بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 427


مربوط به آن مىباشد به گونه خلاصه ارائه دهيم آن عناوين عبارتند از :
1 - معناى وقف از نظر عالمان و دانشيان لغت .
2 - معناى وقف در احاديث .
3 - معناى اصطلاحى وقف از نظر فقهاى جامعه اسلامى 4 - معناى وقف در اصطلاح قانون مدنى .
5 - انگيزه براى وقف .
6 - سير تاريخى وقف .
7 - مشروعيت وقف .
8 - دلايل مشروعيت اصل وقف .
9 - اقسام وقف .
10 - موارد وقف .
11 - اثر اجتماعى وقف و نقش آن در گسترش مالكيت 12 - نظارت بر وقف .
13 - شرايط متولى .
14 - نظارت حاكم شرع بر وقف .
1 - معناى لغوى وقف در لغت با عبارات گوناگون وقف را تعريف كرده‌اند ولى همه آنها در معنى داراى قدر جامع و مشترك مىباشند .
احمد فيّومى مىگويد وقفت الدّار وقفا ، حبستها فى سبيل الله . .[1]خانه را وقف كرده‌ام وقف كردنى ، حبس نمودن آن را در راه خدا .
ابن منظور مصرى مىگويد : وقف الارض على المساكين . . وقفا حبسها[2]بر مساكين و مستمندان زمين را وقف كرد ، يعنى حبس كرد آن زمين .
در المنجد آمده ( وقف الدار حبسها فى سبيل الله ) وقف نمودن خانه حبس آن در راه


[1]مصباح المنير ج 2 ص 391
[2]لسان العرب ج 9 ص 359


صفحه 428


خداست .
دهخدا در لغت نامه مىگويد : ايستادن : وقف كردن چيزى را بر مساكين براى خدا .
< فهرس الموضوعات > 2 - معناى وقف در احاديث < / فهرس الموضوعات > 2 - معناى وقف در احاديث در حديث از پيامبر روايت شد كه فرمود : حبس الاصل و سبل الثمرة[1]نگهداشتن اصل و جارى ساختن ثمره است و نيز در حديث آمده : تحبيس الاصل و اطلاق المنفعة[2]حبس اصل و رها كردن منفعت .
< فهرس الموضوعات > 3 - معناى وقف در اصطلاح فقهاى اماميه < / فهرس الموضوعات > 3 - معناى وقف در اصطلاح فقهاى اماميه وقف در اصطلاح فقهاى اماميه عبارت از حبس نمودن عين ملكى است و مصرف كردن منافع آن را در راه خدا .
شيخ طوسى مىفرمايد : فالوقف تحبيس الاصل و تسبيل المنفعة[3]وقف نگهداشتن اصل ملك و جارى ساختن منفعت است .
شهيد اول مىگويد : هو تحبيس الاصل و اطلاق المنفعة .[4]نگهداشتن اصل و رها كردن منفعت است .
محقق حلى مىگويد : وقف عقدى است كه ثمره آن حبس اصل و رها كردن منفعت است .[5]نظير همين معنا را صاحب جواهر برگزيده است .
< فهرس الموضوعات > 4 - معناى وقف در اصطلاح قانون مدنى < / فهرس الموضوعات > 4 - معناى وقف در اصطلاح قانون مدنى وقف در اصطلاح قانون مدنى همانند اصطلاح فقهاء عبارت از حبس نمودن عين و تسبيل ثمره بر حسب نيت واقف است .


[1]مستدرك ج 2 باب 2 كتاب الوقوف و الصدقات
[2]مجمع البحرين ج 5 لغت وقف
[3]كتاب مبسوط باب وقف
[4]لمعه باب وقف
[5]شرايع الاسلام باب وقف


صفحه 429


< فهرس الموضوعات > تذكر نكته اى < / فهرس الموضوعات > تذكر نكته اى نكته اين است تعريفهايى را كه اهل لغت براى وقف ذكر كرده‌اند تعريف حقيقى آن نمىباشد ، زيرا تعريف حقيقى و منطقى آنست كه جامع افراد و مانع اغيار باشد و تعريفهاى ياد شده داراى چنين نمىباشد ، زيرا در آنها سكنى رقبى و عمرى داخل مىشوند با اين كه خارج از حقيقت وقف مىباشند زيرا در وقف فك و جدايى ملك از ملك مالك و تسليط جهت و يا غير او بر آن مىباشد و تعريفهاى ياد شده داراى اين ويژگى نمىباشد . پس بايد آنها را يا تعريف لفظى وقف دانست و يا بيان چيزى از خصوصيات و ويژگيهاى آن .
< فهرس الموضوعات > 5 - انگيزه وقف < / فهرس الموضوعات > 5 - انگيزه وقف تدبر در تاريخ وقف اين حقيقت را براى ما مىنماياند كه انگيزه واقفان در وقف اموالشان ، خدمت و كمك به فقيران و مستمندان ، تقويت مراكز دينى ، و اداره عالمان دينى ، و برخى از منافع عمومى بوده است .
< فهرس الموضوعات > 6 - سير تاريخى وقف < / فهرس الموضوعات > 6 - سير تاريخى وقف تاريخچه وقف بازگشت به زمان پيش از پيدايش اسلام دارد اين عنوان پيش از اسلام بين پيروان همه اديان در غرب و شرق بوده ، اداره معبدها ، صومعه‌ها ، آتشكده‌ها ، زندگى اسقفها ، موبدان و كاهنان از منافع موقوفات بوده است[1]بعد از پيدايش اسلام اين روش پسنديده ادامه پيدا كرد در زمان تشريع و رسول خدا و امامان ( عليهم السلام ) و زمان صحابه و تابعين و تابعان تابعين وقف بوده است .
خود رسول خدا زمينى داشت و آن را در راه خدا وقف كرد . اصحاب و ياران او در اين زمينه از وى پيروى نموده‌اند .[2]ابن هشام مىگويد نخستين صدقه موقوفه در اسلام زمينهاى مخيريق است كه آنها را با وصيت در اختيار رسول خدا قرار داد و پيامبر آنها را وقف كرد .[3]


[1]تاريخ زندگى روستاييان 1 / 33 .
[2]نگاهى به وقف و آثار اقتصادى و اجتماعى آن ص 15 .
[3]سيره نبوى ج 2 ص 164


صفحه 430


شرح اين جريان بدين قرار است كه مخيريق از عالمان بزرگ اهل كتاب در مدينه و داراى ثروت فراوان بود و پيامبر را بسيار دوست مىداشت ، از اين رو به يهوديان در روز شنبه اى گفت شما مىدانيد كه يارى دادن حضرت محمد حق است و بايد او را يارى كنيد ، آنان گفتند امروز روز شنبه است ( كه كارى نبايد انجام داد ) او گفت : شما شنبه اى نداريد ، سپس اسلحه خود را به دوش گرفت و به طرف احد براى يارى پيامبر روى نهاد قبل از حركت وصيت او به قومش اين بود اگر كشته شوم تمام اموالم از آن محمد است كه عمل كند در آن مال بدانچه خدا راضى است . وقتى كار جنگ در احد شروع شد با دشمنان رسول خدا جنگيد ( به شرف شهادت نائل آمد ) تا كشته شد . . و رسول خدا اموال او را پذيرفت و در مدينه صدقه داد .
روايت شده است كه حضرت فاطمه باغستان خود را در مدينه وقف كرد .[1]در وقفنامه حضرت امير آمده . . على عبد الله امير مؤمنان دو مزرعه ابى نيزر و بغيبغه را براى فقراى مدينه و ابن سبيل صدقه قرار داد تا خداوند روز قيامت چهره او را از حرارت آتش مصون دارد ، پس فروخته و بخشيده نمىشود تا به دست وارث هستى برسد .
در تاريخ آمده قطعه زمين از اراضى خيبر به عمر رسيد در اين باره از رسول خدا كسب تكليف كرد پيامبر به او فرمود : مىتوانيد اصل آن را صدقه بدهيد تا فروخته و بخشيده نشود و به ارث منتقل نگردد و عمر به دستور رسول خدا عمل كرد و منافع آن را براى فقرا ، بردگان فى سبيل الله و ابناء سبيل قرار داد .[2]و روايت شده لم يكن من الصحابة ذو مقدرة الا وقف وقفا .[3]نبود از صحابه كسى كه داراى توانايى مالى باشد مگر اين كه مقدارى از آن را وقف كرد ، و جز اينها از روايات ديگر كه بيان آنها از حوصله مقال خارج است ، هر كه دوست دارد به گونه تفصيل بر آنها آگاهى پيدا نمايد به تهذيب الاحكام 9 باب الوقف و الصدقات و من لا يحضره الفقيه 4 باب الوقف و الصدقة فروع كافى 7 كتاب الوصايا مراجعه كند .
بلى در صدر اسلام تعداد موقوفات بسيار نبوده ولى بتدريج با فتوحات اسلامى و


[1]فروع كافى 7 كتاب الوصايا باب الصدقات پيامبر ( ص ) و فاطمه و امامان و وصاياى آنها ، حديث 5 و عوالى اللئالى 3 باب وقف .
[2]مقدمه بر فرهنگ وقف ص 140
[3]فروع كافى 7 باب ما يلحق الميت بعد موته .


صفحه 431


گسترش سرزمينهاى گوناگون و يا بهترين شدن وضع مسلمانان از نظر مالى به همان ميزان موقوفات آنها هم از جهت كمى و كيفى ، گسترش پيدا نمود . در زمان حكومت عباسيان تقريبا در كشورهاى اسلامى آن روز ، از راه موقوفات و صدقات مقدارى از منابع عامه تأمين مىشد .
< فهرس الموضوعات > 7 - مشروعيت وقف < / فهرس الموضوعات > 7 - مشروعيت وقف عالمان جامعه اسلامى در مشروعيت اصل وقف هيچ گونه اختلافى ندارند تنها اختلافى كه در بين آنها هست در اين مىباشد كه مشروعيت آن در مطلق چيزهايى است كه اصل آن باقى مىماند و انتفاع از آن برده مىشود يا مشروعيت آن مقيد است به بعضى از چيزها ، برخى مانند شيخ طوسى داراى نظريه اولند و برخى ديگر داراى نظريه دوم ولى آن چه كه مهم است اين مىباشد كه اصل آن قابليت براى بقاء و انتفاع از آن امكان پذير باشد .
< فهرس الموضوعات > 8 - دلايل مشروعيت اصل وقف < / فهرس الموضوعات > 8 - دلايل مشروعيت اصل وقف بر مشروعيت اصل وقف به دلايل ذيل تمسك جسته‌اند :
اول - آيات - منها :
1 - اطلاق آيه : * ( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ) * .[1]زيرا در اين آيه و آيه‌هاى بعدى خداوند به انفاق تاكيد كرده يكى از مصاديق آن وقف كردن است پس مشمول اين آيه و آيات بعدى مىباشد .
2 - آيه * ( وَما تُقَدِّمُوا لأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوه عِنْدَ الله هُوَ خَيْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً ) *[2]3 - آيه * ( لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّه ذَوِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقابِ . . ) *[3]


[1]سورهء آل عمران آيه 92
[2]سورهء مزمل آيه 20
[3]سوره بقره آيه 77 .


صفحه 432


تذكر :
نكته اى كه بجاست تذكر دهم اين است در كتاب خدا آيه اى به گونه صريح و واضح و روشن در بارهء وقف وارد نشده است بلكه آياتى در آن آمده كه انسانها را بر انجام خيرات ترغيب و تحريص مىنمايد كه مىتوان از مصاديق خيرات وقف را قرار داد .
دوم - رواياتى كه شرايط تحقق وقف و غير اينها را بيان مىكند مانند لا وقف الا فى ملك ، و الوقف بحسب ما يوقفها أهلها ان شاء الله[1]و مانند آن روايات ديگر كه نيازى به بيان آنها نيست .[2]سوم - رواياتى كه از رسول خدا و امامان و غير آنها نقل شده است .
پيامبر فرمود : اذا مات بن آدم انقطع علمه الامن ثلاثه صدقة جارية او علم ينتفع به او ولد صالح يدعو له[3]زمانى كه فرزند آدم بميرد پرونده عمل او بسته مىشود مگر از سه چيز : صدقه جاريه ، علم مفيد و فرزند صالحى كه براى او دعا كند .
امام صادق ( ع ) فرمود : ليس يتبع الرجل بعد موته الا ثلاث خصال صدقة اجراها فى حياته تجرى بعد موته إلى يوم القيامة موقوفة لا تورث او سنة هدى سنها فكان يعمل بها و عمل بها من بعده او ولد صالح يستغفر له .[4]بعد از مرگ به انسان چيزى بستگى ندارد مگر سه خصلت . صدقه اى را كه در زمان حياتش جارى ساخت كه بعد از حياتش نيز آن تا روز قيامت جريان دارد ، موقوفه اى كه قابل ارث بردن نباشد يا روش درستى كه برقرار كردن آن را كه خود و ديگران بعد از او به آن عمل كرده باشند و فرزند خوبى كه براى او طلب آمرزش نمايد .
و فرمود : ستة تلحق المؤمن بعد وفاته ولد يستغفر له مصحف يخلفه و غرس يغرسه و بئر يحفره و صدقة يجريها و سنة يؤخذ بها من بعده .[5]شش چيز است كه بعد از مردن انسان به او مىپيوندد ، فرزندى كه براى او استغفار


[1]فروع كافى 7 كتاب الوصايا باب ما يجوز من الوقف و الصدقة و النحل و الهبة حديث 34
[2]من لا يحضره الفقيه باب الوقف و الصدقة حديث 1
[3]صحيح مسلم جلد 5 صفحه 73 و جامع الصغير سيوطى به نقل از صحيح بخارى
[4]فروع كافى 7 كتاب الوصايا باب ما يلحق الميت بعد موته حديث 2 با كمى تفاوت در بعضى الفاظ آن
[5]همان حديث 5


صفحه 433


نمايد ، كتابى را كه از خود به يادگار گذارد ، درختى را كه كاشته باشد ، چاهى را كه حفر كرده باشد ، صدقه اى را كه جارى نموده و روش نيكويى را كه بعد از او به آن عمل شود .
وقف نيز از صدقات جارى محسوب مىشود همان گونه كه شهيد اول آن را از آنها محسوب داشته است .
چهارم - عمل رسول خدا و امامان عليهم السلام و اصحاب و ياران رسول خدا كه بيان شد .
< فهرس الموضوعات > 9 - اقسام وقف < / فهرس الموضوعات > 9 - اقسام وقف براى وقف اقسامى را يادآور شدند كه بجاست ما آنها را در اينجا ذكر كنيم .
1 - وقف عام عبارت از آن وقفى است كه بر جهات و عناوين عام باشد ، مانند وقف بر فقراء ، وقف بر اهل علم ، وقف بر مدارس ، بيمارستانها و مانند اينها .
2 - وقف خاص عبارت از آن وقفى است كه بر جهت خاص و عنوان خاصى باشد مانند وقف بر اولاد ذكور و يا وقف بر محل يا فرد خاصى كه انتفاع از آن خصوصى مىباشد .
3 - وقف انتفاع عبارت از آن وقفى است كه مقصود از آن درآمد مادى نباشد مانند احداث مسجد و حسينيه در زمين ملكى خود و يا زمين موات .
4 - وقف منفعت عبارت از آن وقفى است كه مقصود از آن درآمد مادى است براى هزينه چيزى ديگر مانند وقف دكان براى اداره مسجد و يا مدرسه و يا مدرسه و يا بيمارستان .
< فهرس الموضوعات > 10 - موارد وقف < / فهرس الموضوعات > 10 - موارد وقف تعدادى از مواردى كه بر آنها وقف صورت گرفته است عبارتند از : مساجد ، مدارس ، كتابخانه‌هاى عمومى ، بيمارستانها ، مسافر خانه‌ها ، قنوات ، آب انبارها ، پادگانهاى نظامى تهيه سلاح براى مجاهدين ، تجهيز سربازان و مبارزان تعمير پلها و معابر عمومى ، اداره بچه‌هاى بىسرپرست ، ايتام ، درماندگان ، ابناء سبيل ، معلولين ، زندانيان ، بذرهاى زارعى ، وام به تجار ، تهيه ادوات كشاورزى ، غرس اشجار براى زيبايى شهر ، مصارف خيريه مانند قرائت قرآن ، تامين هزينه زندگى عالمان .[1]


[1]جامعه توحيد اسلام و عدالت اجتماعى ترجمه سيد محمد حيدرى 260


صفحه 434


< فهرس الموضوعات > 11 - نقش وقف در گسترش مالكيت < / فهرس الموضوعات > 11 - نقش وقف در گسترش مالكيت در وقف بر خلاف بقيه انواع مالكيت كه حركت از مالكيت عمومى است به مالكيت خصوصى ، تبديل مالكيت خصوصى به نوعى از مالكيت عمومى است . زيرا اموال موقوفه هم چون اموال امت قابل فروش ، بخشش و ارث نيستند و غالبا به موقوف عليهم تعلق دارند ؛ يعنى اصل آن ثابت و غير قابل انتقال و در آمد آن براى موقوف عليهم وقف هدايت مالكيتهاى خصوصى افراد به سمت مصالح عمومى است كه اسلام آن را با شرايطى مورد تاييد قرار داده است . وقف راهى است كه انسان مىتواند مالكيت خود را تا ابد تامين نمايد و اين تنها استثنايى است كه در ابدى كردن مالكيت وجود دارد و به همين جهت است كه وقف مصداق مفهوم صدقه جاريه مىشود و براى واقف هميشه مفيد و ثمر بخش است . لذا اسلام مىگويد اگر مىخواهى مالكيت و اموالت در اختيارت باشد و در راهى كه مىخواهى به مصرف برسد در راه خدا وقف كن .
< فهرس الموضوعات > 12 - نظارت بر وقف < / فهرس الموضوعات > 12 - نظارت بر وقف حق نظارت بر مال موقوفه در صورتى كه ناظر را واقف معين كند به ناظر تعيين شده از سوى واقف اختصاص دارد و اگر معين نكند آن را آيا حق نظارت براى واقف است و يا براى حاكم و يا براى ديگران ، بجاست ما اين مسأله را از ديدگاه عالمان مذاهب اسلامى مورد بررسى قرار دهيم ، شيخ طوسى از فقهاى اماميه مىگويد : اگر نظارت بر مال وقف به اطلاق واگذار شده و معين نشده باشد در اين صورت دو نظريه وجود دارد :
1 - بودن آن براى حاكم به دليل خروج مال از ملك مالك و دخول آن در ملك خود .
2 - براى موقف عليهم به دليل انتقال مال به ملك آنها .[1]محقق حلى در فرض مسأله سه نظريه را ارائه داده است :
1 - بودن حق نظارت براى واقف زيرا اين حق اوست و زمانى كه اين حق را براى ديگر قرار نداده باشد براى او باقى خواهد بود ( اين را به گونه احتمال بيان كرد ) .
2 - براى موقوف عليهم زيرا منفعت موقوفه مال آنان است .


[1]مبسوط كتاب الوقوف و الصدقات