اينك مىپردازيم به ذكر نخستين مرجعى كه در نقطه آغاز مرجعيت شيعى قرار دارد :
< فهرس الموضوعات > ابن قولويه < / فهرس الموضوعات > ابن قولويه در خلال سالهاى ( 328 تا 368 ق ، يكى از استوانههاى دانش و فقاهت شيعه ابو القاسم جعفر بن محمد ( بن جعفر بن موسى بن ) قولويه است كه سمت نخستين مرجعيت و اعلميت شيعيان را داشت .
نجاشى و علامه حلى ( قد ) در بارهء اين شخصيت بزرگ مىگويند : « او از بزرگان اماميه در فقه و حديث است و هر امتيازى كه ديگران در زمينهء فقه و غير آن دارند او به مراتبى برتر و والاتر است . » او شاگردانى چون شيخ مفيد تربيت كرد و كتابهاى سودمند و ارزنده اى تدوين نمود كه نجاشى بسيارى از آنها را نام برده است .
< فهرس الموضوعات > شيخ صدوق < / فهرس الموضوعات > شيخ صدوق بين سالهاى 368 تا 381 ق ، سمت مرجعيت و زعامت شيعه به عالم بزرگوار ابو جعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى ، معروف به شيخ صدوق رسيد ، او بدن شك خدمات ارزنده اى در تدوين فقه به جهان اسلام نموده است كه با هيچ چيز قابل قياس نيست .
شيخ صدوق حدود 300 اثر ارزشمند از خود بر جاى نهاد كه نام بسيارى از آنها را در كتاب من لا يحضره الفقيه خود آورده است . اين رقم بزرگ بيانگر تلاش و كوشش شايان او در شكوفايى و گسترش فقه است . وى در كتاب من لا يحضره الفقيه ، تمام مسائل و مباحث فقه را ضمن نقل احاديثى كه به نظرش صحيح بوده است فراهم آورده و در دسترس شيعيان گذارده است .
< فهرس الموضوعات > شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > شيخ مفيد بين سالهاى 381 تا 413 ق ، عالمى بزرگ و فقيهى سترگ به نام ابو عبد الله محمد بن محمد ( بن نعمان ) معروف به شيخ مفيد در جهان تشيع درخشيد كه در عصر خود از جهت تبحر در احكام الهى بىنظير بود .
شيخ مفيد ، تحولات شگرفى در فقه پديد آورد و شيوهها و مبانى فقهى را نسبتا تكامل بخشيد ، به گونه اى كه فقيهان بعد از او به اين حقيقت اعتراف نمودند . هم چنين مجلس درس او از رونق و شكوه خاصى برخوردار بود و صدها طالب علم شيعى و سنى در آن شركت مىجستند .
از ميان شاگردان او شخصيتهاى برجسته اى هم چون سيد مرتضى و شيخ طوسى برخاستند كه هر كدام در گسترش و تكامل مباحث فقهى و اجتهادى نقش عمده اى داشتند .
سيد محسن امين در اعيان الشيعه تقريبا 200 كتاب در دانشهاى مختلف ، از او ياد مىكند .
سيد مرتضى سيد شريف ، مرتضى علم الهدى كه در علوم اسلامى سرآمد همعصران خود بود ، ميان سالهاى 413 تا 436 ق ، مرجع تقليد شيعيان گرديد .
در عظمت و بزرگى او همين بس كه استادش شيخ مفيد آن چنان به او عنايت داشت كه پس از خود سيد را جانشين خويش قرار داد . هم چنين به خاطر تجليل از مقام علمى او و به منظور تربيت وى جهت جايگزينى و زعامت و مرجعيت شيعه ، گاهى شيخ مفيد هم چون شاگردى در محضر سيد مرتضى مىنشست . ( روضات الجنات ، ص 377 ) هنوز شيخ مفيد در قيد حيات بود كه سيد مرتضى جايگزين او شد و شخصا كرسى تدريس را عهده دار گرديد و زعامت شيعه را در اختيار گرفت . دانشجويان زيادى در مجلس درس او شركت مىجستند و از بيانات پربار و دل نشين او استفاده مىكردند .
سيد مرتضى شيوه استادش را در تكميل مباحث فقهى و اجتهادى دنبال كرد و نيز توفيق يافت در زمينههاى علمى ، نظريههاى فقهى و اجتهادى او را تكامل بخشد .
هم چنين او ابوابى در مسائل اصول گشود ، به گونه اى كه هر كس كتاب الذريعة إلى علم الاصول وى را مورد بررسى قرار دهد اين نظر را تصديق خواهد كرد . سيد محسن امين حدود 90 جلد از مؤلفات او را در اعيان الشيعه نام برده است .
< فهرس الموضوعات > شيخ طوسى < / فهرس الموضوعات > شيخ طوسى فقيه نوانديش ، شيخ طوسى معروف به شيخ الطائفه ، بين سالهاى 436 تا 460 ق در آسمان مرجعيت و اعلميت تشيع درخشيد .
او طلايه دار دورهء چهارم از ادوار فقه و نيز پيشواى دورهء چهارم از ادوار اجتهاد و از پيشگامان دورهء دوم در ادوار كيفيت بيان فقه به شمار مىرود .
شيخ طوسى نخستين كسى است كه باب اجتهاد را گشود و فروع جديد و ابواب تازه اى در فقه پديد آورد و فروع فقهى را به اصول بازگرداند و قواعد كلى را بر مصاديق خارجى منطبق ساخت .
او ثابت كرد كه اجتهاد در شيعه پويا و پر تحرك است و مىتواند با حوادث روزگار و مظاهر دنياى جديد پيش برود و هيچ گاه دچار سستى و ركود نگردد . ( شرح اين قسمت در كتاب ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب بيان شد . ) شيخ طوسى بعد از درگذشت استادش سيد مرتضى به سال 436 ق پيشواى يگانهء عالم تشيع گرديد و با تلاش و كوشش كمنظير خود جنبش و تحولى در مباحث فقهى و اصولى به وجود آورد و توانست اين دو علم را به شكوفايى ويژه اى برساند .
در زمان شيخ طوسى ابو الصلاح حلبى ( م 447 ) مؤلف كتاب « الكافي فى الفقه » بوده است . و نيز در زمان او عالم جليل سلار ديلمى صاحب كتاب « مراسم » نيز مرجعيت دينى داشت . محدث قمى ( ره ) در كتاب الكنى و الالقاب ( ج 1 ، ص 95 ) در بارهء ابو صلاح حلبى گويد : « او از بزرگان علماى اماميه بوده است و نزد شيخ طوسى و سيد مرتضى تلمذ كرده و كتابهاى زيادى دارد ، از آنهاست : الكافي فى الفقه ، البرهان على ثبوت الايمان ، تقريب المعارف ، بداية و شرح ذخيره . » < فهرس الموضوعات > ابن برّاج < / فهرس الموضوعات > ابن برّاج فقيه بزرگ ، عالم ارجمند قاضى عبد العزيز بن نحرير بن عبد العزيز ابن براج بين سالهاى 463 تا 481 ق ، مرجعيت دينى شيعيان را احراز كرد . او كتابهاى فقهى فراوانى تأليف كرد ، از جمله جواهر الفقه كه به صورت پرسش و پاسخ تنظيم شده و نشانگر مقام والاى علمى اوست . مرحوم محدث قمى در الكنى و الالقاب ( جلد 1 ، ص 214 ) تعدادى از آثار او را بر مىشمرد ، از جمله : المهذب ، الموجز ، الكامل و عماد المحتاج .
لقب قاضى به اين جهت به او داده شد كه مدت 20 يا 30 سال در طرابلس منصب قضاوت را بر عهده داشت .
مفيد ثانى ابو على حسن بن محمد طوسى - فرزند شيخ طوسى - و ملقب به مفيد ثانى در خلال سالهاى 481 تا حدود 520 ق ، از اعاظم فقهاى عصر خود به شمار مىرفت .
اين فقيه شيعى كتاب النهايه پدر خويش شيخ طوسى را شرح كرد .
او با عالم جليل القدر ابن حمزه محمد بن طوسى معروف به عماد طوسى ، صاحب كتابهاى وسيله و واسطه و هم چنين با فقيه بزرگ شيخ سديد الدين حمصى رازى معاصر بود .
< فهرس الموضوعات > حمزة بن على بن زهره < / فهرس الموضوعات > حمزة بن على بن زهره ميان سالهاى 520 تا 585 ق ، فقيهان زيادى بسر مىبردند كه از آنهاست عالم بزرگ على بن زهره حسينى حلبى و سيد جليل و فقيه بزرگوار ابو منصور محمد نقاش و فقيه ارجمند ابو عبد الله حسين بن طاهر و فقيه عالى قدر و اصولى بزرگ ابو المكارم حمزة بن على بن زهرهء حسينى .
مرحوم محدث قمى در الكنى و الالقاب ( جلد 1 ص 288 ) در مورد اين فقيه مىگويد : او پيرامون مسأله امامت ، فقه ، نحو و جز اينها تصانيف زيادى دارد كه از آن جمله است : غنية النزوع إلى علمى الاصول و الفروع ، قبس الأنوار فى نصرة الائمة الاطهار .
< فهرس الموضوعات > ابن ادريس < / فهرس الموضوعات > ابن ادريس ابن ادريس حلى فقيه و مجتهد جوان و نوآور ، بين سالهاى 585 تا 598 ق ظهور كرد .
او پيشگام دورهء پنجم از ادوار فقه و پيشواى دوره پنجم از ادوار اجتهاد محسوب مىشود .
ابن ادريس ، بحثهاى استدلالى و اجتهادى را حياتى تازه بخشيد و در فروع فقه چنان به بحث و استدلال پرداخت كه توانست ركود يك قرن بعد از شيخ طوسى را كه بر حوزه اجتهاد و استنباط سايه انداخته بود در هم شكند . و از نو راه پژوهش و استدلال و نقد و بررسى آراء گذشتگان را به روى فقيهان معاصر خود و فقهاى آينده بگشايد و بدين نحو نظرات علمى او در طول نسلهاى آينده رشدى فزاينده يافت .
اين مجتهد جوان روش استنباط و استخراج احكام را از راه منابع و پايههاى شناخت در
قالبى فنى و علمى ارائه نمود ، به گونه اى كه تمام بحثهاى فقهى - اجتهادى را در همهء ابعاد گسترش داد و در نتيجه نارساييها و موانع موجود در طريق دستيابى به فروع و مسائل جديد از بين رفت و مباحث اجتهادى گسترش چشمگيرى پيدا كرد .
< فهرس الموضوعات > سيد شمس الدين موسوى < / فهرس الموضوعات > سيد شمس الدين موسوى عالم كامل سيد شمس الدين فخار بن معد موسوى ستاره اى درخشان در آسمان فقاهت تشيع است . عصر درخشندگى اين عالم ربانى بين سالهاى 598 تا 630 ق است و از مراجع و فقهاى به نام شيعه بود . در عظمت او همين بس كه فقيهان بزرگى چون محقق حلى صاحب كتاب ارزشمند شرايع الاسلام را تربيت كرد .
< فهرس الموضوعات > محقق حلى < / فهرس الموضوعات > محقق حلى مرجعيت فقيه جامع و مرجع بزرگ شيعه ، نجم الدين ابو القاسم جعفر سعيد حلى در خلال سالهاى 630 تا 676 ق به ظهور پيوست و زعامت شيعه را به عهده داشت ، او در تحقيق و پژوهش اصول و مبانى فقه توفيق فراوان يافت . و از اين رو به محقق على الاطلاق مشهور شد . هر گاه بخواهند از اين نام غير از ايشان را اراده نمايند ، بايد با قرينه ذكر كنند .
ابن داود ، شاگرد او در كتاب رجال خود از كتابهاى علمى وى در اصول دين ، اصول فقه ، فقه ، منطق و ادب نام مىبرد .
محقق كوشيد معارف و علوم اسلامى را در تمام زمينهها از يكديگر جدا كند و هر يك را به صورت موضوعى جداگانه و در كتابى مستقل مورد بحث و بررسى و تنقيح قرار دهد .
نيز ابن داود در مورد استادش مىگويد : « محقق يگانهء عصر خويش و زبان آورترين شخصيت روزگار و از جهت حجت و برهان استوارترين فرد و حاضر جوابترين مردم زمان خود بود . » محقق در حله در مقام تدريس بىهمتا بود ، در مجلس درس او صدها طالب علم شركت مىكردند و از خرمن دانش او خوشهها مىچيدند .
از ميان شاگردان او شخصيتهاى علمى برجسته اى برخاستند ، چون علامه حلى ( پسر خواهر او ) و حسن بن داود حلى صاحب كتاب رجال و سيد غياث الدين
( عبد الكريم بن احمد بن ) طاوس صاحب فرحة الغرى و ديگران . كه هر كدام در گسترش ابحاث اجتهادى سهم به سزايى داشتند . در اعلام العرب آمده است : « از مجلس درس محقق بيش از 400 مجتهد برخاستند كه چنين امرى در فقهاى پيشين ديده نشد . » جنبش علمى در عصر او به اوج شكوفايى خود رسيد و حله يكى از مراكز علمى مهم جهان تشيع شد .
< فهرس الموضوعات > يحيى بن سعيد < / فهرس الموضوعات > يحيى بن سعيد سالهاى 676 تا 690 ق ، زعامت و مرجعيت به فقيه بزرگ يحيى بن سعيد هذلى حلى رسيد ، او به سهم خويش در تكامل و تطور بحثهاى اجتهادى و اصول كوشيد و در اين زمينه كتابهاى زيادى تأليف كرد .
پيرامون شخصيت علمى او ابن داود در كتاب رجال خود گويد « وى جامع فنون علمى در ادب ، فقه و اصول بود . » هم چنين او از پرهيزكارترين و زاهدترين انديشمندان و فضلاى عصر خود محسوب مىشد و تصانيف مفيد و جامعى از خود به جا گذارد كه از آن جمله است : الجامع للشرائع فى الفقه و المدخل فى اصول فقه .
< فهرس الموضوعات > علامهء حلَّى < / فهرس الموضوعات > علامهء حلَّى جمال الدين حسن بن يوسف ( بن على بن مطهر ) حلى معروف به علامه حلى و آيت الله على الاطلاق ، بين سالهاى 690 تا 726 ق در عالم مرجعيت تشيع درخشيد ، او پيشواى دورهء ششم از ادوار فقه است . او بحثهاى گسترده و مستدلى در فقه مطرح نمود و به نقد و تحليلهاى تازه اى در آن پرداخت و كتابهاى متنوع و با شيوههاى نوين تأليف كرد .
هم چنين مسائل خلافى بين شيعه و سنى را به نحو گسترده اى مورد بحث و بررسى قرار داد و آنها را در كتاب پر ارج تذكرة الفقهاء ذكر كرد و در دسترس همگان نهاد و از اين طريق خدمت بزرگى به فقهاى شيعه نمود .
علامه حلى در كتاب ارزندهء خود تذكرة الفقهاء هر مسأله اى را كه مطرح مىكند ، اول ادلهء فقهاى مسلمين را مىآورد سپس با تفصيل به نقد و مناقشهء آن مىپردازد . اين كتاب به حدى پر بار و سودمند است كه هيچ فقيه و مجتهدى از آن بىنياز نيست .
علامه ، فقه را نزد محقق حلى ( صاحب شرايع الاسلام ) فرا گرفت ، هم چنين فلسفه و رياضيات را نزد محقق طوسى آموخت ، در دوران تحصيل آن چنان بر همگنان برترى يافت و هنوز به سن بلوغ نرسيده بود كه نبوغش زبانزد همگان شد . از اين رو پس از فوت محقق ، كرسى تدريس و منصب فتوا و زعامت به او رسيد .
< فهرس الموضوعات > سيد عميد الدين حسينى < / فهرس الموضوعات > سيد عميد الدين حسينى بين سالهاى 726 تا 754 ق مرجعيت شيعيان به آيت الله سيد عميد الدين حسينى خواهر زاده و شاگرد علامه حلى محول شد .
او بيشتر كتابهاى استاد و دايى خود علامه حلى را شرح كرده است . از آن جمله كنز الفوائد فى حل مشكلات القواعد ، تبصرة الطالبين فى شرح نهج المسترشدين ، شرح مبادى الاصول و غير اينها .
علامه حسينى اصطلاحات زيادى در بحثهاى فقهى و اصولى پديد آورد و به تكميل آراء و نظرات علامه پرداخت ، آن چنان كه صاحب نظران معاصر او به اين امر اعتراف دارند .
< فهرس الموضوعات > فخر المحققين < / فهرس الموضوعات > فخر المحققين ابو طالب محمد بن حسن ( بن يوسف بن مطهر ) حلى ، فرزند علامهء حلى و مشهور به فخر المحققين ، بين سالهاى 754 تا 771 در آسمان فقاهت درخشيد و هم چون پدر خويش در گسترش و تكامل ابحاث فقهى اهتمام ورزيد و در برگشت دادن فروع بر اصول و تطبيق قواعد كلى بر مصاديق آن بسيار توفيق يافت . در كتاب تراجم آمده است كه فخر المحققين در ده سالگى به درجه اجتهاد رسيد .
شهيد اول شاگرد او با آن كه كمتر از كسى ستايش مىكرد ، او را با لقب خاتمة المجتهدين ستود .
فخر المحققين پاره اى از تأليفات پدر را هم چون الفين و جز آن تكميل كرد و بر پاره اى ديگر شرح نوشت ، مانند قواعد .
شيخ حر عاملى در بارهء او مىگويد : « دانشمندى پژوهشگر و فقيهى عالى قدر و مورد اعتماد است . » او همانند فقهاى پيشين در تربيت شاگردان موفق بود و شاگردى نظير شهيد اول به جهان اسلام تحويل داد .
شهيد اول محمد بن جمال الدين ( بن مكى بن شمس الدين محمد ) دمشقى جزينى در سالهاى 771 تا 786 ق زعامت شيعيان را بر عهده داشت . شخصيت و مقام علمى او در ميان فقها بيش از حد توصيف است ، به طورى كه بعضى از صاحب نظران و آگاهان گفتهاند : در بين فقهاى سلف مجتهد مطلق جز شهيد اول كسى نبوده است .
معروف است مىگويند : از شيخ اعظم انصارى پرسيدند چرا اجازهء اجتهاد به كسى نمىدهيد ؟ فرمود : به جز شهيد اول نسبت به اجتهاد هيچ يك از علما و فضلاى ديگر قطع و يقين حاصل نكردهام .
بعضى از انديشمندان احتمال دادهاند و گفتهاند : شايد انگيزهء اين گفتار شيخ اعظم اين بوده است كه وى مجتهد مسلم و جامع كسى را مىدانسته است كه علاوه بر اجتهاد در بحثهاى فقهى - اجتهادى در مقدمات آن يعنى صرف و نحو ، منطق ، كلام ، تفسير و اصول نيز نظر اجتهادى داشته باشد و چون كسى را با اين خصوصيات نمىيافت از دادن اجازه خوددارى مىكرد .
شهيد اول در مباحث فقهى و هم در مقدمات آن ( صرف ، نحو ، منطق ، اصول و . . ) از علماى پنج مذهب معروف اسلام ( اثنا عشرى ، حنفى ، مالكى ، شافعى و حنبلى ) اجازهء اجتهاد داشت در حالى كه براى هيچ يك از علماى مسلمين چنين امتيازى وجود نداشت .
او بسيارى از مراكز جهان اسلام را ديدن كرد و در مجامع بزرگان اهل سنت شركت جست و بسيارى از كتابهاى علمى آنها را مورد مطالعه و بررسى قرار داد و حتى از آنان روايت كرد ، آن چنان كه در اجازهء خود به ابن خازن مىگويد : « حدود چهل تن از عالمان بزرگ اهل سنت را كه در شهرهاى مكه ، مدينه ، بغداد ، مصر ، دمشق ، بيت المقدس و مقام ابراهيم خليل بودند ملاقات نمودم و اينك از آنان روايت مىكنم . » او تأليفات بسيارى از خود به يادگار گذاشت ، مانند : الذكرى ، الدروس الشرعية فى فقه الاماميه ، غاية المراد فى شرح نكت الارشاد ، اللمعة الدمشقيه و القواعد و غير اينها .
آثار او از جهت سبك نگارش ، دقت نظر ، ژرف انديشى و وسعت ديد درخشندگى خاصى دارند و پيوسته اين آثار گرانقدر مورد توجه و مراجعه دانشپژوهان و پژوهشگران بوده است .