بيت المال و سهم امام ( ع ) شده است .
آن امر ، مفاسد ديگرى را نيز در بر دارد كه شرح آنها به فرصتى ديگر نياز دارند كه به طور مفصل بيان شوند .
< فهرس الموضوعات > هدف بعضى از وكلا در امر تقليد < / فهرس الموضوعات > هدف بعضى از وكلا در امر تقليد پيش از انقلاب اسلامى ، سعى و كوشش نمايندگان سود جو و فرصت طلب اين بود كه مرجع تقليد مورد نظرشان ، از خارج كشور تعيين و انتخاب گردد . اينان ، براى دست يافتن به اين مقصود ، از هيچ تلاش و كوششى فروگذار نمىكردند و به صحنه سازيها و ديدن افراد و جوسازيهاى شگفت آورى دست مىيازيدند .
زيرا آنها از اين طريق مىتوانستند به منافع و اهداف خويش برسند و از دور بودن مرجع و عدم دسترسى مردم به او ، در همهء ابعاد بهره بردارى فراوان مىكردند ، و كسب وجاهت زيادى مىنمودند .
< فهرس الموضوعات > و - شناخت مرجع تقليد < / فهرس الموضوعات > و - شناخت مرجع تقليد شناخت مرجع از طريق فقهاى طراز اول و برجسته ، انجام مىشد . بلكه آن چه تاريخ نشانگر آن است اين است كه : مجتهد و مرجع هر زمان ، اصلح از علماى ديگر را كه بىگمان بهتر از ديگران مىشناخت - معرفى مىكرد و مردم را به او ارجاع مىداد .
از جمله ، شخصيتهاى ذيل ، مراجع بعد از خويش را معرفى كردهاند :
- استاد كل وحيد بهبهانى ( متوفى 1205 ) .
- استاد بزرگوار شيخ جعفر كاشف الغطاء ( متوفى 1228 ) صاحب كشف الغطاء .
- محقق بزرگوار ، ميرزا ابو القاسم قمى ( متوفى 1227 ) صاحب قوانين الاصول .
- فقيه توانا ، شيخ محمد حسن نجفى ( متوفى 1266 ) صاحب جواهر الكلام - علامه بزرگ سعيد العلماء مازندرانى ( متوفى 1270 ) .
- شيخ اعظم انصارى ( متوفى 1281 ) صاحب رسائل و مكاسب .
- محقق معروف ، ميرزا حبيب الله رشتى ( متوفى 1312 ) صاحب بدايع الافكار .
- مرجع عالى قدر شيعه ، ميرزا محمد حسن شيرازى ( متوفى 1312 ) .
- فقيه بزرگوار سيد محمد كاظم يزدى ، صاحب عروة الوثقى ( متوفى 1337 ) .
- عالم جليل شيخ على جواهرى ، نوادهء صاحب جواهر .
- شيخ بزرگوار ميرزا محمد تقى شيرازى ( متوفى 1338 ) .
- مرجع بزرگ سيد ابو الحسن اصفهانى ( متوفى 1365 ) .
- مرجع جهان تشيع ، حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى ( متوفى 1380 ) .
اينك چگونگى تعيين اعلم توسط اين بزرگان را به اختصار بررسى و بيان مىكنيم :
< فهرس الموضوعات > كيفيت انتخاب مرجع توسط وحيد بهبهانى < / فهرس الموضوعات > كيفيت انتخاب مرجع توسط وحيد بهبهانى استاد كل آيت الله وحيد بهبهانى ، وقتى احساس كرد ديگر نمىتواند آن گونه كه شايسته است امور مسلمين را رتق و فتق نمايد ، به چاره جويى پرداخت كه مراجعات مردم را به چه كسى بسپارد ، كه از هر حيث پسنديده و مناسب باشد . وى ، شيخ جعفر كاشف الغطاء را كه از نبوغ و فرزانگى خاصى برخوردار بود و از جهات مختلف بر ديگر شاگردانش برترى و امتياز داشت جهت تصدى اين مهم ، بسيار لايق و شايسته مىديد . و از اين رو وحيد بهبهانى به صورت غير مستقيم مردم را به او ارجاع داد . به اين كه گفت : از يكى از شاگردان ممتاز و مبرز من تقليد نماييد . و چون در بين تلاميذش شيخ جعفر از امتياز ويژه اى برخوردار و به اين عنوان مشخص بود مردم به او رجوع نمودند . بدين ترتيب ، شيخ جعفر كاشف الغطاء مقام مرجعيت پس از استاد كل را احراز نمود .
< فهرس الموضوعات > تعيين مرجع توسط شيخ جعفر كبير < / فهرس الموضوعات > تعيين مرجع توسط شيخ جعفر كبير شيخ جعفر كاشف الغطاء چون بارها آيت الله شيخ موسى كاشف الغطاء ( م 1241 ) را در مجالس درس و بحث آزموده بود و به مراتب علمى وى واقف شده بود ، به طورى كه او را بر همه فقهاى شيعه - به جز شهيد اول و محقق اول - ترجيح مىداد . لذا ، او را به عنوان اعلم علما ، تعيين و تأييد نمود و بدين صورت آيت الله شيخ موسى ، پس از شيخ جعفر كبير مرجع تقليد گرديد .
تعيين مرجع توسط ميرزاى قمى پس از وفات آيت الله شيخ موسى كاشف الغطاء ( به سال 1241 ) ، اختلاف و درگيرى سختى بر سر تعيين مرجع تقليد بين علما و مردم به وجود آمد . وعده نسبتا زيادى از علماء براى مرجعيت و تصدى زعامت كانديد بودند ، كه از اين ميان دو نفر بيش از ديگران طرفدار داشتند . يكى شيخ على كاشف الغطاء ( م 1254 ) بود ، و ديگرى شيخ محمد حسن نجفى صاحب جواهر .
اتفاقا ، در همان وقت ميرزاى قمى جهت زيارت اعتاب مقدسه راهى عراق شده و براى زيارت مولى امير المؤمنين ( ع ) وارد نجف شد . با ورود ميرزاى قمى در اين موقعيت حساس به نجف اشرف ، شور و نشاطى در دل علما و مردم پيدا شد ، و از او استقبال نمودند و همگان بر آن شدند كه براى رفع اختلاف و تعيين تكليف ، ميرزاى قمى را حكم قرار دهند ، و هر كس را كه او به عنوان مرجع معرفى نمود ، بىچون و چرا به پذيرند .
ميرزا اين داورى را پذيرفت ، به شرط آن كه چند روزى به او فرصت دهند تا او اشخاص مورد نظر را دقيقا امتحان كند و آنگاه نظر خود را اعلام نمايد .
ميرزاى قمى ، چند مسأله مهم فقهى را از اشخاص منظور كتبا استفسار نمود و آنها پاسخ دادند . ميرزا پس از تأمل و دقت كافى در پاسخنامهها ، شيخ على كاشف الغطاء را افضل و اعلم شناخت . از اين رو جلسه اى خصوصى با حضور فضلا و علماى نجف ترتيب داد و نظر خود را - با توجه به جوابهايى كه از آقايان دريافت داشته بود - اظهار كرد . نظر ميرزا مورد تأييد حاضران قرار گرفت ، ولى براى اطلاع همگان ، مقرر شد ميرزاى قمى در روز معينى در صحن مطهر حضرت امير ( ع ) رأى و نظر خود را اعلام نمايد . روز موعود فرا رسيد . جمعيت انبوهى از علماء و اقشار مختلف مردم ، در صحن مطهر امير المؤمنين ( ع ) براى استماع رأى نهايى گرد آمدند ، ميرزاى قمى پس از ايراد بيانات لازم ، اصلحيت شيخ على كاشف الغطاء را براى مردم تشريح كرد .
بدين ترتيب ، جملگى او را به اعلميت و مرجعيت پذيرفتند . و اختلاف و تشتت آراء پايان يافت .
گويند چند روز كه از اين ماجرا گذشت ، صاحب جواهر به يكى از علما كه در جلسه تعيين مرجع شركت كرده بود - برخورد مىكند و به طنز مىگويد : « ما فعلت سقيفتكم :
سقيفه شما چه كار كرد ؟ « آن عالم هم فورا مىگويد : » نصبوا عليا : على را برگزيدند « ! يعنى شيخ على كاشف الغطاء تعيين شد .
< فهرس الموضوعات > كيفيت تعيين مرجع توسط صاحب جواهر < / فهرس الموضوعات > كيفيت تعيين مرجع توسط صاحب جواهر وقتى صاحب جواهر ، واپسين روزهاى زندگى خويش را سپرى مىكرد و آثار ضعف و ناتوانى در سيمايش مشاهده مىشد ، تدريجا زمزمهء اعلميت پس از ايشان در زبانها افتاد .
و چون صاحب جواهر به مرور زمان به اعلميت شيخ مرتضى انصارى واقف شده بود ، اين مطلب را در محضر علماى بزرگ نجف ابراز داشتند .
ولى اين امر براى افاضل و علما شگفت آور بود . زيرا آنان تصور مىكردند كه او ، فرزندش آيت الله شيخ عبد الحسين ، يا دامادش آيت الله سيد على صاحب برهان قاطع كه هر دو از جهت علمى و فتوايى سرآمد و نمونه بودند تعيين مىنمايد .
< فهرس الموضوعات > سعيد العلماى مازندرانى < / فهرس الموضوعات > سعيد العلماى مازندرانى علامه بزرگوار سعيد العلماى بابلى مازندرانى هم مباحثه شيخ مرتضى انصارى بود . هر دوى آنان در درس آيت الله ملا محمد شريف آملى ( شريف العلماء ) شركت مىكردند . به اعتراف شيخ اعظم انصارى سعيد العلماء ، از وى افضل و در مباحثه تواناتر بوده است .
گويند وقتى صاحب جواهر ، شيخ انصارى را به عنوان اعلم تعيين كرد ، شيخ گفت : صاحب جواهر مرا طبق عقيده خود به اين عنوان معرفى نموده است و من معتقدم سعيد العلماء از من اعلم است و بايستى او زمام زعامت و مرجعيت را به دست گيرد . آنگاه شيخ اعظم انصارى نامه اى مشروح به سعيد العلماء نوشت و نظر خود را اظهار داشت و از او خواست تصدى زعامت مسلمين را به عهده گيرد . سعيد العلماء در پاسخ شيخ نوشت كه من فعلا كفايت اين امر را ندارم و شما بدان سزاوارتريد و بحق تعيين شدهايد . شرح مبسوط اين ماجرا در دورهء پنجم از ادوار كيفيت بيان فقه گذشت .
به هر حال ، با نظر صاحب جواهر و تاييد سعيد العلماء ، بينه شرعى بر اعلميت شيخ اعظم محرز شد . و او در سن 52 سالگى ، مرجع شيعيان جهان گشت .
< فهرس الموضوعات > شيخ انصارى < / فهرس الموضوعات > شيخ انصارى شيخ اعظم انصارى با آن كه به مراتب علمى ، تقوايى ، دور انديشى ، بينش اسلامى و نبوغ ميرزاى مجدد شيرازى ( 1230 - 1312 ) واقف بود ، اما هيچ گاه روى مصالحى به اعلميت ميرزا تصريح نكرد . ولى بتدريج و به مرور زمان ، برترى او را بر ديگران تلويحا به اهل فضل و علما شناساند . مثلا هر وقت در مجالس درس يا غير درس كه ميرزا هم حضور داشت ، و شيخ مطالبى بيان مىكرد ، آخر سر مىگفت : « هذا ما عندنا ، حالا ببينيم ميرزا چه مىگويد ! » بر اهل فضل پوشيده نيست كه اين سخن شيخ ، پايگاه علمى ميرزا را مىرساند .
شيخ حرمت او را به حدى پاس مىداشت كه اگر كسى از شاگردانش قبل از ميرزا لب به سخن مىگشود ، شيخ فورا جلو او را مىگرفت . مىگويند روزى آيت الله حاج ميرزا محمد حسن آشتيانى صاحب بحر الفوائد در رابطه با مسأله اى مىخواست قبل از ميرزا وارد بحث شود ، اما شيخ فورا مانع شد .
به هر حال شيخ اعظم برجستگى فوق العاده و جامعيت او را به طور غير مستقيم به همگان خاطر نشان ساخته بود . و لذا ، ميرزاى شيرازى بعد از شيخ انصارى مرجع شيعيان شد .
مىگويند انگيزهء اين كه شيخ به صراحت مرجعيت و زعامت بعد از خود را تعيين نكرد ، اين بود كه مىفرمود : من در مسأله اى ، قول 60 مجتهد و نقل 14 اجماع را ديدهام . با اين حال جرأت فتوا دادن در آن مسأله را در خود نمىبينم ! چگونه مىتوانم اين امر بسيار مهم را به دست كسى بسپارم !
< فهرس الموضوعات > گزينش مرجع توسط آقا حسن نجمآبادى تهرانى و شيخ حبيب الله رشتى < / فهرس الموضوعات > گزينش مرجع توسط آقا حسن نجمآبادى تهرانى و شيخ حبيب الله رشتى آيت الله آقا حسن نجمآبادى تهرانى اگر چه از شاگردان شيخ انصارى محسوب مىشد ، ولى به عقيده فقهاى بزرگ نجف او از همه علما حتى از شيخ انصارى اعلم بود . لذا بعد از وفات شيخ حدود 80 در صد مردم به او مراجعه كرده بودند ولى به دو جهت نپذيرفت يك اين كه مىگفت من در مقام استنباط وسواس دارم و ديگر آن كه از مديريت كافى برخوردار نيستم و آن كه تصدى مقام مرجعيت را مىنمايد بايد از اين عنوان برخوردار
باشد . بعد از نپذيرفتن ايشان بيشتر مردم به آية الله ميرزا حبيب الله رشتى روى آوردند و كمتر به ميرزاى شيرازى مراجعه كردند ، ولى آيت الله شيخ حبيب الله رشتى كه در ميان عالمان و فقيهان درخشندگى خاصى داشت ، و به عقيدهء بعضى از صاحب نظران بعد از شيخ انصارى - اعلم علماى نجف - محسوب مىشد ، چون ميرزاى شيرازى را در تمام ابعاد و خصوصيات جامع و كامل مىديد ، او را به عنوان مرجع به عموم معرفى كرد . او مىگفت علت اين كه ميرزا را به عنوان مرجع و زعيم شيعيان برگزيدم نه به خاطر اين كه ايشان اعلم از من است ، بلكه از آن بابت است كه او را جامعتر از خود مىدانم .
به هر حال ، با تأييد ضمنى شيخ اعظم انصارى و آقا حسن نجمآبادى تهرانى و به شهادت صريح شيخ بزرگوار رشتى به جامعيت ميرزاى شيرازى ، وى بعد از وفات شيخ انصارى ، مرجع اكثريت شيعيان گرديد . و البته آن اقليتى كه بعد از فوت شيخ به تقليد آيت الله سيد حسين كوه كمره اى روى آورده بودند ، بعد از فوت وى ، در سال ( 1299 ه - . ق ) ، به ميرزا رجوع نمودند . و بدين شكل ، ايشان مرجع كل شيعيان جهان گرديد .
< فهرس الموضوعات > تعيين مرجع توسط ميرزاى شيرازى < / فهرس الموضوعات > تعيين مرجع توسط ميرزاى شيرازى ميرزاى شيرازى به مراتب علمى و تقواى آيت الله العظمى شيخ محمد طه نجف ، و آيت الله العظمى فقيه نوپرداز حاج آقا رضا همدانى ، آگاهى و شناخت كامل داشت . و بنا به نقل بعضى از بزرگان ، آنان را براى تصدى مرجعيت بعد از خودش شايسته مىدانست .
آيت الله شيخ على جواهرى ، بىاندازه با آيت الله العظمى شيخ محمد طه ارتباط داشت ، اما با اين وصف ، مردم را به حاج آقا رضا همدانى ارجاع مىداد . گر چه مرجعيت اينان فراگير و همگانى نشد ، اما گروهى از مردم مقلد آنان شدند .
< فهرس الموضوعات > ميرزا محمد تقى شيرازى و انتخاب مرجع < / فهرس الموضوعات > ميرزا محمد تقى شيرازى و انتخاب مرجع ميرزا محمد تقى شيرازى ، آيت الله حاج شيخ عبد الكريم حائرى مؤسس حوزه علميه قم را به عنوان اعلم بعد از خود در ايران ، و آيت الله سيد ابو الحسن اصفهانى را در عراق به عنوان مرجع پس از خود تعيين نمودند .
بدين گونه كه مقلدين ، همواره از ايشان سؤال مىكردند : مسائل احتياطى شما را به چه
كسى رجوع نماييم ؟ ايشان مقلدين ايرانى را به آقاى حائرى ، و مقلدين عراقى را به آقاى اصفهانى ارجاع مىدادند . و بنا به نقل بعضى افراد مطلع به آيت الله سيد ابراهيم اصطهباناتى ( معروف به ميرزا آقا شيرازى ) نيز ارجاع مىداد .
< فهرس الموضوعات > سيد محمد كاظم يزدى و انتخاب مرجع < / فهرس الموضوعات > سيد محمد كاظم يزدى و انتخاب مرجع مرحوم طباطبايى يزدى ، آيت الله العظمى شيخ احمد كاشف الغطاء را به عنوان مرجع پس از خود تعيين نمودند . يعنى وقتى كه مقلدين مسائل احتياطى را از وى مىپرسيدند ، آنان را به آقاى كاشف الغطاء ارجاع مىداده است . و اين ارجاع بعد از جملهء معروف ايشان بود كه : « لا يجوز تقليد غيرنا » .
< فهرس الموضوعات > آيت الله اصفهانى و انتخاب مرجع < / فهرس الموضوعات > آيت الله اصفهانى و انتخاب مرجع آيت الله سيد ابو الحسن اصفهانى ، آيت الله حاج آقا حسين بروجردى را در مجالس درس و بحث نجف ديده بودند ، از اين رو به پايگاه علمى و مديريت و تقواى وى شناخت كامل داشت . لذا او را به عنوان مرجع بعد از خود و افضل از ديگران معرفى نمودند و مسائل احتياطى خود را به ايشان ارجاع دادند . و اين عمل ، مورد تأييد رجال علم و دين شيعه قرار گرفت . به طورى كه بعد از رحلت آيت الله اصفهانى در سال ( 1365 ه . ق ) اكثر مردم ايران از آيت الله بروجردى تقليد مىكردند .
< فهرس الموضوعات > آيت الله حاج آقا حسين بروجردى < / فهرس الموضوعات > آيت الله حاج آقا حسين بروجردى آيت الله بروجردى سالها در اصفهان با آيت الله سيد جمال موسوى گلپايگانى نجفى همدرس و هم مباحثه بود و در حوزهء درس جهانگير قشقايى استاد فلسفه و معقول شركت مىكرد . هم چنين چند سالى با او در نجف اشرف ، در درس آخوند خراسانى حاضر مىشد . بر اين پايه ، مرحوم آيت الله بروجردى مدارج علمى و تقواى سيد جمال گلپايگانى را بيش از ديگران مىشناخت . لذا او را به عنوان اعلم علماى نجف معرفى كردند .
وقتى از آقاى بروجردى در بارهء موقوفات اراك و تهران - كه بايستى با نظارت اعلم علماى نجف ، خرج طلاب آنجا مىشد - سؤال كردند ، ايشان بر اساس همان سوابق آشنايى كه از سيد جمال داشت ، وى را جهت اين منظور تعيين نمود . و نيز ، وقتى شيخ
محمد كاظم شيرازى در سال 1367 ه - . ق درگذشت ، علماى نجف تلگراف تسليتى به محضر آيت الله بروجردى ارسال نمودند ولى ايشان پاسخ تسليت را مستقيما به حضور مرحوم آقا سيد جمال گلپايگانى فرستادند و همين امر ، مؤيد اعلميت او از ديدگاه ايشان بود .
اما آيا مرحوم آيت الله بروجردى كسى را در ايران به عنوان اعلم پيش بينى كرده بود يا خير ؟ پاسخ اين سؤال هر چند بر همگان معلوم نشد ولى ظاهرا در اواسط مرجعيت ايشان بر بعضى از خواص معلوم گرديد .
< فهرس الموضوعات > گزينش مرجع توسط فقهاى ديگر در عصر اخير < / فهرس الموضوعات > گزينش مرجع توسط فقهاى ديگر در عصر اخير شخصيتهاى علمى و فقيهان بزرگ ديگرى كه در سدهء اخير به شناخت و تشخيص اعلم و مرجع تقليد موفق شدند ، عبارتند از :
- آيت الله شيخ موسى خوانسارى .
- آيت الله ميرزا احمد آشتيانى .
- آيت الله شيخ محمد تقى آملى صاحب مصباح الهدى .
- آيت الله شيخ حسين حلى .
- آيت الله شيخ محمد طاهر راضى .
- آيت الله ميرزا محمد باقر زنجانى صاحب حاشيه مكاسب و فرائد ( خطى ) .
- آيت الله آخوند ملا على همدانى .
- آيت الله شيخ عباس رميثى .
- آيت الله سيد محمد تقى بحر العلوم .
- آيت الله سيد محمد سعيد جبل عاملى .
و اينك بجاست به اختصار پيرامون انتخاب مرجع توسط آنان بپردازيم :
< فهرس الموضوعات > شيخ موسى خوانسارى و شيخ محمد تقى آملى < / فهرس الموضوعات > شيخ موسى خوانسارى و شيخ محمد تقى آملى اين دو بزرگوار چون سالهاى متمادى با آيت الله حاج سيد محمود حسينى شاهرودى همدرس بودند ، و هر سه در درس استاد كل آيت الله نائينى شركت مىنمودند و مباحثات و گفت و گوهاى زيادى با يكديگر داشتند ، از اين رو شيخ موسى خوانسارى در سفرش به