ياد كرده است .[1]اين بود آراء برخى از عالمان اهل سنت در بارهء شيخ مفيد .
كوتاه سخن اين كه : موقعيت و مكانت اجتماعى مفيد در جامعه اسلامى آن عصر به حدى بود كه حاكمان و اميران به عنوان احترام به ديدار او مىرفتند و در آن ايام عمر او بيش از 34 سال نبوده است و اين نمايانگر اهميت اجتماعى و شخصيت علمى اوست .
فقه اجتهادى شيخ مفيد شيخ مفيد از اعلام دوره سوم از ادوار اجتهاد[2]( دوره تدوين ابحاث اجتهادى به صورت علمى و فنى ) بود . او با تلاش و كوشش فراوان تداوم بخش اين سبك و شيوه بود و به آن تكامل و گسترش بخشيد .
شيخ طوسى در كتاب فهرست مىگويد : مفيد فقيهى بود كه در فهم و درك مسائل فقهى بسيار پيشرفته بود و همو مىنويسد : « وى نزديك به دويست جلد كتاب كوچك و بزرگ نوشته . او اگر چه همه آراء و نظرات استادش ابن جنيد را نپذيرفت و برخى نظرات او را مورد نقد قرار داد و حتى در مورد او كتابى به نام » النقض على ابن الجنيد فى اجتهاده بالرأي « نوشت ، ولى او در اصل شيوه و سبك و طرح ابحاث اصولى به گونه علمى و فنى از مجتهدان پيشين پيروى نموده و حتى كتابى در علم اصول تأليف كرده كه مشتمل بر همه مسائل اصولى است .
علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى نويسنده الذريعه إلى تصانيف الشيعه از نجاشى نقل كرده كه كتاب مذكور از اوست و همو نيز نقل كرده است كه شاگرد وى محقق كراجكى آن كتاب را در كتاب خودش كنز الفوائد درج نموده ولى بعضى بر اين بينش و اعتقادند كه آن كتابى كه كراجكى در كنز الفوائد از شيخ مفيد درج كرده تمام كتاب اصلى او كه آن را به نام اصول الفقه مىناميدند نيست ، بلكه مختصرى از آن مىباشد و بعضى ديگر بر اين اعتقادند كه اين همان كتابى است كه كراجكى براى يكى از دوستانش استنساخ كرده
[1]شذرات الذهب ، عماد حنبلى ، ج 3 ، ص 119 .
[2]براى آگاهى از دوره سوم از ادوار اجتهاد مراجعه شود به كتاب ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى ، به قلم نگارنده .
است و آن چه اين نظريه را تأييد مىكند همان چيزى است كه در صدر و ذيل كتاب كنز الفوائد آمده ، در صدر آن مىگويد : « اصول فقه را از كتاب شيخ مفيد . . براى بعضى برادران استخراج نمودهام . و نظير اين را در ذيل آن مىگويد .[1]در هر حال اين كتاب مشتمل بر بيشتر مسائل علم اصول مىباشد ، از جمله : دلالت امر بر وجوب ، اجزاء ، اجتماع امر و نهى ، واجب تخييرى ، مقدمه واجب ، ضد ، مفهوم و منطوق ، عام و خاص ، حجيت عقل ، عدم حجيت قياس ، خبر واحد ، اجماع ، تعارض اخبار ، استصحاب .
خلاصه شيخ مفيد در رسميت دادن و متداول كردن شيوه اجتهاد به گونه علمى و فنى بسيار كوشا بود و حتى تنها بر تدوين آن بسنده نكرد ، بلكه در جلسات درسى خود كه بزرگانى نظير سيد مرتضى و شيخ طوسى در آن حضور داشتهاند به آن ترغيب و تحريص مىكرد و از عالمان پيش از خود كه مباحث را به گونه علمى و فنى مطرح كرده بودند - امثال ابن ابى عقيل عمانى و ابن جنيد اسكافى - تجليل نموده و از آنان به بزرگى ياد مىكرد و نسبت به كتابهاى علمى آنها اظهار خوش بينى مىكرد . از اين رو ملا محمد امين استرآبادى ( اخبارى ) شيخ مفيد را عامل مهمى براى نشر افكار ابن جنيد دانسته و در كتاب الفوائد المدنية او را مورد هجوم و اعتراض قرار مىدهد و مىگويد :
نخستين كسانى كه از طريق اصحاب امامان غفلت ورزيدند و بر كلام اصول فقه مبتنى بر افكار عقلى كه در ميان عامه رواج داشت اعتماد كردند محمد بن احمد بن جنيد و حسن بن على بن ابى عقيل بودند كه عمل به قياس مىكردند و از آنجا كه شيخ مفيد نسبت به تصانيف اين دو عالم بزرگ اظهار خوش بينى مىكرد ، طريقه و روش او در ميان متأخرين اصحاب ما رواج يافت . اين روش بالا گرفت تا اين كه نوبت به علامه حلى رسيد و او در بيشتر تصانيف خود بسيارى از قواعد اصولى معمول در ميان عامه را پذيرفت و بدان ملتزم شد و سپس شهيد اول و دوم نيز از او پيروى نمودند .[2]ملا محمد امين استرآبادى حق دارد از شيخ مفيد گله مند باشد و چهره درخشنده ابن جنيد را خدشه دار سازد و بدون حساب او را مورد نكوهش قرار دهد ، زيرا او مىداند كه
[1]كنز الفوائد ، ابو الفتح كراجكى ، ص 186 .
[2]الفوائد المدنية ، ملا محمد امين استرآبادى ، ص 30 .
انديشههاى اجتهادى بلند اين مجتهد بزرگ چه آثار ويرانگرى را براى انديشههاى جامد و خشك آنها به دنبال دارد . و بر همگان واضح است كه بر اساس همين افكار او و ابن ابى عقيل عمانى و تأييدات شيخ مفيد از شيوه آنها بوده است كه در زمان استاد كل وحيد بهبهانى ( قدس سره ) بنياد نظريات و انديشههاى اخباريگرى ويران شد .
علامه محمد باقر خوانسارى در كتاب ارزشمندش روضات الجنات مىگويد : بنيانگذار اساس اجتهاد ، به گونه علمى و فنى ، حسن بن على ، معروف به ابن ابى عقيل عمانى . .
معاصر كلينى و پس از او محمد بن احمد بن جنيد اسكافى معاصر شيخ صدوق بود .[1]عالم بزرگ ، شيخ مفيد از هر دوى آنها تعليم ديده و استفاده كرده بود و به آن دو حسن نظر داشت و از شيوه آنها پيروى مىكرد . و اين امر از شيخ مفيد به شاگردانش سرايت كرد و افرادى نظير سيد مرتضى و شيخ طوسى و ديگر معاصران آنها در بارهء عظمت و بزرگى آنان مطالبى نوشتند كه از جملهء آنها مىتوان از علامه حلى نام برد .
تذكر دو نكته 1 - اگر چه شيخ مفيد ، اجتهاد را مورد نكوهش قرار مىداد و از آن منع مىكرد و خود در كتاب گرانقدر اوائل المقالات ، آن را به گونه صريح مذمت نموده است ، ولى بايد دانست كه مقصود او آن اجتهاد مصطلح امروزى نيست ، زيرا اجتهاد داراى دو معنى و مفهوم است .
الف : اجتهاد از راه منابع معتبر شرعى ( كتاب ، سنت ، اجماع و عقل ) كه در بينش اماميه مورد تأييد است .
ب : ( اجتهاد از راه رأى و تفكر شخصى و منابع غير معتبر قياس ، استحسان و امثال اينها ) كه مطابق با رأى و نظر علماى اهل سنت است .
و مقصود شيخ از اجتهاد ، اجتهاد به معناى دوم است كه در آن عصر بيشتر معمول و متداول بود ، نه اجتهاد به معناى اول كه در عصر ما مصطلح است . ما در بحث سير تاريخى اجتهاد و ادوار آن هر دو اجتهاد را به گونهء تفصيلى در كتاب مورد بررسى قرار دادهايم كه
[1]روضات الجنات ، محمد باقر خوانسارى ، ج 6 ، ص 146 .
قبلا به چاپ رسيده است .[1]2 - شيخ مفيد اگر چه معروف است كه با استادش ابن جنيد در عمل به قياس مخالفت كرده ، ولى به عقيده من قياس مورد قبول ابن جنيد ، قياس تشبيه و تمثيل ، كه عالمان شيعه قبول ندارند ، نبوده است ، بلكه قياس منصوص العله بوده كه مورد پذيرش بيشتر عالمان شيعه مىباشد ، زيرا قياس منصوص العله در آن عصر مورد بحث مجتهدان بوده است و شيخ مفيد و سيد مرتضى آن را معتبر نمىدانستند .
منابع اجتهادى شيخ مفيد شيخ مفيد منابع اجتهاد را همانند مجتهدان ديگر اماميه عبارت از كتاب و سنت و اجماع مىدانست ، و در رساله اصولى خود به مبحث عقل اشاره كرده و آن را به عنوان يكى از راههاى شناخت احكام پذيرفته و مىنويسد : اصول احكام عبارت است از : كتاب ، سنت و سخنان امامان معصوم . ( ع ) وى سپس در ادامه مىنويسد : از سه راه مىتوان به اين اصول دست يافت :
1 - به گونه شفاهى ، 2 - از راه اخبار ، 3 - از راه عقل .
او در كتاب اوائل المقالات به اين مطلب تصريح كرده و مىگويد : « هو ( عقل ) سبيل إلى معرفة حجية القرآن و دلائل الاخبار ) .[2]اكنون نظر عالمان پس از شيخ مفيد را نسبت به نقش عقل در استنباط احكام بيان مىكنيم :
پس از شيخ مفيد ، مجتهد نو انديش ، شيخ طوسى به توضيح نقش عقل در شناخت مسائل و موضوعات و احكام پرداخته و در كتاب عدة الاصول معلومات را به دو بخش تقسيم كرده است :
الف - اكتسابى ( نظرى ) . ب - ضرورى . منظور او از معلومات اكتسابى معلوماتى است كه از طريق براهين عقلى يا دلايل نقلى حاصل مىآيد . و نيز منظور از معلومات ضرورى ، امور بديهى و واقعياتى است كه وجود دارد و شناخت و اثبات آنها نياز به استدلالهاى
[1]كتاب ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى .
[2]اوائل المقالات ، شيخ مفيد ، ص 11 .
عقلى و نقلى ندارد ، مانند حسن عدل ، زشتى ظلم ، نيكويى سپاس از منعم ، بدى ناسپاسى از او . .
پس از شيخ طوسى ، مجتهد جوان و با نبوغ ، ابن ادريس ( م 598 ه . ق ) براى دستيابى به احكام - در مواردى كه نص و اجماع نباشد - عقل را به عنوان يك منبع شناخت مطرح كرده است .
او در كتاب گرانمايه خود « سرائر » به اين مطلب تصريح كرده مىنويسد :
هر گاه در مسأله اى از مسائل شرعى ، دليلى از كتاب و سنت و اجماع به دست نيامد ، محققان در بيان و شناخت حكم آن ، به دليل عقل تمسك مىجستند .[1]پس از ابن ادريس ، محقق حلى ( م 767 ه . ق ) صاحب شرايع الاسلام ، به گونه صريحى عقل را به عنوان منبع استنباط ياد كرده و در كتاب ارزشمندش « معتبر » مىنويسد : « مستند الاحكام الكتاب ، السنة ، الاجماع ، العقل » .
و نيز در كتاب مذكور ادله احكام را به دو بخش تقسيم نموده و مىگويد : « دليل خطاب . . و ما ينفرد العقل بالدلالة عليه » .[2]بر اساس اين تقسيم بعضى از مسائل شرعى و موضوعات حوادث واقعه ، نياز به خطاب شرعى دارد و بعضى ديگر نياز ندارد ، بلكه عقل به تنهايى در اثبات حكم آنها كفايت مىكند .
پس از محقق حلى ، شهيد اول ، جمال الدين محمد بن مكى عاملى ( م 786 ) ادله احكام را مانند محقق به دو بخش تقسيم نموده است . و بعد از او انديشمندان و فقها يكى پس از ديگرى عقل را به عنوان يك منبع استنباط حكم شرعى پذيرفتهاند .
در هر حال شيخ مفيد اجتهاد از راه رأى و منابع ظنى از قبيل قياس تشبيه و تمثيل و حتى قياس منصوص العله ، استحسان ، مصالح مرسله ، قاعده استصلاح ، مذهب صحابى ، شريعت سلف ، عرف و امثال اينها را در مقام استنباط معتبر نمىدانست و نظر او در بارهء منابع استنباطى با ديگر مجتهدان فرق و تفاوتى نداشت .
[1]سرائر ، ابن ادريس ، ج 1 ، ص 4 .
[2]معتبر ، علامه حلى ، ص 7 .
< فهرس الموضوعات > شيوه مفيد در طرح مسائل فقهى < / فهرس الموضوعات > شيوه مفيد در طرح مسائل فقهى شيخ مفيد در طرح مباحث فقهى در كتاب گرانقدر « مقنعه » داراى اسلوب و شيوه خاصى است كه به شرح زير ارائه مىگردد :
1 - بيان برخى از احكام در قالب عبارات خود با اين كه قبلا در قالب عين الفاظ روايات بيان مىشد .
2 - بيان احكام مسائل فقهى به شيوه قطعى نه به شيوه احتياط ، مگر در برخى موارد .
3 - عدم نقل اقوال ، در مسائل فقهى .
4 - نقل برخى از روايات متعارضه و بيان چگونگى رفع تعارض آنها . يعنى اگر روايتى را مخالف با قرآن مىديد آن را مردود مىدانست[1]و اگر با روايت ديگر معارض مىديد روايت داراى مرجح را بر ديگرى متعين نمىدانست ، بلكه مستحب مىدانست .[2]5 - بيان مسائل به گونه فشرده ولى گويا و به طور منظم و مبوب .
< فهرس الموضوعات > شيوه استنباطى شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > شيوه استنباطى شيخ مفيد شيخ مفيد در مقام استنباط ، داراى شيوه خاصى بود كه او را از شيوههاى دو استادش ، عمانى و اسكافى و نيز دو شاگردش ، سيد مرتضى و شيخ طوسى ، ممتاز مىنمود ، زيرا او در مقام استنباط بيشتر از ظاهر عناصر خاصه ( روايات ) استنباط مىكرد ، ولى اساتيدش عمانى و اسكافى بيشتر بر تفريع و تطبيق از راه اجتهاد تكيه و اعتماد داشتند .
و اما سيد مرتضى و شيخ طوسى در مقام استنباط داراى شيوه ديگرى بودند ، زيرا آنان نه مانند ابن جنيد و عمانى عمل مىكردند و نه مانند استادشان شيخ مفيد ، بلكه در حد وسط قرار داشتهاند ، زيرا آنها در مقام استنباط ، هم بر ظاهر نصوص و هم بر تفريع و تطبيق تكيه مىنمودند .
< فهرس الموضوعات > مرجعيت شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > مرجعيت شيخ مفيد بدون ترديد مفيد به عنوان يكى از مراجع بزرگ تقليد شيعيان جهان در آن عصر مطرح
[1]مقنعه ، شيخ مفيد .
[2]همان مأخذ ، ص 350 .
بود و مردم بلاد مختلف به او به اين عنوان گرويده بودند و پاسخ مسائل مورد نياز را از او دريافت مىداشتند ، از آن جمله : مردم عكبرا ، طبرستان ، موصل ، مازندران ، نيشابور ، شيراز ، خوارزم ، جرجان ، حران ، رقد ، دينور ، صاغان ، نوبندجان ، ميافارقين ، ساريه و نيز جز اينها از مردم بلاد ديگر .
در هر حال او در خلال سالهاى 381 تا 413 سمت مرجعيت و زعامت شيعيان را عهده دار بوده و در اين مدت خدمات ارزنده اى در تكامل بخشيدن به ابحاث فقهى و نيز خدمات بزرگى نسبت به مذهب شيعه نموده است كه با هيچ چيز قابل مقايسه نيست .
چون وى از مجتهدان دوره دوم از ادوار كيفيت بيان فقه بوده[1]و نيز از آنجايى كه در آن عصر احكام نوعا از راه پرسش و پاسخ بيان مىشده ، لذا رساله عمليه از مجتهدان آن عصر همانند رسالههاى اين دوره كه دوره ششم از ادوار كيفيت بيان فقه است ، ديده نمىشود و او نيز در مقام بيان احكام بر شيوه مجتهدان ديگر بسنده كرده بود . و اما كتاب علمى و عملى او « مقنعه » شرحى دارد كه بيان آن مىآيد .
شيخ مفيد در كتابهاى خود پاسخگوى مسائل مهمى بود كه در نوع خود بىنظير بوده ، و بجاست بعضى از آنها را در اينجا يادآور شويم :
محقق متتبع خوانسارى صاحب روضات الجنات مواردى از اين مسائل را يادآور شده است كه به ذكر يك نمونه اكتفا مىشود :
يكى از آن مسائل كه براى او مطرح شده اين بوده است كه چگونه مىشود در يك روز بيست غسل بر انسان واجب و مستحب باشد و يك غسل براى همه آنها كفايت كند ؟
مفيد در پاسخ آن گفته است : اين امر متصور است در بارهء شخصى كه در روز جمعه اى كه مصادف با عيد قربان است ، جهت زيارت پيامبر و امامان عليهم السلام ، وارد مدينه شود و قصد قضاى غسل روز عرفه ، و قضاى نماز آيات و اقامه نماز جماعت ، و استخاره و شركت در نماز استسقاء و نيز قصد توبه از معاصى كبيره و مباهله را داشته باشد و در آن روز نيز به مصلوب نظر نموده ، و وزغى را كشته ، و آب غالب النجاسه را بر او ريخته و علاوه بر جنابتى كه از راه احتلام برايش حاصل شده ، خود را جنب كرده ، و با همسرش نيز مجامعت نموده و ميتى را قبل از غسل ، مس كرده ، و ميت ديگرى را غسل داده و نيز نذر
[1]براى آگاهى از ادوار ششگانه كيفيت بيان فقه به اول بخش دوم مراجعه كنيد .
كرده كه در روز عيد قربان دو ركعت نماز با يك غسل به جا آورد[1]در حقيقت شيخ با پاسخ به اين مسأله اعجاب همگان را بر انگيخته است .
< فهرس الموضوعات > نتايج كار شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > نتايج كار شيخ مفيد تلاش و كوشش بىوقفه شيخ مفيد در زمينه فقه اجتهادى ، نتايج عظيمى را در پى داشت كه اهم آنها عبارتند از :
1 - گسترش بخشيدن به مسائل فقهى اجتهادى به گونه علمى و فنى ، از راه بحث و تدوين آثار بزرگ .
2 - پايه گذارى حوزه علمى ، به گونه منظم .
3 - تدوين مسائل فقهى ، به گونه مقارن ، براى نخستين بار .
4 - رايج كردن تدريس فقه و اصول تطبيقى ، براى اولين بار .
5 - مطرح نمودن عقل به گونه صريح به عنوان يكى از راههاى شناخت احكام شرعى .
6 - بيان احكام در قالب عبارات انشايى خود كه پيش از وى سابقه نداشت .
7 - تمهيد براى به كارگيرى اجتهاد در منابع ، به گونه عملى و بسنده نشدن در به كارگيرى آن در منابع به گونه علمى .
8 - پى ريزى طرح جديد در تدوين مسائل فقهى براى رسالههاى عمليه .
< فهرس الموضوعات > اساتيد شيخ مفيد < / فهرس الموضوعات > اساتيد شيخ مفيد شيخ مفيد ، عالمان و اساتيد بزرگى را از شيعه و سنى درك كرده و نزد بسيارى از آنان تلمذ نموده و از آنها علوم و دانشهاى گوناگون آموخته است ، بجاست برخى از آنان را يادآور شويم :
از جمله اساتيد شيعه او عبارتند از : جعفر بن قولويه قمى ، شيخ صدوق ، احمد بن وليد ، زرارى ، ابن جنيد اسكافى و . .
و از جمله اساتيد سنى او عبارتند از : شيخ ابو ياسر ، شيخ على بن عيسى رمانى ، ابو عبد الله بصرى ، ابو بكر محمد بن احمد شافعى ، محمد بن عمران مرزبانى ، ابو بكر محمد بن
[1]روضات الجنات ، ج 6 ، ص 164 .