محمد كاظم شيرازى در سال 1367 ه - . ق درگذشت ، علماى نجف تلگراف تسليتى به محضر آيت الله بروجردى ارسال نمودند ولى ايشان پاسخ تسليت را مستقيما به حضور مرحوم آقا سيد جمال گلپايگانى فرستادند و همين امر ، مؤيد اعلميت او از ديدگاه ايشان بود .
اما آيا مرحوم آيت الله بروجردى كسى را در ايران به عنوان اعلم پيش بينى كرده بود يا خير ؟ پاسخ اين سؤال هر چند بر همگان معلوم نشد ولى ظاهرا در اواسط مرجعيت ايشان بر بعضى از خواص معلوم گرديد .
< فهرس الموضوعات > گزينش مرجع توسط فقهاى ديگر در عصر اخير < / فهرس الموضوعات > گزينش مرجع توسط فقهاى ديگر در عصر اخير شخصيتهاى علمى و فقيهان بزرگ ديگرى كه در سدهء اخير به شناخت و تشخيص اعلم و مرجع تقليد موفق شدند ، عبارتند از :
- آيت الله شيخ موسى خوانسارى .
- آيت الله ميرزا احمد آشتيانى .
- آيت الله شيخ محمد تقى آملى صاحب مصباح الهدى .
- آيت الله شيخ حسين حلى .
- آيت الله شيخ محمد طاهر راضى .
- آيت الله ميرزا محمد باقر زنجانى صاحب حاشيه مكاسب و فرائد ( خطى ) .
- آيت الله آخوند ملا على همدانى .
- آيت الله شيخ عباس رميثى .
- آيت الله سيد محمد تقى بحر العلوم .
- آيت الله سيد محمد سعيد جبل عاملى .
و اينك بجاست به اختصار پيرامون انتخاب مرجع توسط آنان بپردازيم :
< فهرس الموضوعات > شيخ موسى خوانسارى و شيخ محمد تقى آملى < / فهرس الموضوعات > شيخ موسى خوانسارى و شيخ محمد تقى آملى اين دو بزرگوار چون سالهاى متمادى با آيت الله حاج سيد محمود حسينى شاهرودى همدرس بودند ، و هر سه در درس استاد كل آيت الله نائينى شركت مىنمودند و مباحثات و گفت و گوهاى زيادى با يكديگر داشتند ، از اين رو شيخ موسى خوانسارى در سفرش به
ايران ، آيت الله شاهرودى را به نام فقيه جامع الشرائط و برتر از ديگران ياد كرد . آيت الله آملى و آيت الله آشتيانى نيز بدين گونه از او نام بردند . علاوه بر اينها ، استاد اعظم نائينى عنايت خاصى به ايشان داشت ، به طورى كه اين معنى بر همگان روشن بوده است . گر چه به صراحت افضليت او را تصريح نكرد ، اما قرائنى وجود داشت كه حاكى از اين نظر بود . از جمله اين كه هر وقت مرحوم شاهرودى اجتهاد كسى را تصديق مىكرد ، استاد او آيت الله نائينى نيز بر اين اساس و بدون تامل ، اجازه اجتهاد آن شخص را صادر مىفرمود . بر اين اساس بود كه وقتى آيت الله سيد ابو الحسن اصفهانى به سال 1365 درگذشت و به ديدار حق شتافت ، اهالى استان ناصريه عراق ، به دستور آيت الله شيخ عباس خويبراوى ناصرى و جمعى از مردم بغداد و كاظمين و كربلا و نجف اشرف و هم چنين بعضى از شهرهاى ايران ، به راهنمايى و دستور علماى خود به تقليد از او روى آوردند . و پس از فوت آيت الله سيد ابراهيم اصطهباناتى ( 1378 ه - . ق ) بيشتر شيعيان كويت و بحرين از او تقليد كردند . و نيز بعد از فوت آيت الله بروجردى ( 1380 ه - . ق ) ، بسيارى از شيعيان پاكستان و افغانستان و بعضى مناطق ايران از جمله خطه خراسان از او تقليد كردند .
شيخ راضى ، ميرزا محمد باقر زنجانى و شيخ حسين حلى[1]اين سه بزرگوار كه در نجف اشرف سالها با آيت الله سيد محسن حكيم ( 1306 - 1390 ) در درس مرحوم ميرزاى نائينى شركت مىكردند ، به مقام علمى و تقواى آقاى حكيم خوب واقف بودند . از اين رو ، شيخ محمد طاهر راضى ، وى را به مرجعيت و زعامت برگزيد و آن دو تن ديگر و عده اى از علما ، تقليد از او را بلا مانع تشخيص دادند . لذا بعد از فوت آيت الله اصفهانى ، اكثر مردم عراق و لبنان و جمعى از شيعيان پاكستان و افغانستان و نيز عده اى از اهالى بحرين و كويت به تقليد از ايشان روى آوردند .
و بعد از وفات مرجع بزرگ ، حاج آقا حسين بروجردى ( به سال 1380 ) ، آخوند ملا على همدانى - رحمة الله عليه - تقليد از ايشان را بىمانع مىدانسته است و جمعى از بزرگان و عالمان آذربايجان مردم را به تقليد از ايشان ارجاع دادند . از اين جهت ، اهالى آذربايجان و عده زيادى از نواحى ديگر ايران نيز مقلد ايشان گرديدند .
[1]اين دو تن اخير ، از اساتيد نگارنده بودهاند .
< فهرس الموضوعات > سيد محمد تقى بحر العلوم ، سيد محمد سعيد جبل عاملى و شيخ عباس رميثى < / فهرس الموضوعات > سيد محمد تقى بحر العلوم ، سيد محمد سعيد جبل عاملى و شيخ عباس رميثى از آنجا كه اين سه شخصيت روحانى به پايگاه علمى و تقوايى سيد عبد الهادي حسينى شيرازى وقوف كامل داشتند ، از اين رو بعد از فوت آيت الله اصفهانى ( 1365 ه - . ق ) ، مردم را به تقليد از ايشان ارشاد نمودند . و در نتيجه اهالى شهر « بلد » ( در عراق ) و گروهى از شيعيان بغداد و اماكن متبركه عراق به تقليد وى روى آوردند . بعد از درگذشت آيت الله بروجردى ( 1380 ه - . ق ) با راهنمايى آيت الله سيد عبد الرؤف فضل الله لبنانى و بعضى علماى تهران بيشتر اهالى اصفهان ، شيراز و بعضى از اهالى ديگر مناطق ايران با عده اى از اهالى لبنان و جماعتى از مردم پاكستان و افغانستان در زمره مقلدان ايشان در آمدند .
بدين ترتيب ، نوشتار ما پيرامون چگونگى تعيين مرجع و اعلم در ادوار گذشته به پايان مىرسد . اميد است اين سنت حسنه و اين سيرهء پسنديده كه در اسلاف صالح ما متداول بود ، هم چنان در روزگار ما تا ظهور حضرت بقية الله ( عج ) به شايسته ترين وجه ادامه يابد . و از اين باب هيچ گونه نگرانى و تشويق خاطر باقى نماند .
در نتيجه روشن گرديد كه هنگامى كه مرجع بزرگوارى و مظهر علم و تقوا ، فقيهى را به عنوان مرجع بعد از خود برمىگزيند ، تمام ابعاد علمى ، تقوا ، اخلاقى و اجتماعى و . . را در نظر داشته و رعايت مصالح اسلام و مسلمين را نموده است . بنا بر اين ، همگان مىتوانند او را به پذيرند . شيوهء مراجع گذشته نيز بدين گونه بوده است .
< فهرس الموضوعات > چند تذكر < / فهرس الموضوعات > چند تذكر الف - به نظر نگارنده ، مجتهد اعلم از سه راه شناخته مىشود :
1 - خود انسان يقين كند . يعنى از كسانى باشد كه به مبانى فقهى و اصول اجتهادى آشنايى داشته باشد .
2 - دو نفر خبرهء عادل ، اعلم بودن مجتهدى را تصديق نمايند ، به شرط آن كه دو نفر خبرهء عادل ديگر ، با گفتهء آنان مخالفت ننمايند . و هر گاه چنين شود راه حل آن اين است كه فتاواى آن دو مجتهد در تطبيق قواعد كليه بر مصاديق و در بازگشت فروع بر اصول را مورد بررسى كامل قرار دهند تا در نتيجه روشن گردد كه كداميك از آن دو مجتهد در تطبيق عام بر مصاديق خارجى و رد فروع بر اصول ، كمتر اشتباه كرده و كدامين بيشتر .
آن كه كمتر اشتباه كرده اعلم و آن كه بيشتر ، غير اعلم شناخته مىشود . و در نتيجه رفع
اختلاف حاصل مىگردد .
3 - گروهى اهل دانش و فضل كه توانايى تشخيص اعلم را دارند و از گفته آنان اطمينان پيدا مىشود ، مىتوانند اعلم بودن كسى را تصديق كنند .
ب - اگر شناخت اعلم دشوار گرديد چنانچه واقع امر هم چنين است ، مىتواند از كسى تقليد نمايد كه يقين به اعلم بودن ديگران از او نداشته باشد .
ج - اگر چند نفر مجتهد ، از نظر علم با هم مساوى باشند ، شخص مىتواند از هر كدام كه بخواهد تقليد نمايد . و نيز در صورتى كه مجتهد اعلم و غير اعلم از نظر فتوا با هم اختلاف نداشته باشند . در اين مورد بين مراجع عظام تقليد اختلافى نيست .
< فهرس الموضوعات > ز - بيان مراجع تقليد از آغاز غيبت كبرا تا كنون < / فهرس الموضوعات > ز - بيان مراجع تقليد از آغاز غيبت كبرا تا كنون اكنون مناسب است كه از مراجع تقليد در ادوار گذشته كه با بحث گذشته ما ارتباط دارد به گونه اى فهرستوار ياد كنيم :
< فهرس الموضوعات > آغاز مرجعيت < / فهرس الموضوعات > آغاز مرجعيت پيش از آن كه به نام مراجع تقليد و ذكر نخستين كسى كه اين جايگاه رفيع را متصدى شد بپردازيم ، توضيح يك مطلب تاريخى و علمى ضرورى به نظر مىرسد : نظر به اين كه فقيهانى كه در عصر غيبت صغرا بسر مىبردند و زمان غيبت كبراى امام زمان ( عج ) را در نيافتند ، مانند : على بن بابويه قمى ( متوفى 9 / 328 ق ) و ابو جعفر كلينى ( متوفى همان سال[1]) مرجع تقليد - به گونه اى كه در زمان ما مصطلح است - تلقى نشدند و ما بدين جهت اينان را سلسلهء مرجعيت قرار نداديم . زيرا مردم در روزگار غيبت كبرا ، احكام شرعى و پاسخ مسائل مورد نياز خود را توسط نواب اربعه ( عثمان بن سعيد ، محمد بن عثمان ، حسين بن روح و ابو الحسن على بن محمد صيمرى ) از آن حضرت دريافت مىكردند .
اما فقهايى كه زمان غيبت كبراى امام عصر ( عج ) را درك كرده و برجستگى ويژه اى داشتند و مردم در مسائل دينى مستقلا به آنان مراجعه مىكردند ، در اينجا به عنوان مرجع دينى ياد مىشوند .
[1]بعد از وفات امام حسن عسكرى ( ع ) به سال 260 غيبت صغرى آغاز شد و در سال 329 بعد از وفات سفير چهارم خاتمه پذيرفت . كتاب غيبت شيخ طوسى ص 242 .
اينك مىپردازيم به ذكر نخستين مرجعى كه در نقطه آغاز مرجعيت شيعى قرار دارد :
< فهرس الموضوعات > ابن قولويه < / فهرس الموضوعات > ابن قولويه در خلال سالهاى ( 328 تا 368 ق ، يكى از استوانههاى دانش و فقاهت شيعه ابو القاسم جعفر بن محمد ( بن جعفر بن موسى بن ) قولويه است كه سمت نخستين مرجعيت و اعلميت شيعيان را داشت .
نجاشى و علامه حلى ( قد ) در بارهء اين شخصيت بزرگ مىگويند : « او از بزرگان اماميه در فقه و حديث است و هر امتيازى كه ديگران در زمينهء فقه و غير آن دارند او به مراتبى برتر و والاتر است . » او شاگردانى چون شيخ مفيد تربيت كرد و كتابهاى سودمند و ارزنده اى تدوين نمود كه نجاشى بسيارى از آنها را نام برده است .
< فهرس الموضوعات > شيخ صدوق < / فهرس الموضوعات > شيخ صدوق بين سالهاى 368 تا 381 ق ، سمت مرجعيت و زعامت شيعه به عالم بزرگوار ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى ، معروف به شيخ صدوق رسيد ، او بدن شك خدمات ارزنده اى در تدوين فقه به جهان اسلام نموده است كه با هيچ چيز قابل قياس نيست .
شيخ صدوق حدود 300 اثر ارزشمند از خود بر جاى نهاد كه نام بسيارى از آنها را در كتاب من لا يحضره الفقيه خود آورده است . اين رقم بزرگ بيانگر تلاش و كوشش شايان او در شكوفايى و گسترش فقه است . وى در كتاب من لا يحضره الفقيه ، تمام مسائل و مباحث فقه را ضمن نقل احاديثى كه به نظرش صحيح بوده است فراهم آورده و در دسترس شيعيان گذارده است .
< فهرس الموضوعات > شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > شيخ مفيد بين سالهاى 381 تا 413 ق ، عالمى بزرگ و فقيهى سترگ به نام ابو عبد الله محمد بن محمد ( بن نعمان ) معروف به شيخ مفيد در جهان تشيع درخشيد كه در عصر خود از جهت تبحر در احكام الهى بىنظير بود .
شيخ مفيد ، تحولات شگرفى در فقه پديد آورد و شيوهها و مبانى فقهى را نسبتا تكامل بخشيد ، به گونه اى كه فقيهان بعد از او به اين حقيقت اعتراف نمودند . هم چنين مجلس درس او از رونق و شكوه خاصى برخوردار بود و صدها طالب علم شيعى و سنى در آن شركت مىجستند .
از ميان شاگردان او شخصيتهاى برجسته اى هم چون سيد مرتضى و شيخ طوسى برخاستند كه هر كدام در گسترش و تكامل مباحث فقهى و اجتهادى نقش عمده اى داشتند .
سيد محسن امين در اعيان الشيعه تقريبا 200 كتاب در دانشهاى مختلف ، از او ياد مىكند .
سيد مرتضى سيد شريف ، مرتضى علم الهدى كه در علوم اسلامى سرآمد همعصران خود بود ، ميان سالهاى 413 تا 436 ق ، مرجع تقليد شيعيان گرديد .
در عظمت و بزرگى او همين بس كه استادش شيخ مفيد آن چنان به او عنايت داشت كه پس از خود سيد را جانشين خويش قرار داد . هم چنين به خاطر تجليل از مقام علمى او و به منظور تربيت وى جهت جايگزينى و زعامت و مرجعيت شيعه ، گاهى شيخ مفيد هم چون شاگردى در محضر سيد مرتضى مىنشست . ( روضات الجنات ، ص 377 ) هنوز شيخ مفيد در قيد حيات بود كه سيد مرتضى جايگزين او شد و شخصا كرسى تدريس را عهده دار گرديد و زعامت شيعه را در اختيار گرفت . دانشجويان زيادى در مجلس درس او شركت مىجستند و از بيانات پربار و دل نشين او استفاده مىكردند .
سيد مرتضى شيوه استادش را در تكميل مباحث فقهى و اجتهادى دنبال كرد و نيز توفيق يافت در زمينههاى علمى ، نظريههاى فقهى و اجتهادى او را تكامل بخشد .
هم چنين او ابوابى در مسائل اصول گشود ، به گونه اى كه هر كس كتاب الذريعة إلى علم الاصول وى را مورد بررسى قرار دهد اين نظر را تصديق خواهد كرد . سيد محسن امين حدود 90 جلد از مؤلفات او را در اعيان الشيعه نام برده است .
< فهرس الموضوعات > شيخ طوسى < / فهرس الموضوعات > شيخ طوسى فقيه نوانديش ، شيخ طوسى معروف به شيخ الطائفه ، بين سالهاى 436 تا 460 ق در آسمان مرجعيت و اعلميت تشيع درخشيد .
او طلايه دار دورهء چهارم از ادوار فقه و نيز پيشواى دورهء چهارم از ادوار اجتهاد و از پيشگامان دورهء دوم در ادوار كيفيت بيان فقه به شمار مىرود .
شيخ طوسى نخستين كسى است كه باب اجتهاد را گشود و فروع جديد و ابواب تازه اى در فقه پديد آورد و فروع فقهى را به اصول بازگرداند و قواعد كلى را بر مصاديق خارجى منطبق ساخت .
او ثابت كرد كه اجتهاد در شيعه پويا و پر تحرك است و مىتواند با حوادث روزگار و مظاهر دنياى جديد پيش برود و هيچ گاه دچار سستى و ركود نگردد . ( شرح اين قسمت در كتاب ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب بيان شد . ) شيخ طوسى بعد از درگذشت استادش سيد مرتضى به سال 436 ق پيشواى يگانهء عالم تشيع گرديد و با تلاش و كوشش كمنظير خود جنبش و تحولى در مباحث فقهى و اصولى به وجود آورد و توانست اين دو علم را به شكوفايى ويژه اى برساند .
در زمان شيخ طوسى ابو الصلاح حلبى ( م 447 ) مؤلف كتاب « الكافي فى الفقه » بوده است . و نيز در زمان او عالم جليل سلار ديلمى صاحب كتاب « مراسم » نيز مرجعيت دينى داشت . محدث قمى ( ره ) در كتاب الكنى و الالقاب ( ج 1 ، ص 95 ) در بارهء ابو صلاح حلبى گويد : « او از بزرگان علماى اماميه بوده است و نزد شيخ طوسى و سيد مرتضى تلمذ كرده و كتابهاى زيادى دارد ، از آنهاست : الكافي فى الفقه ، البرهان على ثبوت الايمان ، تقريب المعارف ، بداية و شرح ذخيره . » < فهرس الموضوعات > ابن برّاج < / فهرس الموضوعات > ابن برّاج فقيه بزرگ ، عالم ارجمند قاضى عبد العزيز بن نحرير بن عبد العزيز ابن براج بين سالهاى 463 تا 481 ق ، مرجعيت دينى شيعيان را احراز كرد . او كتابهاى فقهى فراوانى تأليف كرد ، از جمله جواهر الفقه كه به صورت پرسش و پاسخ تنظيم شده و نشانگر مقام والاى علمى اوست . مرحوم محدث قمى در الكنى و الالقاب ( جلد 1 ، ص 214 ) تعدادى از آثار او را بر مىشمرد ، از جمله : المهذب ، الموجز ، الكامل و عماد المحتاج .
لقب قاضى به اين جهت به او داده شد كه مدت 20 يا 30 سال در طرابلس منصب قضاوت را بر عهده داشت .
مفيد ثانى ابو على حسن بن محمد طوسى - فرزند شيخ طوسى - و ملقب به مفيد ثانى در خلال سالهاى 481 تا حدود 520 ق ، از اعاظم فقهاى عصر خود به شمار مىرفت .
اين فقيه شيعى كتاب النهايه پدر خويش شيخ طوسى را شرح كرد .
او با عالم جليل القدر ابن حمزه محمد بن طوسى معروف به عماد طوسى ، صاحب كتابهاى وسيله و واسطه و هم چنين با فقيه بزرگ شيخ سديد الدين حمصى رازى معاصر بود .
< فهرس الموضوعات > حمزة بن على بن زهره < / فهرس الموضوعات > حمزة بن على بن زهره ميان سالهاى 520 تا 585 ق ، فقيهان زيادى بسر مىبردند كه از آنهاست عالم بزرگ على بن زهره حسينى حلبى و سيد جليل و فقيه بزرگوار ابو منصور محمد نقاش و فقيه ارجمند ابو عبد الله حسين بن طاهر و فقيه عالى قدر و اصولى بزرگ ابو المكارم حمزة بن على بن زهرهء حسينى .
مرحوم محدث قمى در الكنى و الالقاب ( جلد 1 ص 288 ) در مورد اين فقيه مىگويد : او پيرامون مسأله امامت ، فقه ، نحو و جز اينها تصانيف زيادى دارد كه از آن جمله است : غنية النزوع إلى علمى الاصول و الفروع ، قبس الأنوار فى نصرة الائمة الاطهار .
< فهرس الموضوعات > ابن ادريس < / فهرس الموضوعات > ابن ادريس ابن ادريس حلى فقيه و مجتهد جوان و نوآور ، بين سالهاى 585 تا 598 ق ظهور كرد .
او پيشگام دورهء پنجم از ادوار فقه و پيشواى دوره پنجم از ادوار اجتهاد محسوب مىشود .
ابن ادريس ، بحثهاى استدلالى و اجتهادى را حياتى تازه بخشيد و در فروع فقه چنان به بحث و استدلال پرداخت كه توانست ركود يك قرن بعد از شيخ طوسى را كه بر حوزه اجتهاد و استنباط سايه انداخته بود در هم شكند . و از نو راه پژوهش و استدلال و نقد و بررسى آراء گذشتگان را به روى فقيهان معاصر خود و فقهاى آينده بگشايد و بدين نحو نظرات علمى او در طول نسلهاى آينده رشدى فزاينده يافت .
اين مجتهد جوان روش استنباط و استخراج احكام را از راه منابع و پايههاى شناخت در