خواند چنان كه آن لفظ در آن بود » ابو بكر نيشابورى به سال دويست و هشتاد و هشت ( 288 ) ولادت يافته و به سال سيصد و بيست و چهار ( 324 ) در گذشته است .
و قاضى ابو بكر بن حداد مصرى كه فقيهى مدقّق بوده و ، به گفتهء ابو اسحاق ، كتاب فروع او بر فضلش دلالت دارد به سال سيصد و چهل و پنج ( 345 ) وفات يافته است .
و ابو بكر احمد بن عمر خفاف صاحب كتاب الخصال .
ابو اسحاق پس از آوردن اشخاص ياد شده گفته است :
« ثمّ حصل الفقه فى طبقة اخرى منهم : » « آنگاه اين اشخاص را آورده است :
قاضى ابو حامد ، احمد بن عامر بن بشر مروروذى[1]كه صاحب ابو اسحاق مروزى بوده و به بصره فرود آمده و منزل گزيده و به تدريس و تصنيف پرداخته و كتاب الجامع فى المذهب و غير آن ( در اصول فقه و شرح بر كتاب مزنى ) تأليف كرده .
فقيهان بصره از او فقه آموخته و او را امام شناخته‌اند . مروروذى به سال سيصد و شصت - و دو ( 362 ) در گذشته است .


[1]نسبت است به « مرو رود » كه به گفتهء ابن اثير در نسبت به آن گاهى هم « مروذى » ( با ذال ) گفته مىشود و آن شهرى است زيبا كنار نهر و از مشهورترين شهرهاى خراسان است ، فاصلهء ميان آن و ميان « مرو شاهجان » چهل فرسنگ است .


صفحه 864


و ابو على حسن بن قاسم طبرى كه از مصنفان اصحاب بوده است . كتاب المحرّر فى النظر كه نخستين كتابى است كه در « خلاف مجرّد » نوشته شده تصنيف او است و هم از اوست كتاب الافصاح فى المذهب و در اصول فقه و در جدل هم تصنيف داشته است . ابو على طبرى بعد از استادش ابو على بن ابو هريره در بغداد تدريس مىكرده و به سال سيصد و پنج ( 305 ) در گذشته است .
و ابو زيد ، محمد بن احمد بن عبد الله بن محمد مروزى كه صاحب ابو اسحاق و حافظ مذهب و مشهور به زهد و در علم نيك نظر بوده و ابو بكر قفال مروزى و فقيهان مرو از او علم و فقه گرفته‌اند . ابو زيد در ماه رجب از سال سيصد و هفتاد و يك ( 371 ) در مرو وفات يافته است .
و ابو سهل محمّد بن سليمان بن محمّد بن سليمان بن هارون صعلوكى حنفى[1]كه از طايفهء بنى حنيفه بوده و صحابت ابو اسحاق مروزى را داشته و فقيهى اديب و شاعر و متكلَّم و صوفى و مفسّر و كاتب بوده و پسرش ابو الطيب و فقيهان نيشابور از او فقه و علم را گرفته‌اند .
وى در آخر سال سيصد و شصت و نه ( 369 ) در گذشته است .
و ابو بكر احمد بن محمّد بن علىّ بن حسين بن يحيى سببى كه در سال سيصد و چهارده ببغداد در آمده و نزد اسحاق مروزى درس خوانده و با او بمصر رفته و به نشر مذهب شافعى پرداخته و به سال سيصد و نود و دو ( 392 ) در گذشته است .


[1]« بضم الصاد و سكون العين المهملتين و ضم اللام و سكون الواو و فى آخره كاف . هذه النسبة إلى صعلوك » . ابن اثير پس از اين ضبط چنين گفته است « و به اين نسبت اشتهار يافته ابو سهل محمد بن سليمان بن عجلى صعلوكى حنفى كه امام عصر خود بوده و فقه را از ابو على ثقفى در نيشابور فرا گرفته و حديث را از ابو العباس سراج و غير او اخذ كرده و حاكم ، ابو عبد اللَّه ، و غير او از وى روايت مىكنند در نيمه ذى قعده از سال سيصد و شصت و نه ( 369 ) به سن 73 سال وفات يافته است .


صفحه 865


و ابو بكر احمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن عباس اسماعيلى[1]كه جامع ميان فقه و حديث و دنيا و دين بوده و كتاب صحيح تصنيف كرده و ابو سعيد ، پسرش ، و فقيهان گرگان از او فقه گرفته‌اند و به سال سيصد و هفتاد و اندى ( ؟ 370 ) در گرگان در گذشته است .
و ابو الحسن محمد بن على بن سهل ماسرجسى[2]كه نزد ابو اسحاق مروزى فقاهت آموخته و با او بمصر رفته و در نيشابور تدريس مىكرده و فقيهان نيشابور از او فقه گرفته‌اند و ابو الطيّب طبرى نيز از وى به فقاهت رسيده . ماسرجسى به سال سيصد و هشتاد و سه ( 383 ) وفات يافته است .
و ابو على زجاجى طبرى كه از اصحاب ابو العباس بن القاص بوده و فقيهان آمل از او علم گرفته و شيخ و استاد ابو اسحاق شيرازى و قاضى ابو الطيب طبرى نزد وى درس خوانده . كتاب زيادة المفتاح از تأليفات زجاجى است .


[1]ابن اثير در « اللباب » چنين افاده كرده است « اين نسبت ، به گروهى است كه نامشان اسماعيل بوده كه از ايشان است ابو بكر احمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن امام مردم جرجان كه غره ماه رجب از سال سيصد و نود و يك ( 391 ) به سن نود و چهار سال در گذشته است و ائمهء اسماعيليه در بخارا مشهورند و اما فرقهء اسماعيليه گروهى از باطنيه هستند كه به محمد بن اسماعيل بن جعفر الصادق انتساب دارند »
[2]« بفتح الميم و السين المهملة و سكون الراء و كسر الجيم و السين الثانية » به گفتهء ابن اثير نسبت به « ماسرجس » جد ابو على حسن بن عيسى بن ماسرجس نيشابورى ماسرجسى كه بدست عبد اللَّه مبارك آيين نصرانى را رها كرده و بدين اسلام در آمده و در راه علم رحلت كرده و به ملاقات شيوخ رسيده از ابن مبارك و وكيع و ابن عيينه و غير ايشان حديث شنيده و بخارى و مسلم و احمد حنبل و غير اينان از وى روايت كرده‌اند . گروهى بسيار از اولاد و اعقابش به اين نسبت انتساب يافته‌اند كه از آن جمله است ابو الحسن محمد بن على بن سهل بن مصلح ماسرجسى كه از فقهاء شافعى و امام و اعلم در مذهب و فروع مسائل است در خراسان و عراق و حجاز فقه آموخته و با ابو اسحاق مروزى مصاحبت داشته و به سال سيصد و هشتاد و چهار ( 384 ) به سن هفتاد و شش سال در گذشته است .


صفحه 866


و ابو الحسن بن مرزبان بغدادى كه ابن قطَّان را صحابت داشته و فقيهى پارسا بوده چنان كه با اين كه غيبت را از نظر فقهى از مظالم مىدانسته مىگفته است : هيچ كس را بر من مظلمه‌اى نيست .
ابن مرزبان در بغداد تدريس مىكرده و ابو حامد اسفراينى از شاگردان او بوده و به سال سيصد و شصت و شش ( 366 ) در گذشته است .
و ابو الحسين بن خيران بغدادى كه ابو احمد بن رامين ، استاد و شيخ ابو اسحاق شيرازى نزد وى درس خوانده : كتاب اللطيف از تأليفات ابن خيران است .
و ابو عبد الله حنّاط شيرازى[1]كه فقيه فارس بوده است .
و ابو القاسم عبد العزيز بن عبد الله داركى[2]كه فقيهى استدلالى بوده و فقاهت را از ابو اسحاق مروزى آموخته و تدريس بغداد بوى منتهى شده و شيخ ابو حامد اسفراينى بعد از مرگ ابن مرزبان نزد وى فقه خوانده است و عموم شيوخ و جز ايشان از اهل آفاق فقه و علم از او گرفته‌اند . داركى به سال سيصد و هفتاد و پنج ( 375 ) در گذشته است .
و قاضى ابو بكر محمد بن محمد بغدادى معروف به ابن دقاق كه فقيهى اصولى بوده و قضاء كرخ بغداد را داشته و كتاب المختصر را شرح كرده است . ابن دقاق به سال سيصد و شش ( 306 ) تولد يافته و به سال سيصد و نود و دو ( 392 ) در گذشته است .
و ابو بكر احمد بن على بن احمد بن لال همدانى كه به گفتهء سبطش ، ابو سعيد :
فقه را از ابو اسحاق مروزى و ابو على بن ابو هريره گرفته و فقيهى متعبّد و در همدان بوده است . ابن لال به سال سيصد و هفت ( 307 ) متولد شده و به سال سيصد و نود و هشت ( 398 ) وفات يافته است .


[1]« الحناط ، بفتح الحاء المهملة و تشديد النون و فى آخرها طاء مهملة . هذه النسبة إلى بيع الحنطة . و اشتهر بها جماعة ( اللباب )
[2]« الداركى ، بفتح الدال و سكون الالف و فتح الراء و بعدها كاف . هذه النسبة إلى دارك . قال : و ظنى انها من قرى اصبهان ينسب إليها جماعة من العلماء منهم الامام ابو القاسم عبد العزيز بن الحسن بن احمد الداركى الفقيه الشافعي » ( اللباب )


صفحه 867


و ابو عبد الله حنّاطى طبرى[1]كه از ائمهء طبرستان بوده و در ايام ابو حامد اسفراينى ببغداد رفته است .
و قاضى شهيد ابو القاسم يوسف بن احمد بن بنكج كه صحابت ابن قطَّان را داشته و به محضر داركى نيز حضور مىيافته و از ائمه اصحاب شافعى بشمار است و ميان رياست فقه و دنيا جمع كرده و تأليفاتى بسيار داشته است و مردم فرا گرفتن علم و مال را از وى از همهء آفاق به سويش روى مىآورده‌اند . ابن بنكج را در شب بيست و هفتم رمضان از سال چهار صد و پنج ( 405 ) در دينور عيّاران كشته‌اند .
و ابو الفضل محمد بن ابراهيم نسوى[2]كه از اصحاب ابو الحسين بن قطَّان و مردى فصيح و مناظر بوده و در بغداد سكنى داشته و در ارّجان در گذشته است .
بعد از اين گروه بتعبير ابو اسحاق :
« ثمّ انتقل الفقه إلى طبقة اخرى . منهم : » فقه به اشخاص زير انتقال يافته است :
ابو الفيّاض محمد بن حسن بن منتصر كه از اصحاب ابو حامد مروروذى بوده و در بصره درس مىگفته و فقيهان بصره فقه را از او گرفته‌اند .
و ابو على حسن بن حسين بن حمكان همدانى كه نيز از اصحاب مروروذى و ساكن بغداد و مدرس در آنجا بوده است .
و قاضى ابو محمد اصطخرى كه نزد ابو حامد مروروذى فقه آموخته و قاضى فسا و فقيه فارس بوده و كتاب المستعمل منصورى را شرح نوشته است .
و قاضى ابو محمد حسن بن احمد معروف به حداد بصرى كه ابو اسحاق در باره اش چنين گفته است « يكى از فقيهان اصحاب ما ( شافعيه ) كه نمىدانم نزد كى درس خوانده و در چه زمانى وفات يافته است كتابى در ادب قضاء از وى ديدم كه بر بسيارى فضل او دلالت مىكند »


[1]« هذه النسبة لجماعة من اهل طبرستان لعل بعض اجداده كان يبيع الحنطة . منهم ابو عبد اللَّه الحسين بن محمد بن الحسن الطبري يعرف بالحناطى حدث ببغداد » ( اللباب )
[2]« بفتح النون و السين و فى آخرها واو . هذه النسبة إلى نسا » ( اللباب )


صفحه 868


و ابو الحسين ليان فرضى بصرى كه در فقه و فرائض ، امام بوده و كتابهايى بسيار در اين موضوع نوشته كه ديگرى را مانند آنها نيست و مردم فرائض را از وى گرفته‌اند از جمله كسانى كه فرائض را از او گرفته‌اند ابو احمد بن ابو مسلم فرضى استاد شيخ ابو حامد اسفراينى است در فرائض . و از جمله ايشان است ابو الحسن محمد بن يحيى بن سراقة فقيه فرضى و ابو الحسين احمد بن يوسف كازرونى كه كسى در زمان او فريضه دانتر و محاسبتر از وى نبوده . و از آن جمله است شيخ و استاد ابو اسحاق شيرازى ابو الحسن شيرجى فرضى حاسب .
ابو الحسين ليان خود مىگفته است : در روى زمين كسى كه فرضى باشد نيست مگر اين كه از اصحاب يا اصحاب اصحاب من است يا اين كه چيزى خوب نمىداند .
و ابو الطيب سهل بن محمد بن سليمان بن محمد صعلوكى حنفى ( از طايفه بنى حنيفه بوده ) كه نزد پدرش ، ابو سهل ، درس خوانده و فقيهى اديب و جامع رياست دنيا و دين بوده و فقيهان نيشابور از او اخذ فقه كرده‌اند .
و ابو سعد اسماعيل بن احمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن عباس اسماعيلى كه در گرگان رئيس دين و دنيا و فقيهى اديب و با سخا بوده و فقه را از پدر خود ، ابو بكر اسماعيلى گرفته و او همان است كه صاحب بن عباد در بارهء او و برادرش ابو نصر و پدر آن دو ، ابو بكر در رساله اش مىگويد :
« و امّا الفقيه ابو نصر ، فاذا جاء حدّثنا و اخبرنا فصادع و صادق و ناقد و ناطق . و امّا أنت أيّها الفقيه ابا سعد فمن يراك كيف تدرس و تفتى و تحاضر و تروى و تكتب و تملى علم انّك الجير بن الحبر و الحبر بن البحر و الضّياء بن الفجر و ابو سعد بن ابى بكر ، فرحم الله شيخكم الأكبر فانّ الثناء عليه غنم و النّساء بمثله عقم فليفخر به اهل جرجان ما سال واديها و اذّن مناديها » ابو سعد به سال سيصد و نود و شش ( 396 ) در گذشته است .
و قاضى ابو اسحاق على بن عبد العزيز گرگانى كه فقيه ، اديب و شاعر بوده و او را